دودستی چیست؟ ۱۰ حقیقت علمی درباره افراد دو دست و مغز آن‌ها

دودستی چیست؟ ۱۰ حقیقت علمی درباره مغز، توانایی‌های حرکتی و افراد دو دست

اگر از شما بپرسند کدام دستتان غالب است، احتمالاً بدون درنگ پاسخ می‌دهید: راست یا چپ. برای بیشتر انسان‌ها، انجام فعالیت‌های ظریف و پیچیده مانند نوشتن، استفاده از ابزار یا پرتاب کردن اشیا با یکی از دو دست آسان‌تر و دقیق‌تر است. این ترجیح، که در علوم اعصاب و روان‌شناسی با عنوان دست‌برتری یا دست‌دستی (Handedness) شناخته می‌شود، یکی از جلوه‌های قابل مشاهده جانبی‌شدن عملکرد مغز (Brain Lateralization) است.

اما همه انسان‌ها الگوی یکسانی ندارند.

گروهی از افراد می‌توانند از هر دو دست خود برای انجام برخی فعالیت‌ها استفاده کنند و در گروهی کوچک‌تر، توانایی دو دست برای انجام یک فعالیت مشابه تقریباً یکسان است. این ویژگی را دودستی (Ambidexterity) می‌نامیم.

البته یک نکته بسیار مهم وجود دارد: «دودست بودن» با اینکه فرد برای کارهای مختلف از دست‌های متفاوت استفاده کند، دقیقاً یکسان نیست. در پژوهش‌های علمی، Mixed-handedness یا «دست‌برتری مختلط» معمولاً به افرادی گفته می‌شود که برای فعالیت‌های مختلف، دست‌های متفاوتی را ترجیح می‌دهند؛ در حالی که Ambidexterity به توانایی نسبتاً برابر دو دست در انجام یک فعالیت اشاره دارد. همین تفاوت ظاهراً کوچک می‌تواند نتایج پژوهش‌ها درباره شیوع و ویژگی‌های افراد دو دست را به‌طور قابل‌توجهی تغییر دهد. 

در ادامه با ۱۰ حقیقت علمی درباره دودستی و رابطه آن با مغز و رفتار انسان آشنا می‌شویم.

۱. دودستی طبیعی نسبتاً نادر است

حدود ۹۰ درصد انسان‌ها ترجیح قابل‌توجهی برای استفاده از دست راست دارند و حدود ۱۰ درصد نیز چپ‌دست هستند؛ بااین‌حال، برآورد دقیق شیوع دودستی به معیار مورد استفاده برای تعریف آن وابسته است.

برخی مطالعات جمعیتی، گروهی در حدود ۱ درصد را فاقد ترجیح واضح برای یک دست دانسته‌اند. بااین‌حال، هنگامی که پژوهشگران از پرسش‌نامه‌ها و معیارهای دقیق‌تر برای سنجش مهارت و ترجیح هر دو دست استفاده می‌کنند، اعداد متفاوتی به دست می‌آید. برای مثال، یک مطالعه که تلاش کرد معیار مشخص‌تری برای طبقه‌بندی دودستی ایجاد کند، حدود ۳٫۳ درصد از افراد نمونه را در گروه دودست قرار داد. (Nature)

بنابراین بهتر است به جای بیان قطعی اینکه «فقط یک درصد انسان‌ها دودست هستند»، گفته شود که دودستی واقعی و برابر، پدیده‌ای نسبتاً نادر است و شیوع گزارش‌شده آن به تعریف و روش اندازه‌گیری بستگی دارد.

این موضوع یکی از مهم‌ترین نکات روش‌شناختی در مطالعات Handedness است.

۲. هر فردی که با هر دو دست کار می‌کند، الزاماً دودست نیست

این شاید مهم‌ترین سوءبرداشت درباره دودستی باشد.

ممکن است فردی با دست راست بنویسد، اما با دست چپ خود توپ پرتاب کند یا برخی ابزارها را با دست چپ به کار ببرد. چنین فردی لزوماً Ambidextrous نیست.

در اینجا اصطلاح Mixed-handedness اهمیت پیدا می‌کند.

در دست‌برتری مختلط، فرد ممکن است برای فعالیت‌های گوناگون، ترجیح‌های متفاوتی داشته باشد؛ درحالی‌که در دودستی واقعی، فرد می‌تواند یک مهارت مشخص را با هر دو دست در سطحی نزدیک به هم انجام دهد.

پژوهشگران به همین دلیل تأکید می‌کنند که استفاده از واژه‌های «دودستی»، «دست‌برتری مختلط» و «غیرراست‌دست» به جای یکدیگر می‌تواند نتایج پژوهش‌ها را دچار ابهام کند. (PubMed Central (PMC))

پس اگر کسی بگوید «من با هر دو دست کار می‌کنم»، هنوز برای تعیین نوع Handedness او به ارزیابی دقیق‌تر نیاز داریم.

۳. دودستی با سازمان‌یافتگی مغز ارتباط دارد

دست‌برتری فقط یک ویژگی عضلانی نیست؛ بلکه با نحوه سازمان‌یافتگی عملکردی مغز ارتباط دارد.

مغز انسان دارای دو نیمکره است که در عین همکاری بسیار نزدیک، در برخی عملکردها تخصص‌های متفاوتی دارند. این پدیده را جانبی‌شدن مغز (Cerebral Lateralization) می‌نامند.

برای مثال، در بیشتر افراد راست‌دست، کنترل حرکات ظریف دست راست عمدتاً تحت تأثیر نیمکره چپ قرار دارد. همچنین زبان در بیشتر افراد عمدتاً در شبکه‌های نیمکره چپ سازمان یافته است. بااین‌حال، رابطه میان دست‌برتری و سازمان‌یافتگی مغز کاملاً ساده و یک‌به‌یک نیست. (Nature)

پژوهش‌های تصویربرداری عصبی نشان داده‌اند که میان دست‌برتری، جانبی‌شدن حرکتی و جانبی‌شدن زبان ارتباط وجود دارد، اما این ارتباط به معنای آن نیست که مغز افراد دودست کاملاً «متقارن» است یا اینکه هر دو نیمکره در تمام عملکردها دقیقاً به یک اندازه فعال هستند. (PubMed)

به بیان ساده‌تر، دودستی می‌تواند بازتابی از تفاوت در سازمان‌دهی عصبی و کنترل حرکتی باشد، نه صرفاً یک توانایی مکانیکی دست‌ها.

۴. دست‌برتری از سال‌های ابتدایی زندگی شکل می‌گیرد

ترجیح استفاده از یک دست، ویژگی‌ای نیست که ناگهان در بزرگسالی ایجاد شود.

شواهد پژوهشی نشان می‌دهد Hand Preference از سال‌های نخست زندگی شکل می‌گیرد و عوامل متعددی در ایجاد آن نقش دارند؛ از جمله عوامل ژنتیکی، رشد عصبی، محیط و تجربه.

پژوهش‌های جمعیتی بزرگ نیز نشان داده‌اند که دست‌برتری تحت تأثیر عوامل فرهنگی قرار دارد. برای مثال، فشار اجتماعی برای استفاده از دست راست می‌تواند باعث شود برخی افراد چپ‌دست، در بزرگسالی خود را راست‌دست معرفی کنند یا در فعالیت‌هایی مانند نوشتن از دست راست استفاده کنند. (Nature)

مطالعه‌ای بر بیش از ۳۰ هزار فرد بزرگسال در فنلاند نیز نشان داد که بخشی از افرادی که در کودکی چپ‌دست یا دودست گزارش شده بودند، در بزرگسالی الگوی متفاوتی از استفاده از دست داشتند؛ به‌ویژه در افرادی که برای استفاده از دست راست تحت فشار قرار گرفته بودند. (PubMed)

بنابراین، تاریخچه تربیتی فرد نیز هنگام مطالعه دست‌برتری اهمیت دارد.

۵. آیا افراد دودست از نظر هوش ضعیف‌ترند؟

این ادعا که افراد دودست الزاماً در زمینه هوش یا توانایی‌های ذهنی ضعیف‌تر هستند، پشتوانه علمی کافی ندارد.

در گذشته، برخی مطالعات رابطه‌هایی میان دست‌برتری غیرمعمول و عملکرد تحصیلی یا شناختی گزارش کرده بودند. برای مثال، در یک مطالعه طولی در فنلاند، کودکان دارای دست‌برتری مختلط نسبت به راست‌دست‌ها با احتمال بیشتری مشکلات زبان و عملکرد تحصیلی را نشان دادند. (PubMed)

اما این یافته را نمی‌توان به معنای پایین‌تر بودن هوش افراد دودست دانست.

یک فراتحلیل گسترده درباره رابطه دست‌برتری و هوش نشان داد که تفاوت‌های هوشی میان گروه‌های مختلف دست‌برتری در جمعیت عمومی بسیار ناچیز یا فاقد اهمیت عملی هستند. در این مطالعه، در گروه افراد مختلط‌دست نیز تفاوت معناداری در میانگین IQ نسبت به راست‌دست‌ها مشاهده نشد. (PubMed)

حتی درباره عملکرد تحصیلی نیز باید محتاط بود. یک مرور نظام‌مند و فراتحلیل از مطالعات مربوط به Laterality نشان داد که شواهد موجود از وجود رابطه قابل‌اعتماد میان دست‌برتری متقاطع و هوش یا پیشرفت تحصیلی حمایت نمی‌کنند. (PubMed Central (PMC))

بنابراین نباید به یک کودک یا بزرگسال دودست برچسب «کم‌هوش‌تر» یا «ضعیف‌تر از نظر تحصیلی» زد.

۶. آیا دودستی با ADHD ارتباط دارد؟

رابطه میان دست‌برتری غیرمعمول (Atypical Handedness) و برخی اختلالات عصبی‌رشدی موضوع پژوهش‌های فراوانی بوده است.

در یک مطالعه طولی بزرگ روی کودکان فنلاندی، افراد دارای دست‌برتری مختلط در مقایسه با راست‌دست‌ها احتمال بیشتری برای برخی مشکلات زبان، عملکرد تحصیلی و علائم اختلال کم‌توجهی/بیش‌فعالی (Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder; ADHD) نشان دادند. (PubMed)

بااین‌حال، مطالعات بعدی نشان داده‌اند که این رابطه نباید بیش از اندازه ساده‌سازی شود.

یک فراتحلیل اختصاصی درباره دست‌برتری و ADHD نشان داد که شواهد مربوط به افزایش چپ‌دستی و دست‌برتری مختلط در ADHD به‌طور جداگانه قاطع نیست، اگرچه برای غیرراست‌دست بودن (Non-right-handedness) شواهدی از افزایش فراوانی وجود دارد. (PubMed)

بنابراین، دودستی نشانه یا علت ADHD نیست؛ بلکه در سطح جمعیتی ممکن است با برخی الگوهای رشد عصبی همبستگی داشته باشد.

این تفاوت میان «همبستگی» و «علّیت» در تفسیر پژوهش‌های علوم اعصاب بسیار مهم است.

۷. میان دست‌برتری غیرمعمول و اسکیزوفرنی نیز ارتباط آماری گزارش شده است

یکی از حوزه‌های جالب پژوهش، بررسی ارتباط Handedness با اختلالات روان‌پزشکی، از جمله اسکیزوفرنی (Schizophrenia) است.

مطالعات مختلف نشان داده‌اند که الگوهای غیرراست‌دستی، به‌ویژه دست‌برتری مختلط، در برخی گروه‌های مبتلا به اسکیزوفرنی بیشتر دیده می‌شود.

یک مرور کمّی از بیش از ۴۰ مطالعه نیز افزایش برخی انواع دست‌برتری غیرمعمول را در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی گزارش کرد. (PubMed)

شواهد جدیدتر نیز این ارتباط را در سطح جمعیتی تأیید کرده‌اند؛ یک فراتحلیل مرتبه دوم که داده‌های ۴۰۲ مجموعه داده و بیش از ۲۰۲ هزار نفر را دربر گرفت، افزایش دست‌برتری غیرمعمول را در افراد مبتلا به برخی اختلالات روانی و عصبی‌رشدی گزارش کرد و برای اسکیزوفرنی نیز افزایش احتمال الگوهای غیرراست‌دستی و مختلط مشاهده شد. (PubMed)

اما این یافته هرگز به این معنا نیست که «دودست بودن باعث اسکیزوفرنی می‌شود» یا اینکه یک فرد دودست در آینده به اسکیزوفرنی مبتلا خواهد شد.

این ارتباط‌ها عمدتاً همبستگی‌های جمعیتی هستند و عوامل ژنتیکی، رشد عصبی و محیطی می‌توانند در آنها نقش داشته باشند.

۸. ژن‌ها تنها بخشی از داستان دست‌برتری هستند

مدت‌ها تصور می‌شد که دست‌برتری عمدتاً توسط یک ژن خاص تعیین می‌شود؛ اما امروز می‌دانیم داستان بسیار پیچیده‌تر است.

دست‌برتری یک صفت چندعاملی است که احتمالاً حاصل تعامل مجموعه‌ای از عوامل ژنتیکی، محیطی و رشدی است.

مطالعات ژنتیکی گسترده نشان داده‌اند که وراثت‌پذیری دست‌برتری محدود است و عوامل محیطی و رشدی نیز سهم قابل‌توجهی دارند. (Nature)

به همین دلیل، نسبت دادن کامل دودستی یا چپ‌دستی به یک ژن خاص، تصویری بیش از حد ساده از Neurodevelopment ارائه می‌کند.

۹. آیا افراد دودست در هنر، موسیقی یا ورزش استعداد بیشتری دارند؟

این یکی از جذاب‌ترین ادعاها درباره دودستی است؛ اما باید میان «امکان استفاده انعطاف‌پذیر از دو دست» و «استعداد ذاتی بیشتر» تفاوت گذاشت.

در برخی فعالیت‌ها، توانایی استفاده مؤثر از هر دو دست می‌تواند مزیت عملی ایجاد کند. نوازنده، ورزشکار، جراح یا هنرمندی که بتواند حرکات دقیق را با هر دو دست انجام دهد، ممکن است در شرایط خاص از این انعطاف حرکتی بهره ببرد.

اما از نظر علمی نمی‌توان گفت Ambidexterity به‌طور عمومی باعث افزایش هوش، خلاقیت یا استعداد هنری می‌شود.

حتی در پژوهش‌های مربوط به دست‌برتری و توانایی شناختی، شواهدی برای برتری عمومی یک گروه بر گروه دیگر وجود ندارد. (PubMed)

بنابراین اگرچه انعطاف حرکتی می‌تواند در برخی مهارت‌های تخصصی ارزشمند باشد، نباید آن را با «نبوغ ذاتی» یکی دانست.

۱۰. ارتباط دودستی با سینستزیا؛ یک ادعای جذاب اما نیازمند احتیاط

سینستزیا (Synesthesia) یا «هم‌آمیزی حسی»، پدیده‌ای عصبی است که در آن تحریک یا تجربه یک حوزه حسی یا شناختی به‌طور خودکار با تجربه‌ای در حوزه‌ای دیگر همراه می‌شود.

برای مثال، برخی افراد ممکن است حروف یا اعداد را با رنگ‌های خاص تجربه کنند.

در گذشته، شباهت‌هایی میان سازمان‌یافتگی مغز در افراد دارای دست‌برتری غیرمعمول و افراد دارای سینستزیا مطرح شده بود. اما شواهد موجود برای اینکه دودستی به‌طور مشخص با شیوع بیشتر سینستزیا همراه باشد، آن‌قدر قوی نیست که بتوان این موضوع را به‌عنوان یک واقعیت قطعی مطرح کرد.

حتی یک مطالعه بزرگ درباره سینستزیا، برخلاف برخی ادعاهای پیشین، افزایش قابل‌توجه چپ‌دستی را در افراد سینستتیک نسبت به جمعیت عمومی مشاهده نکرد. (PubMed)

در نتیجه، ارتباط میان Synesthesia، Handedness و Cerebral Lateralization همچنان موضوع جالبی برای پژوهش است، اما نباید از یک همبستگی احتمالی، رابطه علّی ساخت.

مغز افراد دودست؛ متفاوت، اما نه لزوماً «برتر»

شاید جذاب‌ترین نکته درباره افراد دودست این باشد که ویژگی آنها ما را با یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های علوم اعصاب روبه‌رو می‌کند:

چرا مغز انسان برای بسیاری از عملکردها کاملاً متقارن عمل نمی‌کند؟

مغز انسان در بسیاری از عملکردها دارای نوعی تخصص‌یافتگی نیمکره‌ای است. این جانبی‌شدن برای زبان، کنترل حرکتی، پردازش فضایی و بسیاری از فرایندهای شناختی اهمیت دارد. دست‌برتری نیز یکی از قابل مشاهده‌ترین جلوه‌های این سازمان‌یافتگی است.

اما «جانبی‌شدن» به معنای جدایی کامل دو نیمکره نیست.

دو نیمکره دائماً از طریق ساختارهایی مانند جسم پینه‌ای (Corpus Callosum) با یکدیگر ارتباط دارند و رفتارهای پیچیده انسانی حاصل تعامل گسترده شبکه‌های عصبی در سراسر مغز است.

از این منظر، فرد دودست را نباید انسانی با «دو مغز کاملاً برابر» تصور کرد؛ بلکه بهتر است او را فردی بدانیم که الگوی تخصص‌یافتگی حرکتی و ترجیح دستی متفاوتی دارد.

دودستی؛ یک پنجره کوچک به پیچیدگی مغز انسان

دودستی شاید در نگاه نخست تنها توانایی استفاده از هر دو دست به نظر برسد، اما مطالعه آن پنجره‌ای به سوی مفاهیم عمیق‌تری در علوم اعصاب باز می‌کند:

جانبی‌شدن مغز (Brain Lateralization)، دست‌برتری (Handedness)، کنترل حرکتی (Motor Control)، سازمان‌یافتگی نیمکره‌ای (Hemispheric Organization)، رشد عصبی (Neurodevelopment)، شبکه‌های حرکتی (Motor Networks) و حتی رابطه میان مغز و رفتار.

آنچه امروز می‌دانیم، تصویری بسیار پیچیده‌تر از باورهای قدیمی ارائه می‌دهد.

دودست بودن نه نشانه نبوغ است و نه نشانه ضعف ذهنی. همچنین به‌تنهایی بیماری، اختلال یا عامل خطر محسوب نمی‌شود. برخی الگوهای دست‌برتری غیرمعمول در مطالعات جمعیتی با بعضی ویژگی‌های عصبی‌رشدی یا روان‌پزشکی همراه شده‌اند، اما این ارتباط‌ها برای پیش‌بینی وضعیت یک فرد کافی نیستند. (PubMed)

در حقیقت، یکی از مهم‌ترین درس‌های پژوهش درباره دست‌برتری این است که مغز انسان را نمی‌توان با دوگانه‌های ساده «راست یا چپ»، «قوی یا ضعیف» و «متقارن یا نامتقارن» توضیح داد.

مغز، شبکه‌ای پویا از میلیاردها سلول عصبی و ارتباطات پیچیده است؛ و حتی چیزی به ظاهر ساده مانند اینکه با کدام دست می‌نویسیم، می‌تواند بخشی از داستان بسیار بزرگ‌تر سازمان‌یافتگی عصبی ما را آشکار کند.

شاید به همین دلیل است که دودستی بیش از آنکه یک «قدرت عجیب» باشد، نمونه‌ای زیبا از تنوع سازمان‌یافتگی مغز انسان است؛ مغزی که در طول رشد، تجربه و تعامل با محیط، راه‌های گوناگونی برای کنترل بدن و سازگاری با جهان پیرامون پیدا می‌کند.

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 28

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد