روز جهانی پیشگیری از خودکشی؛ نگاهی به سریال بازی مرگ | Death’s Game

سریال کره‌ای بازی مرگ؛ روایتی تکان‌دهنده از خودکشی، ناامیدی و فرصت دوباره برای زندگی

به مناسبت روز جهانی پیشگیری از خودکشی

گاهی یک فیلم یا سریال، چیزی فراتر از یک داستان است؛ پنجره‌ای است که جامعه از طریق آن می‌تواند به بخش‌هایی از رنج انسانی نگاه کند که معمولاً در سکوت، شرم و انزوا پنهان می‌مانند. سریال کره‌ای بازی مرگ (Death’s Game) از جمله آثاری است که می‌توان آن را از این منظر مورد توجه قرار داد؛ اثری که مرز میان زندگی و مرگ را بهانه قرار می‌دهد تا درباره ناامیدی، شکست، تنهایی، فشارهای اجتماعی و معنای دوباره زیستن پرسش‌هایی جدی مطرح کند.

روز جهانی پیشگیری از خودکشی هر سال در ۱۰ سپتامبر برگزار می‌شود و هدف آن افزایش آگاهی عمومی درباره خودکشی و تقویت اقدامات پیشگیرانه است. موضوع سه‌ساله این مناسبت در سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶، «تغییر روایت درباره خودکشی» (Changing the Narrative on Suicide) است؛ روایتی که جامعه را از سکوت، انگ و قضاوت به سوی گفت‌وگوی همدلانه، حمایت و دسترسی بهتر به مراقبت‌های سلامت روان دعوت می‌کند. سازمان جهانی بهداشت تأکید می‌کند که خودکشی یک مسئله مهم سلامت عمومی است و می‌توان از بسیاری از موارد آن پیشگیری کرد. (سازمان بهداشت جهانی)

در چنین چارچوبی، بازخوانی سریال بازی مرگ می‌تواند فرصتی ارزشمند برای ورود به یکی از دشوارترین موضوعات علوم اعصاب، روان‌شناسی و روان‌پزشکی باشد: چرا انسانی که زمانی برای زندگی تلاش می‌کرد، ممکن است در نقطه‌ای از زندگی احساس کند دیگر ادامه دادن امکان‌پذیر نیست؟

بازی مرگ؛ وقتی ناامیدی جای آینده را می‌گیرد

Death’s Game یا عنوان کره‌ای 이재, 곧 죽습니다 یک مجموعه هشت‌قسمتی کره‌ای است که در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ منتشر شد. داستان حول شخصیت «چوی یی‌جه» می‌چرخد؛ فردی که پس از سال‌ها تجربه ناکامی و فشار، به نقطه‌ای از ناامیدی و درماندگی می‌رسد و تصمیمی برگشت‌ناپذیر می‌گیرد. پس از آن، در ساختار فانتزی داستان، او با «مرگ» روبه‌رو می‌شود و مجبور می‌شود زندگی‌ها و مرگ‌های متعددی را تجربه کند. 

اما ارزش تحلیلی داستان در خود مفهوم فانتزی آن نیست؛ بلکه در پرسشی است که در پس این روایت پنهان شده است:

آیا انسان واقعاً می‌خواهد بمیرد، یا می‌خواهد از رنجی که دیگر تحمل‌ناپذیر شده است رهایی پیدا کند؟

این پرسش، یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال داستان با روان‌شناسی خودکشی (Suicide Psychology) است.

البته نباید یک اثر نمایشی را با یک مدل علمی یا ابزار تشخیصی یکسان دانست. رفتار خودکشی پدیده‌ای بسیار پیچیده و چندعاملی است و نمی‌توان آن را به یک علت واحد، یک اختلال روانی یا یک شکست زندگی تقلیل داد.

سازمان جهانی بهداشت نیز بر ماهیت چندعاملی رفتار خودکشی (Multifactorial Nature of Suicidal Behavior) تأکید می‌کند؛ عواملی زیستی، روان‌شناختی، اجتماعی، محیطی و فرهنگی می‌توانند در کنار یکدیگر بر خطر خودکشی اثر بگذارند. 

از شکست تا ناامیدی؛ مغز چگونه در بحران تصمیم می‌گیرد؟

یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که هنگام تحلیل چنین داستانی باید مورد توجه قرار گیرد، ناامیدی (Hopelessness) است.

ناامیدی صرفاً غمگین بودن نیست. فرد ممکن است در شرایط دشوار غمگین باشد، اما همچنان آینده‌ای قابل تصور برای خود ببیند. در ناامیدی شدید، افق آینده می‌تواند به‌تدریج کوچک، تاریک و بسته شود؛ فرد احساس می‌کند وضعیت تغییر نخواهد کرد، رنج ادامه خواهد داشت و راه مؤثری برای خروج از آن وجود ندارد.

از دیدگاه علوم اعصاب، تصمیم‌گیری در شرایط بحران شدید روانی را می‌توان با تغییر در شبکه‌های مرتبط با تنظیم هیجان، کنترل شناختی، پردازش پاداش، ارزیابی آینده و تصمیم‌گیری بررسی کرد. ساختارها و شبکه‌هایی مانند قشر پیش‌پیشانی (Prefrontal Cortex)، آمیگدال (Amygdala) و مدارهای مرتبط با سیستم پاداش (Reward System) در تنظیم رفتار، هیجان و ارزیابی پیامدها نقش دارند.

این به معنای آن نیست که «یک ناحیه از مغز باعث خودکشی می‌شود». چنین برداشتی از نظر علمی ساده‌سازی بیش از حد است. رفتار خودکشی محصول تعامل پیچیده میان مغز، روان، تجربه زندگی، روابط اجتماعی، عوامل محیطی و وضعیت سلامت فرد است.

همین نکته، اهمیت نگاه چندسطحی به پیشگیری از خودکشی (Suicide Prevention) را نشان می‌دهد.

چرا گفتن «قوی باش» همیشه کافی نیست؟

یکی از خطرناک‌ترین سوءبرداشت‌ها درباره رنج روانی این است که فرد صرفاً با «قوی‌تر بودن» می‌تواند از آن عبور کند.

اما بحران روانی الزاماً مسئله ضعف شخصیت نیست.

گاهی فردی که از بیرون کاملاً موفق، اجتماعی یا حتی شاد به نظر می‌رسد، در درون خود با افکار خودکشی (Suicidal Thoughts)، اضطراب، افسردگی، احساس بی‌ارزشی یا فرسودگی روانی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

در اینجا نقش همدلی (Empathy) اهمیت پیدا می‌کند.

همدلی به معنای تأیید خودکشی نیست؛ بلکه به معنای دیدن رنج فرد بدون تحقیر، سرزنش و قضاوت است.

به جای اینکه به فرد بگوییم:

«این‌همه آدم مشکل دارند، تو هم تحمل کن.»

باید بتوانیم بپرسیم:

«چه چیزی این روزها برایت آن‌قدر سخت شده که احساس می‌کنی دیگر توان ادامه دادن نداری؟»

گاهی همین سؤال ساده می‌تواند آغاز یک گفت‌وگوی نجات‌بخش باشد.

بازی مرگ و مفهوم «فرصت دوباره»

یکی از عناصر مهم سریال، تجربه دوباره زندگی از زاویه دید شخصیت‌های مختلف است. داستان به شکل فانتزی نشان می‌دهد که اگر انسان می‌توانست زندگی خود را از نگاه دیگران ببیند، شاید ارزش برخی چیزهایی را که در دوران بحران نادیده گرفته بود، دوباره کشف می‌کرد.

از منظر روان‌شناختی، این بخش را می‌توان با مفهوم تغییر چشم‌انداز (Perspective Taking) مرتبط دانست.

انسان در بحران شدید ممکن است تمام جهان را از دریچه درد فعلی خود ببیند. آینده به اکنون فروکاسته می‌شود و اکنون نیز زیر فشار رنج معنا پیدا می‌کند.

اما یکی از اهداف مداخلات روان‌شناختی، کمک به فرد برای گسترش دوباره همین چشم‌انداز است؛ یعنی ایجاد امکان برای اینکه فرد بتواند آینده‌های دیگری را تصور کند، گزینه‌های بیشتری ببیند و از حالت «هیچ راهی وجود ندارد» به سمت «شاید راه دیگری هم باشد» حرکت کند.

این تغییر کوچک در زبان، در حقیقت می‌تواند تغییری بزرگ در مسیر کمک‌خواهی باشد.

انگ اجتماعی؛ دشمن خاموش پیشگیری از خودکشی

یکی از موانع جدی در مسیر پیشگیری، انگ سلامت روان (Mental Health Stigma) است.

ترس از قضاوت شدن، برچسب خوردن، طرد اجتماعی یا حتی متهم شدن به ضعف می‌تواند افراد را از بیان رنج خود بازدارد.

به همین دلیل، پیام روز جهانی پیشگیری از خودکشی در سال‌های اخیر صرفاً «درباره خودکشی صحبت کنید» نیست؛ بلکه بر تغییر روایت تأکید دارد.

سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۲۶ نیز بر ضرورت حرکت از سکوت و سوءبرداشت به سمت گفت‌وگویی باز، همدلانه و حمایتگر تأکید کرده است. 

جامعه‌ای که درباره افسردگی، اضطراب، بحران روانی و افکار خودکشی بدون تحقیر صحبت می‌کند، شانس بیشتری برای شناسایی زودهنگام افراد در معرض خطر خواهد داشت.

مسئولیت رسانه در روایت خودکشی

در اینجا یک نکته بسیار مهم برای علاقه‌مندان به سینما، رسانه و علوم اعصاب مطرح می‌شود:

هر روایتی درباره خودکشی الزاماً روایت پیشگیرانه نیست.

نحوه نمایش خودکشی در رسانه می‌تواند بر نگرش عمومی، انگ اجتماعی و حتی رفتار مخاطبان اثر بگذارد؛ بنابراین گزارشگری مسئولانه درباره خودکشی (Responsible Suicide Reporting) و روایت مسئولانه این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد. سازمان جهانی بهداشت نیز بر نقش رسانه‌ها در پیشگیری از خودکشی تأکید کرده است.

بنابراین، تماشای «بازی مرگ» بهتر است بهانه‌ای برای فهم رنج انسان باشد، نه الگویی برای تقلید یا زیباسازی مرگ.

این تمایز بسیار مهم است.

هدف از صحبت درباره خودکشی، عادی‌سازی مرگ نیست؛ عادی‌سازی کمک خواستن است.

از علوم اعصاب تا روان‌پزشکی؛ پیشگیری یک مسئولیت چندرشته‌ای است

پیشگیری مؤثر از خودکشی را نمی‌توان تنها بر دوش روان‌پزشک، روان‌شناس، متخصص علوم اعصاب یا خانواده گذاشت.

این موضوع نیازمند همکاری چندسطحی است:

علوم اعصاب می‌تواند به فهم سازوکارهای عصبی تصمیم‌گیری، تنظیم هیجان و آسیب‌پذیری کمک کند.

روان‌شناسی به ارزیابی شناخت‌ها، هیجان‌ها، رفتارها، عوامل محافظتی و عوامل خطر می‌پردازد.

روان‌پزشکی در تشخیص و درمان اختلالات روانی و مدیریت بحران نقش اساسی دارد.

پزشکی و مراقبت‌های اولیه می‌توانند افراد در معرض خطر را زودتر شناسایی کنند.

خانواده و جامعه می‌توانند شبکه حمایت اجتماعی ایجاد کنند.

و رسانه می‌تواند به جای بازتولید انگ و کلیشه، فرهنگ گفت‌وگو و کمک‌خواهی را تقویت کند.

WHO نیز رویکرد پیشگیری از خودکشی را یک اقدام چندبخشی می‌داند و بر مداخلاتی مانند محدود کردن دسترسی به ابزارهای کشنده، تعامل مسئولانه با رسانه، تقویت مهارت‌های اجتماعی ـ هیجانی و شناسایی و حمایت زودهنگام از افراد در معرض خطر تأکید کرده است.

مهم‌ترین پیام بازی مرگ چیست؟

شاید عمیق‌ترین پیام قابل برداشت از این سریال این نباشد که «مرگ ترسناک است».

پیام عمیق‌تر می‌تواند این باشد:

انسان گاهی در تاریک‌ترین لحظه زندگی خود، آینده‌ای را نمی‌بیند که هنوز امکان دارد وجود داشته باشد.

و این دقیقاً همان جایی است که جامعه باید وارد شود.

نه برای قضاوت.

نه برای سرزنش.

نه برای گفتن جمله‌های کلیشه‌ای.

بلکه برای دیدن، شنیدن، همراهی کردن و رساندن فرد به کمک تخصصی.

روز جهانی پیشگیری از خودکشی فرصتی است برای اینکه درباره زندگی سخن بگوییم؛ درباره امید، ارتباط انسانی، دسترسی به درمان، سلامت روان و مسئولیت اجتماعی.

اگر «بازی مرگ» را صرفاً یک سریال فانتزی ببینیم، شاید پس از پایان قسمت آخر آن را فراموش کنیم.

اما اگر آن را به‌عنوان روایتی درباره ناامیدی، رنج روانی، افکار خودکشی، تاب‌آوری و ارزش زندگی بخوانیم، می‌تواند به نقطه آغاز یک گفت‌وگوی مهم تبدیل شود.

گفت‌وگویی که شاید در یک کلاس دانشگاهی آغاز شود؛ شاید در مطب روان‌شناس یا روان‌پزشک ادامه پیدا کند؛ شاید میان دو دوست شکل بگیرد؛ شاید در یک خانواده اتفاق بیفتد.

و شاید، در جایی که هیچ‌کس از آن خبر ندارد، یک انسان فقط به این دلیل که کسی حاضر شده واقعاً به حرفش گوش دهد، تصمیم بگیرد برای کمک اقدام کند.

پیشگیری از خودکشی فقط نجات یک زندگی از مرگ نیست؛ گاهی بازگرداندن یک انسان به امکانِ دیدنِ آینده است.

در جهانی که بسیاری از انسان‌ها با فشار اقتصادی، تنهایی، شکست، سوگ، بیماری، تبعیض، خشونت و بحران‌های روانی مواجه‌اند، شاید یکی از انسانی‌ترین کارهایی که می‌توانیم انجام دهیم این باشد که سکوت را بشکنیم.

نه با ترس.

با آگاهی.

نه با قضاوت.

با همدلی.

و نه با وعده‌های ساده‌انگارانه.

با مداخلات علمی، دسترسی به خدمات سلامت روان و حمایت انسانی.

زیرا همان‌گونه که پیام روز جهانی پیشگیری از خودکشی ۲۰۲۶ یادآوری می‌کند، باید روایت خود را تغییر دهیم:

از سکوت به گفت‌وگو؛
از انگ به همدلی؛
از انزوا به ارتباط؛
و از ناامیدی به امکان کمک.

و شاید مهم‌ترین جمله‌ای که باید در پایان این روایت باقی بماند، همین باشد:

زندگی همیشه آسان نیست؛ اما یک لحظه سخت، تمام آینده یک انسان نیست.

سوالات متداول

بازی مرگ (Death’s Game) درباره چیست؟

بازی مرگ (Death’s Game) یک سریال کره‌ای فانتزی و درام است که زندگی، مرگ، ناامیدی و پیامدهای تصمیم‌های انسانی را در قالب داستانی فراواقعی به تصویر می‌کشد.

روز جهانی پیشگیری از خودکشی چه روزی است؟

روز جهانی پیشگیری از خودکشی هر سال ۱۰ سپتامبر برگزار می‌شود و با هدف افزایش آگاهی، کاهش انگ اجتماعی و تقویت اقدامات پیشگیرانه در سراسر جهان شکل گرفته است.

آیا سریال بازی مرگ یک اثر علمی درباره خودکشی است؟

خیر. این سریال یک اثر داستانی و فانتزی است و نباید آن را منبع علمی یا ابزار تشخیص رفتار خودکشی دانست. با این حال، موضوعات مطرح‌شده در آن می‌توانند زمینه‌ای برای گفت‌وگو درباره سلامت روان، ناامیدی، افکار خودکشی و اهمیت دریافت کمک تخصصی فراهم کنند.

آیا خودکشی فقط به دلیل افسردگی اتفاق می‌افتد؟

خیر. رفتار خودکشی چندعاملی است و می‌تواند تحت تأثیر تعامل عوامل روان‌شناختی، زیستی، اجتماعی، محیطی و فرهنگی قرار گیرد. بنابراین نباید آن را به یک اختلال یا یک علت واحد محدود کرد.

نقش علوم اعصاب در شناخت رفتار خودکشی چیست؟

علوم اعصاب با مطالعه سازوکارهای مرتبط با تنظیم هیجان، تصمیم‌گیری، کنترل شناختی، پردازش پاداش و ارزیابی آینده می‌تواند به شناخت بهتر برخی سازوکارهای آسیب‌پذیری در رفتار خودکشی کمک کند؛ البته این حوزه هنوز پیچیده و چندعاملی است.

چگونه می‌توان درباره خودکشی با فردی که در بحران روانی قرار دارد صحبت کرد؟

مهم‌ترین اصول عبارت‌اند از گوش دادن بدون قضاوت، جدی گرفتن رنج فرد، ایجاد احساس امنیت و تشویق به دریافت کمک تخصصی. در صورت وجود خطر فوری، باید از خدمات اورژانسی و متخصصان مربوط کمک گرفت.

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 1

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد