مهدی سلیمی، کارشناس آزمایشگاه بیمارستان فیروزگر | روایت تعهد، اخلاق پژوهش و نقش ماندگار در تحقیقات علوم پزشکی

«تاریخ، نام فاتحان را مینویسد؛ اما آینده بشریت را انسانهایی میسازند که نامشان در حاشیهها میماند. آنان که در سکوت آزمایشگاهها، پشت درهای اتاقهای نمونهگیری و در هیاهوی بیمارستانها، بیهیاهو پاسدار حقیقتاند؛ اگر دستهای آنان نبود، بسیاری از بزرگترین کشفیات پزشکی هرگز متولد نمیشد.»
آنان که چراغ علم را بیصدا روشن نگه میدارند
این نوشتار تنها تقدیر از یک فرد نیست؛ ادای احترام به همه زنان و مردان گمنامی است که در آزمایشگاهها، بیمارستانها و مراکز پژوهشی، بیآنکه در پی نام و آوازه باشند، با دقت، صداقت و وجدان حرفهای، چراغ علم را روشن نگه میدارند.
جناب آقای مهدی سلیمی، کارشناس آزمایشگاه بیمارستان فیروزگر، در این نوشتار بهعنوان نمونهای از این فرهنگ ارزشمند معرفی میشوند؛ فرهنگی که باور دارد پیشرفت علم، نه حاصل تلاش یک فرد، بلکه ثمره همدلی، مسئولیتپذیری و همکاری صادقانه همه اعضای یک تیم پژوهشی است.
اگر این نوشته بتواند حتی یک پژوهشگر را به قدردانی از همکارانش، حتی یک کارشناس آزمایشگاه را به ادامه راه پرافتخار خود، یا حتی یک داوطلب را به مشارکت در پژوهشهای علمی ترغیب کند، رسالت خود را انجام داده است؛ زیرا آینده پزشکی و سلامت بشر، بر دوش انسانهایی است که بیصدا خدمت میکنند و بیادعا، حقیقت را پاس میدارند.
در ستایش انسانهای گمنامِ جبهه علم
به نام خداوند جان و خرد؛
آنکه نخستین آموزگار انسان بود و قلم را به سوگند خویش آراست؛ آنکه ارزش دانستن را همسنگ ارزش زیستن قرار داد و آموخت که هر گامی در راه کشف حقیقت، عبادتی است که ثمرهاش نه تنها برای امروز، بلکه برای نسلهای آینده باقی میماند.
در تاریخ تمدن بشر، هرگاه سخن از شکوه علم به میان آمده است، نگاهها معمولاً به سوی نامهای بزرگ دوخته شده است؛ به دانشمندانی که نظریهای را بنیان نهادند، به استادانی که مکتبی را آفریدند و به پژوهشگرانی که دریچهای تازه به روی شناخت گشودند. اما حقیقتی ژرفتر در پس این روایتها نهفته است؛ حقیقتی که کمتر دیده میشود و کمتر درباره آن سخن گفته میشود.
تاریخ، بیشتر نام فاتحان قلهها را ثبت میکند، اما کمتر از آنان میگوید که سنگسنگ مسیر صعود را استوار کردند.
علم نیز چنین است.
پشت هر مقالهای که در معتبرترین مجلات جهان منتشر میشود، پشت هر پایاننامهای که با موفقیت دفاع میشود، پشت هر کشفی که روزی جان بیماری را نجات میدهد، ارتشی خاموش از انسانهای شریف ایستادهاند؛ انسانهایی که شاید هرگز نامشان در عنوان مقاله نیاید، شاید هرگز در مراسمی از آنان تقدیر نشود، شاید هیچ دوربینی لحظه تلاششان را ثبت نکند؛ اما اگر آنان نباشند، هیچ دستاوردی به مقصد نخواهد رسید.
اینان، معماران خاموش علماند.
در روزگاری که جهان بیش از هر زمان دیگری شیفته شهرت، عنوان و دیده شدن است، هنوز انسانهایی زندگی میکنند که ارزش کار را نه در تشویق دیگران، بلکه در درست انجام دادن آن میبینند. آنان باور دارند که اگر حقیقت، حتی یک گام به انسان نزدیکتر شود، همان یک گام ارزش سالها تلاش بینام و نشان را دارد.
آنان میدانند که علم، پیش از آنکه در کتابها متولد شود، در وجدان انسانها شکل میگیرد.
پیش از آنکه دستگاهی روشن شود، باید وجدانی روشن باشد.
پیش از آنکه آزمایشی آغاز شود، باید تعهدی آغاز شده باشد.
و پیش از آنکه نتیجهای منتشر شود، باید صداقت بر همه مراحل پژوهش سایه افکنده باشد.
از همین روست که میتوان گفت بزرگترین سرمایه هر مرکز پژوهشی، ساختمانهای بلند، تجهیزات پیشرفته یا بودجههای کلان نیست؛ بلکه انسانهایی هستند که شرافت حرفهای را سرمایه اصلی خود میدانند.
چه بسیار دستگاههایی که با میلیونها هزینه خریداری شدهاند، اما در دستان بیمسئولیت، ثمرهای نیافریدهاند؛ و چه بسیار ابزارهای سادهای که در دست انسانی متعهد، منشأ پیشرفتهایی بزرگ شدهاند.
تاریخ علم، در حقیقت تاریخ ابزارها نیست؛ تاریخ انسانهاست.
انسانهایی که حقیقت را بر منفعت ترجیح دادند.
دقت را بر شتاب مقدم دانستند.
وجدان را بر شهرت فروختنی ندانستند.
اگر از دور به یک پژوهش علمی بنگریم، شاید تنها مجموعهای از فرمها، نمونهها، دستگاهها، نرمافزارها و نمودارها ببینیم؛ اما هر پژوهشگر میداند که در زیر این ظاهر فنی، قلبی انسانی میتپد. هر نمونه آزمایشگاهی، روایت زندگی انسانی است که با امید به آینده علم، بخشی از وجود خویش را در اختیار پژوهش قرار داده است. هر قطره خون، امانتی است؛ امانتی که باید با نهایت دقت، احترام و مسئولیت حفظ شود.
از همین جاست که اخلاق پژوهش، تنها مجموعهای از آییننامهها و مقررات دانشگاهی نیست؛ بلکه شیوهای از زیستن است. اخلاق پژوهش یعنی آنکه حتی هنگامی که هیچ ناظری حضور ندارد، انسان بداند که حقیقت، ناظر همیشگی اوست.
شاید بتوان تجهیزات پیشرفته را خرید.
شاید بتوان ساختمانهای عظیم بنا کرد.
شاید بتوان بودجههای کلان فراهم آورد.
اما وجدان کاری را نمیتوان خرید؛ باید آن را در وجود انسانها پرورش داد.
همین وجدان است که تمدن علمی را میسازد.
تمدنها نه با سنگ و آهن، بلکه با انسانهای مسئول بنا میشوند.
آزمایشگاهها نه با دیوارها، بلکه با صداقت کسانی زندهاند که در آنها کار میکنند.
دانشگاهها نه با تابلوهای باشکوه، بلکه با اخلاق مردان و زنانی اعتبار مییابند که حقیقت را بر هر منفعتی مقدم میدارند.
از این رو، سزاوار است که گاه نگاه خود را از سکوی افتخار چهرههای مشهور برداریم و به پشت صحنه علم بنگریم؛ جایی که انسانهایی بیادعا، آرام، دقیق و مسئول، چراغ دانش را روشن نگه داشتهاند.
آنان شاید هرگز خود را قهرمان ندانند؛ اما حقیقت آن است که اگر قهرمانی در عرصه علم معنا داشته باشد، نخست باید آنان را ستود؛ زیرا آنان بیآنکه در پی نام باشند، آینده را میسازند.
و چه زیباست که جامعه علمی، بیش از پیش قدر این سرمایههای انسانی را بداند؛ سرمایههایی که اگرچه گاه در سکوت کار میکنند، اما پژواک تلاششان سالها بعد در سلامت انسانها، در پیشرفت دانش و در امید نسلهای آینده شنیده خواهد شد.
این نوشتار، پیش از آنکه تقدیر از یک فرد باشد، ادای احترام به همه انسانهای گمنامی است که در آزمایشگاهها، بیمارستانها، مراکز پژوهشی و دانشگاهها، بیهیاهو اما استوار، پاسداران حقیقتاند؛ آنان که باور دارند خدمت به علم، خدمت به انسان است و خدمت به انسان، والاترین افتخار یک عمر زندگی.
هنگامی که اندیشههای بزرگ، در قامت انسانی متواضع جلوهگر میشوند
در میان انسانهایی که توفیق آشنایی با آنان را در مسیر پژوهش علمی زندگیام داشتهام، برخی تنها همکار بودهاند، برخی تنها استاد، برخی تنها همراه؛ اما معدود انسانهایی هستند که حضورشان، فراتر از یک همکاری علمی، به درسی ماندگار در اخلاق، مسئولیت و انسانیت تبدیل میشود.
برای من، جناب آقای مهدی سلیمی از همین گروهاند.
ایشان، کارشناس آزمایشگاه بیمارستان فیروزگر، نه تنها در انجام وظایف حرفهای خود، بلکه در شیوه نگریستن به پژوهش، تصویری از آن چیزی را به نمایش گذاشتند که میتوان آن را «فرهنگ اصیل علم» نامید.
در نخستین روزهای همکاری، آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکرد، آرامش ایشان بود؛ آرامشی که از اعتماد به دانش، تجربه و مسئولیتپذیری سرچشمه میگرفت. در فضای پرشتاب پژوهشهای علوم پزشکی، جایی که گاهی هر دقیقه میتواند بر کیفیت نمونهها و اعتبار نتایج اثر بگذارد، این آرامش نعمتی بزرگ است.
پژوهش علمی، بهویژه در حوزه علوم اعصاب، سالمندی و حافظه، تنها مجموعهای از آزمایشها نیست؛ زنجیرهای است که استحکام آن به استحکام هر حلقه وابسته است. اگر تنها یک حلقه سست باشد، تمام زنجیره آسیب میبیند.
در این زنجیره، نقش جناب آقای مهدی سلیمی نقشی تعیینکننده بود.
هماهنگی دقیق مراحل نمونهگیری، پیگیری مسئولانه داوطلبان، همراهی علمی در روند اجرای پژوهش، آمادهسازی و سانتریفیوژ نمونههای خونی با رعایت اصول علمی، و حساسیت نسبت به حفظ کیفیت نمونهها، تنها بخشی از مسئولیتهایی بود که با دقت و تعهد انجام گرفت.
شاید خوانندهای که هرگز در یک پژوهش زیستپزشکی حضور نداشته باشد، این اقدامات را صرفاً مجموعهای از کارهای فنی تصور کند؛ اما حقیقت چیز دیگری است.
در علوم پزشکی، کیفیت هر نتیجه، از کیفیت همان نخستین گام آغاز میشود.
نمونهای که با دقت جمعآوری شود، درست نگهداری شود و مطابق اصول علمی آماده گردد، بنیان دادهای قابل اعتماد خواهد بود؛ و دادهای قابل اعتماد، زیربنای دانشی است که میتواند روزی به تشخیص بهتر، درمان مؤثرتر و زندگی سالمتر انسانها بینجامد.
از این منظر، هر بار که آقای سلیمی با دقتی مثالزدنی بر روند آمادهسازی نمونهها نظارت میکردند، در حقیقت تنها با یک لوله خون سروکار نداشتند؛ بلکه از اعتبار پژوهشی پاسداری میکردند که امید دارد سهمی، هرچند کوچک، در شناخت بهتر حافظه، سالمندی و بیماریهای مغز و اعصاب داشته باشد.
آنچه بیش از تخصص، مرا مجذوب شخصیت ایشان ساخت، نگاه انسانی ایشان به داوطلبان پژوهش بود.
داوطلب پژوهش، یک «شماره نمونه» نیست.
یک «کد آزمایشگاهی» نیست.
او انسانی است که از وقت، اعتماد و بخشی از وجود خود گذشته است تا راه علم اندکی هموارتر شود.
رفتار محترمانه، صبر در پاسخگویی، پیگیری دقیق و احساس مسئولیت نسبت به این افراد، نشان میداد که برای آقای سلیمی، کرامت انسانی مقدم بر هر چیز دیگری است.
این ویژگی، شاید در هیچ جدول آماری ثبت نشود؛ اما بیتردید در حافظه هر داوطلب باقی خواهد ماند.
یکی از مهمترین ثمرات حضور ایشان، ارتقای کیفیت نمونههای پژوهش بود.
این عبارت، در نگاه نخست شاید ساده به نظر برسد؛ اما برای پژوهشگری که سالها برای طراحی یک مطالعه، دریافت مجوزهای اخلاق، جذب داوطلبان و گردآوری دادهها تلاش کرده است، معنایی بسیار عمیق دارد.
کیفیت نمونهها یعنی اعتماد به نتایج.
اعتماد به نتایج یعنی اعتبار پژوهش.
و اعتبار پژوهش یعنی احترام به جامعه علمی و به مردمی که امید دارند دانش، کیفیت زندگی آنان را بهبود بخشد.
من باور دارم که ارزش واقعی یک پژوهش، تنها در نتایج آن نیست؛ بلکه در شیوه رسیدن به آن نتایج است.
اگر این مسیر با صداقت، دقت و وجدان حرفهای پیموده شود، حتی اگر یافتهها مطابق انتظار نباشند، آن پژوهش همچنان ارزشمند است؛ زیرا حقیقت را صادقانه جستوجو کرده است.
در این مسیر، حضور انسانهایی مانند جناب آقای مهدی سلیمی، به پژوهشگر اطمینان میدهد که یکی از مهمترین ارکان این راه، بر پایهای استوار است.
شاید سالها بعد، خوانندگان یک مقاله علمی، تنها نام نویسندگان را ببینند و از نتایج آن بهره ببرند؛ اما کمتر کسی خواهد دانست که پشت هر عدد، پشت هر جدول و پشت هر نمودار، انسانهایی ایستادهاند که با دستان خود از امانت علم پاسداری کردهاند.
من این سطور را نه تنها برای قدردانی از یک همکار ارزشمند، بلکه برای پاسداشت یک منش مینویسم؛ منشی که جامعه علمی ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمند است.
منشِ همکاری به جای رقابت ناسالم.
منشِ مسئولیت به جای بیتفاوتی.
منشِ دقت به جای شتاب.
و منشِ انسانیت به جای نگاه صرفاً اداری به پژوهش.
بیتردید، هر پژوهشگری که سعادت همکاری با چنین انسانهایی را داشته باشد، خود را خوشاقبال خواهد دانست.
من نیز این همکاری را از موهبتهای ارزشمند مسیر علمی خود میدانم و از صمیم قلب، از جناب آقای مهدی سلیمی برای همراهی علمی، مسئولیتپذیری، هماهنگی دقیق مراحل پژوهش، پیگیری دلسوزانه داوطلبان و اهتمام مثالزدنی در حفظ کیفیت نمونهها سپاسگزارم.
امیدوارم این روحیه، نه فقط در یک آزمایشگاه یا یک بیمارستان، بلکه در همه مراکز علمی و پژوهشی کشور گسترش یابد؛ زیرا آینده علم را بیش از هر چیز، انسانهایی میسازند که حقیقت را امانت میدانند و خدمت به پژوهش را خدمت به انسان.
از جوق سیاه منصور تا آزمایشگاه؛ سفر انسانی که به ما آموخت خدمت، بلندترین قله علم است
هر انسانی، پیش از آنکه با عنوان دانشگاهی یا جایگاه شغلی شناخته شود، ریشهای دارد.
ریشهها، نخستین آموزگاران انساناند.
آنجا که کودکی، پیش از آنکه خواندن و نوشتن بیاموزد، صداقت را از نگاه پدر، مهربانی را از دستان مادر، استقامت را از طبیعت و عزتِ کار را از زندگی روزمره میآموزد.
در پهنه ایران عزیز، روستاهای بسیاری هستند که شاید نامشان کمتر بر زبانها جاری شود، اما تاریخ این سرزمین بارها نشان داده است که بزرگی انسانها، نه از بزرگی شهرها، بلکه از بزرگی اندیشهها سرچشمه میگیرد.
روستای جوق سیاه منصور در بخش انگوران استان زنجان، برای بسیاری شاید تنها نامی بر نقشه باشد؛ اما هر سرزمینی، زمانی معنا پیدا میکند که فرزندانی از آن برخیزند که با اخلاق، دانش و مسئولیتپذیری، نام زادگاه خویش را سربلند کنند.
به باور من، ارزش واقعی انسان را نباید با فاصلهای که از زادگاهش گرفته سنجید؛ بلکه باید با میزان وفاداری او به ارزشهایی سنجید که از آن زادگاه با خود به همراه آورده است.
در دنیای امروز، معیار موفقیت را غالباً در عنوانها، سمتها و شهرت جستوجو میکنند؛ اما تجربه همکاری با جناب آقای مهدی سلیمی مرا به حقیقتی دیگر رساند:
بزرگی، پیش از آنکه در جایگاه انسان باشد، در شیوه بودن اوست.
ممکن است دو نفر در یک آزمایشگاه، کنار یک دستگاه و با یک مسئولیت کار کنند؛ اما تفاوت آنجاست که یکی تنها وظیفهاش را انجام میدهد و دیگری به آن وظیفه معنا میبخشد.
معنا بخشیدن به کار، هنر بزرگان است.
کار، هنگامی مقدس میشود که انسان بداند حاصل تلاش امروز او، شاید سالها بعد لبخندی بر لب بیماری بنشاند که هرگز او را نخواهد دید.
این همان اندیشهای است که پژوهش را از یک فعالیت دانشگاهی، به رسالتی انسانی تبدیل میکند.
در مسیر اجرای این پژوهش درباره حافظه، سالمندی و سلامت، بارها این حقیقت برای من آشکار شد که هیچ دستاورد علمی، محصول تلاش یک نفر نیست.
استاد راه را نشان میدهد.
دانشجو پرسش را دنبال میکند.
داوطلب با اعتماد خود پژوهش را ممکن میسازد.
و کارشناس آزمایشگاه، با دقت و تعهد، از امانتی پاسداری میکند که پایه همه نتایج آینده خواهد بود.
اگر یکی از این حلقهها نباشد، زنجیره دانش کامل نخواهد شد.
از همین روست که من باور دارم جامعه علمی باید بیش از گذشته فرهنگ قدردانی از همکاران گمنام پژوهش را در خود نهادینه کند.
قدردانی، تنها یک تشکر نیست.
قدردانی یعنی دیدن انسانهایی که معمولاً دیده نمیشوند.
یعنی اعتراف به این حقیقت که علم، حاصل همدلی است، نه حاصل خودنمایی.
در روزگاری که گاه رقابت، جای همکاری را میگیرد و شتاب، جای دقت را، وجود انسانهایی که با آرامش، مسئولیت و وجدان حرفهای کار میکنند، نعمتی بزرگ برای هر مجموعه علمی است.
چنین انسانهایی، اعتماد میآفرینند.
اعتماد، بزرگترین سرمایه پژوهش است.
زیرا پژوهش، پیش از آنکه بر دستگاهها استوار باشد، بر اعتماد استوار است؛ اعتماد داوطلب به پژوهشگر، اعتماد پژوهشگر به همکاران خود و اعتماد جامعه به نتایج علمی.
هرگاه این اعتماد حفظ شود، علم نیز استوار خواهد ماند.
و اگر این اعتماد آسیب ببیند، حتی پیشرفتهترین تجهیزات نیز نمیتوانند آن را جبران کنند.
از همین رو، امروز که این سطور را مینویسم، احساس میکنم در حقیقت از یک فرد سپاسگزاری نمیکنم؛ بلکه از فرهنگی سخن میگویم که باید در همه دانشگاهها، بیمارستانها و مراکز پژوهشی ما ریشه بدواند.
فرهنگی که در آن، هر عضو یک تیم پژوهشی بداند که سهم او، هرچند کوچک به نظر برسد، میتواند آیندهای بزرگ را رقم بزند.
اگر این نوشته به دست پژوهشگری جوان برسد، آرزو میکنم بداند که هیچ موفقیت علمی بدون کار گروهی به دست نمیآید.
اگر به دست کارشناسی در یک آزمایشگاه برسد، امیدوارم بداند که دقت او، شاید روزی در نجات جان انسانی اثر بگذارد.
اگر به دست داوطلبی برسد که در شرکت در یک پژوهش تردید دارد، امیدوارم بداند که حضور او، هدیهای به آینده پزشکی و به نسلهای پس از ماست.
و اگر به دست مدیران، استادان و مسئولان مراکز علمی برسد، امید دارم بیش از پیش قدر کسانی را بدانند که بیهیاهو، ستونهای پژوهش را استوار نگه میدارند.
در پایان، سخنم تنها با جناب آقای مهدی سلیمی نیست؛ با همه کسانی است که شاید نامشان در صدر مقالهها دیده نشود، اما اگر لحظهای دست از مسئولیت بکشند، بسیاری از آن مقالهها هرگز نوشته نخواهند شد.
شما، پاسداران خاموش حقیقتید.
شما، امانتداران اعتماد مردمی هستید که امید خود را به علم سپردهاند.
شما، معماران بیادعای آیندهاید.
و تاریخ علم، اگر روزی بخواهد منصفانه روایت شود، باید فصل باشکوهی را به انسانهایی اختصاص دهد که نه برای شهرت، نه برای عنوان و نه برای تشویق، بلکه تنها برای رضای وجدان، خدمت به انسان و احترام به حقیقت کار کردند.
اجازه دهید این نوشتار را با این آرزو به پایان برسانم:
کاش روزی برسد که در فرهنگ علمی ما، هر پژوهش موفق، پیش از آنکه به نام نویسندگانش شناخته شود، به اخلاق و همدلی تیمی که آن را آفریده است شناخته شود؛ زیرا علم، هرگز حاصل نبوغ یک فرد نیست؛ علم، شکوفه درختی است که ریشههای آن را انسانهای شریف، فروتن و مسئول با دستان خود آبیاری کردهاند.
و چه نیکوست که در شمار همین انسانها، نام جناب آقای مهدی سلیمی نیز با احترام، سپاس و قدردانی یاد شود؛ نه فقط به سبب آنچه انجام دادند، بلکه به سبب شیوهای که انجام دادند؛ شیوهای که به ما یادآوری میکند راه ماندگاری در علم، از گذرگاه دانش، اخلاق، فروتنی و خدمت صادقانه میگذرد.
علم، با انسانیت ماندگار میشود
«ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ»
خداوند، هنگامی که خواست عظمت دانستن را به انسان بیاموزد، به زر و زیور سوگند نخورد؛ به قدرت و ثروت نیز سوگند نخورد؛ بلکه به قلم و آنچه با آن نوشته میشود سوگند یاد کرد. گویی میخواست به همه نسلها بیاموزد که ماندگارترین میراث بشر، نه کاخهاست و نه گنجینهها، بلکه حقیقتی است که با صداقت کشف و با امانت ثبت میشود.
اما هر سطری که بر صفحه علم نقش میبندد، پیش از آنکه جوهر قلم باشد، حاصل عرق پیشانی انسانهایی است که با وجدان، دقت و فروتنی، راه رسیدن به آن حقیقت را هموار کردهاند.
علم، پیش از آنکه محصول نبوغ باشد، محصول اخلاق است.
اگر اخلاق از پژوهش جدا شود، دانش میتواند نیرومند باشد، اما دیگر قابل اعتماد نخواهد بود. آنچه به علم اعتبار میبخشد، تنها درستی نتایج نیست؛ بلکه پاکی راهی است که به آن نتایج منتهی شده است.
سعدی بزرگ، قرنها پیش، حقیقتی را در چند واژه جاودانه ساخت:
بنیآدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند.
پژوهش نیز چیزی جز تجلی همین اندیشه نیست. هر پژوهش موفق، حاصل پیوند اندیشهها، دستها و دلهایی است که برای هدفی مشترک گرد هم آمدهاند. استاد، دانشجو، کارشناس آزمایشگاه، پرستار، داوطلب پژوهش و همه آنان که سهمی در این مسیر دارند، اعضای یک پیکرند؛ اگر یکی از این اعضا به وظیفه خویش وفادار نباشد، سلامت کل پیکر آسیب خواهد دید.
مولانا میگوید:
قطره چون با قطره پیوندد، شود دریا.
پیشرفت علم نیز از همین جنس است. هیچ کشف بزرگی، از یک گام آغاز نمیشود؛ از هزاران گام کوچک، دقیق و مسئولانه شکل میگیرد. گاهی آن گام کوچک، آمادهسازی درست یک نمونه خون است؛ گاهی پیگیری یک داوطلب؛ گاهی ثبت دقیق یک داده؛ و گاهی تنها یک رفتار محترمانه با انسانی که داوطلبانه در پژوهش شرکت کرده است.
این گامهای به ظاهر کوچک، همان آجرهایی هستند که بنای عظیم دانش بر آنها استوار میشود.
در روزگار ما، جامعه بیش از هر زمان دیگری به علم امید بسته است. خانوادهها چشمانتظار درمان بیماریهای صعبالعلاجاند؛ سالمندان امید دارند سالهای بیشتری با حافظهای سالم در کنار عزیزانشان زندگی کنند؛ و نسل جوان، آینده را در پرتو دانش روشنتر میبیند.
پاسخ به این امیدها، تنها با ساختن آزمایشگاههای بزرگ یا خرید تجهیزات پیشرفته ممکن نیست؛ بلکه با پرورش انسانهایی ممکن است که حقیقت را بر هر منفعتی مقدم بدانند.
به همین دلیل، امروز بیش از آنکه از یک فرد سخن بگویم، از یک فضیلت سخن میگویم.
فضیلتِ مسئولیت.
فضیلتِ امانتداری.
فضیلتِ همکاری.
و فضیلتِ فروتنی.
هرگاه این چهار فضیلت در کنار دانش قرار گیرند، پژوهش تنها یک فعالیت دانشگاهی نخواهد بود؛ بلکه به خدمتی ماندگار برای بشریت تبدیل خواهد شد.
در مسیر این پژوهش، توفیق آن را داشتم که این ارزشها را در همکاری با جناب آقای مهدی سلیمی از نزدیک مشاهده کنم. همراهی علمی، هماهنگی دقیق نمونهگیری، پیگیری داوطلبان، توجه به کیفیت نمونهها و انجام مسئولانه وظایف آزمایشگاهی، نمونهای از همان فرهنگی است که اگر در سراسر نظام پژوهشی ما گسترش یابد، سرمایهای ارزشمند برای آینده علم خواهد بود.
این نوشته، تنها برای سپاسگزاری از یک همکار نیست؛ برای زنده نگه داشتن یک اندیشه است.
اندیشهای که میگوید:
هیچ خدمتی به علم کوچک نیست.
شاید نام یک نفر بر جلد مقاله باشد، اما حقیقت آن است که هر مقاله، حاصل همت یک تیم است؛ تیمی که هر عضو آن، سهمی یگانه و ارزشمند در شکلگیری حقیقت دارد.
از همه پژوهشگران جوان میخواهم که همواره قدر همکاران خود را بدانند.
از همه کارشناسان آزمایشگاهها میخواهم که بدانند دقت آنان، تنها یک وظیفه اداری نیست؛ بلکه امانتی در برابر انسانیت است.
از همه داوطلبان پژوهش میخواهم که بدانند مشارکت آنان، سرمایهای برای آینده فرزندان این سرزمین است.
و از همه مدیران و مسئولان علمی میخواهم که فرهنگ قدردانی از نیروهای گمنام پژوهش را بیش از پیش گسترش دهند؛ زیرا احترام به انسانهایی که بیهیاهو خدمت میکنند، خود یکی از پایههای پیشرفت علمی است.
اگر این نوشتار بتواند حتی یک نفر را به همکاری با یک پژوهش علمی ترغیب کند، اگر بتواند حتی یک پژوهشگر را به قدردانی از همکارانش وادارد، یا حتی یک کارشناس آزمایشگاه را به این باور برساند که تلاش صادقانهاش دیده و ارج نهاده میشود، رسالت خود را انجام داده است.
در پایان، با نهایت احترام، دست همه انسانهای شریفی را میفشارم که در سکوت آزمایشگاهها، بیمارستانها و مراکز پژوهشی، پاسداران حقیقتاند؛ انسانهایی که شاید نامشان کمتر شنیده شود، اما اثر کارشان در زندگی هزاران انسان باقی خواهد ماند.
و سخنم را با این دعا به پایان میبرم:
خداوندا، به همه آنان که در راه کشف حقیقت گام برمیدارند، توفیق صداقت در اندیشه، امانت در عمل، فروتنی در موفقیت و استقامت در خدمت عطا فرما.
باشد که آینده این سرزمین، نه تنها با دانش بیشتر، بلکه با اخلاق بیشتر، همکاری بیشتر و انسانیت بیشتر ساخته شود؛ زیرا آنچه تمدنها را جاودانه میکند، تنها دانایی نیست، بلکه داناییِ آمیخته با شرافت است.
و چه نیکوست که نام انسانهایی چون جناب آقای مهدی سلیمی، هرچند شاید نه با هیاهوی شهرت، بلکه با احترام اهل علم، بهعنوان نمونهای از این شرافت حرفهای در خاطر همکاران و پژوهشگران باقی بماند؛ چرا که برخی انسانها، نه با صدای بلند، بلکه با کیفیت کار و پاکی کردار خود، جهان را اندکی بهتر از آنچه تحویل گرفتهاند، برای آیندگان به یادگار میگذارند.
