بزرگترین گلبهخودی ایران در عصر فناوری | ماجرای قطع اینترنت و مرگ اقتصاد دیجیتال

وقتی اینترنت را میبندیم، آینده را خاموش میکنیم؛ تبیینی تمدنی از یک گلبهخودی ملی
در روزگاری که از میان ده شرکت بزرگ جهان، هفت شرکت بهطور مستقیم در قلمرو فناوری، داده و هوش مصنوعی فعالیت میکنند، و نهتنها از حیث ارزش بازار بلکه از منظر سودآوری و نفوذ ژئواکونومیک، غولهای تاریخی نفت و انرژی را به چالش کشیدهاند، بستن یا محدودسازی اینترنت برای کشوری چون ایران، نه یک تصمیم اداری، بلکه یک انتحار تدریجی اقتصادی و تمدنی است.
اینجا دیگر سخن از «سرگرمی دیجیتال» یا «شبکههای اجتماعی» نیست؛ سخن از موتور خلق ثروت در قرن بیستویکم است. سخن از زیرساخت اصلی اقتصاد نوین است. سخن از همان شریان حیاتی است که اگر قطع شود، نه فقط گردش خون کسبوکارها، که گردش اندیشه، نوآوری و امید نیز از کار میافتد.
اقتصاد دیجیتال؛ صورتبندی جدید قدرت
در قرن بیستم، قدرت در دست آنان بود که نفت داشتند، پالایشگاه داشتند و ناوگان نظامی.
در قرن بیستویکم، قدرت در دست آنان است که داده دارند، الگوریتم دارند و شبکه دارند.
امروز گوگل، اپل، مایکروسافت، آمازون، متا و انویدیا نه صرفاً شرکتهایی تجاری، بلکه کنشگران ژئوپلیتیک هستند؛ بازیگرانی که گاه تصمیمهایشان از بسیاری دولتها مؤثرتر است.
وقتی ارزش بازار یک شرکت فناوری از تولید ناخالص داخلی دهها کشور فراتر میرود، دیگر نمیتوان گفت اینترنت «ابزار فرعی» است.
اینترنت، امروز زیرساخت قدرت ملی است.
و کشوری که دسترسی شهروندانش را به این زیرساخت میبندد، در واقع دارد داوطلبانه از مسابقه قدرت کنار میکشد.
قطع اینترنت؛ فقط خاموشی شبکه نیست، خاموشی امکان است
وقتی دسترسی ۹۳ میلیون ایرانی به اینترنت و جریان آزاد اطلاعات مختل میشود، آنچه قطع میگردد فقط چند اپلیکیشن یا سایت نیست؛ بلکه:
زنجیره ارزش هزاران کسبوکار دیجیتال فرو میریزد
بازارهای صادرات خدمات فناورانه نابود میشود
اعتماد سرمایهگذار داخلی و خارجی متلاشی میگردد
مهاجرت نخبگان شتاب میگیرد
و از همه خطرناکتر: باور به امکان آینده بهتر فرومیپاشد
این دیگر فقط خسارت اقتصادی نیست؛ این یک ضربه روانی-تمدنی است.
جامعهای که حس کند آیندهاش از بیرون قفل شده، بهتدریج دچار فرسایش امید میشود؛ و هیچ جامعهای بدون امید، توسعه نمییابد.
تناقض بنیادین: شعار توسعه، ابزار انسداد
ما از «اقتصاد دانشبنیان» سخن میگوییم، اما ابزار دانش را میبندیم.
از «جذب سرمایه» میگوییم، اما محیط سرمایه را ناامن میکنیم.
از «حمایت از استارتاپها» میگوییم، اما شریان حیاتشان را قطع میکنیم.
این همان پارادوکس ویرانگری است که توسعه را نه از بیرون، بلکه از درون نابود میکند.
چگونه میتوان از افزایش سهم اقتصاد دیجیتال از اقتصاد کشور سخن گفت، اما همزمان دسترسی به بزرگترین موتور جستوجوی دنیا، ابزارهای تحلیل داده، بازارهای جهانی فریلنسری، پلتفرمهای آموزش آنلاین و شبکههای توزیع محتوا را محدود کرد؟
این همان است که بخواهی در بیابان کشاورزی کنی اما آب را ببندی.
اینترنت؛ دیگر یک «خدمت» نیست، یک «حق توسعه» است
در جهان امروز، اینترنت نه یک امتیاز لوکس، بلکه یک حق توسعهای است؛ همانند حق آموزش، حق بهداشت و حق اشتغال.
زیرا بدون اینترنت:
آموزش به مهارتهای قرن ۲۱ ممکن نیست
پزشکی دیجیتال شکل نمیگیرد
بانکداری نوین معنا ندارد
شفافیت اقتصادی نابود میشود
دولت الکترونیک به شوخی بدل میگردد
و جامعهای که از این حقوق محروم شود، عملاً از چرخه رقابت جهانی حذف شده است.
قطع اینترنت؛ خودتحریمی هوشمند یا سادهلوحانه؟
سالهاست که از «تحریم خارجی» مینالیم، اما آیا توجه کردهایم که گاه خودمان مؤثرتر از هر دشمنی تحریم میکنیم؟
تحریم خارجی شاید ورود کالا را سخت کند،
اما قطع اینترنت، تولید ارزش را نابود میکند.
تحریم خارجی ممکن است سرمایه را فراری دهد،
اما انسداد دیجیتال، ایده را میکشد.
تحریم خارجی شاید مسیرها را ببندد،
اما بستن اینترنت، خلاقیت را خفه میکند.
و ملتی که خلاقیتش خاموش شود، حتی اگر تحریم هم برداشته شود، دیگر چیزی برای عرضه نخواهد داشت.
تجربه جهانی: هیچ کشوری با بستن اینترنت توسعه نیافته است
نگاهی به مسیر کشورهای موفق بیندازیم:
کره جنوبی، سنگاپور، هند، استونی، چین، امارات…
همه این کشورها با وجود تفاوتهای سیاسی، یک اصل مشترک دارند:
سرمایهگذاری گسترده بر اینترنت آزاد، پایدار و پرسرعت
حتی چین، با وجود کنترل سیاسی شدید، هرگز اینترنت را از حیث اقتصادی مختل نکرده است؛ بلکه آن را به ابزار قدرت اقتصادی بدل کرده است.
هیچ کشوری در جهان با فیلتر گسترده، اختلال پایدار و نااطمینانی دیجیتال به توسعه نرسیده است.
توسعه، همواره بر دوش دسترسی آزاد به دانش و ابزار تولید نوین حرکت کرده است.
مسئله فقط کسبوکار نیست؛ مسئله شأن تمدنی است
قطع اینترنت فقط بستن راه درآمد نیست؛
بستن راه مشارکت تمدنی ایران در جهان نو است.
جهان امروز، جهان روایتها، دادهها، تصویرها، الگوریتمها و شبکههاست.
اگر در این جهان نباشی، انگار نیستی.
ملتی که نتواند روایت خود را، دانش خود را، محصول خود را و فرهنگ خود را در شبکه جهانی عرضه کند، ناگزیر به مصرفکننده منفعل روایت دیگران تبدیل میشود.
و این یعنی از دست دادن قدرت نرم، هویت فعال و حضور مؤثر تمدنی.
اینترنت آزاد، دشمن امنیت نیست؛ پیششرط امنیت پایدار است
برخلاف تصور رایج، امنیت پایدار از انسداد نمیآید؛
امنیت پایدار از:
رفاه نسبی
اشتغال پایدار
امید اجتماعی
و مشارکت عمومی
میآید.
و همه اینها در جهان امروز بدون اقتصاد دیجیتال ممکن نیست.
قطع اینترنت شاید برای ساعاتی آرامش ظاهری ایجاد کند،
اما در بلندمدت، نارضایتی انباشته، بیکاری گسترده، مهاجرت فزاینده و فرسایش سرمایه اجتماعی تولید میکند؛
و هیچ تهدیدی خطرناکتر از فرسایش سرمایه اجتماعی نیست.
بزرگترین گلبهخودی تاریخ توسعه ایران
اگر روزی مورخان توسعه بخواهند درباره چرایی عقبماندن ایران از موج چهارم انقلاب صنعتی بنویسند، بیتردید یکی از مهمترین عوامل را چنین خواهند نوشت:
«در زمانی که جهان با شتابی بیسابقه بهسوی اقتصاد دادهمحور میرفت، ایران دسترسی شهروندان خود به اینترنت را محدود کرد.»
این همان گلبهخودی تمامعیاری است که نه فقط یک مسابقه، بلکه یک فصل کامل از تاریخ توسعه را میبازد.
راه پیشرو: اینترنت بهمثابه تعهد حاکمیتی
اگر بخواهیم سهم اقتصاد دیجیتال از اقتصاد کشور افزایش یابد، اگر بخواهیم از مهاجرت نخبگان بکاهیم، اگر بخواهیم اشتغال پایدار بسازیم، اگر بخواهیم قدرت نرم ایران احیا شود، باید یک اصل را بیقیدوشرط بپذیریم:
اینترنت باید همواره، پایدار، آزاد و غیرقابلتعطیل باشد.
نه بهعنوان امتیاز،
بلکه بهعنوان تعهد حاکمیتی به آینده کشور.
تعهدی که حتی در بحرانیترین شرایط نیز نقض نشود.
زیرا کشوری که در بحرانها اینترنتش را قطع میکند، در واقع دارد ابزار عبور از بحران را نابود میکند.
سخن پایانی: آینده را با دست خود خاموش نکنیم
اینترنت فقط کابل و سیگنال نیست؛
اینترنت یعنی:
امکان رؤیاپردازی
امکان ساختن
امکان جهانیشدن
امکان بهتر زیستن
خاموشکردن آن، خاموشکردن آینده است.
و هیچ ملتی حق ندارد آینده نسلهایش را قربانی تصمیمهای کوتاهمدت کند.
اگر قرار است ایران سهمی از جهان آینده داشته باشد،
اگر قرار است در نقشه تمدن دیجیتال جهانی نقطهای روشن باشد،
نخستین گام، نه شعار است، نه همایش، نه سند؛
بلکه فقط و فقط:
تعهد بیقیدوشرط به اینترنت آزاد، پایدار و در دسترس برای همه ایرانیان.
زیرا در جهان امروز،
کشوری که اینترنت ندارد،
آینده ندارد.
