آیا خوردن ماهی خطر ابتلا به ام اس را کاهش میدهد؟ نقش امگا ۳

خوردن ماهی احتمالاً با کاهش خطر ابتلا به اماس مرتبط است؛ نقش امگا-۳ در نوروانایمونولوژی
آیا یک تغییر ساده در رژیم غذایی میتواند با کاهش خطر ابتلا به مالتیپل اسکلروزیس (MS) ارتباط داشته باشد؟ یافتههای یک مطالعه چندقومیتی نشان دادهاند که مصرف بیشتر ماهی، بهویژه در کنار مصرف مکمل روغن ماهی، با کاهش احتمال ابتلا به مالتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis) یا نخستین رویداد دمیلینهکننده موسوم به سندرم ایزوله بالینی (Clinically Isolated Syndrome; CIS) همراه است.
در این مطالعه که توسط آنت لانگر-گولد (Annette Langer-Gould) و همکارانش انجام شد، افرادی که مصرف ماهی بیشتری داشتند، در مقایسه با افرادی که کمتر از یک بار در ماه ماهی مصرف میکردند و مکمل روغن ماهی نیز دریافت نمیکردند، حدود ۴۵ درصد احتمال کمتری برای ابتلا به MS یا CIS داشتند. با این حال، این یافته به معنای اثبات این موضوع نیست که خوردن ماهی مستقیماً از MS پیشگیری میکند؛ بلکه یک ارتباط مشاهدهای را نشان میدهد که برای تأیید رابطه علت و معلولی به مطالعات آیندهنگر و کارآزماییهای بالینی نیاز دارد. (Neurology)
امگا-۳؛ پیوند میان تغذیه، التهاب و مغز
اهمیت این یافته زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم اسیدهای چرب غیراشباع چندگانه امگا-۳ (Omega-3 Polyunsaturated Fatty Acids; n-3 PUFAs) فقط مواد مغذی ساده نیستند؛ بلکه در تنظیم مجموعهای از فرآیندهای زیستی دخالت دارند که میتوانند با سلامت سیستم عصبی و تنظیم پاسخهای ایمنی ارتباط داشته باشند.
ماهیهای دریایی از مهمترین منابع غذایی اسیدهای چرب امگا-۳ هستند. در میان این ترکیبات، EPA (eicosapentaenoic acid) و DHA (docosahexaenoic acid) اهمیت ویژهای دارند. DHA یکی از اجزای مهم غشاهای سلولی عصبی است و در ساختار و عملکرد نورونها و سایر سلولهای سیستم عصبی نقش دارد.
از سوی دیگر، متابولیسم اسیدهای چرب میتواند بر مسیرهای مرتبط با التهاب، متابولیسم سلولی و عملکرد عصبی اثر بگذارد. دقیقاً به همین دلیل، پژوهشگران در مطالعه موردنظر تلاش کردند بررسی کنند که آیا ارتباط میان مصرف ماهی و خطر MS میتواند با نحوه پردازش اسیدهای چرب در بدن نیز مرتبط باشد. (Neurology)
MS؛ بیماری دمیلینهکننده سیستم عصبی مرکزی
برای درک اهمیت احتمالی این ارتباط، ابتدا باید بدانیم در مالتیپل اسکلروزیس چه اتفاقی رخ میدهد.
MS یک بیماری پیچیده و عمدتاً ایمنیواسطه (immune-mediated) سیستم عصبی مرکزی است که در آن فرآیندهای التهابی و ایمنی به ساختارهای عصبی، بهویژه میلین (Myelin)، آسیب میرسانند.
میلین مانند یک لایه عایق پیرامون بسیاری از رشتههای عصبی عمل میکند و برای انتقال سریع و کارآمد پیامهای الکتریکی در طول آکسونها ضروری است. هنگامی که فرآیند دمیلیناسیون (Demyelination) رخ میدهد، انتقال پیام عصبی میتواند مختل شود.
پیامد این اختلال بسته به محل ضایعه در مغز، نخاع یا عصب بینایی متفاوت است و میتواند به شکل اختلالات حسی، بیحسی، گزگز، ضعف اندامها، اختلال تعادل، مشکلات بینایی، خستگی و اختلال در راه رفتن ظاهر شود.
نخستین حمله بالینی سازگار با یک فرآیند دمیلینهکننده ممکن است به صورت CIS ظاهر شود. CIS الزاماً به معنای تشخیص قطعی MS نیست، اما در برخی افراد میتواند نخستین مرحله در مسیر تشخیصی بیماری باشد.
مطالعه چگونه انجام شد؟
پژوهشگران در MS Sunshine Study رژیم غذایی ۱۱۵۳ نفر را بررسی کردند. میانگین سنی شرکتکنندگان حدود ۳۶ سال بود و این جمعیت از پیشینههای قومی مختلف تشکیل شده بود. تقریباً نیمی از شرکتکنندگان مبتلا به MS یا CIS بودند.
مصرف ماهی بر اساس گزارش خود افراد ارزیابی شد. پژوهشگران «مصرف زیاد» را به صورت مصرف حداقل یک وعده ماهی در هفته یا یک تا سه وعده ماهی در ماه همراه با مصرف روزانه مکمل روغن ماهی تعریف کردند. در مقابل، مصرف کمتر از یک وعده ماهی در ماه بدون مصرف مکمل روغن ماهی در گروه مصرف پایین قرار گرفت. (Neurology)
نتایج قابل توجه بود: مصرف بالاتر ماهی با ۴۵ درصد کاهش در شانس ابتلا به MS یا CIS همراه بود.
از نظر آماری، نسبت شانس تعدیلشده در این مطالعه 0.55 با فاصله اطمینان ۹۵ درصدی 0.40 تا 0.75 و مقدار p=0.0002 گزارش شد. مدل آماری متغیرهایی مانند سن، جنسیت، سیگار کشیدن، تبار ژنتیکی و HLA-DRB1*15:01 را نیز در نظر گرفته بود. (Neurology)
این جزئیات اهمیت زیادی دارند؛ زیرا نشان میدهند یافته صرفاً بر اساس یک مقایسه خام میان دو گروه به دست نیامده است.
ژنهای متابولیسم اسیدهای چرب چه میگویند؟
یکی از جذابترین بخشهای این پژوهش، بررسی ارتباط ژنتیک با یافتههای تغذیهای بود.
پژوهشگران ۱۳ SNP (Single Nucleotide Polymorphism) در ژنهای مرتبط با سنتز و متابولیسم اسیدهای چرب، از جمله ناحیه ژنی FADS1/FADS2 و ELOVL2، را بررسی کردند.
جالب اینکه دو واریانت در FADS2 حتی پس از در نظر گرفتن مصرف بیشتر ماهی نیز با خطر کمتر MS ارتباط داشتند. این دو واریانت شامل rs174611 و rs174618 بودند و بهترتیب نسبت شانس تعدیلشده حدود 0.66 و 0.64 داشتند. (Neurology)
این یافته یک پرسش بسیار مهم را مطرح میکند:
آیا تأثیر رژیم غذایی بر خطر بیماریهای عصبی تا حدی به ژنوتیپ و توانایی فرد در پردازش اسیدهای چرب وابسته است؟
اگر پاسخ در مطالعات آینده مثبت باشد، میتوان تصور کرد که در آینده مفهوم تغذیه شخصیسازیشده (Personalized Nutrition) در بیماریهای نورودژنراتیو و نوروالتهابی اهمیت بیشتری پیدا کند.
چرا ممکن است امگا-۳ با MS ارتباط داشته باشد؟
از دیدگاه نوروانایمونولوژی، چند مسیر زیستی میتواند این ارتباط را توضیح دهد؛ هرچند هیچکدام هنوز به عنوان مکانیسم قطعی این مطالعه اثبات نشدهاند.
یکی از فرضیهها، نقش اسیدهای چرب امگا-۳ در تنظیم التهاب سیستمیک و پاسخ ایمنی است. التهاب مزمن و اختلال در تنظیم پاسخهای ایمنی از مؤلفههای مهم پاتوفیزیولوژی MS محسوب میشوند.
مسیر احتمالی دیگر، تأثیر اسیدهای چرب بر غشاهای سلولی، سیگنالینگ سلولی، متابولیسم لیپیدی و عملکرد عصبی است.
همچنین اسیدهای چرب میتوانند در تولید برخی میانجیهای زیستی دخالت داشته باشند که بر فرآیندهای التهابی و حل التهاب اثر میگذارند.
از منظر عصبشناسی، موضوع جذابتر میشود؛ زیرا DHA بخش مهمی از ساختار غشاهای عصبی است و سلامت غشای سلولی، انتقال پیام و تعامل نورونها با سلولهای گلیال را تحت تأثیر قرار میدهد.
بنابراین، یک فرضیه قابل بررسی این است که رژیم غذایی غنی از اسیدهای چرب امگا-۳ ممکن است از طریق تعامل همزمان با سیستم ایمنی، متابولیسم، التهاب و عملکرد عصبی بر استعداد ابتلا یا سیر برخی بیماریهای عصبی اثرگذار باشد.
اما اینجا باید یک خط قرمز علمی را رعایت کرد: این مکانیسمها هنوز توضیح قطعی برای نتیجه مطالعه حاضر نیستند.
آیا خوردن ماهی میتواند از MS پیشگیری کند؟
پاسخ علمی فعلاً این است: نمیتوان چنین نتیجهای را قطعی اعلام کرد.
مطالعه سال ۲۰۱۸ از نوع مورد-شاهدی (case-control) بود و رابطهای آماری میان مصرف ماهی و خطر MS/CIS پیدا کرد. چنین مطالعاتی برای کشف ارتباطهای مهم بسیار ارزشمند هستند، اما به تنهایی نمیتوانند علیت را ثابت کنند.
برای مثال، افرادی که ماهی بیشتری مصرف میکنند ممکن است از نظر عوامل دیگری نیز با گروه مقابل تفاوت داشته باشند؛ از جمله الگوی کلی رژیم غذایی، فعالیت بدنی، وضعیت اقتصادی-اجتماعی، مصرف ویتامین D، میزان مواجهه با نور خورشید یا سایر رفتارهای سلامتمحور.
به همین دلیل، عبارت دقیق علمی این نیست که «ماهی از MS جلوگیری میکند»؛ بلکه باید گفت:
«مصرف بیشتر ماهی با کاهش خطر MS یا CIS مرتبط بوده است.»
این تفاوت کوچک در واژهها، تفاوت بزرگی در استدلال علمی و پزشکی مبتنی بر شواهد ایجاد میکند.
ماهی؛ یک قطعه از پازل پیشگیری، نه یک درمان
شواهد بعدی نیز به بررسی رابطه مصرف ماهی و MS ادامه دادهاند. برای نمونه، یک مطالعه بزرگتر که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد و بیش از ۱۳ هزار نفر را در دو مطالعه مورد-شاهدی بررسی کرد، نشان داد مصرف پایین ماهی با افزایش اندک خطر MS همراه است. در این مطالعه همچنین تعاملهایی میان مصرف ماهی، مواجهه با نور خورشید و برخی ژنهای مرتبط با MS بررسی شد. (Neurology)
این مجموعه شواهد نشان میدهد که رابطه میان رژیم غذایی، اسیدهای چرب، ژنتیک، سیستم ایمنی و MS موضوعی پیچیده است و احتمالاً نمیتوان آن را به یک ماده غذایی واحد تقلیل داد.
از این منظر، ماهی بهتر است به عنوان بخشی از یک الگوی غذایی سالم و متعادل دیده شود، نه یک درمان یا راهکار قطعی برای پیشگیری از MS.
کدام ماهیها منابع مناسبی از امگا-۳ هستند؟
ماهیهایی مانند سالمون، ساردین، قزلآلا و برخی انواع ماهی تن از منابع غذایی اسیدهای چرب امگا-۳ محسوب میشوند.
با این حال، انتخاب ماهی باید با توجه به شرایط فردی، آلودگیهای احتمالی، میزان جیوه در برخی گونهها و الگوی کلی تغذیه انجام شود.
همچنین نباید از نتیجه این مطالعه چنین برداشت کرد که مصرف خودسرانه مکمل روغن ماهی میتواند از MS جلوگیری کند. مطالعه موردنظر ارتباط میان الگوی مصرف ماهی و مکمل روغن ماهی را بررسی کرده است و برای اثبات اثر پیشگیرانه مکملها به کارآزماییهای بالینی تصادفیشده (Randomized Controlled Trials) نیاز است.
یک پرسش بزرگ برای آینده نوروانایمونولوژی
شاید مهمترین پیام این پژوهش نه در خود «ماهی»، بلکه در پرسشی عمیقتر نهفته باشد:
آیا میتوان با شناخت تعامل میان ژنوم، متابولیسم اسیدهای چرب، رژیم غذایی و سیستم ایمنی، خطر بیماریهای دمیلینهکننده را زودتر شناسایی و در آینده تعدیل کرد؟
مطالعه Langer-Gould و همکاران دقیقاً در نقطه تلاقی اپیدمیولوژی تغذیه، ژنتیک، نوروانایمونولوژی و بیماریهای دمیلینهکننده سیستم عصبی مرکزی قرار میگیرد.
یافتههای آن نشان میدهند که شاید داستان MS فقط در ژنها یا سیستم ایمنی خلاصه نشود؛ بلکه آنچه میخوریم و نحوهای که بدن ما مواد مغذی را پردازش میکند نیز ممکن است بخشی از این داستان پیچیده باشد.
اما علم زمانی ارزشمند است که میان «امیدبخش بودن یک یافته» و «اثبات شدن یک رابطه علت و معلولی» تفاوت بگذارد.
بنابراین، تا زمانی که مطالعات آینده این ارتباط را تأیید نکنند، دقیقترین جمعبندی این است:
مصرف بیشتر ماهی، بهویژه ماهیهای غنی از اسیدهای چرب امگا-۳، با کاهش خطر MS یا CIS در برخی مطالعات مشاهدهای مرتبط بوده است؛ اما هنوز نمیتوان گفت که خوردن ماهی بهطور قطعی از ابتلا به مالتیپل اسکلروزیس جلوگیری میکند.
این تمایز، همان مرزی است که یک خبر پزشکی جذاب را به دانش پزشکی دقیق و مبتنی بر شواهد تبدیل میکند.
منبع اصلی مطالعه: مقالهی Fish, Fatty Acid Biosynthesis Genes, and Multiple Sclerosis Susceptibility در مجله Neurology که جزئیات طراحی، ۱۱۵۳ شرکتکننده، کاهش ۴۵ درصدی خطر و واریانتهای FADS2 را گزارش کرده است. (Neurology)
برای اعتبار علمی صفحه نیز میتوانید به اطلاعیه رسمی آکادمی آمریکایی نورولوژی (AAN) درباره همین مطالعه استناد کنید. اطلاعیه رسمی AAN درباره مطالعه ماهی و MS