آنان که چراغ پژوهش را روشن نگاه میدارند؛ سپاس از خانم عصمت دشتی، دبیر فرهیخته علوم تجربی شیراز

به پاس همراهی ارزشمند سرکار خانم عصمت دشتی
آموزگاری که پس از سالها آموزش، همچنان چراغ دانایی را روشن نگاه میدارد
بعضی انسانها، حتی پس از پایان رسمی یک مسیر، هرگز از رسالت خویش بازنمیایستند. زیرا آنچه آنان انجام میدهند، تنها یک شغل یا یک وظیفه نیست؛ بلکه بخشی از هویت و منش زندگی آنان است. معلمانی از این جنس، با پایان سالهای خدمت، بازنشسته نمیشوند؛ چراکه آموزش، برای آنان نه یک عنوان اداری، بلکه یک باور عمیق انسانی است.
نام برخی انسانها، یادآور یک حرفه نیست؛ یادآور یک فرهنگ است. فرهنگی که در آن، دانستن ارزشمند است، پرسیدن نشانه رشد است و انتقال آگاهی به دیگران، زیباترین شکل خدمت به جامعه محسوب میشود. چنین انسانهایی، بیآنکه شاید خود بدانند، در ساختن آینده یک سرزمین نقش دارند؛ زیرا هر ذهنی که روشن میکنند، میتواند روزی چراغ راه انسانهای دیگری شود.
در میان این انسانهای ارزشمند، جایگاه معلمان علوم تجربی، جایگاهی ویژه است. آنان تنها مفاهیم زیستشناسی، شیمی یا فیزیک را آموزش نمیدهند؛ بلکه به نسلهای جوان میآموزند که جهان چگونه کار میکند، چگونه باید پرسید، چگونه باید اندیشید و چگونه باید در برابر ناشناختهها با کنجکاوی و احترام ایستاد.
علم، پیش از آنکه در آزمایشگاهها و دانشگاهها شکوفا شود، در کلاسهای درس جوانه میزند. نخستین جرقههای علاقه به پژوهش، اغلب در ذهن دانشآموزی شکل میگیرد که روزی معلمی دلسوز، پنجرهای تازه به سوی شگفتیهای جهان برای او گشوده است.
از همین منظر، همراهی سرکار خانم عصمت دشتی، دبیر بازنشسته علوم تجربی از شهر فرهنگ و دانش، شیراز، با این پژوهش دانشگاهی، معنایی فراتر از یک مشارکت ساده دارد. ایشان پس از سالها خدمت ارزشمند در عرصه آموزش، همچنان نشان دادهاند که عشق به علم و احساس مسئولیت نسبت به آینده انسانها، محدود به زمان و جایگاه خاصی نیست.
تماس ارزشمند ایشان برای اعلام آمادگی جهت شرکت در پژوهش درباره حافظه، سالمندی، الگوی تغذیه و تغییرات زیستی مرتبط با فرآیند سالمندی، جلوهای زیبا از همان روحیهای است که سالها در کلاسهای درس به دانشآموزان آموختهاند: اینکه علم زمانی معنا پیدا میکند که در خدمت انسان باشد.
پژوهش، تنها مجموعهای از آزمایشها، دادهها و تحلیلهای آماری نیست. پشت هر عدد در یک جدول علمی، انسانی حضور دارد؛ انسانی که با اعتماد، آگاهی و مسئولیتپذیری، بخشی از وجود خویش را در اختیار مسیر شناخت قرار داده است. هر فردی که در یک پژوهش علمی شرکت میکند، در حقیقت همراه دانشمندان در جستوجوی پاسخ به پرسشهایی است که میتوانند آینده سلامت بشر را تغییر دهند.
و چه زیباست که یکی از همراهان این مسیر، آموزگاری باشد که خود سالها انسانها را به سوی شناخت و دانایی هدایت کرده است.
سرکار خانم دشتی، حضور ارزشمند شما در این پژوهش، تنها یک همکاری علمی نیست؛ بلکه ادامه همان رسالت معلمی است. شما سالها در کلاسهای درس، بذر پرسشگری و علاقه به علوم را در ذهن دانشآموزان کاشتید و امروز با مشارکت در پژوهش، بار دیگر نشان میدهید که علم، مرزی میان آموزش و پژوهش نمیشناسد.
جامعه علمی بهخوبی میداند که هیچ پژوهش ارزشمندی بدون همراهی انسانهای فرهیخته به سرانجام نمیرسد. پیشرفت پزشکی و علوم زیستی، تنها حاصل تلاش دانشمندان و پژوهشگران نیست؛ بلکه حاصل اعتماد و مشارکت انسانهایی است که باور دارند هر گام کوچک در مسیر علم، میتواند روزی به دستاوردی بزرگ برای جامعه تبدیل شود.
در تاریخ علم، افراد بسیاری وجود دارند که نامشان در مقالات یا کتابهای تخصصی ثبت نشده است، اما سهم آنان در شکلگیری دانش، انکارناپذیر است. داوطلبان پژوهش از همین گروهاند؛ انسانهایی که شاید امروز تنها چند ساعت از زمان خود را در اختیار یک مطالعه علمی قرار دهند، اما اثر این همراهی ممکن است سالها و حتی نسلها باقی بماند.
شاید روزی پژوهشگری جوان، با استفاده از دادههایی که امروز با مشارکت انسانهای مسئولیتپذیر گردآوری میشود، به کشفی تازه درباره سلامت مغز، حافظه یا سالمندی دست یابد. شاید پزشکی بتواند با تکیه بر همین دانش، راهی بهتر برای پیشگیری یا تشخیص زودهنگام بیماریهای شناختی پیدا کند. هیچکس نمیداند یک همراهی کوچک امروز، چه اثر بزرگی در فردا خواهد داشت.
این همان زیبایی پنهان پژوهش است؛ اینکه انسان گاهی بدون آنکه نتیجه نهایی تلاش خود را ببیند، در ساختن آینده سهیم میشود.
سرکار خانم دشتی، شما با این حضور ارزشمند، بار دیگر نشان دادید که معلمی تنها انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه نوعی تعهد مادامالعمر به رشد انسان و جامعه است. معلم واقعی، حتی پس از پایان سالهای رسمی خدمت، همچنان در کنار دانایی میایستد و از روشن ماندن چراغ علم حمایت میکند.
امروز جهان بیش از هر زمان دیگری به چنین نگرشی نیاز دارد. در عصری که بیماریهای مرتبط با سالمندی و اختلالات شناختی به یکی از مهمترین دغدغههای سلامت تبدیل شدهاند، پژوهش درباره مغز، حافظه و عوامل مؤثر بر سلامت شناختی، ضرورتی انکارناپذیر است.
مغز، ارزشمندترین میراث زیستی انسان است؛ جایگاهی که خاطرات، تجربهها، آموختهها و هویت ما را در خود نگه میدارد. حفاظت از سلامت مغز، در حقیقت حفاظت از داستان زندگی انسانهاست. هر پژوهشی که گامی در شناخت بهتر این فرآیند بردارد، تلاشی برای پاسداری از کرامت انسانی محسوب میشود.
در این مسیر، نقش انسانهایی مانند سرکار خانم دشتی بسیار ارزشمند است؛ زیرا آنان به جامعه نشان میدهند که علم متعلق به گروه خاصی نیست. علم، میراث مشترک همه انسانهاست و هرکس میتواند به اندازه توان خویش در پیشرفت آن سهیم باشد.
چه بسیار دانشمندانی که موفقیتهای بزرگ خود را مدیون معلمانی دانستهاند که سالها پیش، نخستین جرقه علاقه به علم را در ذهن آنان روشن کردهاند. امروز، همان معلمان نیز میتوانند با همراهی پژوهشها، به ادامه همان مسیر کمک کنند؛ مسیری که از کلاس درس آغاز شده و اکنون به مرزهای تازه شناخت انسان رسیده است.
از شما سرکار خانم عصمت دشتی، نه تنها برای اعلام آمادگی و اعتماد ارزشمندتان به این پژوهش، بلکه برای سالها خدمت صادقانه در راه آموزش و پرورش اندیشههای علمی، صمیمانه سپاسگزاریم.
شما نمونهای زیبا از این حقیقت هستید که انسانهای بزرگ، پس از پایان یک مرحله از زندگی، رسالت خویش را پایانیافته نمیدانند؛ بلکه شکل تازهای از خدمت را آغاز میکنند.
امروز شما نه تنها یک شرکتکننده در یک پژوهش علمی هستید، بلکه نماینده نسلی از معلمان فرهیختهای هستید که باور دارند دانایی، باید همواره زنده بماند و نسل به نسل منتقل شود.
چه افتخاری بالاتر از آنکه انسانی، پس از سالها آموزش دیگران، خود نیز در مسیر یادگیری و کشف حقیقت همراه شود.
در پایان، با نهایت احترام و ارادت، از سرکار خانم عصمت دشتی قدردانی میکنیم؛ بانویی فرهیخته که با حضور ارزشمند خود، بار دیگر نشان دادند چراغ علم، با گذر زمان خاموش نمیشود؛ بلکه به دست انسانهای آگاه، از نسلی به نسل دیگر منتقل میگردد.
باشد که این همراهی ارزشمند، همچون بذری که در خاک دانش کاشته میشود، در آینده به درختی پربار تبدیل شود؛ درختی که سایه آن بر سلامت مغز، شناخت بهتر انسان و پیشرفت علم گسترده باشد.
زیباترین میراث یک انسان، آن چیزی نیست که تنها برای خود به دست میآورد؛ بلکه نوری است که برای دیگران باقی میگذارد.
و معلمان، از روشنترین چراغهای این مسیرند.
با نهایت سپاس، احترام و قدردانی.
سلام و عرض ادب خدمت جناب طاهری بزرگوار
امروز چه سعادتی نصیبم شد هم کلامی با انسانی فرهیخته،دغدغه مند،متعهد و انساندوست.
خداوند راسپاسگزارم که حاصل شغل معلمی ،ظهور انسان های عالم وعاملی چون شماست.
بزرگوار ، با این متنی که ارسال فرمودید خیلی مرا شرمنده کردید ، من که کاری انجام ندادم.
آفرین به شما که تجلی گر نام یاعلیم و یا خبیر و…پروردگارید. وجودتان سلامت ،گامهایتان استوار.
خداوند همواره به توفیقاتتان بیفزاید.
در پناه نور وعشق الهی باشید🙏🌹
استاد ارجمند و سرکار خانم عصمت دشتی گرامی
سلام و عرض ادب و احترام
پیام سرشار از مهر، لطف و بزرگواری شما را با دلی آکنده از سپاس خواندم. بیتردید واژهها توان بیان احساس من در برابر این همه محبت و حسننظر را ندارند.
اگر امروز در مسیر علم و پژوهش گامی برداشتهام، بخش مهمی از آن را وامدار معلمان فرهیختهای چون شما هستم؛ بزرگانی که نه تنها دانش، بلکه عشق به دانستن، مسئولیتپذیری، انسانیت و امید را در جان شاگردان خود میکارند. آنچه امروز در من میبینید، بیش از آنکه حاصل تلاش فردی باشد، ثمره بذرهایی است که آموزگارانی چون شما سالها پیش با اخلاص در دل شاگردانشان کاشتهاند.
لطفی که در حق پژوهش ما فرمودید، هرچند از نگاه متواضعانه شما شاید اندک باشد، اما برای ما ارزشی بسیار بزرگ دارد. پیشرفت علم، حاصل کنار هم قرار گرفتن همین همراهیهای صادقانه و دلهای مسئول است و حضور ارزشمند شما، سرمایهای گرانبها برای این مسیر به شمار میآید.
اگر اجازه فرمایید، تنها یک گلایه دوستانه دارم؛ کاش این لطف و محبت را در بخش دیدگاههای همان نوشته ثبت میفرمودید. بیتردید حضور و نظر ارزشمند شما، افزون بر اینکه برای من مایه دلگرمی است، برای دیگر خوانندگان نیز الهامبخش خواهد بود و به غنای علمی و فرهنگی آن مطلب خواهد افزود. دیدگاههای اندیشمندانی چون شما، خود بخشی از سرمایه آن نوشتار است و میتواند چراغ راه مخاطبان دیگری باشد که در آینده آن را مطالعه خواهند کرد.
از صمیم قلب از خداوند مهربان میخواهم سایه پرمهر شما بر سر جامعه آموزش و فرهنگ این سرزمین مستدام باشد، سلامت، آرامش، عزت و توفیقات روزافزون نصیبتان گردد و هر خیری که با نیت پاک در دل دارید، به زیباترین شکل ممکن به شما بازگردد.
بار دیگر از محبت، دعای خیر و نگاه کریمانهتان سپاسگزارم. امیدوارم همواره دعای خیر و رضایت معلمان بزرگی چون شما بدرقه راه من باشد و بتوانم ذرهای از دین خود را به جامعه، علم و انسانیت ادا کنم.
با نهایت احترام و ارادت
داریوش طاهری