آلزایمربیماری های مغز و اعصابدمانس

مغز آلزایمری دارند اما علائم ندارند: سازندگان دارو می‌خواهند علت را بدانند

آنها مغز آلزایمری دارند اما علائم ندارند. یک موج جدید از سازندگان دارو می خواهند علت آن را بدانند.

تصویربرداری از تاو آلزایمر

نتایج اسکن PET که بخشی از یک مطالعه در خصوص بیماری آلزایمر در بیمارستان دانشگاه جورج تاون می باشد.

برای سالیان سال آن ها نشانه های آلزایمر را داشتند: افراد سالمندی که در سن بالا فوت کرده بودند پس از معاینات پس از مرگشان مشخص شد که مغز آن ها پر از پلاک های آمیلوئید و توده های درهم تنیده تاو یا قطعات پروتئینی عامل اصلی این بیماری می باشد. با این حال این مغزها به آلزایمر مبتلا نشده بودند. هرچند متخصصان آلزایمر می گویند که این پروتئین های چسبناک، سلول های عصبی و سیناپس های بین آن ها را از بین برده و باعث از دست دادن حافظه و زوال شناختی می شوند، با این حال قدرت تفکر و حافظه این افراد درست مشابه کسانی بود که مغزشان فاقد آمیلوئید و تاو بود.

از آن جا که تعداد کمی از افراد مغز خودشان را در راه علم اهدا می کنند، از این رو هیچ وقت مشخص نبوده است که مغز چند نفر در هنگام مرگ نشانه های آلزایمر را داشته اما هرگز به این بیماری مبتلا نشده اند. از طرفی نیز همیشه این حدس و گمان وجود داشته است که شاید این افراد به ظاهر ترمیم پذیر دچار آلزایمر خفیف بوده اند که قرار بود در آینده به آن مبتلا شوند. از آن جا که این افراد دیگر برای آزمایش و پیگیری های بیشتر زنده نبودند، از این رو نمی شود این احتمالات را به طور کلی رد کرد.

اتفاق خنده داری که در هنگام مطالعه بر روی اسکن های مغزی با هدف تشخیص آمیلوئید و تاو افتاد، یک پروژه دولتی و خصوصی ۱۸۴ میلیون دلاری به نام ابتکار تصویربرداری عصبی در بیماری آلزایمر بود. علیرغم این که محققان هنوز در مورد مفید بود تشخیص این قطعات پروتئینی زیان بار برای این بیماران اطمینان ندارند (علی الخصوص با توجه به این که هیچ دارویی وجود ندارد که حتی قادر باشد پیشرفت بیماری را کند نماید)، با این حال ADNI و سایر مطالعات بزرگ به طور غیر منتظره ای چیز دیگری را نشان داده اند. نه تنها افرادی وجود داشته اند که اثربخشی بر روی آن ها مشاهده شده است، بلکه این افراد نادر و کم نیز نبوده اند.

تیموتی هومن، عصب شناس مرکز پزشکی دانشگاه وندربیلت که بزرگترین مرکز پزشکی دانشگاه واندربلیت را رهبری می کند گفت، حدود ۳۰% از افراد مسن دارای مغزهایی حاوی آمیلوئید یا تاو یا هر دو هستند که برای تشخیص آلزایمر واجد شرایط می باشند، با این حال هیچ گونه زوال عقلی در آن ها مشاهده نمی شود.

رودی تانزی، نورولوژیست بیمارستان عمومی ماساچوست این گونه موافقت کرده است که شما می توانید بدون ابتلا به بیماری آلزایمر نیز دارای پلاک ها و گره های بسیاری در مغزتان باشید. چالش اصلی ما این است که بفهیم چطور. اگر ما بتوانیم پاسخ این سوال را پیدا کنیم هدفمان تقلید از این انسان های ترمیم پذیر توسط نوعی دارو خواهد بود.

موسسه ملی پیری، برنامه Resilience-AD خودش را که از سال ۲۰۱۷ با یک بودجه ۴۰ میلیون دلاری آغاز کرده است با هدف شناسایی عوامل ژنتیکی و سایر عواملی که در مغز بیماران مبتلا به آلزایمر وجود دارد اجرا می کند. داروهای آزمایشی با الهام از اکتشافات مربوط به ترمیم پذیری، از جمله چهار برنامه NIA که در مرحله کارآزمایی بالینی قرار دارند تولید شده اند و تعداد بیشتری از آن ها نیز در حال انجام می باشد.

سوزانا پتانسسکا از NIA که برنامه های علوم اعصاب در این سازمان را هدایت می کند گفت، ما معمولاً تلاش می کنیم که بفهمیم افراد چرا به یک بیماری مبتلا می شوند. اما با مشاهده یک چنین موارد نامربوطی که به آلزایمر مبتلا نشده اند، ایده اصلی ما این است که بر روی مسیرهای مولکولی مطالعه کنیم که این ترمیم پذیری را هدایت می کنند و راه را برای توسعه درمان هایی بر این اساس باز می کنند.

این امر نشان دهنده دریایی از تغییرات در درک ترمیم پذیری در بیماری آلزایمر می باشد. برای مدت سال ها دانشمندان بر این باور بودند که آن از درب کناری وارد می شود. به عبارت دیگر تخریب نورون ها و سیناپس ها (محل اتصال نورون ها به هم) توسط آمیلوئید و تاو در برخی از مغزها بازسازی می شود. این بدین معنا نیست که آسیب اتفاق نمی افتد، بلکه مکانیسم های دیگری وجود دارند که این آسیب ها را ترمیم می کنند. اگر مغز را یک خانه آلوده به موریانه ها تصور کنیم، این حشرات در همه حال به جویدن تیرهای نگهدارنده خانه ادامه می دهند اما سازندگان خانه برخی تیرهای اضافه را برای جلوگیری از فرو ریختن ساختمان نصب می کنند.

چنین مکانیسم های جبران کننده ای آشکارا در بدن ما نیز وجود دارند. ذخایر شناختی ما که با آموزش و یادگیری افزایش می یابند به مدارهای پشتیبان مغزی اطلاق می شوند که قادر هستند اثرات مرگ نورون ها و سیناپس ها در آلزایمر را خنثی نمایند. از آن جا که یادگیری مدارهای انبوه تر و سیناپس های بیشتری را ایجاد می کند، در صورتی که مدار اصلی به دلیل بیماری آلزایمر از بین برود، مغز می تواند از مدارهای پشتیبان خودش برای بازسازی استفاده کند. بنابراین مغزهایی که ذخیره شناختی بیشتری دارند قادر هستند تا سیناپس ها و نورون های بیشتری را که در اثر پاتولوژی و بیماری زایی آلزایمر از بین رفته است بازسازی کنند: همان میزان آمیلوئید، اما زوال شناختی کمتر.

توماس گرابوفسکی متخصص آلزایمر در دانشکده پزشکی واشنگتن گفت، این ها افرادی هستند که بار قابل اثباتی از بیماری را دارند ]که با میزان پاتولوژی مغزی اندازه گیری می شود[ اما عوارض کمتری در آن ها مورد انتظار می باشد. آمیلوئید برای برخی از افراد به اندازه دیگران سمی نمی باشد.

شواهد فیزیکی آشکاری از قدرت ذخیره شناختی در مقابله با اثرات سمی آمیلوئید وجود دارد. در افراد با درجه یکسانی از آلزایمر، آن هایی که سال های تحصیلی بیشتری داشتند نسبت به افراد با تحصیلات کمتر دارای تاو و آمیلوئید بیشتری در مغزشان بودند. به عبارت دیگر همین سطح از پاتولوژی مغزی به مراتب عواقب بدتری برای افراد با ذخیره شناختی کمتر دارد. همچنین دانشمندان آلمانی در اولین مطالعه بر روی آلزایمر و ماده سفید مغز (آکسون هایی که سیگنال ها را از یک نورون به نورون بعدی انتقال می دهند) متوجه شدند که هرچه افراد مسن اما با وضعیت شناختی سالم در مغزشان آمیلوئید بیشتری داشته باشند، ماده سفید آن ها قوی تر و وسیع تر عمل می کند؛ آن ها این یافته ها را در مقاله ای یک مجله گزارش کردند. به عبارت دیگر برای مقدار مشخصی از آمیلوئید، در صورتی که ماده سفید مغز گسترده تر و عملکرد بهتری داشته باشد می توان از آلزایمر جلوگیری کرد (مجدداً خاطرنشان می گردد که هیچ کدام از این افراد به بیماری مبتلا نبودند).

با توجه به اندازه گیری میزان مرگ نورون ها و سیناپس ها، مکانیسم های جبرانی مانند ذخیره شناختی (یک مورد دیگر نیز سلامت قلب و عروق می باشد) بر روی فرآیند اصلی آلزایمر تاثیر نمی گذارند. همچنین ذخیره شناختی را نیز نمی توان در قالب یک قرص به بیماران تجویز کرد. با این حال نوع دیگری از مداخله درمانی – از بین بردن موریانه ها، علاوه بر نصب تیرهای پشتیبان جدید – نیز وجود دارد که می تواند بر روی پاتولوژی آلزایمر تاثیر بگذارد که هم آزمایشگاه های آکادمیک و هم شرکت ها در تلاش هستند تا این کار را انجام بدهند.

به عنوان مثال در سال گذشته دانشمندان موردی از یک زن کلمبیایی ۷۰ ساله را گزارش کردند که یک نمونه زنده از ترمیم پذیری در آلزایمر می باشد. او دو نسخه از ژنی که باعث ایجاد سطح بسیار بالایی از آمیلوئید می شود دارا بود که در سایر افراد شناخته شده برای علم، در چنین مواردی بیماری آلزایمر پیش از ۶۰ سالگی ظهور می کند. با این حال این فرد تا سه دهه بعد از جهش این ژن دچار اختلال شناختی نشد و حتی پس از آن نیز دچار اختلال خفیفی شده بود. او همچنین پروتئین های تاو قاتل بسیار کمی در مغزش داشت که در واقع این پروتئین ها همانند رسیدن شب پس از روز از آمیلوئید پشتیبانی می کنند.

تنها چیزی که این زن در خودش داشت دوز دو برابری از یک نوع ژن بسیار نادر به نام APOE3 بود. پس از چندین مرحله بیوشیمیایی از بیماری، این ژن از انتشار تاو در مغز جلوگیری می کند. این زن نورون های بسیار کمی را از دست داده بود.

از این رو مغز او چاره ای برای آمیلوئید و تاو پیدا نکرده بود. بلکه ژن APOE3، تاوها را در مغز او مهار کرده بود. (همان طور که پلاک های آمیلوئید، به گونه ای که برای مدت ها تصور می شد برای سیناپس ها سمی نیستند) او تیرهای جدیدی را برای جایگزین کردن تیرهای خورده شده توسط موریانه ها مستقر نکرده بود. بلکه او خود موریانه ها را نابود کرده بود.

یاکیل کوییروز – گاویریا، عصب شناس موسسه Mass گفت، ترمیم پذیری شدید در این زن اکنون مبنای تحقیقات در خصوص درمان های احتمالی آلزایمر شده است.

ممکن است ژن های ترمیم کننده بیشتری وجود داشته باشند.

هومن واندربیلت و همکارانش در بزرگ ترین مطالعه ای که تاکنون در مورد DNA و ترمیم پذیری آلزایمر انجام شده است، به دنبال عوامل ژنتیکی بوده اند که افراد را قادر می سازد تا در مقابل از دست دادن حافظه و سایر علائم آلزایمر مقاومت نمایند، حتی اگر نشانه های این بیماری را در مغزشان داشته باشند. آن ها بر روی ۵۱۰۸ نفر (از جمله افراد مبتلا به ADNI) تمرکز کردند که با توجه به میزان آمیلوئید در مغزشان، عملکرد شناختی بهتری را نسبت به آنچه که انتظار می رفت داشته باشند، دارا بودند.

بسیاری از ژن های ترمیم کننده از جمله ژن های مربوط به سلامت قلب و عروق جزو دسته ژن های جبران کننده قرار می گیرند. (سلامت قلب بهتر، سلامت مغز را نیز حفظ می کند و مغز را از متحمل شدن آسیب های بیشتر ناشی از آلزایمر محافظت می کند). اما یکی از آن ها در ترمیم DNA نقش دارد: در افراد ترمیم پذیر، این ژن در سطوح بالاتری بیان می گردد. هومن گفت این مطالعه در سایت bioRxiv منتشر شد، اما به داده هایی بالغ بر ۱۰۰۰۰ نفر دیگر هم نیاز دارد تا از صحت این یافته ها اطمینان حاصل گردد. او و همکارانش پیشنهاد کرده اند که در صورتی که این یافته ها صحت داشته باشد، ترمیم DNA می تواند یک عامل مولکولی مهم در ترمیم پذیری و نیز یکی از چندین مسیر جدید برای اهداف درمانی باشد.

شما ممکن است پلاک ها و گره های فروانی در مغزتان داشته باشید بدون این که به بیماری آلزایمر مبتلا شوید. چالش اصلی ما این است که بفهیم چطور.

ایجاد مسیرهای جدید در مغز توسط داروها رویکردی است که در حال بررسی می باشد.

تانزی و همکارانش پس از کشف ژنی به نام CD33 که به نظر می رسد از افراد در برابر آلزایمر محافظت می کند، تلاش کردند تا عملکرد آن را بررسی کنند. در اصل آن ها در سال ۲۰۱۳ گزارش کردند که عملکرد معمول CD33 نمی تواند این کار را انجام دهد: تبدیل سلول های ایمنی محافظت کننده از مغز به نام میکروگلیا به قاتل سلول های عصبی. میکروگلیا در اصل آمیلوئید، سلول های مرده و سایر ضایعات مغزی را پاکسازی می کند. اما در حضور آمیلوئید و تاو وارد یک مسیر جنگ می شود. تانزی گفت، آن ها در این صورت از نگهبانی خانه دست کشیده و تبدیل به قاتل می گردند. او معتقد است که مغز می تواند پلاک های آمیلوئید و تاو را تحمل کند، اما قادر به تحمل التهاب عصبی نیست.

در هفته جاری محققان از مطالعه ای رونمایی کردند که نشان می دهد چطور کنترل التهاب می تواند باعث ترمیم پذیری در بیماری آلزایمر گردد. نانسی دونووان نورولوژیست بیمارستان بریگهام و بیمارستان زنان در بوستون به همراه همکارانش، میزان آمیلوئید مغز زنان بیوه را با زنان بیوه مقایسه کردند. هیچ کدام از آن ها آلزایمر نداشتند، اما آسیب های ناشی از آمیلوئید توانایی شناختی در زنان متاهل را فقط به میزان یک سوم کاهش داده بود در صورتی زوال شناختی در زنان بیوه سرعت بیشتری داشت.

دونووان گفت، این تفاوت قابل توجهی بود که در طول سه سال در میان افراد بدون اختلال شناختی مشاهده شد. او گفت یک توضیح ممکن است این باشد که استرس روانی اجتماعی در زنان بیوه منجر به بروز التهاب عصبی می شود، درست به همان صورتی که استرس می تواند باعث بروز التهاب در سایر نقاط بدن شود. التهاب باعث تغذیه میکروگلیاها از پلاک های آمیلوئید و تاو با آسیب کمتر شده و متعاقباً منجر به مرگ نورون ها می شود.

تانزی و همکارانش با استفاده از دسته ای از سلول های مغزی که او آن ها را “آلزایمر در داخل یک ظرف” می نامد، داروهای موجود و آنتی بادی های اختصاصی CD33 را با این امید غربالگری کردند که به طور موثر و ایمن التهاب عصبی را متوقف سازند. آن ها به چندین نکته پی بردند. شرکت بیوتکنولوژی آلکتور (Alector) در ماه گذشته اعلام کرد که اولین بیمار مبتلا به آلزایمر را در فاز ۱b یک مطالعه با توجه به آنتی بادی مونوکلونال ضد CD33 که از اثر جهش CD33 و تحریک میکروگلیاها در مقابل التهاب عصبی جلوگیری می کرد مورد ارزیابی قرار داده اند. همچنین شرکت AZTherapies که تانزی یکی از بنیان گذاران آن می باشد، فاز ۳ یک کارآزمایی را بر روی ۶۲۰ بیمار مبتلا به آلزایمر اجرا کردند تا پی ببرند آیا یک داروی قدیمی آسم به نام کرومولین می تواند میکروگلیاها را تبدیل به محافظان خوبی در خانه بکند یا خیر؛ حتی اگر آن ها قبلاً تمام وقتشان را به عنوان ماشین های کشتار گذرانده باشند که در بیماران آلزایمری نیز مشاهده شده است. نتایج انتظار می رود که در سال جاری منتشر گردد.

هدف هر دو درمان که از CD33 الهام گرفته شده است، کاهش پیشرفت بیماری آلزایمر در افرادی است که قبلاً به آن دچار شده اند. اما اگر این ژن واقعاً تاثیرگذار باشد، ممکن است با انتقال آن به افراد سالم بتوان از پاتولوژی یا بیماری زایی آلزایمر در مغز آن ها جلوگیری کرده و به طور کلی این بیماری را متوقف نمود.

پتانسسکا از NIA گفت، ما دیگری در عصری نیستیم که فقط آرزو کنیم، بلکه مکانیسم های مولکولی ترمیم کننده در آلزایمر می توانند اکتشاف جدیدی برای روش های درمانی باشند. ترمیم پذیری اکنون در جریان اصلی داروهای آلزایمر جای گرفته و اولویت بالایی را به خود اختصاص داده است.

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟
بله
تقریبا
خیر
منبع
www.statnews.com

داریوش طاهری

اولیــــــن نیستیــم ولی امیـــــد اســــت بهتـــرین باشیـــــم...! خدایــــــــــا نام و آوازه مـــن را چنان در حافظه‌ها تثبیت کن که آلزایمـــــــــــــر نیز توان به یغما بردن آن را نداشته باشد...!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا