📚 آینده‌نگاران مغز؛ دانش را عمیق بیاموزید، هوشمندانه تمرین کنید.
از یادگیری و سنجش تا تسلط؛ همراه شما برای ساختن یادگیری ماندگار.

علوم اعصاب: یادگیری تخصصی و MCQ   |   زیست‌شناسی: یادگیری مفهومی و آمادگی کنکور و نهایی

روز شعر و ادب پارسی؛ ۱۰ شاعر بزرگ و مصراع‌های ماندگار شعر فارسی

روز شعر و ادب پارسی؛ روایت عشق و زیبایی در آینه شعر ۱۰ شاعر بزرگ فارسی

تو پری‌زاده ندانم ز کجا می‌آیی

اثر لطف خدایی که چنین زیبایی

دگران خوشگل یک عضو و تو سر تا پا خوب

بدلی نیست تو را از همه استثنایی

سر فرو کن که از آن روز که رویت دیدم

منم و درد دل و کنج غم و تنهایی

از بن هر مژه‌ام آب روان است، بیا

من به جان آمدم اینک تو چرا می‌نایی؟

بر دل من غم زلف تو گره بر گره است

چه شود کز دلم امروز گره بگشایی

  • قاآنی: چه شود کز دلم امروز گره بگشایی

  • سعدی: تو پری‌زاده ندانم ز کجا می‌آیی

  • همام تبریزی: اثر لطف خدایی که چنین زیبایی

  • شهریار: دگران خوشگل یک عضو و تو سر تا پا خوب

  • فضولی: بدلی نیست تو را از همه استثنایی

  • مولانا: سر فرو کن که از آن روز که رویت دیدم

  • حکیم نزاری: منم و درد دل و کنج غم و تنهایی

  • حافظ: از بن هر مژه‌ام آب روان است، بیا

  • عراقی: من به جان آمدم اینک تو چرا می‌نایی؟

  • امیرخسرو دهلوی (یا دهلوی): بر دل من غم زلف تو گره بر گره است

  • قاآنی: چه شود کز دلم امروز گره بگشایی

روز شعر و ادب پارسی؛ هنگامی که زبان فارسی به آواز عشق درمی‌آید

زبان فارسی تنها مجموعه‌ای از واژه‌ها، قواعد دستوری و شیوه‌های سخن گفتن نیست؛ حافظه زنده یک تمدن است، خانه‌ای برای اندیشه و احساس، و میراثی که قرن‌ها تجربه انسانی را در قالب کلمه حفظ کرده است. در این زبان، عشق از مرز زمان می‌گذرد، اندوه به موسیقی بدل می‌شود، زیبایی در آینه تشبیه جلوه می‌کند و یک مصراع کوتاه می‌تواند معنایی را در خود جای دهد که گاه صدها صفحه نثر از بیان آن ناتوان می‌ماند.

روز شعر و ادب پارسی فرصتی است برای بازگشت به این میراث شکوهمند؛ برای آنکه در هیاهوی زندگی امروز، لحظه‌ای درنگ کنیم و به یاد آوریم چه گنجینه‌ای از اندیشه، عاطفه، حکمت و خیال به زبان مادری ما سپرده شده است.

بیست‌وهفتم شهریور، در تقویم رسمی ایران، روز شعر و ادب فارسی و روز بزرگداشت محمدحسین شهریار است؛ شاعری که نامش با غزل، شور عاطفی و منظومه ماندگار «حیدربابایه سلام» پیوند خورده است. انتخاب این روز، افزون بر بزرگداشت شهریار، فرصتی برای پاسداشت همه کسانی است که در طول تاریخ، با آفرینش آثار ادبی، به زبان فارسی جان و شکوه بخشیده‌اند.

اما عظمت شعر فارسی تنها در نام‌های مشهور و کتاب‌های ماندگار خلاصه نمی‌شود. گاهی چند مصراع، هنگامی که در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، دریچه‌ای به جهان گسترده‌ای از احساسات انسانی می‌گشایند؛ جهانی که در آن زیبایی، شگفتی، اشتیاق، فراق و امید، هر یک با زبانی متفاوت سخن می‌گویند.

فهرست پیش رو، با گردآوری مصراع‌هایی منسوب به ده چهره ادبی، بهانه‌ای است برای تأمل در همین ظرفیت شگفت‌انگیز زبان فارسی؛ زبانی که در دست هر شاعر، رنگی تازه می‌گیرد و از منظری دیگر به جهان می‌نگرد.

۱۰ شاعر بزرگ و مصراع‌هایی سرشار از عشق، زیبایی و احساس

۱. سعدی؛ استاد سخن و کاشف ظرافت‌های عشق

«تو پری‌زاده ندانم ز کجا می‌آیی»

سعدی شیرازی، یکی از درخشان‌ترین چهره‌های ادبیات فارسی، شاعری است که سخنش میان سادگی و ژرفا تعادلی کم‌نظیر برقرار می‌کند. هنر او در این است که برای بیان پیچیده‌ترین احساسات، الزاماً به واژه‌های دشوار یا تصویرهای دور از ذهن پناه نمی‌برد؛ بلکه از زبان آشنا و تجربه‌های انسانی، زیبایی می‌آفریند.

در این مصراع، معشوق چنان جلوه‌ای دارد که شاعر برای توصیف او به قلمرو افسانه قدم می‌گذارد. تعبیر «پری‌زاده» فاصله‌ای میان زیبایی معمول و زیبایی خیال‌انگیز ایجاد می‌کند؛ گویی آنچه در برابر چشم شاعر قرار گرفته، با معیارهای روزمره قابل توضیح نیست.

پرسش «ز کجا می‌آیی» نیز تنها پرسشی درباره خاستگاه معشوق نیست؛ بیان حیرت عاشقی است که در برابر جلوه‌ای استثنایی، زبان معمول خود را کافی نمی‌یابد.

این همان توانایی بزرگ سعدی است: تبدیل یک مشاهده ساده به لحظه‌ای شاعرانه؛ لحظه‌ای که خواننده نیز در حیرت عاشقانه شاعر شریک می‌شود.

۲. همام تبریزی؛ لطافت سخن در ستایش زیبایی

«اثر لطف خدایی که چنین زیبایی»

همام تبریزی از شاعران برجسته سده هفتم هجری است که نامش در تاریخ غزل فارسی جایگاهی ارزشمند دارد. شعر او را می‌توان در امتداد سنتی دید که زیبایی را نه صرفاً ویژگی ظاهری، بلکه جلوه‌ای از لطف و آفرینش می‌داند.

در این مصراع، زیبایی به سرچشمه‌ای فراتر از خود نسبت داده می‌شود. تعبیر «لطف خدایی» نگاه شاعر را از ظاهر به منشأ زیبایی می‌برد؛ گویی تناسب، ظرافت و جذابیت معشوق، نشانی از بخشندگی آفرینش است.

چنین نگاهی در سنت شعر فارسی پیشینه‌ای گسترده دارد. شاعر، هنگام رویارویی با زیبایی، تنها وصف‌کننده چهره نیست؛ او در پی معنایی است که در پس آن جلوه آشکار پنهان شده است.

هنر این زبان شاعرانه در آن است که ستایش معشوق را به تأملی درباره زیبایی و آفرینش پیوند می‌دهد؛ پیوندی که از محدوده توصیف ظاهری فراتر می‌رود.

۳. شهریار؛ شاعر احساسات صمیمی و بی‌پیرایه

«دگران خوشگل یک عضو و تو سر تا پا خوب»

محمدحسین شهریار، شاعر نام‌آشنای معاصر، از جمله چهره‌هایی است که توانست میان سنت دیرپای غزل فارسی و زبان عاطفی انسان معاصر پیوندی زنده برقرار کند.

در این مصراع، زیبایی معشوق با اغراق شاعرانه توصیف می‌شود؛ زیبایی‌ای که به یک ویژگی یا عضو محدود نیست و تمام وجود معشوق را در بر می‌گیرد. تقابل میان «یک عضو» و «سر تا پا» پایه اصلی تصویر است: دیگران ممکن است از یک جنبه زیبا باشند، اما معشوق شاعر در کلیت وجود خود دلرباست.

اهمیت چنین تصویری در شیوه نگاه آن نهفته است. شاعر به‌جای آنکه زیبایی را به مجموعه‌ای از ویژگی‌های جداگانه تقلیل دهد، از جذابیتی یکپارچه سخن می‌گوید؛ جذابیتی که حاصل مجموع اجزا و هماهنگی میان آن‌هاست.

این مصراع یادآور یکی از شگردهای دیرپای غزل فارسی نیز هست: اغراق هنرمندانه. اغراق در شعر، اگر در خدمت خیال و عاطفه باشد، قرار نیست گزارشی دقیق از واقعیت ارائه کند؛ وظیفه آن آشکار کردن اندازه احساس شاعر است.

۴. فضولی؛ استثنایی بودن معشوق در جهان عاشق

«بدلی نیست تو را از همه استثنایی»

فضولی بغدادی، شاعر برجسته سده دهم هجری، از چهره‌های مهم ادبیات آذربایجانی، فارسی و ترکی عثمانی است. گستره زبانی آثار او نشان می‌دهد که سنت‌های ادبی منطقه چگونه در طول تاریخ با یکدیگر ارتباط داشته‌اند و در فضایی فرهنگی مشترک بالیده‌اند.

در این مصراع، مفهوم بی‌همتایی معشوق محور اصلی تصویر است. «بدلی نیست» بر نبودن همانندی تأکید می‌کند و «استثنایی» بودن، معشوق را از قاعده عمومی زیبایی بیرون می‌برد.

در منطق عاشقانه غزل، معشوق صرفاً زیباترین فرد در میان دیگران نیست؛ او معیاری است که زیبایی دیگران با آن سنجیده می‌شود. از این منظر، استثنا بودن معشوق بیش از آنکه حکمی آماری درباره جهان باشد، حقیقتی در تجربه عاشقانه است.

عاشق جهان را از پنجره دل خود می‌بیند و در این جهان، محبوب جایگاهی دارد که با هیچ مقایسه‌ای به‌تمامی توضیح داده نمی‌شود.

۵. مولانا؛ از لحظه دیدار تا دگرگونی درونی

«سر فرو کن که از آن روز که رویت دیدم»

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، از بزرگ‌ترین شاعران عرفانی جهان، به نیروی دگرگون‌کننده عشق باور دارد. در آثار او، دیدار محبوب یا حقیقت، تنها رخدادی بیرونی نیست؛ می‌تواند آغاز تحولی درونی باشد که نگاه انسان به خود و جهان را تغییر می‌دهد.

در این مصراع، «از آن روز» لحظه دیدار را به نقطه‌ای تعیین‌کننده در زندگی گوینده تبدیل می‌کند. زمان در تجربه عاشقانه دیگر فقط گذر روزها نیست؛ به پیش و پس از یک واقعه مهم تقسیم می‌شود.

البته برای تفسیر دقیق این عبارت باید به بافت کامل شعر توجه کرد. در شعر مولانا، واژه‌هایی مانند دیدار، روی، سر و فروتنی ممکن است در کنار معنای ظاهری، دلالت‌های عرفانی نیز پیدا کنند.

همین چندلایگی یکی از امتیازهای بزرگ ادبیات کلاسیک فارسی است: یک تصویر می‌تواند هم عاطفه انسانی را برانگیزد و هم امکان خوانشی معنوی و تأمل‌برانگیز را فراهم آورد.

۶. حکیم نزاری؛ تنهایی و گفت‌وگوی انسان با خویشتن

«منم و درد دل و کنج غم و تنهایی»

حکیم نزاری قهستانی، شاعر سده هفتم و هشتم هجری، از چهره‌های شناخته‌شده شعر فارسی است که در آثارش می‌توان ردپای اندیشه، تجربه فردی و تأملات عاطفی را دنبال کرد.

این مصراع تصویری فشرده از تنهایی می‌سازد: گوینده در کنار درد دل، گوشه غم و تنهایی قرار گرفته است. تکرار ساختارهای هم‌پایه، فضایی محدود و بسته ایجاد می‌کند؛ فضایی که در آن، صدای بیرونی جهان کم‌رنگ می‌شود و تجربه درونی انسان در مرکز قرار می‌گیرد.

تنهایی در ادبیات الزاماً به معنای نبودن دیگران نیست. گاهی انسان در میان جمع نیز با تجربه‌ای درونی روبه‌روست که هیچ‌کس نمی‌تواند به‌طور کامل در آن شریک شود. شعر، یکی از راه‌های بیان همین فاصله میان جهان بیرونی و جهان درون است.

قدرت چنین مصراعی در ایجاز آن نهفته است: چند واژه کافی‌اند تا صحنه‌ای از خلوت، اندوه و گفت‌وگوی خاموش انسان با خویشتن شکل بگیرد.

۷. حافظ؛ اشک، فراق و موسیقی اندوه

«از بن هر مژه‌ام آب روان است، بیا»

حافظ شیرازی، استاد بی‌بدیل غزل فارسی، از شاعرانی است که می‌تواند تجربه‌ای شخصی را به زبانی فراگیر و ماندگار تبدیل کند. شعر او در عین برخورداری از موسیقی و ظرافت لفظی، ظرفیت‌های گسترده‌ای برای تفسیر عاطفی، اجتماعی و عرفانی دارد.

در این مصراع، تصویر اشک چنان گسترش می‌یابد که هر مژه به سرچشمه‌ای برای جریان آب تبدیل می‌شود. این تصویر بر پایه اغراقی روشن بنا شده است: اندوه چنان فراوان است که اشک دیگر قطره‌هایی پراکنده نیست، بلکه جریانی پیوسته است.

واژه «بیا» در پایان مصراع، جهت عاطفی سخن را آشکار می‌کند. شاعر تنها از گریستن خبر نمی‌دهد؛ اشک را به نشانه‌ای از انتظار و دعوت تبدیل می‌کند. گویی حضور محبوب می‌تواند به این رنج پایان دهد یا دست‌کم معنایی تازه به آن ببخشد.

این توانایی حافظ است که اندوه را به تصویری زیبا و موسیقایی تبدیل می‌کند، بی‌آنکه ضرورتاً تلخی تجربه انسانی را از میان ببرد.

۸. عراقی؛ خستگی انتظار و تمنای وصال

«من به جان آمدم اینک تو چرا می‌نایی؟»

فخرالدین عراقی، شاعر و عارف سده هفتم هجری، از چهره‌هایی است که عشق در آثارش جایگاهی محوری دارد. در سنت عرفانی، عشق می‌تواند هم شور انسانی باشد و هم استعاره‌ای برای طلب حقیقتی که رسیدن به آن آسان نیست.

در این مصراع، پرسش شاعر رنگی از بی‌تابی و گله دارد. گوینده از شدت انتظار به ستوه آمده و تأخیر محبوب را با لحنی آمیخته به شکایت و اشتیاق خطاب قرار می‌دهد.

نکته ظریف آن است که گله در اینجا نشانه بی‌اعتنایی نیست؛ برعکس، از اهمیت حضور محبوب حکایت می‌کند. کسی که انتظارش پایان نمی‌پذیرد، هنوز دل در گرو آمدن دیگری دارد.

در شعر عاشقانه، همین تناقض‌ها به زبان جان می‌بخشند: عاشق از فراق می‌نالد، اما همچنان چشم‌به‌راه است؛ از انتظار خسته می‌شود، اما امید دیدار را کنار نمی‌گذارد.

۹. امیرخسرو دهلوی؛ گره‌های زلف و گره‌های دل

«بر دل من غم زلف تو گره بر گره است»

امیرخسرو دهلوی، شاعر برجسته فارسی‌سرای شبه‌قاره هند، از مهم‌ترین چهره‌های فرهنگی جهان فارسی‌زبان است. حضور او در تاریخ ادبیات یادآور آن است که زبان فارسی در دوره‌های مختلف، فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران، زبان آفرینش ادبی و گفت‌وگوی فرهنگی بوده است.

در این مصراع، زلف معشوق و دل عاشق از راه تصویر «گره» به یکدیگر پیوند می‌خورند. گره در معنای ظاهری می‌تواند پیچیدگی زلف را تداعی کند و در معنای استعاری، از گرفتاری دل و دشواری رهایی حکایت داشته باشد.

تکرار «گره بر گره» بر انباشته شدن رنج تأکید می‌کند؛ گویی اندوه عاشق نه یک مسئله ساده، بلکه مجموعه‌ای از پیچیدگی‌های درهم‌تنیده است.

این نوع تصویرپردازی نشان می‌دهد که در غزل فارسی، یک واژه می‌تواند هم‌زمان در دو سطح عمل کند: در سطح تصویر محسوس و در سطح تجربه روانی. زیبایی شعر نیز از همین هم‌نشینی و چندمعنایی نیرو می‌گیرد.

۱۰. قاآنی؛ امید به گشایش در دل اندوه

«چه شود کز دلم امروز گره بگشایی»

قاآنی شیرازی، شاعر دوره قاجار، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات فارسی در سده سیزدهم هجری است. شعر او در پیوند با سنت‌های بلاغی و زبانی پیشینیان شکل گرفته و نمونه‌ای از تداوم قالب‌ها و تصویرهای کلاسیک در دوره‌های متأخرتر به شمار می‌آید.

در این مصراع، «گره» بار دیگر به استعاره‌ای برای گرفتاری درونی تبدیل می‌شود؛ اما این بار، سخن نه از گره‌های انباشته، بلکه از امکان گشودن آن‌هاست.

واژه «امروز» به درخواست شاعر فوریت می‌بخشد. او تنها آرزوی رهایی در آینده‌ای نامعلوم را ندارد؛ تمنایش این است که گشایش اکنون رخ دهد.

در این تصویر، مخاطب می‌تواند معشوقی انسانی، یاری دلخواه یا در خوانشی عرفانی، حقیقتی رهایی‌بخش باشد. بااین‌حال، تعیین معنای دقیق به بافت کامل شعر وابسته است.

آنچه در سطح این مصراع آشکار است، حرکت از اندوه به امید است؛ حرکتی که به شعر فارسی امکان می‌دهد حتی در لحظه بیان رنج، دریچه‌ای به سوی گشایش باز نگه دارد.

از سعدی تا شهریار؛ چه چیزی شعر فارسی را ماندگار کرده است؟

مرور نام این شاعران، ما را با حقیقتی مهم روبه‌رو می‌کند: ادبیات فارسی حاصل آفرینش فردی شاعران بزرگ است، اما در عین حال، شبکه‌ای گسترده از گفت‌وگوها، تأثیرپذیری‌ها، بازآفرینی‌ها و تجربه‌های مشترک انسانی نیز هست.

سعدی، مولانا، حافظ، عراقی، امیرخسرو دهلوی، همام تبریزی، نزاری، فضولی، قاآنی و شهریار در دوره‌ها و محیط‌های فرهنگی متفاوتی زیسته‌اند. آنان را نباید یکسان دانست یا تفاوت‌های فکری و سبکی‌شان را نادیده گرفت. بااین‌حال، در گستره آثارشان می‌توان به برخی دغدغه‌های مشترک انسان پی برد: عشق، رنج، زیبایی، تنهایی، امید و جست‌وجوی معنا.

یکی از رازهای ماندگاری شعر فارسی، توانایی آن در پیوند دادن تجربه فردی با احساس جمعی است. شاعر از اندوه شخصی خود سخن می‌گوید، اما خواننده‌ای در قرنی دیگر، در جغرافیایی دیگر و با تجربه‌ای متفاوت، همچنان می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند.

راز دیگر، قدرت تصویرسازی است. شعر به‌جای آنکه تنها بگوید «اندوهگینم»، از آب روان اشک، گره‌های دل یا خلوت غم سخن می‌گوید. این تصاویر، احساس را از سطح یک مفهوم انتزاعی به تجربه‌ای محسوس و قابل تصور منتقل می‌کنند.

موسیقی کلام، ایجاز، تناسب واژه‌ها، استعاره، تشبیه و چندمعنایی نیز به این ماندگاری کمک می‌کنند. در شعر خوب، کلمات صرفاً حامل پیام نیستند؛ آهنگ، جایگاه و ارتباط آن‌ها با یکدیگر نیز بخشی از معنا را می‌سازد.

از سوی دیگر، شعر فارسی به ما یادآوری می‌کند که زبان، پدیده‌ای ایستا نیست. هر نسل، میراث پیشینیان را دریافت می‌کند، آن را می‌خواند، تفسیر می‌کند و در صورت برخورداری از استعداد و خلاقیت، امکان‌های تازه‌ای برای بیان می‌آفریند.

چرا روز شعر و ادب پارسی را باید جدی بگیریم؟

بزرگداشت شعر و ادب فارسی، اگر تنها به انتشار چند تصویر و نقل چند بیت محدود شود، بخش مهمی از ظرفیت فرهنگی خود را از دست می‌دهد. این روز می‌تواند فرصتی برای خواندن آثار کامل شاعران، شناخت زمینه تاریخی شعرها، آشنایی با تفاوت سبک‌ها و توجه به پیوند زبان و اندیشه باشد.

خواندن یک غزل حافظ، برای نمونه، زمانی عمیق‌تر می‌شود که به موسیقی آن، ارتباط بیت‌ها، زمینه‌های تاریخی و امکان‌های مختلف تفسیر توجه کنیم. آشنایی با مولانا نیز هنگامی غنی‌تر خواهد بود که میان شور عاطفی، زبان تمثیلی و افق عرفانی آثار او تمایز بگذاریم.

همچنین پاسداشت زبان فارسی به معنای بستن درهای آن به روی تغییر و نوآوری نیست. زبانی زنده می‌ماند که هم به میراث خود وفادار باشد و هم امکان بیان تجربه‌های تازه را فراهم کند؛ زبانی که در کنار آثار کلاسیک، پذیرای شعر معاصر، داستان، نقد ادبی و گونه‌های جدید آفرینش باشد.

نسل جوان نیز می‌تواند با خواندن و نوشتن، با بررسی واژه‌ها و تصویرها و با گفت‌وگو درباره معنای شعر، سهم خود را در ادامه این میراث ایفا کند. میراث ادبی زمانی زنده است که از کتابخانه‌ها فراتر برود و در ذهن و زبان مردم حضور داشته باشد.

سخن پایانی؛ زبان فارسی، خانه‌ای برای ماندگاری احساس

ده مصراع این مجموعه، از ستایش زیبایی تا اندوه تنهایی و از بی‌تابی انتظار تا امید گشایش، پنجره‌هایی به جهان شعر فارسی می‌گشایند. ارزش این پنجره‌ها تنها در زیبایی واژه‌ها نیست؛ در امکانی است که برای دیدن دوباره تجربه‌های انسانی فراهم می‌کنند.

شعر فارسی به ما می‌آموزد که احساسات، حتی هنگامی که شخصی و خاموش‌اند، می‌توانند در قالب کلمه به تجربه‌ای مشترک تبدیل شوند. آنچه در دل یک شاعر آغاز می‌شود، ممکن است قرن‌ها بعد در دل خواننده‌ای دیگر ادامه پیدا کند. به همین دلیل، شعر از زمان زندگی شاعر فراتر می‌رود و به بخشی از حافظه فرهنگی جامعه بدل می‌شود.

روز شعر و ادب پارسی، روز یادآوری همین حقیقت است: زبان فارسی فقط میراثی از گذشته نیست؛ مسئولیتی برای امروز و امکانی برای آینده است. پاسداشت آن، هم احترام به شاعران پیشین است و هم کوشش برای آنکه نسل‌های بعد بتوانند در این زبان بیندیشند، احساس کنند، بیافرینند و جهان خود را روایت کنند.

به احترام سعدی که سخن را به حکمت و ظرافت آراست؛ به احترام مولانا که عشق را به افق‌های بی‌کران پیوند زد؛ به احترام حافظ که اندوه و امید را در موسیقی غزل جاودانه کرد؛ و به احترام شهریار که از دل سنت، صدایی صمیمی و ماندگار برای روزگار خویش آفرید.

روز شعر و ادب پارسی، جشن واژه‌هایی است که پیر نمی‌شوند؛ جشن زبانی که در گذر قرن‌ها، همچنان توانایی شگفت‌انگیز خود را برای بیان عشق، اندیشه، رنج، زیبایی و امید حفظ کرده است.

ما این میراث را تنها برای ستایش گذشتگان نمی‌خواهیم؛ آن را پاس می‌داریم تا چراغی برای شناخت خویشتن و ساختن آینده باشد.

ما مغز را می‌شناسیم تا آینده را بسازیم؛ و زبان را پاس می‌داریم تا اندیشه و احساس، از نسلی به نسل دیگر، زنده بمانند.

پرسش پایانی برای دوستداران شعر فارسی

از میان این شاعران، کدام‌یک بیش از دیگران با روح و احساس شما سخن می‌گوید؟ سعدی با ظرافت بیان، مولانا با شور عشق، حافظ با رازآلودگی غزل یا شهریار با صمیمیت عاطفی؟

نام شاعر محبوب خود را بنویسید و اگر مصراعی از او در ذهن دارید که هیچ‌گاه فراموشش نمی‌کنید، آن را با دیگر دوستداران زبان فارسی به اشتراک بگذارید.

هر بیت، هنگامی که دوباره خوانده می‌شود، فرصتی تازه برای زنده شدن است.

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 2

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد