📚 آینده‌نگاران مغز؛ دانش را عمیق بیاموزید، هوشمندانه تمرین کنید.
از یادگیری و سنجش تا تسلط؛ همراه شما برای ساختن یادگیری ماندگار.

علوم اعصاب: یادگیری تخصصی و MCQ   |   زیست‌شناسی: یادگیری مفهومی و آمادگی کنکور و نهایی

تأثیر کرونا بر مغز و روان؛ از اضطراب و افسردگی تا مه مغزی و لانگ‌کووید

۵۰ درصد از بهبودیافتگان کرونا از مشکلات روحی روانی شکایت داشتند؛ نگاهی عصب‌شناختی به پیامدهای کووید-۱۹ و لانگ‌کووید

یک یافته مربوط به گذشته که هنوز برای علوم اعصاب اهمیت دارد

در نخستین سال‌های همه‌گیری کووید-۱۹، زمانی که SARS-CoV-2 هنوز برای جامعه پزشکی و پژوهشگران یک عامل بیماری‌زای ناشناخته با پیامدهای چندوجهی بود، گزارش‌هایی از بروز اضطراب، افسردگی، اختلال خواب، مشکلات شناختی و تغییرات رفتاری در بیماران بهبودیافته منتشر شد. یکی از این گزارش‌ها، مربوط به یک طرح تحقیقاتی در تهران بود که در آن بیش از ۴ هزار بیمار مبتلا به کووید-۱۹ پس از ترخیص از بیمارستان ارزیابی شدند و نزدیک به نیمی از آنان از مشکلات روحی و روانی شکایت داشتند.

اهمیت این گزارش امروزه فقط در عدد «۵۰ درصد» خلاصه نمی‌شود. در واقع، ارزش تاریخی و علمی چنین مطالعاتی در این است که از همان روزهای نخست همه‌گیری نشان دادند کووید-۱۹ را نمی‌توان صرفاً یک بیماری تنفسی دانست. عفونت با SARS-CoV-2 می‌تواند با مجموعه‌ای از تغییرات التهابی، عروقی، ایمنی، عصبی و روان‌شناختی همراه شود و در برخی افراد، پیامدهای آن پس از برطرف شدن فاز حاد بیماری نیز ادامه پیدا کند.

امروزه این مفهوم در قالب «وضعیت پس از کووید» (Post-COVID Condition; PCC) یا اصطلاح رایج‌تر «لانگ‌کووید» (Long COVID) شناخته می‌شود. سازمان جهانی بهداشت طیف گسترده‌ای از علائم را برای این وضعیت گزارش کرده است که در میان آنها خستگی، اختلال خواب، سردرد، دشواری در تفکر و تمرکز، اختلالات خلقی، اضطراب و افسردگی قرار دارند.

چرا یک بیماری عفونی می‌تواند بر مغز و روان اثر بگذارد؟

برای درک ارتباط کووید-۱۹ با علائم روان‌پزشکی، نخست باید از یک تصور ساده‌انگارانه فاصله گرفت: اینکه هر علامت روانی پس از عفونت الزاماً به معنای «آسیب مستقیم ویروس به نورون‌ها» است.

سیستم عصبی مرکزی (Central Nervous System; CNS) در تعامل دائمی با سیستم ایمنی، دستگاه غدد درون‌ریز، عروق و سایر اندام‌های بدن قرار دارد. بنابراین، اختلال در یکی از این شبکه‌ها می‌تواند از طریق مسیرهای متعدد بر عملکرد مغز اثر بگذارد.

در کووید-۱۹، یکی از محورهای مورد توجه پژوهشگران، فعال‌شدن بیش از حد یا نابسامان پاسخ ایمنی است. افزایش میانجی‌های التهابی می‌تواند بر عملکرد سد خونی ـ مغزی (Blood–Brain Barrier; BBB)، سلول‌های گلیال، شبکه‌های عصبی و تنظیم‌کننده‌های عصبی ـ ایمنی اثر بگذارد. پژوهش‌های جدیدتر، علاوه بر التهاب عصبی (Neuroinflammation)، از اختلال عملکرد عروقی و میکروواسکولار، تغییرات ایمنی، اختلال عملکرد سیستم عصبی خودکار (Autonomic Nervous System; ANS) و حتی تغییرات محور روده ـ مغز (Gut–Brain Axis) به‌عنوان مسیرهای احتمالی دخیل در برخی تظاهرات لانگ‌کووید یاد می‌کنند. 

این نکته بسیار مهم است، زیرا مغز عضوی جدا از بدن نیست؛ بلکه بخشی از یک شبکه زیستی بسیار پیچیده است که وضعیت ایمنی، متابولیک، عروقی و هورمونی بدن را دائماً دریافت و پردازش می‌کند.

افسردگی

اضطراب؛ نخستین حلقه در زنجیره پیامدهای روانی کووید-۱۹

یکی از شایع‌ترین علائمی که در سال‌های نخست همه‌گیری گزارش شد، اضطراب (Anxiety) بود.

این مسئله از منظر علوم اعصاب نیز قابل درک است. ابتلا به یک بیماری ناشناخته، ترس از مرگ، نگرانی درباره شدت بیماری، بستری شدن، دوری از خانواده و بمباران مداوم اطلاعات تهدیدکننده، همگی می‌توانند سامانه‌های عصبی مرتبط با پردازش تهدید را فعال کنند.

در این شرایط، شبکه‌های مغزی مرتبط با تشخیص و ارزیابی تهدید، از جمله آمیگدال (Amygdala)، شبکه‌های پیش‌پیشانی (Prefrontal Networks) و مدارهای مرتبط با تنظیم هیجان، در بستری از استرس پایدار قرار می‌گیرند. فعال‌شدن مکرر محور هیپوتالاموس ـ هیپوفیز ـ آدرنال (Hypothalamic–Pituitary–Adrenal Axis; HPA Axis) نیز می‌تواند بر خواب، توجه، حافظه و تنظیم هیجان اثر بگذارد.

بنابراین، اضطراب پس از کووید را نمی‌توان صرفاً به «ترس ذهنی از بیماری» تقلیل داد. در برخی افراد، تجربه بیماری شدید و استرس روانی نقش مهمی دارد و در برخی دیگر، عوامل زیستی، التهاب، اختلال خواب، خستگی، درد و اختلال عملکرد خودکار نیز می‌توانند در تداوم علائم مشارکت داشته باشند.

از اضطراب تا افسردگی؛ وقتی مغز برای مدت طولانی در وضعیت تهدید باقی می‌ماند

افسردگی (Depression) نیز در میان پیامدهای روانی گزارش‌شده پس از کووید قرار گرفته است، اما رابطه میان عفونت و افسردگی پیچیده‌تر از یک رابطه علت و معلولی ساده است.

بیماری شدید می‌تواند فعالیت روزمره، ارتباطات اجتماعی، شغل، استقلال فردی و کیفیت خواب را مختل کند. هم‌زمان، خستگی پایدار و کاهش توانایی انجام فعالیت‌های معمول می‌تواند احساس ناکارآمدی و محدودیت ایجاد کند. در افرادی که زمینه قبلی اضطراب یا افسردگی دارند، چنین شرایطی ممکن است آسیب‌پذیری روان‌شناختی را بیشتر آشکار کند.

از سوی دیگر، پژوهش‌های عصب‌شناختی بر نقش التهاب سیستمیک، تغییرات شبکه‌های عصبی، اختلال خواب و تعاملات پیچیده میان سیستم ایمنی و مغز تأکید دارند. در نتیجه، بهتر است افسردگی پس از کووید را در یک مدل زیستی ـ روانی ـ اجتماعی (Biopsychosocial Model) بررسی کنیم، نه اینکه آن را صرفاً پیامد مستقیم حضور ویروس در مغز بدانیم.

«مه مغزی»؛ جایی که روان‌پزشکی و نورولوژی به هم می‌رسند

یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که از تجربه کووید-۱۹ برای علوم اعصاب به دست آمد، توجه گسترده‌تر به اختلالات شناختی پس از عفونت بود.

بسیاری از افراد مبتلا به لانگ‌کووید از وضعیتی با عنوان «مه مغزی» (Brain Fog) صحبت می‌کنند؛ اصطلاحی که یک تشخیص نورولوژیک مستقل نیست، اما برای توصیف مجموعه‌ای از مشکلات مانند کاهش تمرکز، کندی پردازش اطلاعات، دشواری در یادآوری، اختلال در عملکرد اجرایی و احساس خستگی شناختی به کار می‌رود.

این علائم اهمیت ویژه‌ای دارند، زیرا نشان می‌دهند پیامدهای پس از کووید الزاماً در قالب اضطراب یا افسردگی ظاهر نمی‌شوند. ممکن است فرد از نظر خلقی مشکل عمده‌ای نداشته باشد، اما در تمرکز، برنامه‌ریزی، یادگیری یا انجام چند وظیفه هم‌زمان با مشکل مواجه شود.

مرورهای جدید نشان می‌دهند که اختلال شناختی، اختلال خواب، خستگی، سردرد، علائم خودکار و اختلالات روان‌پزشکی می‌توانند در وضعیت پس از کووید در کنار یکدیگر ظاهر شوند. همچنین شواهد موجود از ارتباط متقابل میان علائم شناختی و علائم روان‌پزشکی حمایت می‌کنند.

آیا SARS-CoV-2 مستقیماً به مغز آسیب می‌زند؟

این پرسش از نخستین روزهای همه‌گیری یکی از بحث‌های مهم نورولوژی بود.

امروزه پاسخ علمی بسیار محتاطانه‌تر از سال‌های نخست است. شواهدی از درگیری عصبی و تغییرات مرتبط با عملکرد سیستم عصبی وجود دارد، اما این مسئله لزوماً به معنای آن نیست که ویروس در همه بیماران مستقیماً وارد بافت مغز شده و نورون‌ها را تخریب کرده است.

مرورهای تخصصی بر اهمیت سدهای عصبی ـ عروقی، سلول‌های گلیال، پاسخ‌های ایمنی و التهاب سیستمیک تأکید کرده‌اند. حتی مرورهای عصب‌شناختی جدید تصریح می‌کنند که شواهد قانع‌کننده‌ای برای حضور گسترده و مستقیم ذرات SARS-CoV-2 در پارانشیم مغز وجود ندارد و بسیاری از تغییرات عصبی می‌توانند از مسیرهای غیرمستقیم ایجاد شوند.

این تمایز از نظر علمی بسیار مهم است. مشاهده یک علامت عصبی پس از عفونت، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که ویروس مستقیماً سلول عصبی را آلوده کرده است.

کرونا

التهاب عصبی؛ یکی از قطعات پازل، نه تمام پازل

نوروانفلامیشن (Neuroinflammation) یکی از مکانیسم‌های مهم مطرح‌شده در تبیین برخی علائم عصبی پس از کووید است.

میکروگلیا (Microglia)، سلول‌های ایمنی مقیم سیستم عصبی مرکزی، در حفظ همئوستاز مغز و پاسخ به آسیب نقش دارند. تغییر در فعالیت این سلول‌ها می‌تواند بر عملکرد سیناپسی، شبکه‌های عصبی و پردازش اطلاعات اثر بگذارد.

در کنار میکروگلیا، آستروسیت‌ها (Astrocytes)، اندوتلیوم عروقی و سد خونی ـ مغزی نیز می‌توانند در پاسخ به تغییرات سیستمیک ناشی از عفونت نقش داشته باشند.

با این حال، «التهاب» نباید به یک توضیح همه‌کاره تبدیل شود. لانگ‌کووید یک سندرم ناهمگون است و احتمالاً در بیماران مختلف، مسیرهای پاتوفیزیولوژیک متفاوتی فعال هستند. پژوهش‌های کنونی از ترکیبی از اختلال تنظیم ایمنی، اختلال میکروواسکولار، تغییرات خودکار، اختلال متابولیک و تغییرات شبکه‌ای مغز سخن می‌گویند.

نقش سیستم عصبی خودکار در علائم پس از کووید

یکی از حوزه‌هایی که در سال‌های پس از همه‌گیری توجه بیشتری دریافت کرده، سیستم عصبی خودکار است.

سیستم عصبی خودکار (Autonomic Nervous System) در تنظیم ضربان قلب، فشار خون، تنفس، دمای بدن، گوارش و بسیاری از فرآیندهای همئوستاتیک نقش دارد. برخی بیماران مبتلا به وضعیت پس از کووید، علائمی مانند تپش قلب، سرگیجه هنگام ایستادن، عدم تحمل فعالیت و اختلالات تنظیم فشار خون را تجربه می‌کنند.

این یافته‌ها سبب شده است پژوهشگران به نقش اختلال تنظیم خودکار (Dysautonomia) در برخی فنوتیپ‌های لانگ‌کووید توجه ویژه‌ای نشان دهند. البته بسیاری از شواهد موجود همچنان مشاهده‌ای هستند و سازوکار دقیق این اختلالات هنوز به‌طور کامل مشخص نشده است. 

از دیدگاه نورولوژی، این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد تجربه بیمار ممکن است حاصل اختلال یک شبکه باشد، نه یک ضایعه منفرد در یک ناحیه خاص از مغز.

چرا شدت بیماری اولیه اهمیت دارد؟

در مطالعه اولیه تهران، بستری طولانی‌تر و وجود بیماری‌های زمینه‌ای با مشکلات روانی بیشتر همراه گزارش شده بود. این یافته از نظر بالینی قابل توجه است، اما نباید آن را به این معنا تفسیر کرد که هر فردی با بستری طولانی الزاماً دچار اختلال روانی خواهد شد.

شدت بیماری می‌تواند از مسیرهای مختلف بر مغز اثر بگذارد. هیپوکسمی (Hypoxemia)، التهاب سیستمیک، اختلال خواب، درد، بی‌تحرکی، مصرف برخی داروها، استرس ناشی از بستری شدن و در موارد شدید، مراقبت‌های ویژه و دلیریوم (Delirium) همگی می‌توانند در پیامدهای عصبی و شناختی نقش داشته باشند.

از این منظر، پدیده‌ای مانند سندرم پس از مراقبت‌های ویژه (Post-Intensive Care Syndrome; PICS) نیز باید از برخی پیامدهای اختصاصی عفونت SARS-CoV-2 تفکیک شود.

یک نکته مهم درباره عدد ۵۰ درصد

یکی از مهم‌ترین اصلاحات علمی که باید هنگام بازنشر این مطلب در سال ۲۰۲۶ انجام شود، توجه به زمینه مطالعه اولیه است.

«۵۰ درصد» یک عدد مربوط به یک پیمایش در تهران در ابتدای همه‌گیری و در میان بیمارانی بود که به دلیل کووید-۱۹ در بیمارستان بستری شده و سپس ترخیص شده بودند. این عدد را نمی‌توان به تمام افرادی که در سال‌های بعد به SARS-CoV-2 مبتلا شده‌اند تعمیم داد.

در پژوهش‌های مربوط به پیامدهای پس از کووید، تفاوت در تعریف Long COVID، زمان پیگیری، شدت بیماری، نوع جمعیت مورد مطالعه، وجود یا نبود گروه کنترل و روش سنجش علائم می‌تواند باعث تفاوت چشمگیر در برآورد شیوع شود. سازمان جهانی بهداشت نیز به ناهمگونی شواهد مربوط به پیامدهای روانی پس از کووید و محدودیت برخی مطالعات، از جمله نبود گروه کنترل فعال در بخشی از پژوهش‌ها، اشاره کرده است. 

بنابراین، ارزش علمی گزارش تهران در درجه نخست در این است که بخشی از نخستین شواهد بالینی درباره بار روانی پس از بستری ناشی از کووید-۱۹ را ثبت کرده است؛ نه اینکه عدد ۵۰ درصد را به‌عنوان یک شیوع ثابت و جهانی در نظر بگیریم.

کووید-۱۹ و مغز؛ از یک بیماری حاد تا یک مسئله طولانی‌مدت

در سال‌های نخست همه‌گیری، تمرکز اصلی پزشکی بر نجات بیماران مبتلا به پنومونی، نارسایی تنفسی و عوارض حاد بود. اما با گذشت زمان مشخص شد که پایان تب و ترخیص از بیمارستان همیشه به معنای پایان بیماری نیست.

امروزه وضعیت پس از کووید به‌عنوان یک بیماری یا سندرم چندسیستمی مورد توجه قرار می‌گیرد که می‌تواند ماه‌ها پس از عفونت ادامه یابد. مرورهای جدید حتی نشان می‌دهند که برخی علائم شناختی، اختلال خواب و خستگی ممکن است ۱۲ تا ۲۴ ماه یا بیشتر ادامه پیدا کنند و در برخی افراد تأثیر قابل توجهی بر عملکرد روزمره و کیفیت زندگی داشته باشند. 

در عین حال، این موضوع به معنای آن نیست که همه افراد مبتلا به کووید دچار آسیب پایدار مغزی می‌شوند. مسیر بیماری در افراد بسیار متفاوت است و بسیاری از بیماران بدون پیامدهای طولانی‌مدت قابل توجه به وضعیت طبیعی بازمی‌گردند.

آیا تغییرات مغزی پس از کووید در تصویربرداری نیز دیده می‌شود؟

مطالعات تصویربرداری عصبی نیز به این بحث ابعاد تازه‌ای داده‌اند.

برخی پژوهش‌ها تغییراتی در ساختار یا عملکرد مغز پس از عفونت SARS-CoV-2 گزارش کرده‌اند؛ با این حال، وجود یک تغییر تصویربرداری به‌تنهایی به معنای ایجاد یک بیماری نورودژنراتیو یا آسیب برگشت‌ناپذیر نیست.

برای نمونه، مطالعات MRI تغییراتی در برخی نواحی مغز و شبکه‌های عصبی را گزارش کرده‌اند، اما اهمیت بالینی، دوام و ارتباط مستقیم آنها با علائم فردی همچنان موضوع پژوهش است. 

به همین دلیل، تفسیر تصویربرداری باید همیشه در کنار شرح حال، معاینه نورولوژیک، ارزیابی شناختی و وضعیت روان‌پزشکی بیمار انجام شود.

از تجربه کرونا چه چیزی برای آینده علوم اعصاب باقی مانده است؟

شاید مهم‌ترین میراث علمی همه‌گیری این باشد که مرز میان نورولوژی، روان‌پزشکی، ایمونولوژی، عصب‌شناسی خودکار و پزشکی توان‌بخشی بیش از گذشته در هم تنیده شده است.

مغز در خلأ فعالیت نمی‌کند. اختلال در ایمنی می‌تواند بر مغز اثر بگذارد؛ اختلال خواب می‌تواند عملکرد شناختی را تغییر دهد؛ اختلال خودکار می‌تواند خستگی و سرگیجه ایجاد کند؛ و اضطراب و افسردگی نیز می‌توانند تجربه علائم جسمانی و شناختی را تشدید کنند.

به همین دلیل، نگاه امروزی به لانگ‌کووید باید چندبعدی باشد. بیمار مبتلا به خستگی و اختلال تمرکز الزاماً فقط به یک درمان روان‌پزشکی نیاز ندارد؛ همان‌طور که هر علامت شناختی پس از کووید نیز الزاماً ناشی از یک ضایعه ساختاری مغز نیست.

ارزیابی دقیق باید بر اساس فنوتیپ بالینی بیمار انجام شود و در صورت نیاز، متخصص مغز و اعصاب، روان‌پزشک، متخصص طب توان‌بخشی، پزشک داخلی و سایر اعضای تیم درمان در کنار یکدیگر قرار گیرند.

آیا مشکلات روانی پس از کرونا قابل درمان هستند؟

در بسیاری از افراد، علائم به‌تدریج کاهش می‌یابند؛ اما در صورت تداوم یا شدت علائم، ارزیابی حرفه‌ای اهمیت دارد.

اضطراب یا افسردگی پایدار، اختلال شدید خواب، مشکلات قابل توجه حافظه و تمرکز، تغییرات رفتاری، حملات پانیک، افکار آسیب به خود، یا کاهش محسوس عملکرد شغلی و اجتماعی نیازمند ارزیابی پزشکی هستند.

درمان باید متناسب با مشکل غالب انتخاب شود. مداخلات روان‌شناختی، درمان اختلال خواب، توان‌بخشی شناختی (Cognitive Rehabilitation)، مدیریت خستگی، درمان بیماری‌های همراه و در موارد لازم درمان دارویی می‌توانند بخشی از برنامه درمانی باشند.

در مقابل، نباید هر مکمل، دارو یا برنامه توان‌بخشی را به‌عنوان درمان قطعی لانگ‌کووید معرفی کرد. شواهد درمانی در این حوزه هنوز در حال تکامل است و بسیاری از رویکردها به مطالعات کنترل‌شده بیشتری نیاز دارند. مرور سال ۲۰۲۶ در Nature Reviews Neurology نیز بر ماهیت عمدتاً علامت‌محور و چندرشته‌ای مدیریت وضعیت پس از کووید تأکید می‌کند.

کرونا تمام شد، اما یک درس مهم برای علوم اعصاب باقی ماند

امروز که از روزهای بحرانی همه‌گیری فاصله گرفته‌ایم، خبرهایی مانند «۵۰ درصد از بهبودیافتگان کرونا از مشکلات روحی روانی شکایت دارند» ممکن است در نگاه نخست صرفاً بخشی از تاریخ پزشکی به نظر برسند؛ اما در حقیقت، چنین گزارش‌هایی یکی از نخستین نشانه‌های تغییری بزرگ در نگاه ما به بیماری‌های عفونی بودند.

کووید-۱۹ به جامعه پزشکی یادآوری کرد که بهبودی یک مفهوم دوگانه و ساده «بیمار یا سالم» نیست. ممکن است عفونت حاد برطرف شود، اما برخی شبکه‌های زیستی، شناختی و روانی برای مدتی طولانی‌تر درگیر باقی بمانند.

از سوی دیگر، تجربه کووید نشان داد که مغز و روان را نمی‌توان از بدن جدا کرد. التهاب، ایمنی، عروق، خواب، سیستم عصبی خودکار، شناخت و هیجان در یک شبکه به‌هم‌پیوسته عمل می‌کنند.

امروزه می‌دانیم که وضعیت پس از کووید مجموعه‌ای ناهمگون از علائم است و مکانیسم‌های آن نیز احتمالاً در همه بیماران یکسان نیست. فرضیه‌هایی مانند اختلال تنظیم ایمنی، التهاب عصبی، اختلال میکروواسکولار، تغییرات عملکردی و ساختاری مغز، اختلال سیستم عصبی خودکار و تغییرات محور روده ـ مغز همچنان در حال بررسی هستند.

بنابراین، مهم‌ترین پیام این مقاله شاید دیگر «۵۰ درصد» نباشد؛ بلکه این باشد که بیماری‌های عفونی را باید فراتر از عامل بیماری‌زا و اندام هدف اولیه آنها مطالعه کرد.

کووید-۱۹ از ریه‌ها آغاز شد، اما برای علوم اعصاب یک پرسش بزرگ‌تر به جا گذاشت: وقتی یک عفونت سیستمیک شبکه پیچیده بدن را دچار آشفتگی می‌کند، مغز چگونه خود را با این آشفتگی تطبیق می‌دهد و چه مدت طول می‌کشد تا دوباره به تعادل برسد؟

پاسخ کامل این پرسش هنوز در دسترس نیست. اما مسیر پژوهش روشن‌تر از گذشته است؛ مسیری که در آن نورولوژی، روان‌پزشکی، علوم اعصاب شناختی، ایمونولوژی، عصب‌فیزیولوژی و پزشکی توان‌بخشی بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر نزدیک شده‌اند.

و شاید همین مهم‌ترین میراث علمی همه‌گیری باشد: فهم این واقعیت که سلامت مغز، سلامت روان و سلامت بدن سه قلمرو جداگانه نیستند؛ بلکه اجزای یک سامانه یکپارچه‌اند.

منابع

Matthews R, Alam A, Bullmore E, et al. Understanding the long-term neurological effects of SARS-CoV-2 infection. Nature Reviews Neurology. 2026;22:351–365. (Nature)

Wilson JE, Gurdasani D, Helbok R, et al. COVID-19-associated neurological and psychological manifestations. Nature Reviews Disease Primers. 2025;11:91. (Nature)

Peluso MJ, et al. The neurobiology of SARS-CoV-2 infection. Nature Reviews Neuroscience. 2023. (Nature)

Goldstein DS. Post-COVID dysautonomias: what we know and (mainly) what we don’t know. Nature Reviews Neurology. 2024;20:99–113. (Nature)

World Health Organization. Post COVID-19 condition (long COVID). (سازمان بهداشت جهانی)

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 21

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد