روانشناسی

آینه درمانی جواب می دهد

امتیازی که به این مقاله می دهید چند ستاره است؟

آینه درمانی جواب می دهد

آینه‌درمانی

برای آنهایی که دچار قطع عضو شده اند

دکتر مریم پورپاکی: همین که یک عضو بدن را از‌دست دهیم خودش به اندازه کافی ناگوار هست، چه رسد به اینکه بدانیم ۹۰درصد از کسانی که به نوعی دچار قطع عضو شده‌اند، درگیر درد خیالی احساس عذاب‌آوری که ناشی از تصوری اشتباه از قرارگیری عضو قطع شده بدن در موقعیتی عجیب و غریب و ناراحت است نیز می‌شوند اغلب حتی قوی‌ترین مسکن‌ها هم کمک چندانی نمی‌کنند.

در اواخر دهه ۹۰ یک دانشمند علم اعصاب به نام وی‌.اس.راماچاندران، از دانشگاه کالیفرنیا، سن‌دیگو، یافته شگفت‌انگیزی را گزارش کرد. او با استفاده از آینه‌هایی که روبه‌روی بیمار قرار می‌داد، احساس توهمی را در بیمار دچار قطع عضو، ایجاد می‌کرد که بر اساس قانون آینه‌ها، با تکان‌ دادن عضو سالم‌شان و هم‌زمان با نگاه کردن به آینه، خیال می‌کردند که گویی عضو قطع شده‌شان را تکان می‌دهند در حالی که طبیعتا واقعیت امر چنین نبود، این موضوع به تسکین درد خیالی‌شان کمک می‌کرد ولی آیا این کار خارج از آزمایشگاه هم کاربرد دارد و اگر دارد چرا؟…

در اواخر سال گذشته، مجله پزشکی «نیوانگلند» نتیجه اولین بررسی آزمایشی از آینه درمانی برای بیماران دچار قطع پا را منتشر کرد که نشان می‌داد این نتایج قادرند زندگی بیماران را متحول کنند. در حال حاضر مرکز پزشکی والتر- رید، وابسته به ارتش، این استراتژی درمانی را به عنوان یک مراقبت روتین برای افراد دچار قطع عضو پذیرفته است.

دکتر جک‌ تسائو، استادیار نورولوژی دانشگاه علوم پزشکی، نویسنده اصلی مقاله بود. او گفت: «در عین حال که این درمان بسیار موثر است اما لزوما برای همه بیماران ممکن است موثر نباشد. برای آن دسته از بیماران که موثر است، اتفاقا دیده شده که می‌تواند درمان کامل ایجاد کند.» از ۱۸ بیمار مورد بررسی، در ۷۸ درصد‌شان- ۱۴ نفر- درجاتی از بهبودی مشاهده شد. برای اطمینان از اینکه بر اثر قانون آینه‌هاست که بهبود در وضعیت بیماران ایجاد می‌شود و نه لزوما حرکت پای سالم. محققان دو گروه از کهنه سربازان دچار قطع پا را انتخاب کردند.

گروه اول را در حالی که مقابل آینه پوشیده شده قرار می‌دادند، از آنها خواستند تا پای قطع شده و همچنین پای سالم‌شان را تکان دهند. گروه دوم (گروه کنترل) را نیز به همین صورت مقابل آینه پوشیده شده قرار دادند ولی از آنها خواستند که فقط پای قطع شده‌شان را تکان دهند. (اما در نهایت برای هر دو گروه آینه درمانی بعدا انجام شد.) تسائو داستان یک کهنه سرباز در عراق (به نام جیم) را که در این آزمایش شرکت کرده بود، شرح داد. جیم در حال راندن یک وسیله نقلیه بود که ناگهان یک مین دست‌ساز، منفجر شد و به علت آسیب به وسیله نقلیه وی، قطعه‌ای از موتور جدا شده، بعد از اصابت به پای او، سبب قطع شدن ساق پای راست وی در ناحیه زیر زانو شد. او در ابتدا اعتقادی به درمان با‌ آینه نداشت ولی قبول کرد که در مطالعه شرکت کند.

او دردهای خیالی بسیار شدیدی داشت و در قسمت اول مطالعه ما، در گروه آن سربازانی، قرار گرفت که مقابل آینه پوشیده شده قرار گرفته بودند و از آنها درخواست شده بود که فقط پای قطع شده‌شان را تکان دهند (گروه کنترل). باوجود تجویز داروهای مسکن بسیار قوی برای وی، درد او تسکین نیافته بود و با انجام آزمایش آینه پوشیده شده، به نوعی درد او تشدید نیز شد. ولی در نهایت زمانی که پوشش روی آینه‌ها برداشته شد، او توانست با نگاه کردن در آینه، در عین حال که اندام قطع شده خود را می‌دید و آن را «حرکت» نیز می‌داد، کم‌کم درجاتی از بهبود را تجربه کند چرا که اکنون او می‌توانست پای قطع‌شده‌اش را در موقعیت راحت‌تری قرار دهد و در نتیجه درد خیالی او رفته‌رفته محو شد، به طوری که در اندک زمانی او توانست تمامی داروهای مسکن‌اش را کاملا قطع کند. اگر چه مطالعه اولیه فقط سربازان را تا یک ماه بررسی می‌کرد، تسائو شخصا پیگری آنها را ادامه داد. برای کسانی که مانند جیم بهبود یافته بودند، پیشرفت‌ها حداقل تا یک سال ادامه یافت. دکتر تسائو گفت: «این موضوع که بتوان درد این بیماران را به صورتی از بین برد که آنها بتوانند زندگی راحتی داشته باشند، حقیقتا احساس بسیار خشنودکننده‌ای است.»

ناسازگاری میان حواس مختلف

حال چگونه کاری چنین ساده و عجیب، می‌تواند چنین اثر شگرفی در دردهای بسیار شدید داشته باشد و چگونه این روش برای برخی افراد درمان کننده است، حال آنکه برای برخی دیگر ناکارآمد؟ یک تئوری این است که دردهای خیالی اندام‌ها از سیگنال‌های مغزی ناسازگار با هم ناشی می‌شود. به طوری که وقتی فردی اندامی را از دست داد، الزاما آن سلول‌های مغزی‌ای که مسوول تفسیر اطلاعات رسیده از طرف آن عضو قطع شده هستند را از دست نمی‌دهد و این سلول‌های مغزی سالم، همچون گذشته در حال دریافت سیگنال‌هایی از آن عضو هستند ولی این بار آن سیگنال‌ها، از اعصاب آسیب دیده آن عضو برمی‌خیزند که طبیعتا حس ناجوری را به مغز مخابره می‌کنند. در حالی که چشم فرد بیمار از نبود عضو حکایت می‌کند، اعصابی که از آن عضو قطع شده که همچون گذشته در حال مخابره اطلاعات به مغز می‌باشند، این موضوع را به بیمار القا می‌کنند که گویی آن اندام قطع شده در موقعیت خاصی از فضا قرار دارد و دقیقا این ناهمگونی میان دو حس «بینایی» و «موقعیت» است که مغز را به صورتی گیج می‌کند که نهایتا منجر به برداشت نادرست مغز و تفسیر احساس درد می‌شود. جالب توجه اینکه، وضعیتی که بیماران قطع عضو شده از اندامشان احساس می‌کنند، دقیقا آخرین وضعیتی است که قبل از وقوع حادثه در خاطرشان ثبت شده است. برای مثال جیم، پایش را در موقع حادثه دراز کرده بود. تسائو می‌گوید: «اطلاعات بینایی برگرفته شده از آینه می‌تواند: یا رفته‌رفته سیگنال‌های مخابره شده از اعصاب آسیب‌دیده آن عضو به مغز را مهار کند و یا موجب از بین رفتن آخرین حافظه‌های مغز از آن عضو قطع شده شود.» این موضوع به بیماران اجازه می‌دهد تا اندام خیالی را آزادانه در فضا تکان داده و دردشان رفته‌رفته ناپدید شود.

این موضوع همچنین می‌تواند دقیقا توجیه‌کننده این مطلب باشد که چرا محققان در ابتدای تحقیق بیماران را در دو گروه و هر دوشان را مقابل آینه‌های پوشیده شده قرار داده بودند و از آنها خواستند که با نگاه کردن مستقیم به اندام از دست رفته‌شان احساس شخصی خود از درد را بیان کنند چرا که نگاه مستقیم به اندام قطع شده، بیشتر به ناهمگونی میان اطلاعات مخابره شده دو حس بینایی و موقعیت به مغز دامن می‌زد و در نتیجه همان‌طور که پیشتر گفته شد، مغزشان درد بیشتری را در این حالت حس می‌کرد. دکتر لوریمر موسلی- محقق متصورسازی درد– از دانشگاه آکسفورد، در مورد این دردهای خیالی مطالعه کرده و از روش آینه درمانی استفاده کرده است. او می‌گوید: «من برخی از بیماران را دیده‌ام که به این روش بسیار عالی جواب داده‌اند، در حالی که برخی دیگر اصلا به این روش جواب نمی‌دهند. در برخی از بیماران این روش همچون معجزه عمل می‌کرد و برای من مساله شگفت‌انگیز این بود که چرا این روش این‌قدر در این دسته از بیماران موثر است!»

تداوم دردهای خیالی مزمن

یک دلیل برای ناموفق بودن این درمان احتمالا می‌تواند ناشی از این باشد که تداوم در وجود درد خیالی تصور مغز را از نقشه کلی بدن تغییر داده است و هرچه مدت احساس چنین دردی طولانی‌تر باشد، خاطره مغز، بیشتر از نقشه پیشین بدن‌ آسیب خواهد دید و این تغییرات حافظه‌ای، پایدارتر می‌شوند. موسل می‌گوید: «بنا به تجربه شخصی من هرچه درد خیالی مزمن‌تر باشد، کمتر می‌توان به رفع آن کمک کرد. این بدان معنی است که هرچه درمان سریع‌تر انجام شود موثرتر واقع می‌شود.

در مواردی که درد خیالی در مراحل اولیه مورد درمان قرار بگیرد تکرار درمان آینه‌ای تا مدت‌ها باید انجام گیرد تا پیغام‌های غلط ورودی به مغز کاملا پاک شوند. اگر تکرارهای اولیه سبب بهبود نشوند، ممکن است نیاز باشد که بیماران مدت طولانی‌تری آن را ادامه دهند. موسلی می‌گوید: «بنا به تجربه شخصی من مادامی که بیمار نتیجه‌ای از درمان ندیده باشد، وادار کردن وی به ادامه درمان بسیار مشکل است.» هر چند که حتی برخی از افرادی که مدت طولانی از قطع عضوشان می‌گذرد. نیز فوایدی از این درمان آینه‌ای نصیب‌شان می‌شود. برای مثال: تسائو ای میلی‌ای دریافت کرد که در آن ذکر شده بود که فردی برای بهبود حال مادر بزرگش- که سال‌ها از درد خیالی رنج می‌برد- از درمان آینه‌ای استفاده کرده و درد مادربزرگش کاملا بهبود یافته بود.

تسائو همچنین حالت اصلاح شده‌ای از این تکنیک‌ درمانی را برای افرادی که هر دو اندام‌شان (برای مثال هر دو پایشان) قطع شده بود، به این صورت به کار برد که تصاویری از افراد سالم را که در حال حرکت دادن اندام‌هایشان بودند در جلوی این بیماران پخش می‌کرد و فیدبک بینایی حاصل از حرکت اندام‌های این افراد سالم، به بهبود وضعیت این بیماران کمک می‌کرد. او همچنین مطالعه دیگری را روی تصاویر مغز بیماران دچار درد خیالی انجام داد و در طی این مطالعه، توانست به شواهدی دال بر تغییراتی در نقاط خاصی از مغز این بیماران دست یابد و نیز بفهمد که آن دسته از بیمارانی که توانستند از درمان آینه‌ای سود ببرند چه تغییر خاصی در این نقاط مغزشان رخ داده بود. این مطالعه از این جهت حائز اهمیت است که می‌تواند برای بیمارانی که درمان آینه‌ای نتوانسته بود اثر مفید خود را نشان دهد نیز کمک‌کننده باشد.

در حال حاضر علاوه بر آینه‌درمانی، درمان‌های خوب دیگری نیز در دسترس می‌باشند که شامل برخی داروها و نیز دو نوع مدل رفتار درمانی است:

۱) تصحیح تصویر ذهنی:

به نوعی رفتار درمانی است که طی آن بیمار به تصاویری از اندام‌ها نگاه کرده و این‌طور برای خود تداعی می‌کند که به مشاهده حرکت آنها هیچ‌گونه دردی را احساس نمی‌کند. دقیقا مانند آینه درمانی، فلسفه مطرح شدن چنین درمانی از این تفکر برمی‌خیزد که روشی را بیابیم که مغز «دید» خود را از حرکت عضو از دست داده شده، نسبت به پیش تغییر دهد.

۲) دیگری تمرین تمایز حسی است:

در این روش تحریکات الکتریکی بدون دردی را به مناطق مختلفی از بیخ و بن عضو قطع شده وارد می‌کنند و در همان حال به بیمار آموزش می‌دهند که چگونه آنها را از همدیگر تمیز دهد. برای مثال: تحریکات لرزش، موقعیت، حرارت، لمس دقیق و غیره برای بیمار به کار برده شده و به او یاد می‌دهند که چگونه هر کدام از آنها را به این صورت جدیدش فرا بگیرد. به بیان دیگر، آن مناطقی از مغز را که درک درستی از حواس مختلف عضو از دست داده شده نداشت، به نوعی مجددا با حواس مختلف آشنا می‌سازند و آن را از حالت گیجی پیش درمی‌آورند. دردهای خیالی شما را به سوی درک این مطلب سوق می‌دهند که به‌صورت واقع‌گرایانه‌ای به این حقیقت که درد چیست و در کجا احساس می‌شود، فکر کنید. برای آنهایی که عضوی از بدن‌شان را از دست داده‌اند، این تجربه درد، بیش از حدی که باید ملموس بوده و رنگ واقعیت به خود می‌گیرد ولی خوشبختانه دلیل اینکه گروهی از بیماران از آینه درمانی می‌توانند سود ببرند، این است که آنها این توانایی را دارند که «نگرش» خود را به نوعی، «باور جدید» تبدیل کنند که این باور جدید نهایتا می‌تواند برحسب، «رهایی» آنها از احساس ذهنی ایجاد درد در مغزشان بشود.

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟
بله
تقریبا
خیر

داریوش طاهری

اولیــــــن نیستیــم ولی امیـــــد اســــت بهتـــرین باشیـــــم...! خدایــــــــــا نام و آوازه مـــن را چنان در حافظه‌ها تثبیت کن که آلزایمـــــــــــــر نیز توان به یغما بردن آن را نداشته باشد...!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا