ارتباط سکته مغزی با ویروس زیکا و چیکونگونیا؛ آیا عفونت همزمان میتواند خطر سکته را افزایش دهد؟

ارتباط سکته مغزی با ویروس زیکا و چیکونگونیا
سکته مغزی (Stroke) معمولاً در ذهن ما با عواملی مانند فشار خون بالا، دیابت، اختلالات چربی خون، بیماریهای قلبی و تصلب شرایین (Atherosclerosis) پیوند خورده است؛ اما دستگاه عصبی مرکزی (Central Nervous System; CNS) میتواند در جریان برخی عفونتهای ویروسی نیز با عوارض عروقی و التهابی جدی مواجه شود. در سالهای اخیر، شواهد فزایندهای نشان دادهاند که برخی ویروسها میتوانند از طریق التهاب سیستمیک، اختلال عملکرد اندوتلیوم عروقی (Endothelial Dysfunction)، فعالسازی سیستم انعقادی و پاسخهای ایمنی، خطر آسیب مغزی را افزایش دهند.
در همین زمینه، پژوهشی از دانشگاه لیورپول (University of Liverpool) و همکاران برزیلی، ارتباط میان عفونت با ویروس زیکا (Zika virus) و ویروس چیکونگونیا (Chikungunya virus) و بروز بیماریهای عصبی را بررسی کرده است. یکی از یافتههای مهم این مطالعه، مشاهده سکته مغزی در شماری از بیماران مبتلا به این عفونتها بود؛ عارضهای که در افراد مبتلا به عفونت همزمان با هر دو ویروس، بیشتر مشاهده شد.
البته این یافته به معنای آن نیست که زیکا یا چیکونگونیا بهتنهایی و بهطور مستقیم علت سکته در این بیماران بودهاند. نکته مهم آن است که عفونت ویروسی ممکن است در افراد مستعد، در کنار سایر عوامل خطر، به ایجاد شرایطی کمک کند که احتمال بروز سکته مغزی افزایش یابد.

زیکا و چیکونگونیا؛ دو ویروس منتقله از پشه
ویروس زیکا و ویروس چیکونگونیا هر دو از گروه ویروسهایی هستند که عمدتاً توسط بندپایان، بهویژه پشهها، منتقل میشوند و در مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری گردش دارند. به چنین ویروسهایی در اصطلاح «آربوویروس» (Arbovirus) گفته میشود؛ واژهای که از عبارت Arthropod-borne virus گرفته شده است.
ویروس زیکا عمدتاً توسط پشههای جنس Aedes، بهویژه Aedes aegypti و Aedes albopictus، منتقل میشود. عفونت زیکا در بسیاری از افراد بدون علامت یا با علائم نسبتاً خفیفی مانند تب، بثورات پوستی (Rash)، خارش و التهاب ملتحمه (Conjunctivitis) همراه است. با این حال، اهمیت بالینی زیکا صرفاً به علائم اولیه محدود نمیشود.
عفونت زیکا در دوران بارداری میتواند با آسیبهای جدی تکاملی دستگاه عصبی جنین، از جمله میکروسفالی (Microcephaly)، همراه باشد. علاوه بر این، شواهد نشان دادهاند که در بزرگسالان نیز، هرچند بهطور نسبتاً نادر، عوارض عصبی قابلتوجهی ممکن است پس از عفونت ایجاد شوند.
چیکونگونیا نیز بیماری ویروسی منتقله از پشه است و معمولاً با تب و درد شدید مفاصل (Arthralgia) شناخته میشود. در برخی بیماران، بهویژه افراد مسن یا دارای بیماریهای زمینهای، عفونت میتواند با عوارض شدیدتر همراه شود و دستگاه عصبی مرکزی یا محیطی را نیز درگیر کند.
مطالعهای در برزیل چه چیزی را نشان داد؟
پژوهشگران در بیمارستان Hospital da Restauração در شهر رسیفی (Recife) برزیل، طی یک دوره دو ساله، ۱۴۱۰ بیمار را غربالگری کردند. از میان این افراد، ۲۰۱ بیمار که دچار بیماری عصبی جدید با احتمال ارتباط با عفونت زیکا، چیکونگونیا یا هر دو بودند، وارد مطالعه شدند.
برای بررسی عفونت، آزمایشهای گسترده مولکولی و سرولوژیک، از جمله آزمایش واکنش زنجیرهای پلیمراز (Polymerase Chain Reaction; PCR) و آزمایشهای مربوط به آنتیبادیها، در آزمایشگاههای Fiocruz انجام شد.
از میان ۲۰۱ بیمار، در ۱۴۸ نفر عفونت با دستکم یکی از ویروسهای مورد بررسی بهصورت آزمایشگاهی تأیید شد. نکته قابلتوجه آن بود که حدود یکسوم بیماران مبتلا، عفونت همزمان با بیش از یک ویروس داشتند.
میانگین سنی بیماران ۴۸ سال بود و اندکی بیش از نیمی از آنان زن بودند. با این حال، پیامدهای عصبی در بسیاری از بیماران قابلتوجه بود و تنها حدود ۱۰ درصد بیماران در زمان ترخیص بهبود کامل داشتند. ضعف، تشنج و اختلال در عملکرد مغز از جمله مشکلاتی بودند که در شماری از بیماران ادامه پیدا کردند.
این یافته اهمیت یک نکته اساسی را نشان میدهد: عفونتهایی که ممکن است در نگاه نخست صرفاً بیماریهای تبدار یا سیستمیک به نظر برسند، در گروهی از بیماران میتوانند با درگیری جدی دستگاه عصبی همراه شوند.
زیکا، چیکونگونیا و الگوهای متفاوت درگیری عصبی
یکی از نقاط ارزشمند این پژوهش، توجه به این موضوع بود که همه عوارض عصبی ناشی از این دو ویروس یکسان نیستند.
در بیماران مبتلا به زیکا، سندرم گیلنباره (Guillain-Barré Syndrome; GBS) بیشتر مورد توجه قرار گرفت. در این اختلال، سیستم ایمنی بهدنبال یک محرک، از جمله برخی عفونتها، به اجزای دستگاه عصبی محیطی آسیب میرساند و بیمار ممکن است دچار ضعف پیشرونده اندامها و اختلالات حسی شود.
در مقابل، چیکونگونیا بیشتر با برخی اشکال التهاب دستگاه عصبی مرکزی، از جمله التهاب مغز یا آنسفالیت (Encephalitis) و التهاب نخاع یا میلیت (Myelitis)، ارتباط داشت.
اما سکته مغزی الگوی متفاوتی داشت. سکته در بیماران مبتلا به هر یک از این ویروسها مشاهده شد، ولی احتمال بروز آن در افرادی که بهطور همزمان به بیش از یک ویروس آلوده بودند، بیشتر بود.

چرا عفونت ویروسی میتواند با سکته مغزی ارتباط پیدا کند؟
برای درک این ارتباط باید از نگاه ساده «ویروس وارد بدن میشود و مستقیماً رگ مغز را مسدود میکند» فاصله گرفت. رابطه میان عفونت و سکته میتواند حاصل تعامل پیچیدهای میان سیستم ایمنی، عروق، انعقاد خون و وضعیت زمینهای بیمار باشد.
عفونت شدید میتواند موجب فعالشدن پاسخ التهابی سیستمیک (Systemic Inflammatory Response) شود. التهاب نیز میتواند بر عملکرد سلولهای اندوتلیال که سطح داخلی عروق را میپوشانند، اثر بگذارد. اختلال عملکرد اندوتلیوم ممکن است تعادل طبیعی میان مکانیسمهای انعقادی و ضدانعقادی را برهم بزند.
از سوی دیگر، برخی عفونتها میتوانند با فعالشدن پلاکتها، تغییر در مسیرهای انعقادی و ایجاد شرایط مستعد تشکیل لخته همراه شوند. اگر لخته یا آمبولی (Embolus) موجب انسداد یکی از عروق تغذیهکننده مغز شود، سکته ایسکمیک (Ischemic Stroke) رخ میدهد.
التهاب عروق یا واسکولیت (Vasculitis) نیز از مکانیسمهای احتمالی دیگری است که در برخی عفونتها میتواند اهمیت داشته باشد. بنابراین، ارتباط عفونت ویروسی و سکته احتمالاً یک مسیر ساده و واحد ندارد و بسته به نوع ویروس، شدت عفونت، پاسخ ایمنی و ویژگیهای فردی بیمار متفاوت است.
نقش عوامل خطر سنتی سکته را نباید نادیده گرفت
یکی از مهمترین نکات مطالعه این است که بسیاری از بیمارانی که دچار سکته شده بودند، عوامل خطر شناختهشده دیگری نیز داشتند؛ برای مثال، فشار خون بالا (Hypertension).
این موضوع از نظر تفسیر علمی بسیار مهم است. مشاهده سکته پس از عفونت ویروسی الزاماً به معنای «سکته ناشی از ویروس» نیست. ممکن است عفونت ویروسی در فردی که از قبل زمینه عروقی آسیبپذیری دارد، بهعنوان یک عامل محرک یا تشدیدکننده عمل کند.
در بیماران مسنتر، وجود همزمان پرفشاری خون، دیابت، اختلالات چربی خون، فیبریلاسیون دهلیزی (Atrial Fibrillation)، بیماریهای عروقی و سایر عوامل خطر میتواند سهم بسیار مهمی در ایجاد سکته داشته باشد.
در این مطالعه، بیماران مبتلا به سکته بهطور متوسط ۶۷ سال داشتند و حدود دوسوم آنان با بیش از یک ویروس درگیر بودند. بنابراین، یافتهها بیشتر از آنکه از یک رابطه ساده علت و معلولی سخن بگویند، بر احتمال تعامل میان عفونت، التهاب و زمینه عروقی بیمار تأکید میکنند.
آیا این موضوع فقط درباره زیکا و چیکونگونیا است؟
خیر. اهمیت این پژوهش فراتر از دو ویروس مورد بررسی است.
پیش از این نیز ارتباط میان برخی عفونتهای ویروسی و سکته مغزی مورد توجه قرار گرفته بود. برای نمونه، ویروس واریسلا زوستر (Varicella-Zoster Virus; VZV)، عامل آبلهمرغان و زونا، میتواند در برخی شرایط با التهاب عروق مغزی و سکته ارتباط داشته باشد. همچنین در افراد مبتلا به HIV نیز خطر برخی بیماریهای عروقی و سکته افزایش مییابد.
همهگیری کووید-۱۹ نیز توجه گستردهای را به ارتباط عفونت ویروسی، التهاب، اختلال عملکرد اندوتلیوم، اختلالات انعقادی و عوارض عصبی جلب کرد. از این منظر، مطالعه زیکا و چیکونگونیا بخشی از یک پرسش بزرگتر در علوم اعصاب و پزشکی است: چگونه یک عفونت سیستمیک میتواند بر مغز و عروق مغزی اثر بگذارد؟
اهمیت این یافته برای نورولوژی
برای متخصص مغز و اعصاب، اهمیت چنین یافتههایی صرفاً در شناخت یک عارضه نادر خلاصه نمیشود. هنگامی که بیماری با یک عفونت ویروسی اخیر و همزمان با علائم عصبی مراجعه میکند، توجه به ارتباط احتمالی میان عفونت و دستگاه عصبی میتواند در تشخیص افتراقی اهمیت داشته باشد.
ضعف ناگهانی یکطرفه، اختلال تکلم، اختلال بینایی، افت سطح هوشیاری یا سایر علائم کانونی عصبی باید همچنان بهعنوان یک اورژانس نورولوژیک تلقی شوند و وجود تب یا عفونت نباید باعث تأخیر در ارزیابی سکته شود.
از سوی دیگر، یافتههای این مطالعه یادآور میشوند که مغز در برابر بیماریهای عفونی جدا از سایر دستگاههای بدن عمل نمیکند. سیستم ایمنی، عروق، انعقاد و بافت عصبی در یک شبکه پیچیده با یکدیگر تعامل دارند و اختلال در هر یک از این اجزا میتواند بر دیگری اثر بگذارد.
جمعبندی؛ ویروس بهتنهایی داستان سکته نیست
پژوهش دانشگاه لیورپول و همکاران برزیلی نشان میدهد که زیکا و چیکونگونیا، علاوه بر بیماریهای تبدار و تظاهرات شناختهشده، میتوانند با طیفی از عوارض عصبی همراه باشند. در این میان، سکته مغزی یکی از عوارض مهمی است که در بیماران مبتلا به این عفونتها مشاهده شده و در افراد دارای عفونت همزمان با چند ویروس، برجستهتر بوده است.
با این حال، تعبیر دقیق علمی این یافته آن نیست که «زیکا و چیکونگونیا باعث سکته مغزی میشوند»، بلکه شواهد نشان میدهند که عفونت با این ویروسها ممکن است در برخی افراد، بهویژه افراد دارای زمینه خطر عروقی، با افزایش احتمال بروز سکته همراه باشد.
این تمایز کوچک در بیان، از نظر علمی بسیار مهم است. سکته مغزی حاصل تعامل مجموعهای از عوامل است و عفونت ویروسی میتواند در برخی شرایط یکی از حلقههای این زنجیره باشد. شناخت این ارتباط نهتنها برای مدیریت بیماران مبتلا به زیکا و چیکونگونیا، بلکه برای فهم عمیقتر تعامل میان عفونت، التهاب، سیستم ایمنی، عروق و مغز اهمیت دارد.
در نهایت، شاید مهمترین پیام این پژوهش آن باشد که در نورولوژی، مرز میان بیماریهای عفونی، ایمنی و عروقی همیشه آنقدر روشن نیست که در نگاه نخست به نظر میرسد؛ و گاهی برای فهم یک سکته مغزی، باید داستان بیماری را از جایی بسیار دورتر از خود مغز آغاز کرد.
