فلج مرکزی یا فلج محیطی عصب فاشیال؟ شاهکاری از نوروآناتومی که مسیر تشخیص را در چند ثانیه تعیین می‌کند


دعای مطالعه [ نمایش ]

بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ

خدايا مرا بيرون آور از تاريكى‏‌هاى‏ وهم،

وَ اَكْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ

و به نور فهم گرامى ‏ام بدار،

اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَيْنا اَبْوابَ رَحْمَتِكَ

خدايا درهاى رحمتت را به روى ما بگشا،

وَانْشُرْ عَلَيْنا خَزائِنَ عُلُومِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

و خزانه‏‌هاى علومت را بر ما باز كن به امید رحمتت اى مهربان‌‏ترين مهربانان.


کتاب «راهنمای آینده‌نگار نورولوژی»


کتاب «راهنمای آینده‌نگار نورولوژی» حاصل آمیزه‌ای از ژرفای دانش علوم اعصاب و نگاهی آینده‌محور، بالینی و آموزشی است؛ اثری که با مدیریت علمی داریوش طاهری در برند معتبر «آینده‌نگاران مغز» پدید آمده تا مرجعی فشرده، دقیق، اما سرشار از بصیرت کلینیکی برای دانشجویان پزشکی، کارورزان، رزیدنت‌ها و پزشکان باشد. این کتاب کوششی است برای آنکه آموزش نورولوژی نه صرفاً انتقال اطلاعات، بلکه فرآیندی پویا، تحلیلی و الهام‌بخش در مسیر شناخت پیچیدگی‌های مغز انسان باشد. [ادامه ▼]

جرقهٔ شکل‌گیری این اثر در کارآموزی نورولوژی بیمارستان فیروزگر افروخته شد؛ جایی که آموزه‌های استاد فرهیخته، دکتر مصطفی الماسی دوغائی—با دقت علمی کم‌نظیر، روش آموزشی عمیق و منش حرفه‌ای والا—به‌منزلهٔ ستون فکری و شالودهٔ هویت علمی این کتاب قرار گرفت. در کنار ایشان، استادان برجستهٔ دیگری از گروه نورولوژی فیروزگر با دانش فراگیر، تجربهٔ بالینی ژرف و بزرگواری انسانی خود مسیر این پروژه را روشن‌تر ساختند؛ همچون خانم دکتر تارا خوینی، خانم دکتر هلیا همصیان، آقای دکتر فرزاد سینا و آقای دکتر بابک زمانی که هر یک با روش آموزشی ویژه و بینش بالینی خود نقشی ماندگار در غنای این مجموعه داشته‌اند.

به‌علاوه، جمعی از اساتید بزرگوار و متخصصان ارجمند نورولوژی که در مسیر آموزشی ما در درس نورولوژی نقش‌آفرینی کرده‌اند نیز در روح این کتاب حضور دارند. دکتر الهه امینی، دکتر سید امیرحسن حبیبی، دکتر نرگس یزدی و سرکار خانم دکتر مهسا سپهوند با دقت علمی، نگاه تحلیلی و حمایت آموزشی خود سهمی ارزشمند در شکل‌گیری بنیان‌های این تجربهٔ علمی داشته‌اند؛ و یاد آنان در ساختار این اثر همچون رگه‌هایی از نور جاری است.

این کتاب همچون یک نقشهٔ جامع بالینی طراحی شده است؛ نقشه‌ای که خواننده را از نخستین مواجهه با علامت، تا تشخیص افتراقی، از تحلیل یافته‌های پاراکلینیک تا انتخاب درمان، و از درک فیزیولوژی تا شناخت الگوهای پیچیدهٔ اختلالات عصبی هدایت می‌کند. بخشی ویژه نیز به مجموعهٔ سؤالات پره‌انترنی و دستیاری اختصاص یافته است؛ سؤالاتی همراه با پاسخ‌های تشریحی و تحلیل مرحله‌به‌مرحله که فراتر از آمادگی آزمونی، برای تقویت مهارت‌های تفکر بالینی و تصمیم‌گیری علمی طراحی شده‌اند.

«راهنمای آینده‌نگار نورولوژی» تجلی تلاشی است خالصانه برای آمیختن دانش نظری با توانمندی‌های عملی؛ تلاشی برای ارتقای آموزش نورولوژی، اعتلای شیوهٔ مواجههٔ بالینی با بیماران، و الهام‌بخشی به نسل آیندهٔ پزشکان در راه فهم مغز و رمزگشایی از ظرافت‌های شگفت‌انگیز آن. این اثر ادای احترام عمیقی است به همهٔ استادانی که مشعل دانایی را روشن نگاه داشتند و به همهٔ آینده‌نگارانی که در مسیر شناخت مغز، چراغی نو می‌افروزند.


موضوع «معاینه کامل عصب مغزی هفتم: تشخیص افتراقی فلج محیطی و مرکزی صورت در نورولوژی بالینی» 


فلج مرکزی یا فلج محیطی عصب فاشیال؟ شاهکاری از نوروآناتومی که مسیر تشخیص را در چند ثانیه تعیین می‌کند

در نورولوژی، تشخیص‌های بزرگ اغلب از مشاهده جزئیات کوچک آغاز می‌شوند. گاهی تنها چند ثانیه نگاه کردن به چهره بیمار و درخواستی ساده مانند «ابروهایتان را بالا ببرید» یا «دندان‌هایتان را نشان دهید» می‌تواند مرز میان یک التهاب خوش‌خیم عصب فاشیال و یک سکته مغزی کشنده را آشکار سازد. شاید هیچ معاینه‌ای به اندازه بررسی عصب هفتم مغزی، پیوند عمیق میان نورواناتومی، نوروفیزیولوژی و پزشکی بالینی را به نمایش نگذارد.

فلج مرکزی و فلج محیطی عصب فاشیال، اگرچه هر دو با عدم تقارن صورت تظاهر می‌کنند، اما در حقیقت دو بیماری با دو پاتوفیزیولوژی کاملاً متفاوت هستند؛ یکی حاصل اختلال در «فرمان حرکتی» و دیگری ناشی از آسیب به «مجری فرمان». در فلج مرکزی، مشکل در نورون حرکتی فوقانی و مسیر کورتیکوبولبار است؛ در حالی که در فلج محیطی، خود نورون حرکتی تحتانی یا عصب فاشیال گرفتار می‌شود. همین تفاوت ظاهراً ساده، یکی از زیباترین نمونه‌های رابطه مستقیم ساختمان و عملکرد در دستگاه عصبی را رقم می‌زند.

راز این تفاوت را باید در سازمان شگفت‌انگیز هسته عصب فاشیال جست‌وجو کرد. برخلاف بسیاری از هسته‌های حرکتی مغز، هسته فاشیال از نظر عملکردی به دو بخش مستقل تقسیم شده است. نورون‌های بخش فوقانی که عضلات پیشانی، پلک و ابرو را کنترل می‌کنند، پیام‌های حرکتی را از هر دو نیمکره مخ دریافت می‌کنند؛ پدیده‌ای که «عصب‌دهی قشری دوطرفه» نام دارد. در مقابل، نورون‌های بخش تحتانی هسته که مسئول حرکات نیمه تحتانی صورت هستند، عمدتاً تنها از نیمکره مقابل فرمان می‌گیرند.

این آرایش نورواناتومیک، شاهکاری از طراحی تکاملی دستگاه عصبی است. اگر یک نیمکره مغز دچار سکته، خونریزی یا هر ضایعه دیگری شود، نیمکره سالم همچنان می‌تواند عضلات پیشانی را فعال نگه دارد. بنابراین بیمار مبتلا به فلج مرکزی هنوز قادر است پیشانی خود را چین دهد، ابروها را بالا ببرد و چشم‌ها را ببندد، اما هنگام لبخند زدن، خندیدن یا نشان دادن دندان‌ها، نیمه تحتانی صورت در سمت مقابل ضایعه به‌وضوح دچار ضعف می‌شود.

در مقابل، در فلج محیطی، این شبکه ظریف حفاظتی دیگر وجود ندارد. آسیب پس از خروج فیبرها از هسته فاشیال رخ داده است؛ جایی که تمام رشته‌های حرکتی، حسی و پاراسمپاتیک در قالب یک عصب واحد کنار هم قرار گرفته‌اند. در نتیجه، تمام عضلات همان سمت صورت به‌طور هم‌زمان فلج می‌شوند. بیمار نه می‌تواند پیشانی را چین دهد، نه ابرو را بالا ببرد، نه پلک را به‌طور کامل ببندد و نه لبخندی متقارن ایجاد کند. صورت، به معنای واقعی کلمه، توانایی بیان احساسات خود را از دست می‌دهد.

اما زیبایی تشخیص تنها در مشاهده عضلات صورت خلاصه نمی‌شود. فلج محیطی پنجره‌ای به سایر عملکردهای عصب فاشیال نیز می‌گشاید. کاهش ترشح اشک، اختلال چشایی دو سوم قدامی زبان، هیپراکوزیس ناشی از فلج عضله Stapedius و گاه کاهش بزاق، همگی نشان می‌دهند که ضایعه در خود عصب قرار دارد. در مقابل، در فلج مرکزی، چون عصب سالم است، این عملکردها دست‌نخورده باقی می‌مانند. همین تفاوت، ارزش معاینه بالینی را به سطحی می‌رساند که گاه از پیشرفته‌ترین روش‌های تصویربرداری نیز پیشی می‌گیرد.

از دیدگاه بالینی، پیام این دو بیماری نیز کاملاً متفاوت است. فلج محیطی، هرچند ممکن است از نظر ظاهری چشمگیر باشد، در بسیاری از موارد ناشی از فلج بل است؛ اختلالی که احتمالاً با فعال شدن مجدد ویروس HSV-1 و التهاب عصب در کانال فاسیال ارتباط دارد و در بخش قابل‌توجهی از بیماران با درمان مناسب بهبود می‌یابد. در مقابل، فلج مرکزی اغلب نخستین فریاد خاموش مغزی است که دچار ایسکمی یا خونریزی شده است. این بیماران ممکن است همی‌پارزی، آفازی، دیزآرتری، همی‌هیپوستزی یا اختلال میدان بینایی نیز داشته باشند و هر دقیقه تأخیر در تشخیص، میلیون‌ها نورون را به مرگ نزدیک‌تر کند.

به همین دلیل، نورولوژیست‌های باتجربه پیش از هر چیز به پیشانی نگاه می‌کنند. این نگاه، صرفاً بررسی یک عضله نیست؛ بلکه ارزیابی مستقیم عملکرد مسیر کورتیکوبولبار، سلامت هسته فاشیال و یکپارچگی نورون‌های حرکتی فوقانی و تحتانی است. پیشانی در حقیقت به «پنجره نورواناتومی بالینی» تبدیل می‌شود؛ پنجره‌ای که در چند ثانیه اطلاعاتی در اختیار پزشک قرار می‌دهد که گاه تعیین‌کننده انجام فوری تصویربرداری مغزی، آغاز درمان ترومبولیتیک یا حتی نجات جان بیمار است.

از منظر آموزش علوم اعصاب، فلج عصب فاشیال یکی از زیباترین نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد چرا نورواناتومی تنها حفظ کردن مسیرها و هسته‌ها نیست، بلکه زبان فهم بیماری‌های انسان است. دانشجویی که اصل عصب‌دهی دوطرفه بخش فوقانی هسته فاشیال را به‌درستی درک کند، دیگر هرگز تفاوت فلج مرکزی و محیطی را فراموش نخواهد کرد؛ زیرا آن را نه به‌صورت یک جدول حفظ‌شده، بلکه به‌عنوان پیامد منطقی سازمان عملکردی مغز خواهد شناخت.

در نهایت، شاید بتوان مهم‌ترین پیام این مبحث را در یک اصل جاودانه نورولوژی خلاصه کرد: صورت، آینه مغز است. هر عدم تقارن چهره، پیش از آنکه تنها یک اختلال عضلانی باشد، روایتی از سلامت یا آسیب شبکه‌های عصبی است که از قشر حرکتی آغاز می‌شوند، از کپسول داخلی و ساقه مغز می‌گذرند و در نهایت به کوچک‌ترین عضلات حالات چهره می‌رسند. هنر پزشک آن است که این روایت خاموش را بخواند؛ زیرا گاهی سرنوشت بیمار، نه در دستگاه‌های پیشرفته تصویربرداری، بلکه در توانایی او برای چین انداختن پیشانی یا لبخند زدن نهفته است. این همان نقطه‌ای است که نورواناتومی از یک علم توصیفی فراتر می‌رود و به هنری برای نجات جان انسان تبدیل می‌شود.

فلج عصب هفتم به دو نوع مرکزی (Central) و محیطی (Peripheral) تقسیم می‌شود

جدول جامع و پیشرفته مقایسه فلج مرکزی و فلج محیطی عصب فاشیال (Central vs Peripheral Facial Palsy)

ویژگیفلج مرکزی عصب فاشیال (Central Facial Palsy)فلج محیطی عصب فاشیال (Peripheral Facial Palsy / Bell’s Palsy)
محل ضایعهنورون حرکتی فوقانی (Upper Motor Neuron)نورون حرکتی تحتانی (Lower Motor Neuron)
سطح آسیبمسیر کورتیکوبولبار (Corticobulbar Tract) پیش از هسته فاشیالهسته فاشیال یا خود عصب فاشیال پس از خروج از هسته
محل شایع ضایعهکپسول داخلی، قشر حرکتی، ساقه مغزکانال فاسیال، سوراخ استیلوماستوئید، شاخه‌های محیطی
مهم‌ترین علتسکته مغزیفلج بل (Bell’s Palsy)
شروع بیماریمعمولاً ناگهانی (به‌ویژه در سکته)ناگهانی؛ طی چند ساعت تا ۴۸ ساعت به اوج می‌رسد
سمت ضعف صورتنیمه تحتانی صورت در سمت مقابل ضایعه مغزیتمام نیمه صورت در همان سمت ضایعه
عضلات پیشانیحفظ می‌شوندفلج می‌شوند
بالا بردن ابروطبیعیمختل
چین انداختن پیشانیطبیعیمختل
بستن چشمتقریباً طبیعیمختل؛ گاه غیرممکن
Lagophthalmosوجود نداردشایع
Bell’s Phenomenonمشاهده نمی‌شودمعمولاً قابل مشاهده است
عضله Orbicularis oculiعملکرد تقریباً طبیعیفلج
لبخندنامتقارن؛ ضعف نیمه تحتانی صورتکاملاً نامتقارن؛ کل نیمه صورت بی‌حرکت
چین نازولابیالصاف در نیمه تحتانیکاملاً صاف
افتادگی گوشه دهانوجود داردشدیدتر و واضح‌تر
باد کردن گونه‌هامختل در نیمه تحتانیمختل
سوت زدنمختلمختل‌تر
نشت آب دهانممکن استشایع
چشایی دو سوم قدامی زبانطبیعیممکن است کاهش یابد
ترشح اشکطبیعیممکن است کاهش یابد
ترشح بزاقطبیعیممکن است کاهش یابد
هیپراکوزیسوجود نداردممکن است وجود داشته باشد
عضله Stapediusطبیعیممکن است فلج شود
خشکی چشمنداردشایع
خطر آسیب قرنیهبسیار کمبالا
همی‌پارزیشایعوجود ندارد مگر بیماری دیگری همزمان باشد
آفازی یا دیزآرتریممکن است وجود داشته باشدمعمولاً وجود ندارد
اختلال هوشیاریبسته به علت ممکن است وجود داشته باشدوجود ندارد
نیاز به بررسی فوری سکته مغزیبله؛ یک اورژانس نورولوژیکمعمولاً خیر، مگر یافته‌های غیرمعمول وجود داشته باشد
تصویربرداری مغزاغلب ضروریدر موارد تیپیک معمولاً ضروری نیست
پیش‌آگهیوابسته به علت زمینه‌ایاغلب مطلوب، به‌ویژه در Bell’s Palsy
درمان اصلیدرمان علت مرکزی (مانند سکته مغزی)کورتیکواستروئید، مراقبت از چشم و درمان علت زمینه‌ای
مهم‌ترین نکته معاینهپیشانی سالم استپیشانی فلج است
کلید طلایی تشخیصضعف فقط در نیمه تحتانی صورتضعف در تمام نیمه صورت

الگوریتم طلایی افتراق در کمتر از یک دقیقه

اگر بیماری با کج شدن صورت مراجعه کرد، ابتدا از او بخواهید:

۱. ابروهای خود را بالا ببرد.

  • اگر هر دو ابرو به‌خوبی بالا می‌روند، احتمال فلج مرکزی زیاد است.

  • اگر ابروی سمت مبتلا بالا نمی‌رود، به فلج محیطی فکر کنید.

۲. پیشانی خود را چین دهد.

  • پیشانی طبیعی ← ضایعه مرکزی.

  • پیشانی بدون حرکت ← ضایعه محیطی.

۳. چشم‌ها را محکم ببندد.

  • بسته شدن کامل چشم ← بیشتر به نفع ضایعه مرکزی.

  • باقی ماندن شکاف پلکی (Lagophthalmos) ← به نفع ضایعه محیطی.

۴. دندان‌ها را نشان دهد یا لبخند بزند.

  • اگر تنها نیمه تحتانی صورت ضعیف باشد، تشخیص به نفع فلج مرکزی است.

  • اگر تمام نیمه صورت بی‌حرکت باشد، فلج محیطی مطرح می‌شود.

۵. درباره علائم همراه سؤال کنید.

  • همی‌پارزی، آفازی، دیزآرتری، دوبینی یا اختلال تعادل، احتمال سکته مغزی را به‌شدت افزایش می‌دهد.

  • خشکی چشم، تغییر چشایی، هیپراکوزیس یا درد پشت گوش، بیشتر به نفع فلج محیطی است.

قانون طلایی نورولوژی

«به پیشانی نگاه کنید؛ پیشانی، آینه مسیر کورتیکوبولبار است.»

حفظ حرکات پیشانی تقریباً همیشه نشان‌دهنده سلامت عصب فاشیال و اختلال در مسیرهای فوق‌هسته‌ای است، در حالی که از بین رفتن حرکات پیشانی بیانگر آسیب نورون حرکتی تحتانی یا خود عصب فاشیال است. این اصل یکی از معتبرترین و ارزشمندترین قواعد معاینه نورولوژیک به شمار می‌رود و بارها در اورژانس‌های مغز و اعصاب، میان تشخیص یک سکته مغزی و یک فلج محیطی تمایز ایجاد کرده است.

پرسش‌های درباره معاینه عصب مغزی هفتم

بیماری به علت عدم تقارن صورت مراجعه نموده است؛ در معاینه هوشیار است؛ چشم چپ به طور کامل بسته نمی‌شود. در نگاه به بالا، پیشانی همان سمت صاف و هنگام گریه صورت به سمت راست متمایل می‌شود؛ کدام نوع فلج صورتی مطرح می‌گردد؟
(پرانترنی شهریور ۹۸ – قطب ۱ کشوری [دانشگاه گیلان و مازندران]) 
الف) مرکزی راست
ب) محیطی چپ
ج) مرکزی چپ
د) محیطی راست


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

» پاسخ: گزینه ب

پاسخ تشریحی:

فلج عصب فاشیال (Facial Nerve Palsy) یکی از شایع‌ترین علل عدم تقارن صورت (Facial Asymmetry) است و به دو نوع مرکزی (Central) و محیطی (Peripheral) تقسیم می‌شود. در تشخیص نوع فلج، الگوی درگیری عضلات صورت بسیار اهمیت دارد.

در فلج محیطی، به دلیل آسیب به خود عصب فاشیال یا هسته آن، تمام عضلات صورت در همان سمت ضایعه درگیر می‌شوند؛ یعنی هم عضلات پیشانی و هم عضلات تحتانی صورت دچار فلج می‌شوند.

در مقابل، در فلج مرکزی که معمولاً در اثر آسیب به مسیرهای کورتیکوبولبار (Corticobulbar pathways) در مغز رخ می‌دهد، فقط نیمه تحتانی صورت در سمت مقابل ضایعه درگیر می‌شود؛ چراکه عضلات فوقانی صورت مانند پیشانی، از هر دو نیمکره مغز تأمین عصب‌دهی دوجانبه (Bilateral innervation) دارند و سالم باقی می‌مانند.

بررسی کلینیکی مورد سؤال:

  • چشم چپ کامل بسته نمی‌شود: نشان‌دهنده اختلال در عضلات پلک چشم چپ است.

  • پیشانی همان سمت صاف است: عضلات پیشانی چپ هم درگیر هستند، یعنی فلج کامل نیمه چپ صورت داریم.

  • هنگام گریه، صورت به سمت راست متمایل می‌شود: یعنی سمت چپ ضعیف و فلج شده و سمت سالم، صورت را به سمت خود می‌کشد.

تمام این علائم به نفع فلج کامل نیمه چپ صورت است، که در الگوی فلج محیطی چپ (Peripheral Facial Palsy on the left side) دیده می‌شود.

بررسی گزینه‌ها:

الف) مرکزی راست:
در فلج مرکزی راست، نیمه تحتانی صورت چپ درگیر می‌شود اما پیشانی چپ سالم است، درحالی‌که در این بیمار پیشانی چپ صاف است. رد می‌شود.

ب) محیطی چپ:
این گزینه دقیقاً با علائم بیمار مطابقت دارد: چشم چپ بسته نمی‌شود، پیشانی چپ صاف است و صورت به سمت سالم (راست) کشیده می‌شود.

ج) مرکزی چپ:
فلج مرکزی چپ باعث درگیری نیمه تحتانی صورت راست می‌شود، درحالی‌که مشکل در سمت چپ است. رد می‌شود.

د) محیطی راست:
فلج محیطی راست باید باعث اختلال کامل در عضلات صورت سمت راست شود، درحالی‌که علائم در سمت چپ هستند. رد می‌شود.

نتیجه‌گیری و پاسخ نهایی:

با توجه به درگیری کامل نیمه چپ صورت (عضلات فوقانی و تحتانی)، تشخیص فلج محیطی چپ (Peripheral Facial Nerve Palsy – Left) مطرح است.

پاسخ صحیح: ب) محیطی چپ


بستن چشم توسط کدام عصب کرانیال انجام می‌شود؟
(پرانترنی اسفند ۹۴ – دانشگاه آزاد اسلامی) 
الف ) سوم
ب) چهارم
ج) ششم
د) هفتم


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

» پاسخ: گزینه د

پاسخ تشریحی:

عصب‌های مغزی (Cranial Nerves) هرکدام عملکردهای خاصی دارند. در مورد حرکات چشم، سه عصب اصلی درگیر هستند:

  • عصب سوم (Oculomotor Nerve): مسئول بالا بردن پلک (levator palpebrae superioris) و حرکت بیشتر عضلات خارجی چشم است.

  • عصب چهارم (Trochlear Nerve): کنترل عضله مایل فوقانی (superior oblique) را بر عهده دارد.

  • عصب ششم (Abducens Nerve): کنترل عضله رکتوس خارجی (lateral rectus) که مسئول حرکت خارج‌گرد چشم است.

  • عصب هفتم (Facial Nerve): مسئول بستن چشم از طریق کنترل عضله اربیکولاریس اکولی (Orbicularis oculi muscle) است.

بنابراین، بستن پلک (Eye Closure) توسط عضله اربیکولاریس که تحت کنترل عصب هفتم (Facial Nerve) است، انجام می‌گیرد.

در مقابل، بالا بردن پلک (که ممکن است با بستن اشتباه گرفته شود) مربوط به عصب سوم است.

بررسی گزینه‌ها:

الف) سوم: این عصب مربوط به باز نگه‌داشتن چشم است، نه بستن آن. رد می‌شود.

ب) چهارم: فقط عضله مایل فوقانی را عصب‌دهی می‌کند و نقشی در پلک ندارد. رد می‌شود.

ج) ششم: عصب‌دهی به عضله رکتوس خارجی دارد و نقشی در پلک زدن یا بستن چشم ندارد. رد می‌شود.

د) هفتم: کنترل عضله اربیکولاریس اکولی را بر عهده دارد، که مسئول اصلی بستن چشم‌ها است. پاسخ صحیح است.

نتیجه‌گیری و پاسخ نهایی:

بستن چشم‌ها توسط عصب هفتم مغزی (Facial Nerve) انجام می‌شود.

پاسخ صحیح: د) هفتم


در مورد فلج ایدیوپاتیک عصب ۷ کرانیال کدام
جمله صحیح است؟
(پرانترنی – شهریور ۱۴۰۳)
الف) شایع‌ترین دوره ابتلا بین ۵۰ تا ۶۰ سالگی است.
ب) در این فلج صورت به سمت ناسالم منحرف می‌شود. 
ج) فلج عصب ۷ نمی‌تواند نشانه بیماری مولتیپل اسکلروز
باشد.
د) اسپاسم همی‌فاشیال از عوارض دیررس و نادر فلج عصب ۷ است.


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

» پاسخ: گزینه د

پاسخ تشریحی:

در این سؤال درباره فلج ایدیوپاتیک عصب هفتم (Idiopathic Facial Nerve Palsy) یا همان فلج بل (Bell’s palsy) صحبت می‌شود. برای پاسخ صحیح باید کلیدواژه‌های مهم این بیماری را به یاد بیاوریم.

کلیدواژه‌های مهم سؤال

  • شایع‌ترین سن ابتلا: معمولاً دهه سوم تا پنجم زندگی یعنی حدود ۲۰ تا ۵۰ سالگی، نه فقط ۵۰ تا ۶۰ سال.

  • جهت انحراف صورت: در فلج عصب ۷، صورت به سمت سالم کشیده می‌شود چون عضلات سمت درگیر فلج هستند.

  • ارتباط با مولتیپل اسکلروز (MS): فلج عصب ۷ می‌تواند در MS دیده شود، پس رد کردن آن اشتباه است.

  • اسپاسم همی‌فاشیال (Hemifacial spasm): می‌تواند به‌عنوان عوارض دیررس در برخی بیماران رخ دهد، هرچند شایع نیست.

اکنون هر گزینه را بررسی می‌کنیم.

بررسی گزینه‌ها

الف) شایع‌ترین دوره ابتلا بین ۵۰ تا ۶۰ سالگی است.
نادرست
فلج بل بیشتر در دهه‌های ۲۰ تا ۵۰ دیده می‌شود؛ نه اینکه بیشترین شیوع بین ۵۰ تا ۶۰ باشد.

ب) در این فلج صورت به سمت ناسالم منحرف می‌شود.
نادرست
در فلج عصب ۷، عضلات سمت مبتلا فلج‌اند؛ بنابراین صورت به سمت سالم کشیده می‌شود نه ناسالم.

ج) فلج عصب ۷ نمی‌تواند نشانه بیماری مولتیپل اسکلروز باشد.
نادرست
برعکس، فلج عصب ۷ ممکن است یکی از تظاهرات MS باشد.

د) اسپاسم همی‌فاشیال از عوارض دیررس و نادر فلج عصب ۷ است.
درست
در برخی بیماران، Hemifacial spasm به صورت دیررس دیده می‌شود و این نکته با اطلاعات علمی کاملاً هماهنگ است.

نتیجه‌گیری کلیدواژه‌ای:
سن شایع ← ۵۰–۲۰
انحراف صورت ← به سمت سالم
ارتباط با MS ← امکان‌پذیر
عوارض دیررس ← اسپاسم همی‌فاشیال

پاسخ صحیح: د) اسپاسم همی‌فاشیال





» کتاب راهنمای آینده‌نگار نورولوژی

» کتاب راهنمای آینده‌نگار نورولوژی
»» تمامی کتاب

انتشار یا بازنشر هر بخش از این محتوای «آینده‌نگاران مغز» تنها با کسب مجوز کتبی از صاحب اثر مجاز است.

🚀 با ما همراه شوید!

تازه‌ترین مطالب و آموزش‌های مغز و اعصاب را از دست ندهید. با فالو کردن کانال تلگرام آینده‌نگاران مغز، از ما حمایت کنید!

🔗 دنبال کردن کانال تلگرام

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 1

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز با موفقیت انجام شد

ورود/ ثبت نام با جیمیل