نقد فعالیت ۱ زیستشناسی دهم؛ آیا علم میتواند خبرهای خوب و بد را تعیین کند؟

وقتی علم را از داوری ارزشی جدا میکنیم، «خبر خوب و بد» چه معنایی دارد؟
فعالیت ۱ زیستشناسی دهم از دانشآموز میخواهد در یک روزنامه یا وبگاه خبری، خبرهای مرتبط با زیستشناسی را شناسایی کند و سپس مشخص کند که چه تعداد از این خبرها «خوب» و چه تعداد «بد» هستند. در نگاه نخست، این فعالیت ساده و حتی جذاب به نظر میرسد؛ اما در کنار یکی از گزارههای مهم همین فصل، پرسشی عمیقتر شکل میگیرد: اگر پژوهشگران علوم تجربی نمیتوانند دربارهٔ خوبی و بدی، زشتی و زیبایی یا ارزشهای هنری و ادبی داوری علمی کنند، دانشآموز بر چه اساسی باید یک خبر زیستی را خوب یا بد بداند؟
اینجا دقیقاً مرزی میان «واقعیت علمی» و «ارزشگذاری» پدیدار میشود که توجه به آن برای آموزش علم بسیار ضروری است.
علم تجربی اساساً با پرسشهایی سروکار دارد که بتوان آنها را با مشاهده، اندازهگیری، آزمایش و شواهد بررسی کرد. برای مثال، پژوهشگر میتواند نشان دهد یک بیماری چه شیوعی دارد، یک دارو چه اثری ایجاد میکند، آلودگی چه تغییری در یک جمعیت زیستی به وجود آورده یا یک گونه در معرض خطر انقراض قرار گرفته است. اما اینکه این پیامد را «خوب» یا «بد» بنامیم، دیگر صرفاً یک گزارهٔ علمی نیست؛ بلکه به معیارهای انسانی، اجتماعی، اخلاقی و ارزشی نیز وابسته است.
برای نمونه، خبر «کاهش جمعیت یک گونهٔ جانوری» از نظر زیستشناختی یک واقعیت قابل سنجش است؛ اما تعبیر آن بهعنوان «خبر بد» مستلزم آن است که ابتدا ارزش حفظ تنوع زیستی، پیامدهای بومشناختی و اهمیت آن برای انسان یا طبیعت را در نظر بگیریم. بنابراین، «بد بودن» در اینجا یک دادهٔ آزمایشگاهی نیست که پژوهشگر بتواند آن را با دستگاه اندازهگیری کند.
البته این به معنای بیمعنا بودن عبارت «خبر خوب و بد» نیست. در زبان روزمره و روزنامهنگاری، چنین عبارتی کاملاً رایج است و معمولاً به پیامدهای مطلوب یا نامطلوب یک رویداد برای انسان، محیطزیست یا سایر جانداران اشاره دارد. مسئله این است که دانشآموز باید بداند این «خوب و بد» با «خوب و بد علمی» تفاوت دارد.
از همین رو، شاید صورتبندی دقیقتر فعالیت این بود که از دانشآموز خواسته شود خبرهای زیستی را بر اساس پیامدهای مثبت یا منفی گزارششده، برای انسان، سایر جانداران یا محیطزیست دستهبندی کند و سپس توضیح دهد این دستهبندی بر چه معیاری انجام شده است.
این تفاوت ظریف، در حقیقت فرصتی ارزشمند برای آموزش یکی از بنیادیترین اصول تفکر علمی است: علم میتواند دربارهٔ آنچه هست، شواهد نیرومند فراهم کند؛ اما دربارهٔ آنچه باید خوب، بد، مطلوب یا نامطلوب تلقی شود، همیشه تنها علم تصمیمگیرنده نیست.
بنابراین، این فعالیت را نباید صرفاً یک تمرین ساده برای شمردن خبرهای زیستی دانست؛ بلکه میتوان آن را نقطهٔ آغاز گفتوگویی بسیار مهم دربارهٔ مرز میان «واقعیت»، «تفسیر» و «ارزش» در علم دانست؛ مرزی که شناخت درست آن، دانشآموز را از حفظ کردن مطالب زیستشناسی به سوی تفکر علمی واقعی هدایت میکند.
