نورواکونومیک: اقتصاد مبتنی بر اعصاب؛ حقایق مغز

دعای مطالعه [ نمایش ]
بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ
خدايا مرا بيرون آور از تاريكىهاى وهم،
وَ اَكْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ
و به نور فهم گرامى ام بدار،
اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَيْنا اَبْوابَ رَحْمَتِكَ
خدايا درهاى رحمتت را به روى ما بگشا،
وَانْشُرْ عَلَيْنا خَزائِنَ عُلُومِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
و خزانههاى علومت را بر ما باز كن به امید رحمتت اى مهربانترين مهربانان.
آیندهنگاران مغز: «ما مغز را میشناسیم، تا آینده را بسازیم.»
کتاب «حقایق مغز» (Brain Facts) که به همت انجمن علوم اعصاب (Society for Neuroscience) تدوین و منتشر شده است، یکی از معتبرترین منابع عمومی آموزش علوم اعصاب در جهان به شمار میرود. این اثر با زبانی روان و مبتنی بر تازهترین دستاوردهای پژوهشی، مفاهیم بنیادین علوم اعصاب را بهگونهای دقیق و قابلفهم برای طیف گستردهای از خوانندگان ارائه میکند.
تلاشهای علمی و سالها فعالیت آموزشی اعضای انجمن علوم اعصاب و صدها پژوهشگر برجسته این حوزه، الهامبخش تدوین این اثر ارزشمند و گامی مؤثر در گسترش دانش مغز و علوم اعصاب در سراسر جهان بوده است.
ترجمه دقیق این کتاب توسط برند علمی آیندهنگاران مغز به مدیریت داریوش طاهری، امکان دسترسی فارسیزبانان به مرزهای نوین علوم اعصاب را فراهم کرده و رسالتی علمی در جهت شناخت عمیقتر مغز و ترسیم آیندهای روشنتر بر عهده گرفته است.
»» فصل هجدهم؛ علوم اعصاب در جامعه؛ قسمت دوم
»» CHAPTER 18: Neuroscience in society
NEUROECONOMICS
You are constantly making financial decisions for yourself. Should you stock up on all of your favorite snacks now that you are at the grocery store, or come back later for the items when there is a big sale? Are you saving enough for college? Do you like that new sports car enough to put up with its poor gas mileage? In recent years, economists and neuroscientists have begun collaborating to investigate the brain processes behind these decisions. This field, called “neuroeconomics,” has the potential to significantly alter the way people think about the economy.
اقتصاد عصبی
شما دائماً در حال تصمیمگیریهای مالی برای خودتان هستید. آیا باید همین الان که در فروشگاه مواد غذایی هستید، تمام تنقلات مورد علاقهتان را تهیه کنید، یا بعداً وقتی حراج بزرگی برگزار میشود، برای خرید اقلام مورد نیازتان برگردید؟ آیا به اندازه کافی برای دانشگاه پسانداز میکنید؟ آیا آن ماشین اسپرت جدید را به اندازه کافی دوست دارید که مصرف سوخت پایین آن را تحمل کنید؟ در سالهای اخیر، اقتصاددانان و دانشمندان علوم اعصاب همکاری خود را برای بررسی فرآیندهای مغزی پشت این تصمیمات آغاز کردهاند. این حوزه که “اقتصاد عصبی” نامیده میشود، پتانسیل تغییر قابل توجه نحوه تفکر مردم در مورد اقتصاد را دارد.
A driving force behind modern capitalism is the belief that individuals make rational purchasing decisions – that everyone acting in their own self-interest creates a system in which resources will be distributed as fairly as possible. Yet that theory doesn’t explain why so many economic decisions are irrational, or based on gut instinct and rationalized later. Neuroeconomics is especially interested in those situations where choices are less clear-cut or rational and involve unknown (or unacknowledged) factors and risk.
نیروی محرکه سرمایهداری مدرن، این باور است که افراد تصمیمات خرید منطقی میگیرند – اینکه هر کسی که به نفع شخصی خود عمل میکند، سیستمی ایجاد میکند که در آن منابع تا حد امکان منصفانه توزیع میشوند. با این حال، این نظریه توضیح نمیدهد که چرا بسیاری از تصمیمات اقتصادی غیرمنطقی هستند، یا بر اساس غریزه هستند و بعداً منطقی میشوند. اقتصاد عصبی به ویژه به موقعیتهایی علاقهمند است که در آنها انتخابها کمتر واضح یا منطقی هستند و شامل عوامل و ریسک ناشناخته (یا ناشناخته) میشوند.
To learn more about these decisions, scientists have measured brain activity as people complete economic tasks-for example, running brain scans as people play a simple double- or-nothing game. When a player decides to risk it all to double winnings, activity increases in a part of the brain called the insular cortex. Scientists hypothesize that networks of the insular cortex interact with other brain areas, including parts of the limbic system that function in learning, memory and emotion, to let the player picture the negative consequences of taking such a risk. Suddenly risking a mortgage payment at the blackjack table might not look so appealing.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این تصمیمات، دانشمندان فعالیت مغز را هنگام انجام وظایف اقتصادی افراد اندازهگیری کردهاند – به عنوان مثال، اسکن مغز را هنگام انجام یک بازی ساده دو یا هیچ انجام دادهاند. وقتی یک بازیکن تصمیم میگیرد همه چیز را برای برد دو برابر ریسک کند، فعالیت در بخشی از مغز به نام قشر جزیرهای افزایش مییابد. دانشمندان فرض میکنند که شبکههای قشر جزیرهای با سایر نواحی مغز، از جمله بخشهایی از سیستم لیمبیک که در یادگیری، حافظه و احساسات عمل میکنند، تعامل دارند تا به بازیکن اجازه دهند عواقب منفی چنین ریسکی را تصور کند. ریسک ناگهانی پرداخت وام مسکن در میز بلک جک ممکن است چندان جذاب به نظر نرسد.
Scientists have also discovered that our hormones play a role in economic decisions. In one case, some participants in an investment game were given a dose of oxytocin, a hormone long associated with social bonding. Those who received the oxytocin boost were more trusting with their money and invested larger amounts with a broker. However, if they made investments through a computer program rather than a person, the oxytocin had no effect on their investment strategy. These results suggest that social and neurobiological factors interact to play a role in such decisions, and these kinds of effects are at the heart of many economic decisions. More research in this area could lead to more rational investment strategies.
دانشمندان همچنین کشف کردهاند که هورمونهای ما در تصمیمات اقتصادی نقش دارند. در یک مورد، به برخی از شرکتکنندگان در یک بازی سرمایهگذاری، دوزی از اکسیتوسین، هورمونی که مدتهاست با پیوند اجتماعی مرتبط است، داده شد. کسانی که اکسیتوسین بیشتری دریافت کرده بودند، به پول خود اعتماد بیشتری داشتند و مبالغ بیشتری را با یک کارگزار سرمایهگذاری میکردند. با این حال، اگر آنها از طریق یک برنامه کامپیوتری به جای یک شخص سرمایهگذاری میکردند، اکسیتوسین هیچ تاثیری بر استراتژی سرمایهگذاری آنها نداشت. این نتایج نشان میدهد که عوامل اجتماعی و نوروبیولوژیکی در تعامل با یکدیگر در چنین تصمیماتی نقش دارند و این نوع اثرات در قلب بسیاری از تصمیمات اقتصادی قرار دارند. تحقیقات بیشتر در این زمینه میتواند منجر به استراتژیهای سرمایهگذاری منطقیتری شود.
Another study of male stock traders looked at levels of the hormones testosterone and cortisol. Researchers took saliva samples from a small group of traders every day during a work week, before and after the bulk of their work was done. On days when the traders had higher testosterone levels than average, they took larger risks. However, higher-than-average levels of cortisol (a hormone associated with stress) correlated with risk-averse behavior. With millions of dollars on the line, hormones could be making the difference between a good day at the market and a very bad one.
مطالعه دیگری روی معاملهگران سهام مرد، سطح هورمونهای تستوسترون و کورتیزول را بررسی کرد. محققان هر روز در طول یک هفته کاری، قبل و بعد از انجام بخش عمدهای از کارشان، از گروه کوچکی از معاملهگران نمونه بزاق گرفتند. در روزهایی که معاملهگران سطح تستوسترون بالاتری نسبت به میانگین داشتند، ریسکهای بزرگتری را پذیرفتند. با این حال، سطح بالاتر از میانگین کورتیزول (هورمونی مرتبط با استرس) با رفتار ریسکگریزی همبستگی داشت. با میلیونها دلار در خطر، هورمونها میتوانند تفاوت بین یک روز خوب در بازار و یک روز بسیار بد را ایجاد کنند.
Neuroscience can change our current thoughts about the economy in many other ways. Research on autism spectrum disorders is discovering promising treatments, but also revealing opportunities for workplaces to employ the unique abilities of neurodiverse people. Research into reward pathways and the way your brain promotes impulsive behavior can help prevent making purchases and decisions that you would regret. Scientists are also studying unconscious biases and discrimination, in an effort to help eliminate negative prejudices in hiring and employment. These are only a few of the practical applications of neuroscience, and more are anticipated. Sometime in the near future, neuroscience could have all the tools needed to design a better, and more inclusive, economic system.
علوم اعصاب میتواند افکار فعلی ما در مورد اقتصاد را از بسیاری جهات دیگر تغییر دهد. تحقیقات در مورد اختلالات طیف اوتیسم در حال کشف درمانهای امیدوارکننده است، اما همچنین فرصتهایی را برای محیطهای کاری آشکار میکند تا از تواناییهای منحصر به فرد افراد با تنوع عصبی استفاده کنند. تحقیق در مورد مسیرهای پاداش و نحوهای که مغز شما رفتار تکانشی را ترویج میدهد، میتواند به جلوگیری از خریدها و تصمیماتی که پشیمان خواهید شد، کمک کند. دانشمندان همچنین در حال مطالعه سوگیریها و تبعیضهای ناخودآگاه هستند تا به از بین بردن تعصبات منفی در استخدام و اشتغال کمک کنند. اینها تنها تعدادی از کاربردهای عملی علوم اعصاب هستند و کاربردهای بیشتری پیشبینی میشود. در آیندهای نزدیک، علوم اعصاب میتواند تمام ابزارهای لازم برای طراحی یک سیستم اقتصادی بهتر و فراگیرتر را در اختیار داشته باشد.
Research into reward pathways and the way your brain promotes impulsive behavior can help prevent making purchases and decisions that you would regret.
تحقیق در مورد مسیرهای پاداش و نحوهی تحریک رفتار آنی توسط مغز میتواند به جلوگیری از خریدها و تصمیماتی که پشیمان خواهید شد، کمک کند.
»» فصل قبل: حل مشکلات انسانی
»» تمامی کتاب
🚀 با ما همراه شوید!
تازهترین مطالب و آموزشهای مغز و اعصاب را از دست ندهید. با فالو کردن کانال تلگرام آیندهنگاران مغز، از ما حمایت کنید!
