دعوت به مشارکت در یک پژوهش دانشگاهی

اطلاعات پژوهش

بیماری‌های اعصاب و روان چیستند؟ آشنایی با ۵ اختلال شایع و روش درمان

راهنمای مطالعه نمایش

۵ بیماری شایع اعصاب و روان؛ علائم، علل، تشخیص و روش‌های درمان

سلامت مغز تنها به حافظه، یادگیری و توانایی حل مسئله محدود نمی‌شود؛ هیجان، انگیزه، خواب، رفتار، تصمیم‌گیری، تمرکز و نحوه ارتباط انسان با محیط اطراف نیز محصول فعالیت پیچیده شبکه‌های عصبی و تعامل آن‌ها با عوامل روان‌شناختی، ژنتیکی، اجتماعی و محیطی هستند. به همین دلیل، زمانی که عملکرد این شبکه‌ها دچار اختلال می‌شود، پیامدهای آن می‌تواند از تغییر خلق و اضطراب گرفته تا اختلال در خوردن، کنترل تکانه، توجه و رفتار را دربرگیرد.

اختلالات روانی از مهم‌ترین چالش‌های سلامت عمومی در جهان هستند. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، در سال ۲۰۲۱ حدود یک نفر از هر هفت نفر در جهان با یک اختلال روانی زندگی می‌کرد و اختلالات اضطرابی و افسردگی در میان شایع‌ترین این اختلالات قرار داشتند. این اختلالات می‌توانند عملکرد تحصیلی، شغلی، خانوادگی و اجتماعی فرد را تحت تأثیر قرار دهند؛ بااین‌حال، برای بسیاری از آن‌ها درمان‌های مؤثر روان‌شناختی، دارویی یا ترکیبی وجود دارد. (سازمان بهداشت جهانی)

نکته مهم این است که اصطلاح «بیماری اعصاب و روان» مجموعه بسیار گسترده‌ای از اختلالات را دربرمی‌گیرد و بیماری‌های مختلفی مانند افسردگی، اختلالات اضطرابی، اختلال وسواس فکری‌عملی، اختلالات خوردن، اختلالات مصرف مواد، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی، اختلال استرس پس از سانحه و اختلال کمبود توجه/بیش‌فعالی را شامل می‌شود.

در این مقاله، پنج گروه مهم و شایع را بررسی می‌کنیم و تلاش داریم میان علوم اعصاب، روان‌پزشکی، روان‌شناسی بالینی و پزشکی مبتنی بر شواهد پلی روشن ایجاد کنیم.

بیماری‌های اعصاب و روان دقیقاً چه هستند؟

اختلال روانی به معنای «ضعف شخصیت» یا «کمبود اراده» نیست. از دیدگاه علمی، اختلال روانی زمانی مطرح می‌شود که الگوهایی معنادار در شناخت، تنظیم هیجان یا رفتار ایجاد شوند و این تغییرات با رنج قابل‌توجه یا اختلال در عملکرد فردی، خانوادگی، اجتماعی یا شغلی همراه باشند. (سازمان بهداشت جهانی)

مغز در ایجاد و تنظیم این فرایندها نقشی اساسی دارد؛ اما نباید تمام اختلالات روانی را صرفاً به یک «مشکل شیمیایی در مغز» تقلیل داد. عوامل متعددی از جمله ژنتیک، رشد مغز، تجربه‌های دوران کودکی، استرس مزمن، خواب، بیماری‌های جسمی، مصرف مواد، شرایط اجتماعی و محیط زندگی می‌توانند در شکل‌گیری یا تشدید علائم نقش داشته باشند.

بنابراین، تشخیص یک اختلال روانی باید بر اساس ارزیابی تخصصی انجام شود و صرف داشتن یک علامت، به‌تنهایی به معنای ابتلا به بیماری نیست.

۱. افسردگی؛ فراتر از غم و اندوه

افسردگی یکی از شناخته‌شده‌ترین و مهم‌ترین اختلالات خلقی است؛ اما هنوز هم درک عمومی از آن گاهی با «غمگین بودن» یا «حال بد موقت» اشتباه گرفته می‌شود.

غم، واکنشی طبیعی به فقدان، شکست یا اتفاقات ناخوشایند زندگی است و معمولاً با گذشت زمان تغییر می‌کند. در مقابل، اختلال افسردگی اساسی یا Major Depressive Disorder می‌تواند پایدارتر، فراگیرتر و ناتوان‌کننده‌تر باشد و بر طیف وسیعی از عملکردهای فرد تأثیر بگذارد.

سازمان جهانی بهداشت افسردگی را از نوسانات معمول خلق و واکنش‌های کوتاه‌مدت به چالش‌های زندگی متمایز می‌کند. در یک دوره افسردگی، خلق پایین یا از دست دادن علاقه و لذت می‌تواند برای بخش عمده روز و در روزهای متعدد ادامه پیدا کند و با علائم دیگری مانند اختلال خواب، تغییر اشتها، خستگی، کاهش تمرکز، احساس بی‌ارزشی یا ناامیدی همراه شود. (سازمان بهداشت جهانی)

مهم‌ترین علائم افسردگی

علائم افسردگی می‌توانند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشند، اما برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:

  • احساس غم، پوچی یا ناامیدی

  • کاهش علاقه و لذت نسبت به فعالیت‌های قبلی

  • خستگی و کاهش انرژی

  • اختلال در تمرکز و تصمیم‌گیری

  • تغییر اشتها یا وزن

  • بی‌خوابی یا پرخوابی

  • احساس گناه یا بی‌ارزشی

  • کندی یا بی‌قراری روانی ـ حرکتی

  • کناره‌گیری اجتماعی

  • افکار مربوط به مرگ یا خودکشی

وجود افکار خودکشی یا آسیب به خود یک وضعیت جدی و نیازمند ارزیابی فوری حرفه‌ای است.

افسردگی از دیدگاه علوم اعصاب

افسردگی بیماری تک‌علتی نیست. پژوهش‌های علوم اعصاب نشان می‌دهند که شبکه‌های متعدد مغزی، فرایندهای تنظیم هیجان، مدارهای پاداش، استرس و ارتباط میان نواحی مختلف مغز در پاتوفیزیولوژی افسردگی نقش دارند.

به همین دلیل، نگاه مدرن به افسردگی صرفاً به کمبود یک انتقال‌دهنده عصبی مانند سروتونین محدود نمی‌شود. اختلال در انعطاف‌پذیری عصبی، پردازش پاداش، مدارهای پیش‌پیشانی ـ لیمبیک، محور استرس و تعامل عوامل ژنتیکی و محیطی از جمله موضوعات مهم تحقیقات نوروساینس هستند.

درمان افسردگی

درمان افسردگی باید متناسب با شدت علائم، سن، وضعیت جسمی، سابقه بیماری، داروهای مصرفی و شرایط فرد تعیین شود.

گزینه‌های درمانی می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

  • روان‌درمانی

  • درمان شناختی ـ رفتاری یا CBT

  • داروهای ضدافسردگی

  • فعالیت بدنی و اصلاح سبک زندگی به‌عنوان درمان‌های کمکی

  • درمان‌های تخصصی برای موارد مقاوم به درمان

  • برخی روش‌های تحریک مغزی در موارد منتخب

روان‌درمانی برای بسیاری از افراد یکی از ارکان اصلی درمان است و سازمان جهانی بهداشت نیز بر اثربخشی مداخلات روان‌شناختی، به‌ویژه برای افسردگی و اضطراب، تأکید دارد. (سازمان بهداشت جهانی)

در مواردی که افسردگی به درمان‌های معمول پاسخ کافی نمی‌دهد، روش‌هایی مانند تحریک مغناطیسی مکرر فراجمجمه‌ای یا rTMS و در شرایط خاص ECT ممکن است مورد استفاده قرار گیرند. rTMS با ایجاد میدان مغناطیسی و القای جریان‌های الکتریکی ضعیف در مدارهای عصبی، فعالیت نواحی هدف مغز را تعدیل می‌کند. (موسسه ملی بهداشت روان)

۲. اختلالات اضطرابی؛ وقتی سیستم هشدار مغز خاموش نمی‌شود

اضطراب بخشی طبیعی از زندگی انسان است. مغز برای شناسایی تهدید و آماده‌سازی بدن برای واکنش، سامانه‌ای پیچیده در اختیار دارد. مشکل زمانی آغاز می‌شود که این سیستم بیش از اندازه فعال شود، با موقعیت واقعی تناسب نداشته باشد یا عملکرد روزمره فرد را مختل کند.

اختلالات اضطرابی مجموعه‌ای از اختلالات مختلف هستند و شامل اختلال اضطراب فراگیر، اختلال پانیک، اختلال اضطراب اجتماعی، فوبیاهای اختصاصی و برخی اختلالات مرتبط با ترس و اضطراب می‌شوند. سازمان جهانی بهداشت گزارش کرده است که صدها میلیون نفر در جهان با اختلالات اضطرابی زندگی می‌کنند. (سازمان بهداشت جهانی)

علائم اضطراب

اضطراب ممکن است هم علائم روانی و هم علائم جسمانی ایجاد کند:

  • نگرانی مداوم

  • احساس خطر یا تهدید

  • بی‌قراری

  • تحریک‌پذیری

  • دشواری تمرکز

  • اختلال خواب

  • تنش عضلانی

  • تپش قلب

  • تعریق

  • لرزش

  • احساس تنگی نفس

  • ناراحتی گوارشی

این علائم گاهی آن‌قدر شدید می‌شوند که فرد تصور می‌کند دچار یک بیماری جسمی خطرناک شده است.

اختلال پانیک

در اختلال پانیک فرد ممکن است حملات ناگهانی ترس شدید را تجربه کند. حمله پانیک می‌تواند با تپش قلب، لرزش، احساس خفگی، سرگیجه، تعریق و احساس از دست دادن کنترل همراه شود.

مشکل تنها خود حمله نیست؛ گاهی ترس از وقوع دوباره حمله باعث می‌شود فرد فعالیت‌های روزمره خود را محدود کند.

فوبیا

فوبیای اختصاصی نوعی ترس شدید و پایدار نسبت به یک شیء یا موقعیت مشخص است؛ برای مثال:

  • ترس از ارتفاع

  • ترس از پرواز

  • ترس از برخی حیوانات

  • ترس از تزریق

  • ترس از موقعیت‌های خاص

شدت فوبیا زمانی اهمیت بالینی پیدا می‌کند که موجب اجتناب قابل‌توجه و اختلال در زندگی فرد شود.

وسواس فکری ـ عملی؛ وقتی افکار ناخواسته به رفتارهای تکراری تبدیل می‌شوند

اختلال وسواس فکری ـ عملی یا OCD را نباید صرفاً نوعی «وسواس معمولی» یا علاقه زیاد به نظم دانست.

در OCD، فرد ممکن است افکار، تصاویر یا تکانه‌های ناخواسته و مزاحمی را تجربه کند که به آن‌ها وسواس فکری یا Obsession گفته می‌شود. برای کاهش اضطراب ناشی از این افکار، فرد ممکن است رفتارها یا اعمال ذهنی تکرارشونده‌ای انجام دهد که به آن‌ها اجبار یا Compulsion گفته می‌شود.

برای نمونه، فرد ممکن است به‌شدت نگران آلودگی باشد و به‌طور مکرر دست‌های خود را بشوید، یا بارها قفل در را بررسی کند.

OCD قابل درمان است و روش‌هایی مانند درمان شناختی ـ رفتاری و مواجهه و جلوگیری از پاسخ یا ERP از مداخلات مهم آن محسوب می‌شوند. در برخی بیماران نیز دارودرمانی تحت نظر روان‌پزشک مورد استفاده قرار می‌گیرد.

۳. اختلالات خوردن؛ زمانی که رابطه انسان با غذا و تصویر بدن بیمارگونه می‌شود

اختلالات خوردن یا Eating Disorders صرفاً رژیم غذایی نامناسب یا علاقه زیاد به لاغری نیستند. این اختلالات می‌توانند بر رفتار خوردن، نگرش فرد نسبت به غذا، وزن و شکل بدن تأثیر عمیق بگذارند و در برخی موارد پیامدهای جدی و حتی تهدیدکننده زندگی داشته باشند.(موسسه ملی بهداشت روان)

از مهم‌ترین اختلالات خوردن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • بی‌اشتهایی عصبی یا Anorexia Nervosa

  • پرخوری عصبی یا Bulimia Nervosa

  • اختلال پرخوری یا Binge-Eating Disorder

  • اختلال اجتنابی ـ محدودکننده مصرف غذا یا ARFID

بی‌اشتهایی عصبی

در Anorexia Nervosa محدودیت شدید دریافت غذا، ترس از افزایش وزن و اختلال در ادراک وزن یا شکل بدن می‌تواند نقش مهمی داشته باشد.

این اختلال ممکن است با کاهش وزن شدید، سوءتغذیه، ضعف، اختلالات هورمونی، مشکلات قلبی و سایر عوارض جسمانی همراه شود.

بنابراین، بی‌اشتهایی عصبی صرفاً یک مشکل روان‌شناختی نیست و نیازمند ارزیابی هم‌زمان وضعیت روانی و جسمانی است.

پرخوری عصبی

در Bulimia Nervosa دوره‌هایی از پرخوری همراه با احساس از دست دادن کنترل ممکن است با رفتارهای جبرانی مانند استفراغ عمدی، روزه‌داری یا ورزش افراطی دنبال شود.

استفراغ مکرر می‌تواند به مینای دندان، گلو، دستگاه گوارش و تعادل الکترولیت‌های بدن آسیب برساند. (موسسه ملی بهداشت روان)

اختلال پرخوری

در Binge-Eating Disorder فرد دوره‌هایی از خوردن مقدار زیادی غذا را همراه با احساس از دست دادن کنترل تجربه می‌کند، اما برخلاف بولیمیا، الزاماً رفتار جبرانی منظم مانند استفراغ عمدی وجود ندارد.

اختلالات خوردن همچنین می‌توانند هم‌زمان با افسردگی، اضطراب و اختلالات مصرف مواد دیده شوند؛ بنابراین درمان آن‌ها اغلب نیازمند یک رویکرد چندتخصصی است. (موسسه ملی بهداشت روان)

درمان اختلالات خوردن

درمان بسته به نوع و شدت اختلال می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • روان‌درمانی

  • درمان شناختی ـ رفتاری

  • درمان‌های خانوادگی در گروه‌های مناسب

  • تغذیه‌درمانی

  • پایش وضعیت جسمانی

  • دارودرمانی در موارد منتخب

  • بستری در شرایط شدید یا تهدیدکننده سلامت

نکته مهم این است که هدف درمان فقط «افزایش یا کاهش وزن» نیست؛ بلکه باید رابطه بیمار با غذا، بدن، هیجان و رفتارهای مرتبط نیز اصلاح شود.

۴. اختلال مصرف مواد؛ بیماری مغز، رفتار و سلامت عمومی

اصطلاح قدیمی «اعتیاد» در زبان عمومی بسیار رایج است؛ اما در پزشکی و روان‌پزشکی، اختلال مصرف مواد یا Substance Use Disorder اصطلاح دقیق‌تری برای توصیف الگوی مشکل‌ساز مصرف مواد است.

اختلال مصرف مواد می‌تواند شامل مصرف مشکل‌ساز مواد افیونی، محرک‌ها، الکل و سایر مواد روان‌گردان باشد.

بر اساس اطلاعات مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا، اختلالات مصرف مواد بر مغز و رفتار تأثیر می‌گذارند و ممکن است با ناتوانی در کاهش یا توقف مصرف، ادامه مصرف علی‌رغم پیامدهای منفی، تحمل و علائم ترک همراه باشند. شدت این اختلال نیز می‌تواند از خفیف تا شدید متغیر باشد. (موسسه ملی بهداشت روان)

چرا ترک مواد دشوار است؟

مصرف مزمن برخی مواد می‌تواند مدارهای مرتبط با پاداش، انگیزش، یادگیری، کنترل تکانه و تصمیم‌گیری را تغییر دهد.

به همین دلیل، نگاه اخلاقی و سرزنش‌گرانه به فرد مبتلا به اختلال مصرف مواد نه‌تنها کمکی به درمان نمی‌کند، بلکه ممکن است مانع مراجعه به پزشک شود.

اختلال مصرف مواد یک مشکل پیچیده زیستی ـ روانی ـ اجتماعی است.

عوامل ژنتیکی، استرس، تروما، محیط خانوادگی، دسترسی به مواد، وضعیت اجتماعی و بیماری‌های روانی هم‌زمان می‌توانند در خطر ابتلا نقش داشته باشند. ارتباط میان اختلالات مصرف مواد و سایر اختلالات روانی نیز دوطرفه و پیچیده است. (موسسه ملی بهداشت روان)

درمان اختلال مصرف مواد

درمان به نوع ماده، شدت وابستگی، وضعیت جسمانی و روانی و شرایط فرد بستگی دارد و می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • ارزیابی پزشکی و روان‌پزشکی

  • درمان روان‌شناختی

  • درمان‌های رفتاری

  • حمایت اجتماعی و خانوادگی

  • درمان دارویی در موارد دارای اندیکاسیون

  • مدیریت علائم ترک

  • برنامه‌های پیشگیری از عود

  • درمان هم‌زمان اختلالات روانی همراه

یکی از مهم‌ترین اصول درمان مدرن این است که سم‌زدایی به‌تنهایی معادل درمان اعتیاد نیست. سم‌زدایی ممکن است مرحله‌ای از فرایند درمان باشد، اما پیشگیری از عود و بازسازی عملکرد فرد معمولاً به مراقبت طولانی‌تر نیاز دارد.

در اختلال مصرف مواد افیونی، درمان‌های دارویی مبتنی بر شواهد می‌توانند نقش بسیار مهمی داشته باشند. هدف درمان الزاماً جایگزین کردن یک ماده با ماده‌ای دیگر نیست؛ بلکه کاهش آسیب، کنترل علائم، کاهش مصرف غیرایمن، جلوگیری از عود و بازگرداندن عملکرد فرد به زندگی روزمره از اهداف اصلی درمان هستند. (موسسه ملی بهداشت روان)

۵. اختلال کمبود توجه/بیش‌فعالی؛ اختلالی فراتر از «شیطنت»

اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی یا Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder (ADHD) یکی از مهم‌ترین اختلالات عصبی ـ رشدی است.

ADHD می‌تواند از دوران کودکی آغاز شود و در برخی افراد تا بزرگسالی ادامه پیدا کند. برخلاف تصور رایج، این اختلال صرفاً به معنی «شیطنت کودک» یا «بی‌انضباطی» نیست.

در ADHD الگوی پایدار بی‌توجهی، بیش‌فعالی و تکانشگری می‌تواند در عملکرد تحصیلی، شغلی، اجتماعی یا خانوادگی اختلال ایجاد کند. سازمان جهانی بهداشت نیز ADHD را در گروه اختلالات عصبی ـ رشدی قرار می‌دهد. (سازمان بهداشت جهانی)

علائم ADHD

علائم ممکن است شامل موارد زیر باشند:

  • دشواری در حفظ توجه

  • فراموش‌کاری

  • بی‌نظمی

  • دشواری در تکمیل وظایف

  • حواس‌پرتی

  • بی‌قراری

  • صحبت کردن بیش از حد

  • قطع کردن صحبت دیگران

  • تصمیم‌گیری تکانشی

  • دشواری در مدیریت زمان

شدت و الگوی علائم در افراد مختلف متفاوت است.

ADHD در بزرگسالان

یکی از اشتباهات رایج این است که ADHD را فقط بیماری دوران کودکی بدانیم.

برخی افراد در کودکی تشخیص داده نمی‌شوند و سال‌ها بعد، هنگام ورود به دانشگاه، محیط کار یا مسئولیت‌های پیچیده زندگی، مشکلات مربوط به توجه و سازمان‌دهی برایشان آشکارتر می‌شود.

در بزرگسالان، علائم ممکن است بیشتر به شکل تأخیر در انجام کارها، بی‌نظمی، فراموش‌کردن قرارها، دشواری مدیریت زمان، تکانشگری یا ناتوانی در حفظ تمرکز طولانی‌مدت ظاهر شوند.

ADD چیست؟

اصطلاح ADD یا Attention Deficit Disorder در منابع قدیمی‌تر برای توصیف برخی الگوهای بی‌توجهی استفاده می‌شد؛ اما در طبقه‌بندی‌های تشخیصی امروزی، ADHD تشخیص اصلی است و می‌تواند شامل ارائه‌های مختلف از جمله ارائه عمدتاً بی‌توجه باشد.

بنابراین بهتر است به جای استفاده از ADD به‌عنوان یک بیماری مستقل، از اصطلاح دقیق‌تر ADHD با ارائه عمدتاً بی‌توجه استفاده شود.

درمان ADHD

درمان ADHD باید بر اساس سن، شدت علائم، شرایط زندگی و اختلالات هم‌زمان تنظیم شود.

گزینه‌های درمانی می‌توانند شامل:

  • دارودرمانی

  • مداخلات رفتاری

  • روان‌درمانی در شرایط مناسب

  • آموزش مهارت‌های اجرایی

  • آموزش والدین

  • مداخلات مدرسه

  • اصلاح ساختار زندگی روزمره

باشند.

داروهای محرک از درمان‌های شناخته‌شده ADHD هستند؛ اما انتخاب دارو و تعیین دوز باید توسط پزشک انجام شود. گاهی نیز داروهای غیرمحرک مورد استفاده قرار می‌گیرند. روان‌درمانی و مداخلات رفتاری نیز می‌توانند به مدیریت مشکلات روزمره کمک کنند، به‌خصوص زمانی که ADHD با افسردگی، اضطراب یا اختلال مصرف مواد همراه باشد. (موسسه ملی بهداشت روان)

آیا بیماری‌های اعصاب و روان قابل درمان هستند؟

یکی از خطرناک‌ترین باورها درباره اختلالات روانی این است که «درمان‌پذیر نیستند».

واقعیت علمی پیچیده‌تر و امیدوارکننده‌تر است.

بسیاری از اختلالات روانی قابل درمان یا قابل مدیریت مؤثر هستند و بسیاری از افراد با دریافت درمان مناسب می‌توانند عملکرد تحصیلی، شغلی، خانوادگی و اجتماعی خود را بهبود دهند. سازمان جهانی بهداشت نیز تأکید می‌کند که برای اختلالات روانی، گزینه‌های مؤثر پیشگیری و درمان وجود دارد؛ اگرچه دسترسی به خدمات درمانی هنوز در بسیاری از نقاط جهان ناکافی است.(سازمان بهداشت جهانی)

درمان نیز یک نسخه واحد برای همه افراد نیست.

ممکن است برای یک بیمار روان‌درمانی کافی باشد؛ فرد دیگری به دارودرمانی نیاز داشته باشد و بیمار دیگری به ترکیبی از روان‌درمانی، دارو، توان‌بخشی، اصلاح سبک زندگی و حمایت خانوادگی احتیاج داشته باشد.

نقش روان‌پزشک، روان‌شناس و متخصص مغز و اعصاب چیست؟

یکی از پرسش‌های رایج این است که برای مشکلات اعصاب و روان باید به چه متخصصی مراجعه کرد.

روان‌پزشک پزشک متخصص تشخیص و درمان اختلالات روان‌پزشکی است و می‌تواند در صورت نیاز دارو تجویز کند.

روان‌شناس بالینی در ارزیابی روان‌شناختی، روان‌درمانی و مداخلات مبتنی بر شواهد نقش دارد.

متخصص مغز و اعصاب یا نورولوژیست نیز در ارزیابی بیماری‌های دستگاه عصبی تخصص دارد؛ به‌خصوص زمانی که علائم ممکن است منشأ عصبی داشته باشند یا لازم باشد بیماری‌های نورولوژیک از اختلالات روان‌پزشکی افتراق داده شوند.

در بسیاری از موارد، همکاری میان این متخصصان می‌تواند بهترین نتیجه را ایجاد کند.

مغز، ژنتیک و محیط؛ چرا یک نفر بیمار می‌شود و دیگری نه؟

اختلالات اعصاب و روان معمولاً نتیجه یک عامل منفرد نیستند.

امروزه مدل زیستی ـ روانی ـ اجتماعی یا Biopsychosocial Model یکی از چارچوب‌های مهم برای فهم بسیاری از این اختلالات است.

در این مدل، عوامل زیر می‌توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند:

عوامل زیستی:
ژنتیک، رشد مغز، هورمون‌ها، التهاب، بیماری‌های جسمی، تغییرات عصبی و عوامل متابولیک.

عوامل روان‌شناختی:
سبک‌های شناختی، تنظیم هیجان، اضطراب، تروما، مهارت‌های مقابله‌ای و تجربه‌های زندگی.

عوامل اجتماعی:
فقر، تنهایی، تبعیض، شرایط کاری، خانواده، محیط آموزشی، دسترسی به خدمات سلامت و حمایت اجتماعی.

به همین دلیل، درمان مدرن نیز باید فرد را فراتر از یک علامت یا یک تشخیص ببیند.

هم‌ابتلایی؛ چرا چند اختلال ممکن است هم‌زمان وجود داشته باشند؟

در پزشکی، وجود بیش از یک اختلال در یک فرد هم‌ابتلایی یا Comorbidity نامیده می‌شود.

برای مثال، افسردگی و اضطراب می‌توانند هم‌زمان دیده شوند. اختلالات خوردن نیز می‌توانند با افسردگی، اضطراب و اختلالات مصرف مواد همراه باشند. (موسسه ملی بهداشت روان)

در ADHD نیز وجود اختلالات هم‌زمان مانند اضطراب، افسردگی و اختلال مصرف مواد اهمیت بالینی دارد. (موسسه ملی بهداشت روان)

بنابراین، اگر فردی علائم چندگانه دارد، نباید هر علامت را جداگانه و بدون توجه به ارتباط میان آن‌ها درمان کرد.

چه زمانی مراجعه به متخصص ضروری است؟

اگر علائم روانی برای مدت قابل‌توجهی ادامه پیدا کرده‌اند یا بر زندگی روزمره اثر گذاشته‌اند، مراجعه به متخصص اهمیت دارد.

علائم هشداردهنده می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

  • افت محسوس عملکرد تحصیلی یا شغلی

  • اختلال شدید خواب

  • تغییر قابل‌توجه اشتها یا وزن

  • کناره‌گیری اجتماعی

  • حملات اضطرابی مکرر

  • مصرف خارج از کنترل مواد

  • رفتارهای اجباری شدید

  • اختلال جدی در تمرکز

  • تغییرات شدید و پایدار خلق

  • افکار آسیب به خود یا دیگران

به‌ویژه افکار خودکشی یا آسیب به خود نباید منتظر بماند تا «خودبه‌خود بهتر شود» و نیازمند ارزیابی فوری توسط خدمات حرفه‌ای سلامت است.

درمان بیماری‌های اعصاب و روان؛ آغاز راه با پذیرش و مراجعه تخصصی

بیماری‌های اعصاب و روان دشمن پنهانی نیستند که باید از وجودشان خجالت کشید. آن‌ها بخشی از پیچیدگی زیست‌شناسی مغز و تعامل آن با روان و محیط هستند.

افسردگی ممکن است توانایی لذت بردن را خاموش کند.

اضطراب می‌تواند سیستم هشدار مغز را در حالت آماده‌باش نگه دارد.

OCD ممکن است فرد را در چرخه‌ای از فکر و اجبار گرفتار کند.

اختلالات خوردن می‌توانند رابطه فرد با غذا و بدن را دگرگون کنند.

اختلال مصرف مواد می‌تواند مدارهای پاداش و کنترل رفتار را تحت تأثیر قرار دهد.

و ADHD ممکن است توجه، کنترل تکانه و عملکرد اجرایی را به چالش بکشد.

اما هیچ‌کدام از این واقعیت‌ها به معنای پایان راه نیست.

پیشرفت علوم اعصاب، روان‌پزشکی، روان‌شناسی بالینی و پزشکی مبتنی بر شواهد، مسیرهای درمانی متنوعی را در اختیار بیماران قرار داده است.

از روان‌درمانی و دارودرمانی گرفته تا تحریک مغزی، توان‌بخشی شناختی، مداخلات رفتاری و حمایت‌های اجتماعی، درمان مدرن بیش از هر زمان دیگری به سمت درمان شخص‌محور و مبتنی بر شواهد حرکت کرده است.

مهم‌ترین قدم، تشخیص درست است؛ زیرا درمان مؤثر بدون شناخت دقیق مشکل دشوار خواهد بود.

جمع‌بندی؛ سلامت روان بخشی جدایی‌ناپذیر از سلامت مغز است

افسردگی، اختلالات اضطرابی، اختلالات خوردن، اختلال مصرف مواد و ADHD از جمله اختلالات مهمی هستند که می‌توانند زندگی فرد و خانواده او را تحت تأثیر قرار دهند.

بااین‌حال، نباید سلامت روان را از سلامت مغز جدا دانست. مغز، بدن، روان و محیط اجتماعی در شبکه‌ای پیچیده و پویا با یکدیگر ارتباط دارند.

نگاه علمی به بیماری‌های اعصاب و روان نه سرزنش بیمار را می‌پذیرد و نه ساده‌سازی بیماری را.

در این نگاه، بیمار فردی است که نیازمند تشخیص دقیق، درمان مبتنی بر شواهد، همراهی متخصصان، حمایت خانواده و فرصت بازگشت به یک زندگی باکیفیت است.

بنابراین اگر خودتان یا یکی از نزدیکانتان با علائم پایدار افسردگی، اضطراب، وسواس، اختلال خوردن، مصرف کنترل‌نشده مواد یا مشکلات قابل‌توجه توجه و تکانشگری مواجه هستید، مراجعه به متخصص سلامت روان می‌تواند نقطه آغاز یک مسیر جدی و امیدبخش باشد.

سلامت روان نشانه ضعف نیست؛ بخشی از سلامت انسان است. و مراقبت از مغز، مراقبت از تمام زندگی است.

پرسش‌های متداول درباره بیماری‌های اعصاب و روان

شایع‌ترین بیماری‌های اعصاب و روان کدام‌اند؟

اختلالات روانی بسیار متنوع هستند؛ اما افسردگی و اختلالات اضطرابی از شایع‌ترین آن‌ها محسوب می‌شوند. در کنار آن‌ها، ADHD، اختلالات خوردن، اختلال وسواس فکری ـ عملی، اختلالات مصرف مواد و بسیاری اختلالات دیگر نیز اهمیت بالینی دارند. (سازمان بهداشت جهانی)

آیا افسردگی فقط غمگین بودن است؟

خیر. افسردگی یک اختلال پزشکی ـ روان‌شناختی است که می‌تواند با کاهش علاقه و لذت، اختلال خواب و اشتها، خستگی، کاهش تمرکز، احساس بی‌ارزشی و ناامیدی همراه شود.

آیا اضطراب همیشه بیماری است؟

خیر. اضطراب طبیعی بخشی از سیستم هشدار انسان است. زمانی که اضطراب شدید، پایدار، نامتناسب یا مختل‌کننده عملکرد شود، ممکن است در چارچوب یک اختلال اضطرابی قرار گیرد.

آیا ADHD فقط در کودکان دیده می‌شود؟

خیر. ADHD معمولاً از دوران رشد آغاز می‌شود، اما علائم آن می‌تواند تا بزرگسالی ادامه پیدا کند و عملکرد شغلی، تحصیلی و اجتماعی فرد را تحت تأثیر قرار دهد. (موسسه ملی بهداشت روان)

آیا اختلالات خوردن خطرناک هستند؟

بله. اختلالات خوردن می‌توانند پیامدهای جدی جسمانی داشته باشند و در برخی موارد تهدیدکننده زندگی باشند؛ بنابراین تشخیص و درمان تخصصی آن‌ها اهمیت زیادی دارد. (موسسه ملی بهداشت روان)

آیا اختلال مصرف مواد قابل درمان است؟

بله. اختلال مصرف مواد یک وضعیت قابل درمان است. درمان ممکن است شامل روان‌درمانی، دارودرمانی، مدیریت علائم ترک، حمایت اجتماعی و برنامه‌های پیشگیری از عود باشد. (موسسه ملی بهداشت روان)

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 1

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد