ماه جهانی آلزایمر؛ بدون شرم از فراموشی بگوییم | تشخیص و پیشگیری

بدون شرم از فراموشی بگوییم؛ آغاز ماه جهانی آلزایمر در ایران
ماه جهانی آلزایمر هر سال در سپتامبر فرصتی است برای آنکه جامعه جهانی درباره بیماری آلزایمر (Alzheimer’s disease)، دمانس (Dementia)، اهمیت تشخیص زودهنگام و حمایت از افراد مبتلا و خانوادههای آنان گفتوگویی علمی و بدون انگ اجتماعی داشته باشد. ۲۱ سپتامبر نیز بهعنوان روز جهانی آلزایمر شناخته میشود؛ روزی که در مرکز برنامههای آگاهیرسانی جهانی درباره دمانس قرار دارد.

اما شاید مهمترین پیام این مناسبت، سادهتر از تمام مباحث پیچیده علوم اعصاب باشد: از فراموشی نباید شرم داشت.
فراموش کردن گاهبهگاه یک نام یا جای یک وسیله، بخشی از تجربه طبیعی زندگی است؛ اما هنگامی که اختلال حافظه با مشکلاتی در توجه، عملکرد اجرایی، زبان، جهتیابی، قضاوت یا انجام فعالیتهای روزمره همراه میشود، باید آن را جدی گرفت. دمانس یک بیماری واحد نیست، بلکه یک سندرم بالینی است که میتواند در نتیجه بیماریهای مختلف مغزی ایجاد شود و بیماری آلزایمر شایعترین علت دمانس محسوب میشود.
در بیماری آلزایمر، فرایندهای پاتولوژیک مغز میتوانند سالها پیش از آشکار شدن علائم بالینی آغاز شوند. تجمع و تغییرات نابجای پروتئین آمیلوئید-بتا (Amyloid-beta) و پروتئین تاو (Tau)، اختلال در ارتباطات سیناپسی، آسیب نورونی و در مراحل پیشرفتهتر آتروفی برخی نواحی مغز، از مهمترین مؤلفههای پاتوفیزیولوژی این بیماری هستند. با پیشرفت بیماری، شبکههای عصبی مرتبط با حافظه و سایر عملکردهای شناختی نیز دچار اختلال میشوند.

از همین رو، آلزایمر را نمیتوان صرفاً «فراموشی دوران سالمندی» دانست. اختلال شناختی خفیف (Mild Cognitive Impairment; MCI) نیز میتواند در برخی افراد مرحلهای بین تغییرات طبیعی شناختی و دمانس باشد؛ اگرچه همه افراد مبتلا به MCI به آلزایمر مبتلا نمیشوند و علتهای مختلفی باید در ارزیابی بالینی بررسی شود.
اهمیت تشخیص زودهنگام آلزایمر نیز دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود. تشخیص بهموقع میتواند امکان بررسی علتهای قابلدرمان اختلال شناختی، برنامهریزی مراقبتی، مدیریت عوامل خطر، حمایت از خانواده و در افراد واجد شرایط، بررسی گزینههای درمانی را فراهم کند. در سال ۲۰۲۶، کمپین جهانی ماه آلزایمر نیز با شعار «هرچه زودتر بدانید، کارهای بیشتری میتوانید انجام دهید؛ تشخیص دمانس اهمیت دارد» بر همین ضرورت تأکید کرده است.
در کنار تشخیص، کاهش خطر دمانس نیز اهمیت فزایندهای در علوم اعصاب و سلامت عمومی پیدا کرده است. شواهد علمی نشان میدهند که عواملی مانند کمتحرکی، سیگار، مصرف بیش از حد الکل، فشارخون بالا، دیابت، چاقی، افسردگی، انزوای اجتماعی، کمشنوایی و آسیبهای مغزی میتوانند در افزایش خطر دمانس نقش داشته باشند. بنابراین مراقبت از مغز را نباید به سالهای سالمندی موکول کرد؛ کنترل سلامت قلب و عروق، فعالیت بدنی منظم، تغذیه سالم، ارتباطات اجتماعی، درمان کمشنوایی و حفظ فعالیت شناختی، بخشی از رویکرد جامع پیشگیری و کاهش خطر دمانس هستند.

با این حال، هیچ فعالیت منفردی مانند حل جدول، شطرنج یا یک ماده غذایی خاص را نمیتوان بهعنوان «راه قطعی پیشگیری از آلزایمر» معرفی کرد. رویکرد علمی، مجموعهای از رفتارها و مداخلات مؤثر بر سلامت عمومی و عروقی، شناخت و سبک زندگی را در طول زندگی مورد توجه قرار میدهد.
ماه جهانی آلزایمر فرصتی برای ترسیدن از بیماری نیست؛ فرصتی برای شناختن آن است. گفتوگو درباره دمانس، مراجعه بهموقع برای ارزیابی اختلالات شناختی، حمایت از مراقبان و سرمایهگذاری در پژوهشهای علوم اعصاب میتواند مسیر مواجهه جامعه با آلزایمر را تغییر دهد.
شاید نخستین گام همین باشد:
بدون شرم از فراموشی بگوییم؛ زیرا آگاهی، پیششرط تشخیص، حمایت و مراقبت بهتر از مغز است.
