📚 آینده‌نگاران مغز؛ دانش را عمیق بیاموزید، هوشمندانه تمرین کنید.
از یادگیری و سنجش تا تسلط؛ همراه شما برای ساختن یادگیری ماندگار.

علوم اعصاب: یادگیری تخصصی و MCQ   |   زیست‌شناسی: یادگیری مفهومی و آمادگی کنکور و نهایی

هیپوکسمی خاموش در کووید-۱۹ چیست؟ | ارتباط ریه، مغز و اکسیژن خون

پزشکان چگونه به تفاوت شگفت‌انگیز آسیب ریه در کووید-۱۹ پی بردند؟

همه بیماری‌های ریوی با یک الگوی بالینی ثابت ظاهر نمی‌شوند. یکی از شگفت‌انگیزترین مشاهدات دوران همه‌گیری کووید-۱۹ (COVID-19)، مشاهده بیمارانی بود که با وجود کاهش قابل‌توجه اشباع اکسیژن خون (SpO₂) و گاهی هیپوکسمی شدید (Severe Hypoxemia)، ظاهراً به‌راحتی نفس می‌کشیدند و شکایت واضحی از تنگی نفس نداشتند.

این پدیده که بیشتر با عنوان هیپوکسمی خاموش (Silent Hypoxemia) شناخته می‌شود، در روزهای نخست همه‌گیری توجه گسترده پزشکان، متخصصان مراقبت‌های ویژه، متخصصان ریه و پژوهشگران علوم اعصاب را به خود جلب کرد. برخی منابع اولیه از اصطلاح «هیپوکسی شاد» یا Happy Hypoxia نیز استفاده کردند، اما در ادبیات علمی، اصطلاح «هیپوکسمی خاموش» توصیف دقیق‌تری از این وضعیت محسوب می‌شود.

نکته مهم این است که پایین بودن اکسیژن خون لزوماً با شدت یکسانی از احساس تنگی نفس همراه نیست. در واقع، ادراک تنفس نتیجه تعامل پیچیده میان ریه‌ها، گیرنده‌های شیمیایی، ساقه مغز، شبکه‌های قشری مغز، عضلات تنفسی و سیستم قلبی‌عروقی است. به همین دلیل ممکن است عدد اکسیژن خون به‌شدت کاهش پیدا کند، در حالی که احساس ذهنی بیمار از دشواری تنفس هنوز نسبتاً کم باشد. 

کرونا و شش

هیپوکسمی خاموش چیست؟

هیپوکسمی (Hypoxemia) به کاهش اکسیژن خون شریانی گفته می‌شود. اگر کاهش اکسیژن شدید باشد، انتظار داریم بیمار با افزایش تعداد و عمق تنفس، احساس تنگی نفس، اضطراب، بی‌قراری یا علائم دیگر مراجعه کند.

اما در هیپوکسمی خاموش، شدت کاهش اکسیژن با شدت علائم ذهنی بیمار همخوانی ندارد.

ممکن است فرد هنگام صحبت کردن نسبتاً طبیعی به نظر برسد، قادر به راه رفتن باشد و حتی از تنگی نفس قابل‌توجه شکایت نکند، در حالی که پالس‌اکسی‌متر کاهش قابل‌توجه اشباع اکسیژن را نشان می‌دهد.

این وضعیت به هیچ عنوان به معنای بی‌خطر بودن هیپوکسمی نیست. هیپوکسمی شدید می‌تواند اکسیژن‌رسانی به مغز، قلب و سایر اندام‌ها را مختل کند و در موارد شدید به نارسایی تنفسی و نیاز به مراقبت‌های ویژه منجر شود. 

چرا ریه ممکن است در تصویربرداری بهتر از وضعیت واقعی بیمار به نظر برسد؟

یکی از نکات مهم در کووید-۱۹ این بود که شدت اختلال تبادل گازها همیشه با میزان تغییرات قابل مشاهده در تصویربرداری قفسه سینه متناسب نبود.

در سی‌تی‌اسکن ریه (Chest CT) یا رادیوگرافی ممکن است نواحی کدورت موسوم به Ground-Glass Opacity دیده شوند، اما بخش‌هایی از ریه همچنان هوادار به نظر برسند.

این مسئله نشان داد که برای درک وضعیت بیمار نمی‌توان تنها به ظاهر ریه در تصویربرداری تکیه کرد. عملکرد ریه حاصل تعامل پیچیده میان تهویه (Ventilation) و پرفیوژن (Perfusion) است.

به بیان ساده، ممکن است هوا وارد بخشی از ریه شود، اما جریان خون در همان بخش به شکل مناسبی تنظیم نشده باشد؛ یا برعکس، خون به نواحی‌ای برسد که تبادل گاز در آنها مختل شده است.

این عدم هماهنگی که با عنوان عدم تطابق تهویه ـ پرفیوژن (Ventilation/Perfusion Mismatch; V/Q Mismatch) شناخته می‌شود، یکی از مفاهیم کلیدی برای فهم هیپوکسمی در کووید-۱۹ است.

نقش عروق ریه در افت اکسیژن خون

در سال‌های نخست همه‌گیری، توجه زیادی به این موضوع جلب شد که آسیب کووید-۱۹ تنها محدود به اپی‌تلیوم آلوئولی نیست و سیستم عروقی ریه نیز می‌تواند درگیر شود.

آسیب اندوتلیال، التهاب عروقی، اختلال تنظیم جریان خون و میکروترومبوزهای ریوی از جمله سازوکارهایی هستند که در مطالعات مختلف مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

در شرایط طبیعی، ریه دارای مکانیسمی به نام انقباض عروقی ناشی از هیپوکسی (Hypoxic Pulmonary Vasoconstriction) است. هنگامی که یک ناحیه از ریه تهویه مناسبی ندارد، عروق آن ناحیه تا حدی منقبض می‌شوند تا جریان خون به سمت مناطق دارای تهویه بهتر هدایت شود.

این سازوکار به بدن کمک می‌کند تا تطابق میان تهویه و پرفیوژن را حفظ کند.

اما در آسیب ریوی ناشی از کووید-۱۹، التهاب، آسیب اندوتلیال و اختلالات عروقی ممکن است این تنظیم طبیعی را مختل کنند. در نتیجه، جریان خون می‌تواند در مناطقی ادامه پیدا کند که تبادل گاز در آنها به‌خوبی انجام نمی‌شود.

از سوی دیگر، میکروترومبوزهای عروق کوچک ریه نیز می‌توانند توزیع جریان خون را تغییر دهند و به ایجاد اختلال در نسبت تهویه به پرفیوژن کمک کنند. مطالعات بعدی نیز نقش مهم اختلالات عروقی ریوی را در پاتوفیزیولوژی کووید-۱۹ شدید تأیید و تکمیل کرده‌اند. 

آیا کووید-۱۹ واقعاً دو نوع آسیب ریوی ایجاد می‌کند؟

در ابتدای همه‌گیری، لوچیانو گاتینونی و همکارانش بر اساس مشاهدات بالینی و مکانیک تنفسی، الگویی را مطرح کردند که بعدها به دو اصطلاح L-type و H-type معروف شد.

در این مدل، وضعیت L با تطابق‌پذیری نسبتاً بالاتر ریه و هیپوکسمی قابل‌توجه توصیف می‌شد، در حالی که وضعیت H بیشتر به ویژگی‌های کلاسیک ARDS، کاهش کامپلاینس ریه و آسیب منتشر آلوئولی شباهت داشت.

این مدل در آن زمان برای توضیح تفاوت‌های بالینی بیماران بسیار اثرگذار بود، اما امروزه باید با احتیاط درباره آن صحبت کرد.

شواهد بعدی نشان دادند که ARDS یک سندرم ناهمگون است و بیماران کووید-۱۹ نیز در یک طیف پیوسته از آسیب ریوی قرار می‌گیرند. بنابراین L و H را نباید دو بیماری کاملاً مجزا یا دو فنوتیپ ثابت و قطعی دانست.

پژوهش‌های جدیدتر نیز نشان داده‌اند که کووید-۱۹ شدید می‌تواند ویژگی‌هایی مانند آسیب اپی‌تلیال، التهاب، اختلال عروقی، میکروترومبوز و آسیب منتشر آلوئولی را با درجات متفاوت داشته باشد.

کرونا ویروس

تفاوت کووید-۱۹ با ARDS کلاسیک چیست؟

سندرم زجر تنفسی حاد (Acute Respiratory Distress Syndrome; ARDS) یک سندرم بالینی است، نه یک بیماری واحد با یک علت یا یک مکانیسم پاتوفیزیولوژیک ثابت.

در ARDS شدید، آسیب گسترده سد آلوئولی ـ مویرگی می‌تواند باعث تجمع مایع، کاهش هواداری ریه، اختلال شدید تبادل گاز و افزایش شانت داخل ریوی شود.

در چنین شرایطی، ریه ممکن است سفت‌تر شود و بیمار برای حفظ تهویه به تلاش تنفسی بسیار بیشتری نیاز داشته باشد.

کووید-۱۹ نیز می‌تواند به ARDS منجر شود، اما در بسیاری از بیماران، علاوه بر آسیب آلوئولی، اختلالات عروقی و اندوتلیال اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند.

به همین دلیل، تصویر بالینی کووید-۱۹ از یک الگوی واحد پیروی نمی‌کند و شدت هیپوکسمی، تغییرات تصویربرداری، کامپلاینس ریه، میزان التهاب و اختلالات عروقی می‌توانند از بیماری به بیمار دیگر تفاوت داشته باشند.

راز هیپوکسمی خاموش در مغز چیست؟

اینجاست که موضوع از یک مسئله صرفاً ریوی فراتر می‌رود و به قلمرو علوم اعصاب و نورولوژی وارد می‌شود.

ما معمولاً تصور می‌کنیم اگر اکسیژن خون به‌شدت کاهش پیدا کند، مغز بلافاصله پیام «خفگی» یا «تنگی نفس» را ایجاد خواهد کرد؛ اما احساس تنفس صرفاً از مقدار اکسیژن خون ساخته نمی‌شود.

ادراک تنگی نفس حاصل پردازش مجموعه‌ای از اطلاعات است که از گیرنده‌های شیمیایی محیطی، گیرنده‌های مکانیکی ریه و قفسه سینه، عضلات تنفسی و ساختارهای مرکزی کنترل تنفس دریافت می‌شوند.

اجسام کاروتید (Carotid Bodies) و سایر شیمی‌گیرنده‌های محیطی تغییرات اکسیژن، دی‌اکسیدکربن و pH را پایش می‌کنند. اطلاعات حاصل به ساقه مغز منتقل می‌شود و شبکه‌های عصبی کنترل تنفس پاسخ مناسب را تنظیم می‌کنند.

اما تجربه آگاهانه «نفس کم آوردن» مرحله دیگری است.

مغز باید اطلاعات مربوط به نیاز تنفسی، تلاش عضلات تنفسی و سیگنال‌های حسی را با یکدیگر مقایسه و تفسیر کند. بنابراین ممکن است میزان هیپوکسمی و شدت احساس تنگی نفس همیشه تناسب مستقیمی نداشته باشند.

پژوهش‌های فیزیولوژیک نشان داده‌اند که پدیده موسوم به «هیپوکسی خاموش» را می‌توان تا حد زیادی در چارچوب شناخته‌شده کنترل تنفس، پاسخ تهویه‌ای به هیپوکسی و پردازش عصبی احساس تنگی نفس توضیح داد.

بیماری ارتفاع

آیا ویروس کرونا مستقیماً مغز را در هیپوکسمی خاموش درگیر می‌کند؟

این پرسش یکی از جذاب‌ترین بخش‌های موضوع برای متخصصان علوم اعصاب است.

در طول همه‌گیری، فرضیه‌هایی درباره اثر مستقیم یا غیرمستقیم SARS-CoV-2 بر سیستم عصبی مرکزی و مسیرهای تنظیم تنفس مطرح شد. برخی مطالعات نیز احتمال مشارکت اختلال در مسیرهای عصبی مرتبط با درک تنفس را بررسی کردند.

با این حال، نباید این فرضیه را به‌عنوان یک توضیح قطعی برای تمام موارد هیپوکسمی خاموش مطرح کرد.

شواهد موجود نشان می‌دهند که این پدیده احتمالاً حاصل تعامل چند عامل است؛ از جمله پاسخ تهویه‌ای به هیپوکسی، مکانیک ریه، اختلال تهویه ـ پرفیوژن، تغییرات عروقی ریوی، ظرفیت جبرانی قلب و عروق و نحوه پردازش عصبی احساس تنگی نفس.

چرا بیمار ممکن است احساس نکند اکسیژن خونش پایین است؟

یکی از مهم‌ترین نکات فیزیولوژی تنفس این است که «هیپوکسمی» و «تنگی نفس» مترادف نیستند.

تنگی نفس یا Dyspnea یک تجربه ذهنی است و شدت آن تحت تأثیر عوامل متعدد قرار دارد.

اگر افزایش تلاش تنفسی، افزایش دی‌اکسیدکربن و احساس «گرسنگی هوا» هم‌زمان با افت اکسیژن رخ دهند، بیمار ممکن است تنگی نفس شدیدی تجربه کند.

اما اگر بیمار بتواند بدون افزایش چشمگیر کار تنفسی، اکسیژن خون پایینی داشته باشد، ممکن است احساس تنگی نفس بسیار کمتر باشد.

این موضوع یکی از دلایلی است که چرا ارزیابی بیمار مبتلا به کووید-۱۹ شدید نباید فقط بر اساس سؤال «آیا نفس‌تنگی دارید؟» انجام شود.

معاینه بالینی، اندازه‌گیری اشباع اکسیژن، ارزیابی گازهای خون در موارد لازم، وضعیت همودینامیک و تصویربرداری، همگی باید در کنار یکدیگر تفسیر شوند.

کرونا ویروس و شش

دستگاه تنفس مصنوعی چگونه به بیمار کمک می‌کند؟

تهویه مکانیکی (Mechanical Ventilation) می‌تواند در بیماران مبتلا به نارسایی تنفسی شدید نقش حیاتی داشته باشد.

در تنفس طبیعی، دیافراگم منقبض می‌شود و با ایجاد فشار منفی در فضای داخل قفسه سینه، موجب ورود هوا به ریه‌ها می‌شود.

در تهویه مکانیکی، دستگاه با ایجاد فشار مثبت، جریان هوا را وارد ریه می‌کند.

این روش می‌تواند جان بیمار را نجات دهد، اما فشار و حجم بیش از حد می‌تواند به ساختارهای ظریف ریه آسیب برساند.

یکی از مفاهیم مهم در مراقبت از بیماران مبتلا به ARDS، آسیب ریوی ناشی از ونتیلاتور (Ventilator-Induced Lung Injury; VILI) است.

بنابراین هدف تهویه مکانیکی صرفاً رساندن هرچه بیشتر هوا به ریه نیست؛ بلکه باید اکسیژناسیون و تهویه در محدوده‌ای انجام شوند که خطر آسیب ثانویه به ریه به حداقل برسد.

راهبردهای تهویه محافظ ریه (Lung-Protective Ventilation)، استفاده از حجم جاری پایین‌تر و محدود کردن فشار پلاتو از اصول مهم مدیریت ARDS محسوب می‌شوند. 

چرا فشار بیش از حد دستگاه تنفس مصنوعی خطرناک است؟

آلوئول‌ها ساختارهایی بسیار ظریف هستند. اگر فشار یا حجم تهویه بیش از ظرفیت تحمل بافت باشد، ممکن است کشش بیش از حد ایجاد شود.

این مسئله می‌تواند مجموعه‌ای از آسیب‌ها را ایجاد کند که در مجموع تحت عنوان VILI شناخته می‌شوند.

از جمله مکانیسم‌های مطرح می‌توان به Volutrauma، Barotrauma و آسیب ناشی از باز و بسته شدن مکرر واحدهای آلوئولی اشاره کرد.

به همین دلیل، این تصور که هر بیمار مبتلا به هیپوکسمی باید فوراً با فشارهای بالا تحت تهویه مکانیکی قرار گیرد، با اصول مدرن مراقبت از ARDS سازگار نیست.

تصمیم برای اکسیژن‌درمانی، حمایت تنفسی غیرتهاجمی یا تهاجمی و زمان لوله‌گذاری باید بر اساس وضعیت کلی بیمار، روند بالینی، تلاش تنفسی، اکسیژناسیون و سایر شاخص‌های بالینی اتخاذ شود.

آیا اکسیژن بیشتر همیشه بهتر است؟

یکی از درس‌های مهم همه‌گیری کووید-۱۹ این بود که در پزشکی، «بیشتر» همیشه به معنای «بهتر» نیست.

اکسیژن یک درمان حیاتی برای بیمار دچار هیپوکسمی است، اما هدف درمان، رساندن اکسیژن به محدوده مناسب است، نه ایجاد هیپراکسی بی‌دلیل.

از سوی دیگر، در بیماران مبتلا به نارسایی تنفسی شدید، تأخیر نامناسب در حمایت تنفسی نیز می‌تواند خطرناک باشد.

بنابراین مدیریت هیپوکسمی نیازمند تعادل دقیق میان خطر کمبود اکسیژن، خطر درمان بیش از حد و خطر آسیب ناشی از حمایت تنفسی است.

وضعیت خوابیده چگونه می‌تواند اکسیژناسیون را تغییر دهد؟

یکی دیگر از مفاهیم مهم در مدیریت نارسایی تنفسی، پوزیشن پرون (Prone Positioning) یا قرار دادن بیمار به وضعیت دمر است.

تغییر وضعیت بدن می‌تواند توزیع تهویه و پرفیوژن در ریه را تغییر دهد و در برخی بیماران مبتلا به ARDS شدید به بهبود اکسیژناسیون کمک کند.

پوزیشن پرون به‌ویژه در ARDS شدید، بخشی از راهبردهای مبتنی بر شواهد مراقبت‌های ویژه محسوب می‌شود؛ البته اجرای آن نیازمند ارزیابی شرایط بیمار و تیم درمان آموزش‌دیده است. 

شباهت هیپوکسمی کووید-۱۹ با بیماری ارتفاع

مقایسه برخی بیماران مبتلا به کووید-۱۹ با شرایط ناشی از ارتفاع بالا، در ابتدای همه‌گیری به دلیل وجود هیپوکسمی بدون تنگی نفس شدید مطرح شد.

در ارتفاع بالا، کاهش فشار اکسیژن محیط می‌تواند باعث کاهش اکسیژن خون شود و بدن با افزایش تهویه و تغییرات عروقی ریوی به آن پاسخ دهد.

اما ادم ریوی ارتفاع بالا (High-Altitude Pulmonary Edema; HAPE) یک بیماری پاتوفیزیولوژیک مشخص با مکانیسم‌های خاص خود است و نباید آن را معادل کووید-۱۹ دانست.

شباهت میان این دو وضعیت بیشتر در برخی جنبه‌های فیزیولوژیک، به‌ویژه اختلال اکسیژناسیون و پاسخ عروقی ریه، مطرح شده است؛ نه اینکه هر دو بیماری یک مکانیسم یکسان داشته باشند.

کرونا

مهم‌ترین درسی که کووید-۱۹ درباره ریه و مغز به ما آموخت

شاید مهم‌ترین پیام علمی هیپوکسمی خاموش این باشد که عدد اکسیژن خون، تصویر ریه و احساس بیمار سه مفهوم متفاوت اما به‌هم‌پیوسته‌اند.

یک بیمار ممکن است تغییرات نسبتاً محدودتری در تصویربرداری داشته باشد، اما اختلال قابل‌توجهی در تبادل گاز تجربه کند.

بیمار دیگری ممکن است در سی‌تی‌اسکن آسیب منتشر و ARDS شدید داشته باشد و هم‌زمان با تلاش تنفسی بسیار بالا مراجعه کند.

و بیمار دیگری ممکن است با وجود هیپوکسمی شدید، تنگی نفس بسیار کمتری احساس کند.

این تفاوت‌ها نشان می‌دهند که تنفس صرفاً یک عملکرد مکانیکی ریه نیست.

تنفس یک رفتار زیستی پیچیده است که از تعامل ریه، قلب و عروق، گیرنده‌های شیمیایی، ساقه مغز، شبکه‌های عصبی کنترل تنفس و سیستم‌های مغزی مسئول ادراک و احساس تشکیل می‌شود.

از این منظر، هیپوکسمی خاموش یکی از نمونه‌های بسیار جالب ارتباط میان نوروفیزیولوژی، فیزیولوژی تنفس، نورولوژی، پزشکی مراقبت‌های ویژه و بیماری‌های ریوی است.

آیا «هیپوکسمی خاموش» هنوز یک مفهوم مهم است؟

بله؛ اما برداشت ما از آن نسبت به سال‌های نخست همه‌گیری دقیق‌تر شده است.

امروزه می‌دانیم که هیپوکسمی بدون دیسترس تنفسی شدید پدیده‌ای اختصاصی برای SARS-CoV-2 نیست و می‌تواند در شرایط دیگری نیز دیده شود.

همچنین شواهد نشان می‌دهند که نباید وجود هیپوکسمی خاموش را به‌تنهایی نشانه وجود یک «نوع جدید» از ARDS تلقی کرد.

آنچه اهمیت دارد، شناخت ناهمگونی نارسایی تنفسی حاد و ارزیابی دقیق مکانیسم غالب در هر بیمار است.

پژوهش‌های پس از همه‌گیری نیز نشان داده‌اند که اختلالات عروقی و اندوتلیال ریوی در کووید-۱۹ مهم بوده‌اند، اما این موضوع در چارچوب گسترده‌تر پاتوفیزیولوژی ARDS و نارسایی تنفسی باید تفسیر شود. 

می‌دارند تا از آسیب آن جلوگیری شود.

جمع‌بندی؛ کووید-۱۹ به ما یاد داد که تنفس را فقط با ریه نمی‌توان توضیح داد

کووید-۱۹ یکی از مهم‌ترین تجربه‌های تاریخ پزشکی مدرن در زمینه مطالعه هیپوکسمی، ARDS، آسیب عروقی ریه و کنترل عصبی تنفس بود.

پدیده هیپوکسمی خاموش نشان داد که شدت اختلال اکسیژناسیون همیشه با احساس تنگی نفس متناسب نیست و برای درک وضعیت بیمار باید از نگاه ساده «ریه = تنفس» فراتر رفت.

SARS-CoV-2 می‌تواند با ایجاد آسیب اپی‌تلیالی، التهاب، اختلال اندوتلیال، تغییرات عروقی، اختلال تهویه ـ پرفیوژن و در موارد شدید آسیب منتشر آلوئولی، اکسیژناسیون را مختل کند. در کنار این عوامل، نحوه پاسخ سیستم عصبی به هیپوکسی و نحوه شکل‌گیری ادراک تنگی نفس نیز اهمیت دارد.

از سوی دیگر، تهویه مکانیکی اگرچه در نارسایی تنفسی شدید یک درمان نجات‌بخش است، باید با اصول تهویه محافظ ریه انجام شود تا درمان خود به منبع آسیب ثانویه تبدیل نشود.

برای متخصص علوم اعصاب، این پدیده یک پیام عمیق‌تر نیز دارد: آنچه بیمار احساس می‌کند همیشه بازتاب مستقیم آنچه در بدن او رخ می‌دهد نیست.

میان یک سیگنال فیزیولوژیک و تجربه آگاهانه آن سیگنال، شبکه‌ای پیچیده از گیرنده‌ها، مسیرهای عصبی، ساقه مغز، قشر مغز و سازوکارهای پیش‌بینی و پردازش حسی قرار دارد.

شاید به همین دلیل است که هیپوکسمی خاموش را نباید صرفاً یک «عجایب کووید-۱۹» دانست؛ بلکه باید آن را پنجره‌ای به سوی یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های علوم اعصاب و پزشکی دانست:

مغز چگونه وضعیت درونی بدن را احساس می‌کند، تفسیر می‌کند و به آن پاسخ می‌دهد؟

درک این ارتباط میان ریه و مغز، اکسیژن و شبکه‌های عصبی، فیزیولوژی و ادراک می‌تواند نه‌تنها در فهم بهتر کووید-۱۹ و ARDS، بلکه در شناخت گسترده‌تر سازوکارهای اینترواسپشن (Interoception)، کنترل تنفس، هیپوکسی، دیسپنه و تنظیم خودکار بدن نیز نقش داشته باشد.

آینده‌نگاران مغز؛ جایی که علوم اعصاب را نه به‌صورت جزیره‌ای، بلکه در پیوند با تمام سازوکارهای پیچیده بدن و زندگی بررسی می‌کنیم.

 

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 143

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

‫۳ دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد