بیماری‌های مغز و اعصاب

انسفالوپاتی اسفنجی و بیماری‌های پریونی؛ علائم و درمان جنون گاوی

پریون ذره ی پروتئینی شگفت انگیز

نگاهی به منشا و چگونگی شیوع آنسفالوپاتی اسفنجی:

     دست کم از ۲۰۰ سال پیش یک بیماری شگفت آور در گوسفندان به نام « اسکراپی» شناخته شده بود که با زوال پیش رونده ی دستگاه عصبی مرکزی همراه بود. این بیماری گوسفندان ۲ تا ۵ ساله را گرفتار می کند و دوره ی پنهانی طولانی بین یک تا دو سال دارد.

     اولین علائم بیماری تغییرات رفتاری گوسفند مثل ناآرامی و بی قراری است، سپس حیوان دچار کاهش وزن و ضعف می شود، در سر و گردن لرزش پیدا می کند و هماهنگی عضلانی اش را از دست می دهد و شروع به خاراندن بدنش با اشیاء می کند (scrape یعنی مالیده شدن) و نام جانوران مبتلا و اسفنجی شدن آن ها مشهود است، احتمال داده می شود استفاده از مرتع مشترک باعث انتقال بیماری بین حیوانات شود.

   در دهه ی ۱۹۲۰ دو عصب شناس آلمانی هانس گر هارد کروتزفیلد و آلفونس ماریا جاکوب بیماری نادر کشنده ی تحلیل برنده ی مغزی را در انسان توصیف کردند. این بیماری مردان و زنان را به نسبت مساوی درحدود۶۰ سالگی گرفتار می کند، بیماران دچار علائم روانی و رفتاری مبهمی می شدند که پس از هفته ها و ماهها به زوال عقل پیش رونده منتهی می شد و اغلب با حرکات غیر طبیعی بدن و اختلال دید همراه بود. بیماری درمان پذیر نبود و در کمتر از یک سال از شروع علائم به مرگ منتهی می شد. کالبد شکافی این بیماران نیز حفرات در مغز و اسفنجی شدن آنرا نشان می داد و علت بیماری  نامعلوم بود. این بیماری در انسان CJD (کروتز فیلد- جاکوب) نام دارد ( برگرفته از نام دو عصب شناس).

 علائم بیماری در انسان:

–  از بین رفتن حافظه

– ناپایداری احساسات به صورت طغیان های بی جا

 – عدم تعادل هنگام راه رفتن

–  ضعف

–   و طی یک سال تبدیل به دیوانگی می شود.

دوران نهفتگی بیماری در انسان ۲۰ تا ۴۰  سال می باشد.

     درسال ۱۹۹۵ کارستون گابدشک با بیماری در کوهستانها ی شرقی بابوای گینه ی نو آشنا شد که در میان قبیله ی بومیان آنرا کورو به معنی رعشه می نامیدند. اولین علائم بیماری با درد مفاصل و سردرد شروع می شد و به طور شاخص با از دست رفتن هماهنگی عضلات، لرزش و زوال عقل ادامه می یافت، بیماری پس از شروع علائم مداوما پیشرفت می کرد و دو سال پس از شروع علائم مرگ بیمار را باعث می شد. کالبد شکافی این بیماران هم اسفنجی شدن مغز را نشان می داد.

   گابدشک با کالبدشکافی افراد فوت شده توانست ثابت کند که بیماری ماهیت عفونی و مسری دارد. بیماری به علت مراسم آدم خواری که جزئی از مراسم سوگواری بود بین انسان ها انتقال می یافت، از آنجایی که زنان و کودکان در این مراسم مغز متوفی را می خوردند و عامل عفونی ناشناس در مغز قرار داشت، بیماری بیشتر آنها را مبتلا می کرد.

نکته ی عجیب در انتقال تجربی بیماری به حیوانات این بود که عامل عفونی اسرار آمیز در مقابل تابش اشعه ی ماوراء بنفش ( که اسیدهای نوکلئیک را متلاشی می کند) مقاوم بود و تنها با عواملی که پروتئین ها را تجزیه می کند غیر فعال می شد. گابدشک معتقد بود عامل این بیماری، ویروسی با عمل تدریجی و کند است که شاید توانایی نهفته ماندن در بدن بیمار برای مدت طولانی را دارد.

    در سال ۱۹۸۲ استانلی بروسز استاد عصب شناسی و بیوشیمی دانشگاه کالیفرنیا ی سان فرانسیسکو ادعا کرد عامل بیماری را جدا کرده است. او مدعی شد عامل بیماریزا که او آنرا پریون می نامید با سایر عوامل بیماریزا مانند باکتری یا ویروس متفاوت است زیرا تنها از پروتئین تشکیل شده و فاقد ماده ی ژنتیک است.

  پریون ها واقعا چه هستند؟

    پریون کوتاه شده ی عبارت « ذره ی پروتئینی مسری » است وعامل عفونی کوچکتر از ویروس است، پریون خود الگویی برای تکثیر خودش است و عامل بیماری جنون گاوی(BSE)، اسکراپی(Scrapie ) در گوسفند و بیماری مغزی CJD وKURU در انسان می باشد.

    پروتئین پریونی را با علامت اختصاری prp نشان می دهند. در غشای اغلب سلول های پستانداران به خصوص انواع مغزی پروتئین پریونی دیده شده است. از این رو پروتئین های  طبیعی و غیر بیماریزا را به صورت prpc نشان می دهند و انواع بیماریزا ی پریون را به صورت  prpsc نشان  می دهند. پریون طبیعی و نوع بیماریزا از لحاظ ساختمانی با یکدیگر تفاوت دارند. پریون طبیعی واجد چهار مارپیچ آلفا در ساختمانش است در حالیکه در نوع بیماریزا دو مار پیچ آلفا به چهار زنجیره ی بتا تبدیل شده است. این تغییر شکل ممکن است به علت جهش در ژن های کد کننده ی پروتئین طبیعی در بدن باشد یا به علت ورود پریون از طریق عفونت به وجود آید.

    پریون غیر طبیعی نسبت به عمل آنزیم پروتئاز سلول مقاوم است بنابراین در مجموع تجمع پریونها در سلولهای عصبی  رخ می دهد و پس از پلیمریزه شدن تشکیل فیبریل هایی را می دهند که نهایتا باعث تخریب سلول های عصبی می شود.

    انتقال پریون ها به مغز از طریق اکسون سلول های عصبی رخ می دهد، راه دیگر انتقال احتمالا از راه خون و از راه سلول های ایمنی است.

نکته ی مهم اینکه پریون ها باعث بروز واکنش التهابی از طریق دستگاه ایمنی نمی شوند، چرا که از لحاظ ترکیب شیمیایی مشابه پروتئین های طبیعی در بدن هستند و تنها شکل فضایی متفاوتی دارند بنابراین خودی محسوب می شوند.

   پریونها نسبت به دمای بالا(حدود ۹۰ درجه ی سانتیگراد) و اشعه هایی که ویروس ها را غیر فعال می کند مقاوم هستند و نسبت به عوامل دناتوره کننده نظیر اوره و فنل حساس هستند.

پریون های مفید

   امروزه می دانیم که پریون ها در بسیاری (و شاید همه ی) گیاهان و جانوران موجودند، از این لحاظ دانشمندان استدلال می کنند که این پروتئین ها ی تغییر شکل یافته باید نوعی امتیاز تکاملی را به میزبان خود عطا کنند. این نظر در بررسیی که در مورد نوع حاصی از خزه که کف جنگل را می پوشاند ثابت شده است. به طور طبیعی ویروس های بیماریزا درخزه می توانند از بخش آلوده ی خزه به بخش غیر آلوده انتقال یابند، اما پریون ها یی از خزه های آلوده به ویروس کشف شد که ظاهرا به نواحی محیطی خزه های غیر آلوده به ویروس مهاجرت می کنند، این       پریون ها باعث مرگ سلول های خزه در بخش های محیطی می شوند و به این ترتیب سدی از سلول های مرده بوجود می آورند که مانع آلودگی بقیه بخش های خزه با ویروس ها می شود، زیرا ویروس ها نمی توانند از این سد عبور کنند.

   پریون ها همچنین به طور نظری به حافظه و فرایند تمایز سلولی (که طی آن سلول های پایه ای به سلول های تخصصی بدل می شوند) ارتباط دارند.

   درپژوهشی که گروهی از دانشمندان دانشگاه کلمبیا درنیویورک انجام دادند نشان داده شد یک پروتئین پریونی به نام CPEB  ممکن است به حفظ خاطرات در سلول های عصبی کمک کند. CPEB پروتئینی است که در محل اتصالات سلول های عصبی یا در سیناپس های بین سلول های عصبی قرار دارد .

ادعای وجود نوعی بیماری پروتئینی که سبب بیماری مغز اسفنجی شکل می‌شود با استهزای گسترده جامعه علمی روبرو شد، اما ۱۱ سال بعد که جایزه نوبل پزشکی به آن اختصاص یافت، کمتر کسی به درستی این ادعا شک داشت.

بیشتر ایده‌های جدید علمی هر قدر هم که در ابتدا نبوغ‌آمیز و هوشمندانه به نظر رسیده باشند، در نهایت غلط از آب در آمده‌اند؛ ولی برای تعداد محدودی از ایده‌های نو، درست عکس این روند اتفاق افتاد. آنها که در ابتدای مطرح شدن با نفی و بی‌مهری منتقدان روبرو شده بودند، درنهایت نه تنها درستی خود را به اثبات رساندند که دنیا را نیز تغییر دادند. نشریه نیوساینتیست در گزارشی، ۱۰ مورد از این ایده‌های انقلابی را معرفی کرده است که بخش ششم را امروز می‌خوانید.

استنلی پروزینر، پیش از بردن جایزه نوبل برای ادعای این که چیزی که او آن را یک بیماری پروتئینی می‌نامید، سبب بیماری مغز اسفنجی شکل می‌شود به استهزا گرفته شده بود. در حالی که شواهد نشان می‌داد که اختلالات «اسفنجی شکل» مغز، بیماری کروتزفلدت- جیکوب نمی‌توانند توسط یک ویروس یا باکتری منتقل شوند، استنلی پروزینر عصب‌شناس، یک عامل عفونی بیماری‌زای جدید را به عنوان مسئول سرایت این بیماری‌ها معرفی کرد: یک پروتئین سرکش؛ اما دیگران این ایده را تا حدی نامربوط تصور می‌کردند که پروزینر را به خاطر آن به سخره می‌گرفتند.

پروزینر از سال ۱۹۷۲ / ۱۳۵۱ تحقیق بر روی این بیماری‌ها را آغاز کرد، آن هم پس از این که یکی از بیمارانش در دانشگاه کالیفرنیا در سن فرانسیسکو در اثر ابتلا به CJD جان خود را از دست داد. یک دهه بعد از آن، او در نشریه science ادعا کرد که این بیماری‌ها در اثر «ذره عفونی پروتئینی» به وجود می‌آیند.

این ایده بر مبنای یافته‌های پژوهشگران انگلیسی بود. در سال ۱۹۶۷، تیکواه آلپر از واحد رادیوتراپی شورای پژوهش‌های پزشکی نشان داد که عامل مسبب CJD، هر چه که باشد، با سطوحی از تابش فرابنفش که هر ماده ژنتیکی را نابود می‌کند، از بین نمی‌رود. مدت کوتاهی بعد از آن، جان استنلی گریفیث، ریاضیدان کالج بلفورد در لندن، یک نظریه کاملا مبتنی بر پروتئین را برای تکثیر اسکراپی وضع کرد. مقاله او که در سال ۱۹۶۷ در نیچر چاپ شد، نشان داد که هیچ دلیلی برای ترس از این ایده وجود ندارد که بتواند منجر به نابودی و فروپاشی کامل ساختار نظری زیست شناسی مولکولی شود.

انتشار این کار توجه دانشمندان کمی را جلب کرد؛ ولی وقتی که توجه پروزینر به آن جلب شد، بی‌تفاوتی تبدیل به انتقاد و بدبینی شد. در دسامبر ۱۹۸۶ / آذر ۱۳۶۵، پرونده کنایه آمیزی از پروزینر در مجله Discover منتشر شد با عنوان «این بازی اسم بزرگی دارد، ولی آیا علم است؟»

با این حال یازده سال بعد از آن، پروزینر جایزه نوبل پزشکی را برد؛ اما هنوز سوال‌های بی‌پاسخ مانده‌ای در مورد مدل پروتئینی وجود دارد، البته امروز هیچ کس شک ندارد که کار پروزینر درک عمیق‌تری از این عامل جنون به دست داده است.

کشف بیماری که پیش از حمله به مغز ۳۰ سال پنهان می‌ماند

پریون‌ها نسخه‌ای متفاوت از پروتئین پریون هستند که می‌توانند از درون به مغز انسان حمله کنند و منجر به بروز بیماری‌های فرساینده عصبی متفاوتی شوند.

براساس گزارش فیوچریزم، اکنون محققان در مطالعه‌ای جدید چهره‌ای ترسناک‌تر از این پروتئین را کشف کرده‌اند: این پروتئین ناهنجار می‌تواند به درون مغز انسان نفوذ کرده و تا ۳۰ سال خاموش باقی بماند و ناگهان به مغز حمله کنند.

این پژوهش به تازگی توسط محققان مرکز کنترل و پیشگیری آمریکا انجام گرفته‌است و نشان می‌دهد یکی از افراد مبتلا به بیماری کروتزفلت-جیکوب یا CJD در سال ۱۹۸۵ به این پروتئین آلوده شده‌بود،‌ تا سال ۲۰۱۵ نشانه‌های بیماری را از خود بروز نداد.

این طولانی‌ترین مدت زمان تاخیر برای یک بیماری پریونی است و محققان احتمال می‌دهند وجود این تاخیر در بروز بیماری نشانه آن باشد که بیماران بسیاری در صف انتظار ابتلا قرار داشته باشند.

پیش از شناسایی این مشکل و بهبود تکنیک‌های استریل در سال ۱۹۸۷، ابتلا به این بیماری به واسطه پیوند‌های آلوده غشای سخت‌شامه،‌ خارجی‌ترین لایه پوشاننده سیستم عصبی مرکزی رخ می ‌داد. درواقع برند خاصی که تامین گرفت یا قطعات قابل پیوند سخت‌شامه را در ژاپن به عهده داشت مغز بیماران را به واسطه نسخه‌های ناهنجار پریون آلوده می‌ساخت.

از آنجایی که زمان استفاده از این پیوند‌ها مشخص است، می‌توان مدت زمان خاموش ماندن پریون‌ها را مشخص کرد. در پژوهش اخیر ۲۲ مورد جدید ابتلا به بیماری CJD مرتبط با پیوند سخت‌شامه از سال ۲۰۰۸ تاکنون در ژاپن شناسایی شدند. این تعداد به آمار ۱۳۲ بیماری که از سال ۱۹۷۵ تاکنون شناسایی شده‌اند افزوده شده‌است.

بین سال‌های ۱۹۸۳ و ۱۹۸۷ سالانه نزدیک به ۲۰ هزار بیمار گرَفت‌های شرکت “لیودورا” را در ژاپن دریافت کرده‌اند و اگرچه این شرکت از سال ۱۹۸۷ به بعد با بهبود تکنیک‌های استریل فرایند پیوند را از وجود پریون‌ها پاک کرده‌است،‌اما استفاده از گرفت‌های آلوده تا سال ۱۹۹۶ ممنوع نشد از این رو احتمال کشف بیماران بیشتر در آینده وجود دارد.

پریون پروتئینی است که از قابلیت تاخوردگی برخوردار است و درصورتی که روند تاخوردن این پروتئین نادرست پیش برود، پروتئین به عامل بیماریزای مسری تبدلی می‌شود که بر دیگر پریون‌ها اثرگذاشته و مغز را ذره ذره تخریب می‌کند. محققان حتی احتمال می‌دهند بیماری‌های دیگر مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون نیز تحت تاثیر این پروتئین ایجاد شوند.

چه بیماری‌های دیگری شبیه انسفالوپاتی اسفنجی و بیماریهای پریونی هستند؟

  • بیماری آلزایمر
  • بیماری پیک
  • عفونت‌های دیگر CNS (انسفالیت هرپس سیمپلکس، مننژیت سلی یا قارچی)
  • انسفالوپاتی ورنیکه
  • بیماری جسم لوی
  • بیماری پارکینسون
  • مسمومیت‌های دارویی (مثل لیتیوم)
  • فلج فوق هسته‌ای پیش‌رونده
  • دژنرسانس کورتیکوبازال گانگلیونیک
  • انسفالوپاتی‌های متابولیک (مثل اورمی، انسفالوپاتی کبدی)

چگونگی ایجاد و علت‌های انسفالوپاتی اسفنجی و بیماریهای پریونی

  • این گروه از بیماری‌ها به دلیل وجود سوراخ‌های کوچک در داخل مغز، انسفالوپاتی‌های اسنجی نامیده می‌شوند.
  • انسفالوپاتی‌های اسفنجی به وسیلهٔ یک پروتئین عفونی و غیرطبیعی ایجاد می‌شوند.
  • برخلاف دیگر عوامل عفونی (مثل ویروس‌ها، باکتری‌ها)، پروتئین‌ها فاقد اسیدهای نوکلئیک هستند.
  • سندرم‌های مربوطه شامل یک دورهٔ نهفته طولانی (سال‌ها) است که به وسیلهٔ دمانس، اختلالات راه‌رفتن و آتاکسی، اختلالات بینایی و میوکلونوس دنبال‌شده و در کمتر از یک سال به مرگ منجر می‌شوند.
  • بیماری ممکن است ارثی، اکتسابی یا اسپورادیک باشد.
  • CJD اسپورادیک شایع‌ترین بیماری پریون بوده و در یک در میلیون نفر ایجاد می‌شود. این بیماری در نتیجهٔ شکل‌گیری مجدد پروتئین پریون خود بیمار ایجاد می‌شود.
  • بیماری اکتسابی ممکن است به صورت ایاتروژنیک از طریق روش‌های نوروسرجیکال، پیوندهای قرنیه یا استفاده از هورمون رشد انسانی ایجاد شود. بیماری کورو قبلاً در گینهٔ نو و در نتیجهٔ اعمال آدم‌خواران دیده می‌شد.
  • نگرانی در مورد واریانت جدید CJD، احتمالاً از انسفالوپاتی‌های اسفنجی گاوی (بیماری جنون گاوی)، که ابتدا در انگلستان دیده شد وجود دارد.

علایم و نشانه‌های بالینی انسفالوپاتی اسفنجی و بیماریهای پریونی

  • CJD: بی‌خوابی، بی‌قراری، کنفوزیون، اختلال بینایی، آتاکسی، آفازی، میوکلونوس، ریژیدیتی و دمانس شدید
  • واریانت جدید CJD: تغییرات شخصیتی، علایم حسی (مثل سوزش در اندام‌ها)
  • بی‌خوابی فامیلیال کشنده: بی‌خوابی علامت غالب است. تغییرات اتونوم (مثل هیپوتانسیون وضعیتی یا آنهیدوز)

چگونه بیماری انسفالوپاتی اسفنجی و بیماریهای پریونی را تشخیص بدهیم؟ روند و شیوه بررسی

  • MRI معمولاً طبیعی است اما ممکن است مناطق با سیگنال کم را در هسته‌های قاعده‌ای آشکار سازد.
  • EEG به طور تیپیک تخلیه‌های تیز دوره‌ای را نشان می‌دهد امّا در واریانت جدید CJD طبیعی است.
  • تجزیه CSF طبیعی است مگر در صورت وجود پروتئین ۳-۳-۱۴ که نشانه‌ای از اضمحلال نورونی در CJD است.
  • بیوپسی مغز به طور تیپیک تغییرات اسفنجی را در پارانشیم مغز نشان می‌دهد.

راه‌های درمان انسفالوپاتی اسفنجی و بیماریهای پریونی

  • بیماری درمان ندارد.
  • درمان حمایتی ممکن است شامل بنزودیازپین‌ها (مثل کلونازپام) جهت درمان میوکلونوس شود.
  • احتیاط جهت اجتناب از تماس مستقیم با مادهٔ CNS آلوده و نیز CSF لازم است.
  • پیش‌آگهی/ عوارض
  • تمام بیماری‌های پریون دارای امید به زندگی کمتر از ۲ سال هستند.
  • متوسط امید به زندگی در بیماران CJD حدود ۸ ماه پس از تشخیص بیماری است.

متوسط امید به زندگی در بیماران با واریانت جدید CJD 16 ماه است.

یک پروتئین مغزی مرگ بار و مضر برای اولین بار در آزمایشگاه ساخته شد

پریون ها پروتئین های وحشتناکی هستند که مسئول ایجاد بسیاری از بیماری های مخرب و عفونی مغزی می باشند . گویا  برای اولین بار دانشمندان  توانسته اند یک پریون انسانی مصنوعی را در یک آزمایشگاه تولید نمایند.

اما هرگز فکر نکنید که محصول این تحقیقات منجر به انتشار نوعی بیماری فراگیر زامبی مانند شود، بلکه در واقع نتایج این تحقیق قرار است به  درمان بیماری هایی که به وسیله پریون ها ایجاد می شوند کمک نماید

جیری گاف ، متخصص مغز و اعصاب و مددکار مرکز پزشکی Case West، در این خصوص می گوید:

“این موفقیت نشان دهنده یک نور امید در درمان بسیاری از بیماری هاست.”

تا کنون درک ما از پریون های موجود در مغز محدود بوده است. اما با تولید این پریون های مصنوعی انسانی در یک لوله آزمایشی و تجزیه و تحلیل دقیق آن ها در آزمایشگاه، سبب می شود که ما بتوانیم به نتایج عمیقی در رابطه با این پریون ها و نحوه ی درمان آن ها دست یابیم.

بنابراین هنگامی که محققان این جنبه های پریون ها را درک کنند، قادر خواهند بود تا داروهایی را تولید نمایند که می تواند انتشار این پروتئین ها را در مغز کند کرده و به طور بالقوه باعث از بین رفتن آن ها شود.

پریون ها پروتئین هایی هستند که به مسیر اشتباه رفته  و به صورت غیر طبیعی رشد کرده اند. هنگامی که آنها به پروتئین های طبیعی موجود در مغز متصل می شوند، سبب می شوند که آن پروتئین ها نیز به صورت غیر طبیعی عمل کنند؛ این اثر آبشاری، حفره های میکروسکوپی را ایجاد می کند و باعث می شود که، مغز به یک شکل اسفنجی در آید.

این آسیب مغزی غیر قابل توقف موجب زوال عقل و از دست دادن کنترل بدن و در نهایت منجر به مرگ فرد مبتلا می شود. و همانطور که ما در  بیماری جنون گاوی شاهد آن بودیم ، می تواند بین حیوانات و انسان ها نیز مشترک باشد و می تواند از حیوانات به انسان ها منتقل شود. بیماری های ایجاد شده توسط پریون ها نادر هستند  و تنها در حدود ۳۰۰ مورد در سال در ایالات متحده گزارش می شود، اما میزان ابتلا به آنها و تنوع شان به سرعت در حال افزایش است و در حال حاضر نیز غیر قابل درمان می باشند و همین مسائل این بیماری را به  یک بیماری بسیار ترسناک تبدیل نموده است.

در گذشته، محققان توانستند پریون های جوندگان را بازسازی کنند، اما بر طبق آزمایش های صورت گرفته بر روی موش ها ، این پریون ها برای انسان ها عفونی نبودند.

و اگر چه در مطالعه ی جزئیات بیماری های پریون موش و همستر، موفقیت هایی حاصل شد لکن برخی از پریون های مرگبار انسانی از پریون های این دو گونه متفاوت بودند.

به همین دلیل است که تا کنون روند ارزیابی پریون های انسانی به صورت  یک رمز و راز باقی مانده است – و شکست آزمایش های اخیر در رابطه با درمان این بیماری نشان می دهد که آن چه در مدل های حیوانی اثر بخش است، همیشه قابل به کار گیری برای انسان نیست.

اما در آخرین مطالعه خود، دانشمندان از یک پروتون پریون انسانی تولید شده ژنتیکی که  در باکتری E.coli بیان شده استفاده نمودند و توانستند یک پریون انسانی بسیار مخرب را بازسازی کنند.

آنها این پریون ها را در موش های ترانس ژنیک که پروتئین های پریون انسانی را بیان می کردند، آزمایش کرده و اختلالات نورولوژیکی را مشاهده نمودند که ، به وسیله ی نوروپاتی منجر به ایجاد یک پریون جدید  سمی انسانی شد.

محققان در طول این فرایند، کشف کردند که مولکول سلولی معروف به Ganglioside GM1 – به سیگنالینگ سلول به سلول کمک می کند و باعث  ترویج تکثیر عفونت و انتقال بیماری های پریون می گردد.

این کشف بدان معنی است که ممکن است محققان بتوانند داروهایی را تولید کنند که این مولکول را مهار کرده و مانع از انتشار بیماری پریون گردد.

همچنین این محققان دریافته اند که وجود پروتئین های اشتباه تنها چیزی نیست که باعث ایجاد یک بیماری پریونی می شود. در واقع، تغییرات خاصی که در زنجیره ی اسید آمینه ی ساختار پریون رخ می دهد میزان عفونی بودن این بیماری را مشخص می سازد..

سویه جدید پریون مصنوعی ایجاد شده به نظر می رسد وحشتناک باشد، اما این تحقیق می تواند یک گام جسورانه در روند کمک به درمان بیماری های پریون باشد و به  کشف عوامل کمکی و ایجاد رویکردهای درمانی که باعث جلوگیری از آن ها می شوند کمک می کنند.

درمان نسبی جنون گاوی توسط دانشمندان آلمانی

آزمایش گوشت وارداتی ژاپن از آمریکا در ارتباط با بیماری جنون گاوی

آزمایش گوشت وارداتی ژاپن از آمریکا در ارتباط با بیماری جنون گاوی

گروهی از دانشمندان آلمانی، با استفاده از یک فن آوری جدید، موفق به درمان نسبی بیماری جنون گاوی در یک نمونه آزمایشگاهی شده اند.

این فن آوری جدید، به تداخل آر.اِن.اِی. آی (RNAi interference ) معروف است.

بیماری جنون گاوی و نوع انسانی آن به نام کرویتس فلد جی کوب Kreutzfeld Jacob ، در واقع بر اثر نوعی پروتیین به نام پریون به وجود می آید.

این بیماری که از طریق مصرف گوشت آلوده به انسان منتقل می شود، حاصل فعل و انفعال میان نوع بیمار این پروتیین با پروتیین سالم در بدن انسان است.

در نتیجه فعل و انفعال، ترکیب های پروتیین پولیمر ایجاد می شود که به مغر صدمه های جبران ناپذیری وارد می کند.

افراد مبتلا به این بیماری، دچار حمله های مغزی مانند صرع و حالت های شبیه جنون می شوند و به طور معمول، بیش از یک سال پس از تشخیص بیماری زنده نمی مانند.

دکتر آلکساندر فایفر و همکاران او از دانشگاه بن، از تداخل آر اِن اِی، برای جلوگیری از تولید پروتیین پریون استفاده کرده اند.

مبنای فن آوری RNAi بر این است که رشته های کوتاهی از RNA ، با دستگاه پروتیین سازی سلول تداخل می کند و جلوی تولید پروتیین مربوطه را می گیرد.

این فن آوری اکنون برای بسیاری از بیماری ها در حال آزمایش است و اهمیت آن در پزشکی به حدی است که جایزه نوبل سال جاری میلادی، به کاشف این پدیده تعلق گرفت.

آزمایش انجام شده بر روی جنین موش

دانشمندان رشته RNA مربوط به ژن پریون را از طریق یک ویروس مهندسی شده، وارد جنین موش کردند. پس از تولد این موش ها، پروتیین پریون بیمار که از مغز گوسفندان مبتلا استخراج شده بود، به مغز گروهی از این موش ها تزریق می شود.

در حالی که موش های معمولی حد اکثر، ۱۷۰ روز پس از تزریق پریون، قادر به ادامه زندگی بودند، موش هایی که رشته های RNA تداخل گر را دریافت کرده بودند، تا ۲۳۰ روز پس از آغاز عفونت زنده ماندند.

به گفته این دانشمندان، آزمایش حاضر نشان می دهد که با کاهش تولید پریون طبیعی و در نتیجه کاهش میزان فعل و انفعال های آن با پریون بیمار، می توان سرعت پیشرفت بیماری جنون گاوی را کاهش داد.

با وجود یافته جدید دانشمندان آلمانی، منتقدان می گویند واکسن هنوز بهترین رویکرد در مقابله با جنون گاوی است

اما برخی از دانشمندان نسبت به این گونه رویکرد، با دیده تردید می نگرند. به گفته دکتر کویینگ جونگ، از دانشگاه کیس وسترن در اوهایو، رویکرد واکسن، هنوز بهترین رویکرد است «البته اگر بتوان آن را با موفقیت عملی کرد».

در مورد مطالعه گروه آلمانی، دکتر جونگ می گوید این احتمال وجود دارد که ویروس استفاده شده یا انواع دیگر رتروویروس ها مثل ویروس HIV، ترکیب شود و به پیدایش ویروس خطرناک جدیدی منجر شود.

هم چنین برخی از دانشمندان نگران هستند که کاهش تولید پریون طبیعی در مغز،عوارض خطرناک دیگری برای بیمار به بار بیاورد.

اما دکتر جونگ در عین حال می گوید اگر عوارض جنبی بر فرآیند شکل گیری تارهای عصبی خیلی شدید نباشد، ممکن است این رویکرد برای بیماران مبتلا به جنون گاوی، سودمند واقع شود.

نکاتی چند در باره جنون گاوی

بروز بیماری جنون گاوی، به طور معمول، چند سالی طول می کشد. علت تاخیر در بروز بیماری این است که بافت های مغزی و اعصاب به تدریج و با سرعت کمی خورده می شوند و بصورت یک بافت اسفنجی در می آیند. بدین ترتیب حیوان یا انسان مبتلا به این بیماری، به تدریج عمل کرد اعصاب خود را از دست می دهد.

اما ویژگی منحصر به فرد این بیماری عفونی در این است که برخلاف بیماری های دیگر، عامل آن یک میکرب زنده نیست و در نتیجه فاقد هر گونه اطلاعات ژنتیکی است.

همین موضوع، مقابله با آن را بسیار دشوار می کند و با آن نمی توان مثلا با آنتی بیوتیک یا داروی ضد ویروس مقابله کرد.

پریون پروتیین عامل جنون گاوی، به علل ناشناخته ای، ساختمان سه بعدی غیر معمولی دارد.

پروتئین عامل جنون گاوی در بافت های مغزی رسوب می کند و باعث تحلیل رفتن یاخته های عصبی می شود

هنگامی که این پروتئین تغییر شکل داده شده، در بافت های مغزی ظاهر می شود، به شیوه ای که هنوز برای دانشمندان ناشناخته است، باعث تغییر در ساختمان سه بعدی دیگر پریون ها در یاخته های مجاور خود می شود.

بدین ترتیب حضوراین پروتئین غیر عادی در یک نقطه مغز مثل یک موج، به آرامی به سراسر دستگاه عصبی منتقل می شود. پریون های بیمار سپس با رسوب کردن در بافت های مغزی، باعث تحلیل رفتن یاخته های عصبی می شوند.

در انسان ظهورنوع انسانی بیماری جنون گاوی، بین پنج تا ده سال پس از ورود عامل بیماری به بدن، طول می کشد. از این رو بدون کنترل مداوم احشام، عامل این بیماری می تواند در مقیاس بزرگی به صورت خاموش گسترش یابد.

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟
بله
تقریبا
خیر
منبع
wordnegar.irwww.1pezeshk.comwww.radiofarda.com

داریوش طاهری

اولیــــــن نیستیــم ولی امیـــــد اســــت بهتـــرین باشیـــــم...! خدایــــــــــا نام و آوازه مـــن را چنان در حافظه‌ها تثبیت کن که آلزایمـــــــــــــر نیز توان به یغما بردن آن را نداشته باشد...!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا