دعوت به مشارکت در یک پژوهش دانشگاهی

اطلاعات پژوهش

وقف ۱۴۰ میلیارد تومانی فرج فیضی برای آموزش و پرورش؛ تحسین یک خیر، اما چند پرسش مهم

امروز خبری خواندم که در نگاه نخست، بیش از آنکه ذهن را به اندیشه وادارد، احساس را برمی‌انگیخت: «فرج فیضی، خیر نیک‌اندیش، تمامی دارایی‌های خود به ارزش تقریبی ۱۴۰ میلیارد تومان را به نیت خیرات برای مادر فقیدش، وقف آموزش و پرورش شهرستان عجب‌شیر کرد.»

بی‌اختیار، نخستین احساسم تحسین بود؛ تحسین انسانی که بزرگ‌ترین دارایی خود را برای بزرگ‌ترین سرمایه یک جامعه، یعنی «آموزش»، وقف کرده است. اما هرچه بیشتر به این خبر اندیشیدم، بیشتر احساس کردم که ارزش واقعی آن، نه در آن چیزی است که نوشته شده، بلکه در آن چیزی است که نوشته نشده است. درست از همین‌جا بود که احساس کردم وظیفه خبرنگاری و حتی وظیفه خواننده‌ای دغدغه‌مند آغاز می‌شود.

بی‌تردید، وقف تمام دارایی یک انسان برای آموزش و پرورش، رویدادی کم‌نظیر و شایسته احترام است. اما درست از همین نقطه، وظیفه خبرنگاری آغاز می‌شود، نه اینکه پایان یابد.

اشتباه بسیاری از رسانه‌ها این است که خبر را با احساسات به پایان می‌رسانند؛ در حالی که خبرنگاری حرفه‌ای باید احساس را به پرسش تبدیل کند. تیتر «وقف ۱۴۰ میلیارد تومان» تنها آغاز خبر است، نه تمام آن.

خبرنگار اجتماعی نباید فقط مبلغ را اعلام کند و از کنار آن عبور کند؛ باید بپرسد این ۱۴۰ میلیارد تومان قرار است چگونه آینده هزاران دانش‌آموز را تغییر دهد؟ آیا این سرمایه صرف ساخت ساختمان‌هایی خواهد شد که چند سال بعد فرسوده شوند، یا صرف ساختن انسان‌هایی خواهد شد که دهه‌ها آینده این سرزمین را می‌سازند؟

اما در کنار همه این تحسین‌ها، پرسشی بنیادین نیز وجود دارد؛ پرسشی که اتفاقاً ارزش این اقدام خیرخواهانه را بیشتر آشکار می‌کند. آیا آموزش و پرورش باید تا این اندازه به خیرین وابسته باشد که چنین وقف‌هایی به یک ضرورت تبدیل شوند؟ وقف، مکمل توسعه است، نه جایگزین مسئولیت‌های حاکمیتی. اگر امروز خیری مدرسه، کتابخانه، آزمایشگاه یا امکانات آموزشی می‌سازد، این افتخار اوست؛ اما اگر نبود چنین خیرانی کیفیت آموزش را با چالش روبه‌رو کند، این دیگر افتخار نظام آموزشی نیست، بلکه زنگ هشداری برای سیاست‌گذاران است. جامعه‌ای توسعه‌یافته، خیرین را برای خلق فرصت‌های تازه و ارتقای کیفیت آموزش می‌خواهد، نه برای جبران کمبودهای اولیه و کاستی‌هایی که تأمین آن‌ها وظیفه ساختارهای عمومی است.

پرسش اساسی‌تر این است که نیت واقف چگونه تا ده‌ها سال بعد زنده خواهد ماند؟ وقف، تنها انتقال مالکیت نیست؛ انتقال یک اندیشه است. اگر سازوکار دقیقی برای اجرای نیت واقف وجود نداشته باشد، ممکن است سال‌ها بعد اصل سرمایه یا درآمد آن در مسیری هزینه شود که هیچ نسبتی با آرمان اولیه او نداشته باشد. احترام واقعی به یک واقف، تنها با تقدیر و تمجید محقق نمی‌شود؛ بلکه با صیانت دقیق از نیت او و اطمینان از اجرای کامل خواسته‌اش معنا پیدا می‌کند.

از همین رو، خبرنگار باید از مسئولان بپرسد:

– آیا متن وقف‌نامه به‌صورت شفاف منتشر خواهد شد؟

– چه نهادی بر اجرای دقیق نیت واقف نظارت می‌کند؟

– آیا گزارش عملکرد این موقوفه هر سال در اختیار افکار عمومی قرار خواهد گرفت؟

– شاخص موفقیت این وقف چیست؟ تعداد مدارس ساخته‌شده، تعداد دانش‌آموزان تحت حمایت، کاهش ترک تحصیل یا ارتقای کیفیت آموزش؟

اگر پاسخ روشنی برای این پرسش‌ها وجود نداشته باشد، جامعه فقط از «عدد ۱۴۰ میلیارد تومان» شگفت‌زده می‌شود؛ اما هرگز نخواهد فهمید این ثروت چگونه به سرمایه‌ای ماندگار برای آینده کشور تبدیل شده است.

رسانه‌ها معمولاً ارزش دارایی را می‌شمارند، اما ارزش «اثر» را نه. در حالی که آنچه یک وقف را تاریخی می‌کند، قیمت املاک نیست؛ تعداد کودکانی است که به‌واسطه آن بهتر آموزش می‌بینند، استعدادهایی است که شکوفا می‌شوند و زندگی‌هایی است که تغییر می‌کنند.

خبرنگاری اجتماعی، بلندگوی احساسات نیست؛ دیده‌بان منافع عمومی است. رسالت خبرنگار تنها ستایش یک اقدام خیرخواهانه نیست، بلکه پاسداری از آن نیز هست. ستایش، بدون مطالبه شفافیت، ناقص است؛ زیرا بزرگ‌ترین احترام به یک واقف، آن نیست که از بزرگی او سخن بگوییم، بلکه آن است که اطمینان حاصل کنیم حتی ده‌ها سال بعد نیز، یک ریال از این موقوفه خارج از نیت او هزینه نشود.

اگر رسانه‌ها پس از انتشار چنین خبرهایی دیگر هرگز سراغ سرنوشت این موقوفات نروند، رسالت خود را نیمه‌تمام رها کرده‌اند. ارزش واقعی خبرنگاری آن نیست که خبر وقف را منتشر کند؛ ارزش واقعی آن است که پنج، ده یا بیست سال بعد بازگردد و از مردم و مسئولان بپرسد: این ۱۴۰ میلیارد تومان، امروز چه اثری بر آموزش فرزندان این سرزمین گذاشته است؟ آیا دانش‌آموز بیشتری فرصت تحصیل یافته است؟ آیا کیفیت آموزش ارتقا یافته است؟ آیا نیت واقف، همان‌گونه که در وقف‌نامه آمده بود، به‌درستی اجرا شده است؟

اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن، مستند و قابل ارزیابی باشد، آن‌گاه نه‌تنها واقف به آرزوی خود رسیده است، بلکه جامعه نیز از ثمره این نیک‌اندیشی بهره برده و خبرنگاری نیز رسالت واقعی خود را انجام داده است؛ رسالتی که از تحسین آغاز می‌شود، اما به مطالبه‌گری، شفافیت و پاسداری از منافع عمومی ختم می‌شود.

تاریخ، نمونه‌ای ماندگار از چنین مسئولیت‌پذیری را پیش روی ما قرار داده است. آلفرد نوبل، ثروت خود را صرفاً نبخشید؛ او با وصیت‌نامه‌ای دقیق، شفاف و آینده‌نگر، سازوکاری طراحی کرد که بیش از یک قرن است با همان فلسفه اولیه ادامه دارد. او تنها دارایی خود را به ارث نگذاشت، بلکه شیوه بهره‌برداری از آن، نهادهای مسئول، معیارهای انتخاب و هدف نهایی آن را نیز روشن کرد. به همین دلیل است که امروز، بیش از صد سال پس از درگذشت او، هنوز جایزه نوبل دقیقاً در همان مسیری حرکت می‌کند که واقف آن ترسیم کرده بود.

شاید بزرگ‌ترین درس این تجربه تاریخی آن باشد که ماندگاری یک وقف، تنها به بزرگی سرمایه وابسته نیست؛ به شفافیت قواعد، استحکام ساختار نظارت و وفاداری به نیت واقف وابسته است. هرچه نیت روشن‌تر و سازوکار اجرا دقیق‌تر باشد، احتمال انحراف کمتر و اعتماد عمومی بیشتر خواهد بود.

از همین منظر، شایسته است جزئیات این موقوفه نیز با نهایت شفافیت در اختیار افکار عمومی قرار گیرد؛ متن وقف‌نامه، نحوه مدیریت دارایی‌ها، شیوه هزینه‌کرد درآمدها، نهادهای ناظر و گزارش‌های سالانه عملکرد. این شفافیت نه از ارزش اقدام خیرخواهانه می‌کاهد و نه نشانه بی‌اعتمادی است؛ بلکه بزرگ‌ترین احترام به واقف و بهترین تضمین برای تحقق آرمان اوست.

چه نیکو خواهد بود اگر دهه‌ها بعد، نام این موقوفه نیز همانند بسیاری از موقوفات ماندگار جهان، نه فقط با رقم دارایی، بلکه با آثار عینی آن در ارتقای آموزش، شکوفایی استعدادها و پرورش نسل‌های آینده شناخته شود. آن روز، ارزش واقعی این وقف نه در «۱۴۰ میلیارد تومان»، بلکه در هزاران سرنوشت تغییریافته‌ای خواهد بود که ثمره دوراندیشی یک انسان نیک‌اندیش است.

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 1

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز با موفقیت انجام شد

ورود/ ثبت نام با جیمیل