معاینه سیستم حسی: از حس‌های ساده تا ادراک قشری


دعای مطالعه [ نمایش ]

بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ

خدايا مرا بيرون آور از تاريكى‏‌هاى‏ وهم،

وَ اَكْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ

و به نور فهم گرامى ‏ام بدار،

اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَيْنا اَبْوابَ رَحْمَتِكَ

خدايا درهاى رحمتت را به روى ما بگشا،

وَانْشُرْ عَلَيْنا خَزائِنَ عُلُومِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

و خزانه‏‌هاى علومت را بر ما باز كن به امید رحمتت اى مهربان‌‏ترين مهربانان.


کتاب «راهنمای آینده‌نگار نورولوژی»


کتاب «راهنمای آینده‌نگار نورولوژی» حاصل آمیزه‌ای از ژرفای دانش علوم اعصاب و نگاهی آینده‌محور، بالینی و آموزشی است؛ اثری که با مدیریت علمی داریوش طاهری در برند معتبر «آینده‌نگاران مغز» پدید آمده تا مرجعی فشرده، دقیق، اما سرشار از بصیرت کلینیکی برای دانشجویان پزشکی، کارورزان، رزیدنت‌ها و پزشکان باشد. این کتاب کوششی است برای آنکه آموزش نورولوژی نه صرفاً انتقال اطلاعات، بلکه فرآیندی پویا، تحلیلی و الهام‌بخش در مسیر شناخت پیچیدگی‌های مغز انسان باشد. [ادامه ▼]

جرقهٔ شکل‌گیری این اثر در کارآموزی نورولوژی بیمارستان فیروزگر افروخته شد؛ جایی که آموزه‌های استاد فرهیخته، دکتر مصطفی الماسی دوغائی—با دقت علمی کم‌نظیر، روش آموزشی عمیق و منش حرفه‌ای والا—به‌منزلهٔ ستون فکری و شالودهٔ هویت علمی این کتاب قرار گرفت. در کنار ایشان، استادان برجستهٔ دیگری از گروه نورولوژی فیروزگر با دانش فراگیر، تجربهٔ بالینی ژرف و بزرگواری انسانی خود مسیر این پروژه را روشن‌تر ساختند؛ همچون خانم دکتر تارا خوینی، خانم دکتر هلیا همصیان، آقای دکتر فرزاد سینا و آقای دکتر بابک زمانی که هر یک با روش آموزشی ویژه و بینش بالینی خود نقشی ماندگار در غنای این مجموعه داشته‌اند.

به‌علاوه، جمعی از اساتید بزرگوار و متخصصان ارجمند نورولوژی که در مسیر آموزشی ما در درس نورولوژی نقش‌آفرینی کرده‌اند نیز در روح این کتاب حضور دارند. دکتر الهه امینی، دکتر سید امیرحسن حبیبی، دکتر نرگس یزدی و سرکار خانم دکتر مهسا سپهوند با دقت علمی، نگاه تحلیلی و حمایت آموزشی خود سهمی ارزشمند در شکل‌گیری بنیان‌های این تجربهٔ علمی داشته‌اند؛ و یاد آنان در ساختار این اثر همچون رگه‌هایی از نور جاری است.

این کتاب همچون یک نقشهٔ جامع بالینی طراحی شده است؛ نقشه‌ای که خواننده را از نخستین مواجهه با علامت، تا تشخیص افتراقی، از تحلیل یافته‌های پاراکلینیک تا انتخاب درمان، و از درک فیزیولوژی تا شناخت الگوهای پیچیدهٔ اختلالات عصبی هدایت می‌کند. بخشی ویژه نیز به مجموعهٔ سؤالات پره‌انترنی و دستیاری اختصاص یافته است؛ سؤالاتی همراه با پاسخ‌های تشریحی و تحلیل مرحله‌به‌مرحله که فراتر از آمادگی آزمونی، برای تقویت مهارت‌های تفکر بالینی و تصمیم‌گیری علمی طراحی شده‌اند.

«راهنمای آینده‌نگار نورولوژی» تجلی تلاشی است خالصانه برای آمیختن دانش نظری با توانمندی‌های عملی؛ تلاشی برای ارتقای آموزش نورولوژی، اعتلای شیوهٔ مواجههٔ بالینی با بیماران، و الهام‌بخشی به نسل آیندهٔ پزشکان در راه فهم مغز و رمزگشایی از ظرافت‌های شگفت‌انگیز آن. این اثر ادای احترام عمیقی است به همهٔ استادانی که مشعل دانایی را روشن نگاه داشتند و به همهٔ آینده‌نگارانی که در مسیر شناخت مغز، چراغی نو می‌افروزند.


موضوع «معاینه سیستم حسی در نورولوژی: تفاوت حس‌های ساده و کورتیکال و آزمون‌های قشر آهیانه‌ای» 


معاینه سیستم حسی (Sensory System Examination): از حس‌های ساده تا ادراک قشری

معاینه سیستم حسی (Sensory System Examination) یکی از دقیق‌ترین و ارزشمندترین بخش‌های معاینه نورولوژیک (Neurological Examination) است؛ زیرا پزشک را قادر می‌سازد محل ضایعه را در هر بخش از مسیرهای حسی، از گیرنده‌های محیطی تا قشر مخ، با دقت قابل توجهی تعیین کند. در حقیقت، هر احساسی که انسان از محیط پیرامون یا از وضعیت بدن خود دریافت می‌کند، نتیجه عملکرد هماهنگ شبکه‌ای پیچیده از گیرنده‌های حسی، اعصاب محیطی، نخاع، ساقه مغز، تالاموس (Thalamus) و در نهایت قشر مغز (Cerebral Cortex) است. اختلال در هر یک از این ایستگاه‌ها، الگوی خاصی از نقص حسی ایجاد می‌کند که شناخت آن برای نورولوژیست‌ها اهمیت بنیادی دارد.

از دیدگاه نورواناتومی و نوروفیزیولوژی، حس‌ها را می‌توان به دو گروه اصلی تقسیم کرد: حس‌های ساده (Simple Sensations) و حس‌های کورتیکال (Cortical Sensations). این تقسیم‌بندی نه‌تنها از نظر آموزشی اهمیت دارد، بلکه در تشخیص افتراقی بیماری‌های دستگاه عصبی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند.

حس‌های ساده (Simple Sensations)

حس‌های ساده، پایه‌ای‌ترین اطلاعات حسی را از محیط و بدن به مغز منتقل می‌کنند. این حس‌ها شامل درد (Pain)، حرارت (Temperature)، لمس خشن (Crude Touch)، ارتعاش (Vibration)، حس وضعیت مفصل یا پروپریوسپشن (Proprioception) و فشار (Pressure) هستند. انتقال این اطلاعات از طریق مسیرهای شناخته‌شده‌ای مانند راه اسپاینوتالامیک (Spinothalamic Tract) و ستون‌های خلفی–لمنیسک داخلی (Dorsal Column–Medial Lemniscus Pathway) انجام می‌شود.

اگرچه اطلاعات حسی در طول مسیر از نخاع، ساقه مغز و تالاموس عبور می‌کنند، اما تالاموس مهم‌ترین ایستگاه انتقال و پالایش اطلاعات حسی پیش از رسیدن به قشر مغز محسوب می‌شود. به همین دلیل، ضایعات تالاموس می‌توانند موجب اختلال گسترده در احساس درد، لمس و حس عمقی شوند و حتی دردهای مرکزی شدید (Central Pain Syndrome) ایجاد کنند.

ارزیابی صحیح حس‌های ساده، نخستین گام در معاینه سیستم حسی است؛ زیرا تا زمانی که این مسیرهای اولیه سالم نباشند، بررسی عملکردهای پیچیده‌تر قشر مغز ارزش تشخیصی نخواهد داشت.

حس‌های کورتیکال (Cortical Sensations)

برخلاف حس‌های ساده، حس‌های کورتیکال صرفاً دریافت محرک نیستند، بلکه نتیجه تحلیل، تفسیر و ادراک آگاهانه اطلاعات حسی در قشر حسی اولیه (Primary Somatosensory Cortex) و نواحی ارتباطی لوب آهیانه (Parietal Association Cortex) هستند.

به بیان دیگر، مغز تنها احساس نمی‌کند؛ بلکه معنا و مفهوم احساس را نیز استخراج می‌کند. زمانی که فرد با چشمان بسته یک کلید را در دست می‌گیرد و بدون نگاه کردن آن را تشخیص می‌دهد، این توانایی حاصل عملکرد سالم قشر آهیانه است، نه صرفاً سالم بودن اعصاب محیطی.

به همین دلیل، سلامت کامل حس‌های اولیه پیش‌شرط ضروری برای ارزیابی حس‌های کورتیکال است. اگر بیمار اساساً لمس را احساس نکند، طبیعی است که نتواند شکل یا ماهیت جسم را نیز تشخیص دهد.

معاینات حس‌های کورتیکال

معاینات حس‌های کورتیکال (Cortical Sensory Examination) برای ارزیابی عملکرد لوب آهیانه و مسیرهای پردازش عالی حسی طراحی شده‌اند و از مهم‌ترین ابزارهای تشخیص ضایعات قشری در نورولوژی بالینی به شمار می‌روند.

استرئوگنوزی (Stereognosis)

استرئوگنوزی به توانایی شناسایی یک شیء آشنا تنها از طریق لمس، بدون استفاده از بینایی، گفته می‌شود. در این آزمون، جسمی مانند کلید، سکه یا خودکار در دست بیمار قرار می‌گیرد و از او خواسته می‌شود آن را معرفی کند.

برای طبیعی بودن این آزمون، چند شرط باید برقرار باشد: حس لمس و پروپریوسپشن سالم باشند، بیمار از نظر شناختی همکاری مناسبی داشته باشد و سابقه آشنایی با جسم مورد نظر را داشته باشد. ناتوانی در انجام این آزمون (Astereognosis) معمولاً بیانگر آسیب لوب آهیانه مقابل، به‌ویژه نواحی ارتباطی قشر حسی است.

تمایز دو نقطه (Two-point Discrimination)

این آزمون توانایی قشر مغز را در تفکیک دو محرک پوستی بسیار نزدیک از یکدیگر ارزیابی می‌کند. پزشک با استفاده از کولیس یا ابزار مخصوص، دو نقطه را با فاصله‌های مختلف روی پوست قرار می‌دهد و از بیمار می‌خواهد مشخص کند یک نقطه را احساس کرده یا دو نقطه را.

هرچه تراکم گیرنده‌های حسی بیشتر باشد، قدرت تفکیک نیز بالاتر است؛ به همین علت نوک انگشتان و لب‌ها کمترین آستانه تمایز را دارند، در حالی که پشت یا ران به فاصله بیشتری نیاز دارند. کاهش این توانایی می‌تواند نشانه آسیب قشر حسی اولیه یا مسیرهای وابسته باشد.

سنسوری اکستینکشن (Sensory Extinction)

سنسوری اکستینکشن یکی از ظریف‌ترین آزمون‌های معاینه نورولوژیک است. در این روش، دو محرک به‌طور هم‌زمان به دو سمت قرینه بدن اعمال می‌شود. بیمار ممکن است هنگام تحریک هر سمت به‌تنهایی پاسخ طبیعی داشته باشد، اما هنگام تحریک هم‌زمان، فقط یک سمت را گزارش کند.

این یافته نشان‌دهنده اختلال در توجه حسی (Sensory Attention) است و بیش از همه در ضایعات لوب آهیانه راست مشاهده می‌شود؛ جایی که بیمار نسبت به نیمه چپ بدن دچار بی‌توجهی فضایی (Hemispatial Neglect) می‌شود. این آزمون ارزش فراوانی در تشخیص سکته‌های نیمکره راست و سایر ضایعات قشری دارد.

اهمیت بالینی معاینه حس‌های کورتیکال

بررسی حس‌های کورتیکال فراتر از ارزیابی ساده حس است؛ این آزمون‌ها توانایی مغز در سازمان‌دهی، تفسیر و معنا بخشیدن به اطلاعات حسی را می‌سنجند. به همین دلیل، ممکن است بیماری تمامی حس‌های اولیه را به‌طور طبیعی داشته باشد، اما در آزمون‌های کورتیکال دچار اختلال باشد؛ وضعیتی که به‌طور قوی به نفع آسیب قشر آهیانه یا مسیرهای ارتباطی آن است.

در بیماری‌هایی مانند سکته مغزی (Stroke)، مولتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis)، تومورهای لوب آهیانه، آسیب‌های تروماتیک مغز (Traumatic Brain Injury) و برخی بیماری‌های نورودژنراتیو، معاینه دقیق حس‌های کورتیکال می‌تواند پیش از مشاهده یافته‌های تصویربرداری، محل ضایعه را با دقت قابل توجهی مشخص کند. از همین رو، تسلط بر اصول Sensory System Examination همچنان یکی از مهارت‌های اساسی هر متخصص مغز و اعصاب، رزیدنت نورولوژی و دانشجوی علوم اعصاب به شمار می‌رود.

پرسش‌هایی درباره معاینه سیستم حسی

در فردی حس درد، حرارت و ارتعاش سالم است ولی با دست راست خود قادر نیست اندازه، وزن و جنس اشیا را تشخیص دهد. ضایعه در کدام سطح محتمل‌تر است؟ 
(پرانترنی اسفند ۹۵ – قطب ۱۰ کشوری [دانشگاه تهران]) 
الف) Sensory cortex
ب) Spinal cord
ج) Brain stem
د) Thalamus


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

» پاسخ: گزینه الف

پاسخ تشریحی: 

کلیدواژه‌ها: حس درد (Pain)، حرارت (Temperature)، ارتعاش (Vibration)، شناخت اندازه و جنس اشیا، استرئوگنوز (Stereognosis)، قشر حسی (Sensory cortex)

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها:

در این سؤال، گفته شده است که حس درد، حرارت و ارتعاش سالم است، اما بیمار نمی‌تواند اندازه، وزن و جنس اشیا را با لمس تشخیص دهد. این ناتوانی در تشخیص کیفیات اشیا از طریق لمس، به‌ویژه زمانی که چشم‌ها بسته هستند، اصطلاحاً استرئوگنوز (Stereognosis) نامیده می‌شود.

استرئوگنوز یکی از حس‌های کورتیکال (Cortical sensory modalities) است و برای آن باید پیام‌های حسی اولیه (مثل درد، لمس، حرارت و ارتعاش) ابتدا سالم از راه‌های نخاعی به تالاموس (Thalamus) برسند و سپس از آنجا به قشر حسی مغز (Primary sensory cortex) منتقل شوند تا پردازش پیچیده‌تر روی آن‌ها انجام شود.

زمانی که حس‌های اولیه سالم‌اند ولی پردازش پیچیده مختل شده است، به احتمال زیاد ضایعه در قشر حسی مغز (Sensory cortex) قرار دارد، نه در راه‌های ابتدایی مانند نخاع یا ساقه مغز.

بررسی تک‌تک گزینه‌ها:

الف) Sensory cortex – قشر حسی مغز:
این گزینه صحیح است. ضایعات قشر حسی، خصوصاً ناحیه پست‌سنترال لوب جداری (Postcentral gyrus of the parietal lobe)، می‌توانند باعث اختلال در حس‌های کورتیکال مثل استرئوگنوز، تمایز دو نقطه، یا تشخیص همزمان محرک دوطرفه (Sensory extinction) شوند، در حالی که حس‌های اولیه مانند درد، حرارت و ارتعاش حفظ شده‌اند.

ب) Spinal cord – نخاع:
آسیب به نخاع معمولاً حس‌های اولیه را هم مختل می‌کند، به‌ویژه اگر مسیرهای اسپینوتالامیک (spinothalamic tracts) یا ستون خلفی (dorsal columns) آسیب ببینند. در این بیمار، چون این حس‌ها سالم‌اند، نخاع محل محتملی برای ضایعه نیست.

ج) Brain stem – ساقه مغز:
ضایعات ساقه مغز نیز اغلب با اختلال در حس‌های اولیه همراه‌اند و ممکن است علائم دیگری مانند درگیری اعصاب کرانیال را نیز نشان دهند. در این مورد خاص، چون اختلال فقط در حس‌های کورتیکال است، ساقه مغز رد می‌شود.

د) Thalamus – تالاموس:
تالاموس مرکز اصلی دریافت حس‌هاست، اما ضایعه در آن معمولاً باعث اختلال در حس‌های اولیه و همچنین ممکن است دردهای غیرمعمول ایجاد کند (central pain syndrome). در این سؤال چون حس‌های اولیه سالم‌اند، تالاموس محتمل نیست.

نتیجه‌گیری نهایی:

با توجه به سالم بودن حس‌های اولیه و اختلال در حس استرئوگنوز، محل محتمل ضایعه قشر حسی مغز (Sensory cortex) است که مسئول پردازش‌های پیچیده حسی است.

پاسخ صحیح: گزینه الف) Sensory cortex


مرد ۶۰ ساله‌ای با سابقه سکته مغزی مراجعه کرده است. در معاینه، وقتی دست راست و چپ ایشان به طور مجزا لمس شود می‌تواند تحریک را تشخیص دهد ولی اگر دو طرف به طور همزمان تحریک شود قادر به درک هر دو نیست. این علامت چه نام دارد؟
(پرانترنی اسفند ۹۶ – قطب ۱۰ کشوری [دانشگاه تهران]) 
الف) Neglect
ب) Extinction
ج) Two point discrimination 
د) Allesthesia


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

» پاسخ: گزینه ب

پاسخ تشریحی: 

کلیدواژه‌ها: تحریک همزمان دو طرف، عدم تشخیص هر دو تحریک، سکته مغزی، حس کورتیکال، Sensory extinction

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها:

بیمار دچار ناتوانی در درک همزمان محرک‌های حسی دو طرفه است، به‌طوری‌که وقتی هر دست را جداگانه لمس می‌کنیم، تحریک را حس می‌کند، اما وقتی دو دست همزمان لمس می‌شوند، تنها یکی را تشخیص می‌دهد. این پدیده، یک یافته شایع در ضایعات لوب جداری (Parietal lobe) مغز، به‌ویژه در نیمکره غیراستان غالب (غالباً راست) است.

این علامت، یکی از اختلالات حس‌های کورتیکال (Cortical sensory modalities) محسوب می‌شود و معمولاً در اثر آسیب به قشر حسی ثانویه (secondary sensory cortex) یا مناطق انجمنی جداری بروز می‌کند.

اصطلاح علمی و دقیق برای این پدیده، Extinction (خاموشی حسی) است. در این حالت، مغز نمی‌تواند محرک همزمان دو طرف را به درستی پردازش کند و یکی را «خاموش» می‌کند.

بررسی تک‌تک گزینه‌ها:

الف) Neglect – بی‌توجهی:
در Neglect، بیمار اساساً به سمت مقابل ضایعه توجه نمی‌کند، حتی وقتی محرک فقط در آن سمت اعمال شود (مثلاً دست چپ لمس شود و بیمار بی‌توجه باشد). در سؤال حاضر، بیمار تحریک جداگانه‌ی دو طرف را حس می‌کند، بنابراین Neglect مطرح نیست.

ب) Extinction – خاموشی حسی:
این گزینه صحیح است. Extinction زمانی اتفاق می‌افتد که فرد فقط در پاسخ به تحریک همزمان دو طرفه، ناتوان از تشخیص یکی از دو تحریک شود. دقیقاً همان حالتی که در سؤال آمده.

ج) Two point discrimination – افتراق دو نقطه:
این تست مربوط به توانایی تمایز دو محرک نزدیک به هم روی یک ناحیه از پوست است. در سؤال، صحبت از تحریک در دو سمت بدن است، نه در یک نقطه، بنابراین این گزینه رد می‌شود.

د) Allesthesia – انتقال حسی:
در Allesthesia، بیمار ممکن است محرک را در محل اشتباهی از بدن احساس کند (مثلاً لمس دست چپ را در سمت راست گزارش کند). در سؤال چنین حالتی دیده نمی‌شود.

نتیجه‌گیری نهایی:

با توجه به اینکه بیمار در پاسخ به تحریک همزمان دو طرفه فقط یکی را درک می‌کند، و در تحریک جداگانه هر دو سمت توانایی تشخیص دارد، علامت Extinction (خاموشی حسی) مطرح است که نشان‌دهنده آسیب در قشر حسی انجمنی نیمکره راست در اغلب موارد است.

پاسخ صحیح: گزینه ب) Extinction


ناتوانی در درک محرک بینایی یا حسی به طور دو طرفه در صورتی که به طور یک طرفه، قادر به درک باشد. چه نام دارد؟
(پرانترنی شهریور ۹۷ – قطب ۳ کشوری [دانشگاه همدان و کرمانشاه])
الف) Alestesia
ب) Extinction
ج) Neglect
د) Tow point discrimination


کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود

» پاسخ: گزینه ب

پاسخ تشریحی: 

کلیدواژه‌ها: ناتوانی در درک محرک بینایی یا حسی دو طرفه، درک محرک یک‌طرفه، آسیب قشر مغز، تحریک همزمان، خاموشی حسی

توضیح بر اساس کلیدواژه‌ها:

در این سؤال، فرد می‌تواند یک محرک بینایی یا حسی را وقتی به‌تنهایی اعمال می‌شود تشخیص دهد، اما وقتی هم‌زمان و دو طرفه تحریک دریافت می‌کند، تنها یکی از آن‌ها را درک می‌کند. این پدیده که در آن یکی از محرک‌ها نادیده گرفته می‌شود، به‌ویژه در بیماران دچار آسیب لوب جداری (Parietal lobe lesion) مشاهده می‌شود.

این اختلال در پردازش همزمان محرک‌های دوطرفه، در حس لامسه، بینایی یا شنوایی می‌تواند رخ دهد و اغلب پس از سکته مغزی یا آسیب نیم‌کره غیر غالب بروز می‌کند. اصطلاح علمی دقیق این پدیده “Extinction” (خاموشی حسی یا بینایی) است.

بررسی تک‌تک گزینه‌ها:

الف) Allesthesia – آلاستزیا:
در این حالت، بیمار محرک را در طرف مخالف محل واقعی تحریک احساس می‌کند. این با توصیف سؤال که تأکید بر ناتوانی در درک تحریک دوطرفه دارد، همخوان نیست. پس این گزینه رد می‌شود.

ب) Extinction – خاموشی:
دقیقاً همان حالتی است که در صورت سؤال توصیف شده: بیمار در تحریک یک‌طرفه مشکلی ندارد، اما در تحریک همزمان دو طرفه، یکی از دو محرک را نادیده می‌گیرد. این گزینه صحیح است.

ج) Neglect – نادیده‌انگاری:
در Neglect، فرد به طور کلی به سمت مقابل ضایعه توجه نمی‌کند، حتی در تحریک یک‌طرفه. اما در سؤال آمده که فرد در تحریک یک‌طرفه توانایی تشخیص دارد، پس این گزینه نادرست است.

د) Two point discrimination – افتراق دو نقطه:
این تست مربوط به تمایز بین دو نقطه نزدیک به هم روی یک ناحیه از پوست است، نه تحریک دو طرف بدن. بنابراین این گزینه با توصیف سؤال ارتباطی ندارد و رد می‌شود.

نتیجه‌گیری نهایی:

با توجه به اینکه بیمار در پاسخ به تحریک دوطرفه تنها یک طرف را درک می‌کند، و در تحریک یک‌طرفه مشکلی ندارد، تشخیص Extinction (خاموشی حسی یا بینایی) مطرح است که مربوط به آسیب در قشر جداری (Parietal cortex) است.

پاسخ صحیح: گزینه ب) Extinction





» کتاب راهنمای آینده‌نگار نورولوژی

» کتاب راهنمای آینده‌نگار نورولوژی
»» تمامی کتاب

انتشار یا بازنشر هر بخش از این محتوای «آینده‌نگاران مغز» تنها با کسب مجوز کتبی از صاحب اثر مجاز است.

🚀 با ما همراه شوید!

تازه‌ترین مطالب و آموزش‌های مغز و اعصاب را از دست ندهید. با فالو کردن کانال تلگرام آینده‌نگاران مغز، از ما حمایت کنید!

🔗 دنبال کردن کانال تلگرام

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 83

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز با موفقیت انجام شد

ورود/ ثبت نام با جیمیل