چالش جای خالی 504 واژه کاملاً ضروری؛ دروس 40 تا 42 کتاب

فاز چهارم: چالش جای خالی ۵۰۴: انتخاب کلمه درست
به بخش جدید از دورهی چالش جای خالی ۵۰۴: انتخاب کلمه درست خوش آمدید!
این دوره توسط آیندهنگاران مغز و نگارش استاد داریوش طاهری طراحی شده تا یادگیری واژگان ضروری زبان انگلیسی را برای شما آسان، هدفمند و جذاب کند.
این مجموعه شامل ۱۴ بخش است که هر بخش شامل ۳ درس از کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری میباشد.
در هر بخش، با تمرینهای جای خالی روبهرو خواهید شد که شما را به چالش میکشند تا بهترین واژه را حدس بزنید و دایره لغات خود را تقویت کنید.
با پشتکار و تمرین مستمر، مطمئن باشید که به تسلطی بینظیر در استفاده از واژگان کاربردی زبان انگلیسی خواهید رسید.
به آیندهنگاران مغز بپیوندید و قدم به قدم با ما به سمت یادگیری عمیقتر حرکت کنید.
آغاز بخش چهاردهم را به شما تبریک میگوییم و امیدواریم این مسیر آموزشی، مسیر موفقیت شما باشد.
چالش واژههای درس چهل
| Word | Pronunciation | Meaning |
|---|---|---|
| epidemic | /ˌepɪˈdemɪk/ | شیوع، همه گیری، فراگیر |
| obesity | /oʊˈbiːsəti/ | چاقی مفرط |
| magnify | /ˈmæɡnɪfaɪ/ | بزرگنمایی کردن |
| chiropractor | /ˈkaɪəroʊpræktər/ | طبیب مفصلی |
| obstacle | /ˈɑːbstəkl/ | مانع، گیر |
| ventilate | /ˈventɪleɪt/ | تهویه کردن، علنا بحث کردن |
| jeopardize | /ˈdʒepərdaɪz/ | به خطر انداختن |
| negative | /ˈneɡətɪv/ | منفی |
| pension | /ˈpenʃn/ | مستمری |
| vital | /ˈvaɪtl/ | حیاتی، ضروری |
| municipal | /mjuːˈnɪsɪpl/ | شهری، مربوط به شهرداری |
| oral | /ˈɔːrəl/ | شفاهی |
Place one of the following words in each of the blanks:
epidemic, obesity, magnify, chiropractor, obstacle, ventilate, jeopardize, negative, pension, vital, municipal, and oral.
a. The [Show answer] spread rapidly across the region.
ترجمه: [نمایش پاسخ] به سرعت در سراسر منطقه گسترش یافت.
b. Lack of exercise can lead to [Show answer].
ترجمه: کمتحرکی میتواند به [نمایش پاسخ] منجر شود.
c. Use a magnifying glass to [Show answer] the small details.
ترجمه: از ذرهبین برای [نمایش پاسخ] جزئیات کوچک استفاده کنید.
d. The [Show answer] helped relieve his back pain.
ترجمه: متخصص کایروپراکتیک به او در تسکین درد کمرش کمک کرد.
e. The fallen tree was a major [Show answer] on the road.
ترجمه: درخت سقوط کرده یک [نمایش پاسخ] بزرگ در جاده بود.
f. Please [Show answer] the room before guests arrive.
ترجمه: لطفاً قبل از آمدن مهمانها اتاق را [نمایش پاسخ].
g. Ignoring safety rules can [Show answer] everyone’s wellbeing.
ترجمه: نادیده گرفتن قوانین ایمنی میتواند سلامت همه را [نمایش پاسخ].
h. She tends to have a [Show answer] attitude toward changes.
ترجمه: او معمولاً نسبت به تغییرات نگرش [نمایش پاسخ] دارد.
i. After retirement, he receives a monthly [Show answer].
ترجمه: پس از بازنشستگی، ماهانه [نمایش پاسخ] دریافت میکند.
j. Water is [Show answer] for all forms of life.
ترجمه: آب برای تمام اشکال زندگی [نمایش پاسخ] است.
k. The [Show answer] government is responsible for city services.
ترجمه: دولت [نمایش پاسخ] مسئول خدمات شهری است.
l. She had an [Show answer] exam in front of the committee.
ترجمه: او یک امتحان [نمایش پاسخ] جلوی کمیته داشت.
چالش واژههای درس چهل و یک
| Word | Pronunciation | Meaning |
|---|---|---|
| epidemic | /ˌepɪˈdemɪk/ | شیوع، همه گیری، فراگیر |
| obesity | /oʊˈbiːsəti/ | چاقی مفرط |
| magnify | /ˈmæɡnɪfaɪ/ | بزرگنمایی کردن |
| chiropractor | /ˈkaɪəroʊpræktər/ | طبیب مفصلی |
| obstacle | /ˈɑːbstəkl/ | مانع، گیر |
| ventilate | /ˈventɪleɪt/ | تهویه کردن، علنا بحث کردن |
| jeopardize | /ˈdʒepərdaɪz/ | به خطر انداختن |
| negative | /ˈneɡətɪv/ | منفی |
| pension | /ˈpenʃn/ | مستمری |
| vital | /ˈvaɪtl/ | حیاتی، ضروری |
| municipal | /mjuːˈnɪsɪpl/ | شهری، مربوط به شهرداری |
| oral | /ˈɔːrəl/ | شفاهی |
Place one of the following words in each of the blanks below:
complacent, wasp, rehabilitate, parole, vertical, multitude, nominate, potential, morgue, preoccupied, upholstery, and indifference.
a. He became [Show answer] after achieving some success.
ترجمه: او پس از رسیدن به موفقیتی، دچار [نمایش پاسخ] شد.
b. A [Show answer] stung him during the picnic.
ترجمه: یک [نمایش پاسخ] در طول پیکنیک او را نیش زد.
c. The hospital aims to [Show answer] patients after surgery.
ترجمه: بیمارستان هدف دارد بیماران را پس از جراحی [نمایش پاسخ] دهد.
d. He was released on [Show answer] after serving part of his sentence.
ترجمه: او پس از گذراندن بخشی از حکم، به صورت [نمایش پاسخ] شد.
e. The building has a [Show answer] structure.
ترجمه: ساختمان ساختاری [نمایش پاسخ] دارد.
f. A [Show answer] of people attended the concert.
ترجمه: جمعیت زیادی در کنسرت حضور داشتند.
g. She was [Show answer] for the best actress award.
ترجمه: او برای جایزه بهترین بازیگر زن [نمایش پاسخ].
h. He has the [Show answer] to become a great leader.
ترجمه: او [نمایش پاسخ] تبدیل شدن به یک رهبر بزرگ را دارد.
i. The body was taken to the [Show answer] for examination.
ترجمه: جسد برای معاینه به [نمایش پاسخ] منتقل شد.
j. She was [Show answer] with thoughts about her future.
ترجمه: او با افکار مربوط به آیندهاش [نمایش پاسخ] بود.
k. The sofa’s [Show answer] was made of soft fabric.
ترجمه: روکش کاناپه از پارچه نرم [نمایش پاسخ].
l. His [Show answer] to the problem surprised everyone.
ترجمه: بیتفاوتی او نسبت به مشکل همه را [نمایش پاسخ].
چالش واژههای درس چهل و دو
Place one of the following words in each of the blanks below:
maintain, snub, endure, wrath, expose, legend, ponder, resign, drastic, wharf, amend, and ballot.
a. It’s important to [Show answer] a healthy lifestyle through regular exercise and diet.
ترجمه: حفظ سبک زندگی سالم از طریق ورزش منظم و رژیم غذایی بسیار [نمایش پاسخ].
b. She tried to greet him, but he [Show answer] her in front of everyone.
ترجمه: او سعی کرد به او سلام کند، اما او در برابر همه او را [نمایش پاسخ].
c. In difficult times, we must learn to [Show answer] pain and move forward.
ترجمه: در زمانهای سخت باید بیاموزیم درد را [نمایش پاسخ] و پیش برویم.
d. His [Show answer] was so intense that everyone in the room became silent.
ترجمه: [نمایش پاسخ] او آنقدر شدید بود که همه در اتاق ساکت شدند.
e. The report will [Show answer] the corruption behind the scenes.
ترجمه: این گزارش فساد پشت پرده را [نمایش پاسخ].
f. According to the [Show answer], the treasure is buried beneath the old tree.
ترجمه: بر اساس [نمایش پاسخ]، گنج زیر درخت قدیمی دفن شده است.
g. I need more time to [Show answer] the decision before giving an answer.
ترجمه: قبل از پاسخ دادن، به زمان بیشتری نیاز دارم تا در مورد تصمیم [نمایش پاسخ].
h. He decided to [Show answer] from his job due to health issues.
ترجمه: او به دلیل مشکلات سلامتی تصمیم گرفت از شغلش [نمایش پاسخ].
i. The company had to take [Show answer] measures to cut costs.
ترجمه: شرکت مجبور شد اقدامات [نمایش پاسخ] برای کاهش هزینهها انجام دهد.
j. The ship was docked at the [Show answer] overnight.
ترجمه: کشتی شبانه در [نمایش پاسخ] پهلو گرفت.
k. The government plans to [Show answer] the existing law next year.
ترجمه: دولت قصد دارد سال آینده قانون موجود را [نمایش پاسخ].
l. Citizens cast their votes through a secret [Show answer].
ترجمه: شهروندان رأی خود را از طریق یک [نمایش پاسخ] ارائه دادند.
در ادامه بخوانید:
» یادگیری خلاقانه ۵۰۴ واژه انگلیسی با داستان
» مرور سریع واژههای ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری
