زبان انگلیسی دکتری

مثال‌های جمله‌سازی با واژگان درس‌های 40 تا 42 کتاب 504 همراه با ترجمه فارسی | تمرین تعاملی

فاز پنجم: تمرین جمله‌سازی واژگان کتاب 504 واژه

در این بخش از تمرین‌های واژگان کتاب 504 Absolutely Essential Words، به تمرین جمله‌سازی برای سه درس متوالی از کتاب می‌پردازیم.

برای هر واژه، مثالی دقیق و کاربردی به زبان انگلیسی همراه با ترجمه فارسی روان ارائه شده است. این جمله‌ها به شیوه‌ای تعاملی و در قالب باکس‌های بازشونده طراحی شده‌اند تا یادگیری شما لذت‌بخش، منظم، و هدفمند باشد.

این تمرین‌ها بخشی از آموزش گام‌به‌گام تیم آینده‌نگران مغز به سرپرستی داریوش طاهری هستند و با هدف تقویت حافظه معنایی، جمله‌سازی سریع، و فهم کاربردی واژگان طراحی شده‌اند.

یادگیری را با عمق و معنا تجربه کنید، همراه با آینده‌نگاران مغز.


مثال‌هایی برای واژگان درس چهل


Exercise

Now make up your own sentences, one for each of the new words you have just been taught. 

«مثالی برای واژهٔ epidemic به‌معنای شیوع گسترده.»
«مثالی برای واژهٔ obesity به‌معنای چاقی مفرط.»
«مثالی برای واژهٔ magnify به‌معنای بزرگ‌نمایی کردن.»
«مثالی برای واژهٔ chiropractor به‌معنای متخصص درمان دستی ستون فقرات.»
«مثالی برای واژهٔ obstacle به‌معنای مانع.»
«مثالی برای واژهٔ ventilate به‌معنای تهویه کردن.»
«مثالی برای واژهٔ jeopardize به‌معنای به خطر انداختن.»
«مثالی برای واژهٔ negative به‌معنای منفی.»
«مثالی برای واژهٔ pension به‌معنای مستمری بازنشستگی.»
«مثالی برای واژهٔ vital به‌معنای حیاتی و بسیار ضروری.»
«مثالی برای واژهٔ municipal به‌معنای شهری یا وابسته به شهرداری.»
«مثالی برای واژهٔ oral به‌معنای شفاهی یا دهانی.»

مثال‌هایی برای واژگان درس چهل و یک


Exercise

Now make up your own sentences, one for each of the new words you have just been taught. 

«مثالی برای واژهٔ complacent به‌معنای از خود راضی.»
«مثالی برای واژهٔ wasp به‌معنای زنبور وحشی.»
«مثالی برای واژهٔ rehabilitate به‌معنای بازپروری کردن.»
«مثالی برای واژهٔ parole به‌معنای آزادی مشروط.»
«مثالی برای واژهٔ vertical به‌معنای عمودی.»
«مثالی برای واژهٔ multitude به‌معنای جمعیت زیاد یا تعداد فراوان.»
«مثالی برای واژهٔ nominate به‌معنای نامزد کردن.»
«مثالی برای واژهٔ potential به‌معنای توان بالقوه.»
«مثالی برای واژهٔ morgue به‌معنای سردخانه یا مرده‌شوی‌خانه.»
«مثالی برای واژهٔ preoccupied به‌معنای ذهن مشغول یا غرق در فکر.»
«مثالی برای واژهٔ upholstery به‌معنای روکش مبل یا صندلی.»
«مثالی برای واژهٔ indifference به‌معنای بی‌تفاوتی.»

مثال‌هایی برای واژگان درس چهل و دو


Exercise

Now make up your own sentences, one for each of the new words you have just been taught. 

«مثالی برای واژهٔ maintain به‌معنای حفظ کردن.»
«مثالی برای واژهٔ snub به‌معنای بی‌اعتنایی کردن.»
«مثالی برای واژهٔ endure به‌معنای تحمل کردن.»
«مثالی برای واژهٔ wrath به‌معنای خشم شدید.»
«مثالی برای واژهٔ expose به‌معنای فاش کردن.»
«مثالی برای واژهٔ legend به‌معنای افسانه.»
«مثالی برای واژهٔ ponder به‌معنای اندیشیدن.»
«مثالی برای واژهٔ resign به‌معنای استعفا دادن.»
«مثالی برای واژهٔ drastic به‌معنای شدید یا اساسی.»
«مثالی برای واژهٔ wharf به‌معنای اسکله.»
«مثالی برای واژهٔ amend به‌معنای اصلاح کردن.»
«مثالی برای واژهٔ ballot به‌معنای رأی یا برگه رأی.»

امتیاز نوشته:

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 3

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا