واژگان درس سی و هفت کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری در جمله + ترجمه فارسی | آموزش کاربردی و رنگی

درس سی و هفت کتاب واژگان ۵۰۴ در جمله
شامل لغات درس سی و هفت
همراه با تلفظ بریتانیایی و آمریکایی و معانی فارسی کامل
یادگیری واژگان پرکاربرد انگلیسی هرگز اینقدر زنده، کاربردی و لذتبخش نبوده است!
در مجموعهی آموزشی منحصربهفرد «واژگان کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری در جمله» که با همت وبسایت آیندهنگاران مغز تهیه شده، کوشیدهایم تا واژگان کلیدی این کتاب مشهور را نه صرفاً با تعریف و ترجمهی مستقیم، بلکه در قالب جملات واقعی، رنگی و کاملاً کاربردی ارائه کنیم؛ جملاتی زنده که هر واژه را در بافت طبیعی زبان قرار میدهند و فرایند یادگیری را از سطحی گذرا به حافظهی بلندمدت منتقل میسازند.
هر درس از این مجموعهی ارزشمند، شامل گروهی از واژگان منتخب کتاب ۵۰۴ است. برای هر واژه، پنج جملهی هوشمندانه طراحی شده است؛ جملاتی که نهتنها واژهی اصلی را برجسته میکنند، بلکه سایر واژگان ضروری این کتاب را نیز بهصورت هدفمند در خود جای دادهاند. این رویکرد علمی، علاوه بر افزایش تکرار هدفمند واژگان، موجب تثبیت عمیقتر آنها در ذهن زبانآموز میشود.
با استفاده از رنگهای متمایز برای نمایش واژههای کلیدی و مهم، تمرکز مخاطب به شکل بصری تقویت میشود و فرآیند یادگیری حالتی تعاملی و پویا پیدا میکند. افزون بر این، ترجمهی دقیق و روان هر جمله در خط بعدی به زبان فارسی آمده است تا معنا، مفهوم و کاربرد واژگان در بستر جمله، بهروشی عمیق و قابلفهم منتقل شود.
این پروژهی نوآورانه و علمی، حاصل نگارش و تدوین داریوش طاهری است؛ تلاشی خلاقانه برای آنکه آموزش واژگان انگلیسی، تجربهای شیرین، بهیادماندنی و هدفمند باشد.
واژگان درس سی و هفت
unify [ˈjunəˌfaɪ]
A) The new leader aimed to unify the scattered regions by promoting mutual respect and cooperation.
الف) رهبر جدید هدف داشت تا مناطق پراکنده را از طریق ترویج احترام متقابل و همکاری یکپارچه سازد.
B) The crisis helped unify the citizens who had previously been hostile and prejudiced toward each other.
ب) بحران باعث شد شهروندانی که قبلاً نسبت به هم خصومت و تعصب داشتند، متحد شوند.
C) They launched a campaign to unify all diverse voices under a common cause and shared values.
ج) آنها کارزاری برای یکپارچهسازی همه صداهای متنوع پیرامون هدفی مشترک و ارزشهای مشترک راهاندازی کردند.
D) Education has the power to unify people from remote areas by creating a shared sense of identity and purpose.
د) آموزش توانایی آن را دارد که مردم مناطق دورافتاده را با ایجاد حس هویت مشترک و هدف مشترک یکپارچه کند.
E) The national anthem helped to unify the crowd into a cohesive group full of patriotic spirit.
هـ) سرود ملی توانست جمعیت را به گروهی منسجم و سرشار از روحیه میهندوستی متحد کند.
heed [hid]
A) It is wise to heed the warnings of experts before making a crucial decision.
الف) عاقلانه است که به هشدارهای کارشناسان قبل از گرفتن یک تصمیم حیاتی توجه کنیم.
B) The students failed to heed the advice of their mentor and faced serious consequences.
ب) دانشآموزان به نصیحت راهنمای خود توجه نکردند و با عواقب جدی روبهرو شدند.
C) To avoid accidents, always heed the signals and signs while driving carefully.
ج) برای جلوگیری از تصادفات، همیشه به علائم و نشانهها هنگام رانندگی توجه کنید.
D) The company decided to heed customer complaints to improve its service.
د) شرکت تصمیم گرفت به شکایات مشتریان برای بهبود خدمات خود توجه کند.
E) Leaders must heed the demands of the people to maintain stability and peace.
هـ) رهبران باید به خواستها مردم برای حفظ ثبات و آرامش توجه کنند.
surplus [ˈsɜrpləs]
A) The farmers had a surplus of crops this year due to the favorable weather conditions.
الف) کشاورزان به دلیل شرایط آب و هوایی مطلوب امسال مازاد محصولات داشتند.
B) The company decided to sell the surplus inventory to avoid waste and reduce expenses.
ب) شرکت تصمیم گرفت موجودی مازاد را بفروشد تا از هدررفت جلوگیری کرده و هزینهها را کاهش دهد.
C) After careful calculation, they found a surplus of funds that could be invested in new projects.
ج) پس از محاسبه دقیق، آنها مبلغ مازادیی یافتند که میتوانست در پروژههای جدید سرمایهگذاری شود.
D) The government is planning to use the surplus resources to improve the infrastructure and public services.
د) دولت قصد دارد از منابع مازاد برای بهبود زیرساختها و خدمات عمومی استفاده کند.
E) The store donated its surplus goods to a local charity to help the needy.
هـ) فروشگاه کالاهای مازاد خود را به یک خیریه محلی اهدا کرد تا به نیازمندان کمک کند.
dwindle [ˈdwɪndəl]
A) Due to the persistent drought, the water supply began to dwindle rapidly, causing concern among the residents.
الف) به دلیل خشکسالی مداوم، منابع آب به سرعت کاهش یافت و باعث نگرانی ساکنان شد.
B) As the team’s enthusiasm started to dwindle, the coach gave a motivational speech to boost their morale.
ب) با کاهش انگیزه تیم، مربی سخنرانیای انگیزشی کرد تا روحیهشان را افزایش دهد.
C) The number of active users on the website began to dwindle after the recent update caused several issues.
ج) پس از بهروزرسانی اخیر که مشکلاتی ایجاد کرد، تعداد کاربران فعال سایت شروع به کاهش کرد.
D) Without proper maintenance, the forest’s wildlife began to dwindle due to habitat destruction.
د) بدون نگهداری مناسب، حیات وحش جنگل به دلیل تخریب زیستگاه شروع به کاهش کرد.
E) The company’s profits began to dwindle as competition increased and market prices dropped.
هـ) سود شرکت با افزایش رقابت و کاهش قیمتها در بازار شروع به کاهش کرد.
deliberate [dɪˈlɪb(ə)rət]
A) The jury took a deliberate approach to the case, carefully reviewing all evidence before making a decision.
الف) هیئت منصفه با رویکردی سنجیده به پرونده پرداخت و همه شواهد را به دقت بررسی کرد قبل از اینکه تصمیم بگیرد.
B) His deliberate speech reflected his calm nature and strong conviction about the issue.
ب) سخنرانی عمدی او نشاندهنده طبیعت آرام و باور قویاش نسبت به موضوع بود.
C) The team made a deliberate effort to resolve the conflict through open communication.
ج) تیم تلاش عمدی کرد تا از طریق ارتباطات باز درگیری را حل کند.
D) It was a deliberate decision to invest in technology that would improve efficiency and reduce costs.
د) تصمیمی عمدی بود که در فناوری سرمایهگذاری شود تا بهرهوری را افزایش داده و هزینهها را کاهش دهد.
E) The artist’s deliberate use of colors created a strong impact on the audience.
هـ) استفاده سنجیده هنرمند از رنگها تأثیر قویای بر تماشاگران گذاشت.
heir [ɛr]
A) The heir to the fortune faced a unique challenge to prove his worth before the jury.
الف) وارث ثروت با چالشی منحصربهفرد روبهرو بود تا پیش از هیئت منصفه ارزش خود را اثبات کند.
B) After the sudden death, the heir inherited the estate and faced a complex legal case.
ب) پس از مرگ ناگهانی، وارث املاک را به ارث برد و با پرونده حقوقی پیچیدهای روبرو شد.
C) The young heir showed great determination to lead the family business despite the doubt of many.
ج) وارث جوان با وجود تردید بسیاری، اراده فراوانی برای رهبری کسبوکار خانوادگی نشان داد.
D) The heir received advice from a veteran mentor to handle the responsibility wisely.
د) وارث از راهنمایی یک مربی کارکشته برای مدیریت عاقلانه مسئولیت خود بهره برد.
E) The rightful heir was finally recognized after a long debate and legal process.
هـ) وارث قانونی پس از یک بحث طولانی و فرایند حقوقی بالاخره شناخته شد.
majestic [məˈʤɛstɪk]
A) The majestic mountains stood tall, creating a unique and delightful scene for the tourist.
الف) کوههای شکوهمند با قامت بلند، منظرهای منحصر به فرد و لذتبخش برای گردشگر ایجاد کردند.
B) The majestic palace was the center of the vibrant city, attracting many visitors with its unique design.
ب) کاخ شکوهمند مرکز شهر زنده بود و با طراحی منحصر به فرد خود، بازدیدکنندگان زیادی را جذب میکرد.
C) Watching the majestic sunset over the vast ocean gave her a unique sense of peace.
ج) تماشای غروب شکوهمند بر فراز اقیانوس وسیع، احساس صلح منحصر به فردی به او داد.
D) The majestic eagle soared with powerful wings above the silent forest.
د) عقاب شکوهمند با بالهای قدرتمند خود بالای جنگل ساکت پرواز کرد.
E) The majestic trees in the ancient forest showed the power of nature’s strength.
هـ) درختان شکوهمند در جنگل کهن قدرت قوت طبیعت را نشان میدادند.
abide [əˈbaɪd]
A) We must abide by the law even when faced with a unique and challenging situation.
الف) ما باید حتی در مواجهه با شرایط منحصر به فرد و چالشبرانگیز به پایبندی به قانون ادامه دهیم.
B) The players agreed to abide by the strict rules set by the referee.
ب) بازیکنان موافقت کردند که به قوانین سختگیرانه تعیینشده توسط داور پایبند باشند.
C) She promised to abide with her decision despite the opposition from others.
ج) او قول داد که با وجود مخالفت دیگران، به تصمیم خود پایبند بماند.
D) It’s difficult to abide by rules that seem ridiculous or unfair, but we must try.
د) پایبند بودن به قوانینی که مزخرف یا غیرمنصفانه به نظر میرسند سخت است، اما باید تلاش کنیم.
E) The community decided to abide by the agreement made at the council meeting.
هـ) جامعه تصمیم گرفت به توافق حاصلشده در جلسه شورا پایبند باشد.
summit [ˈsʌmət]
A) The delegates gathered at the summit to discuss a global issue that required immediate attention.
الف) نمایندگان برای بحث درباره یک مسئله جهانی که نیاز به توجه فوری داشت، در نشست گرد هم آمدند.
B) The mountain climbers reached the summit after a challenging and unique ascent.
ب) کوهنوردان پس از یک صعود چالشبرانگیز و منحصربهفرد به قله رسیدند.
C) During the summit, the leaders made a generous pledge to support environmental programs.
ج) در طول نشست، رهبران تعهد سخاوتمندانه برای حمایت از برنامههای محیطزیستی دادند.
D) The veteran guide led the team safely to the summit despite the dangerous weather conditions.
د) راهنمای کارکشته تیم را با وجود شرایط جوی خطرناک، به قله بهسلامت رساند.
E) The summit discussion focused on finding a permanent solution to the ongoing conflict.
هـ) بحث نشست بر یافتن راهحلی دائم برای درگیریهای مداوم متمرکز بود.
drought [draʊt]
A) The prolonged drought caused a scarcity of water that affected the entire region.
الف) خشکسالی طولانیمدت باعث کمیابی آب شد که کل منطقه را تحت تأثیر قرار داد.
B) Farmers faced a drought that threatened their harvest and caused severe economic damage.
ب) کشاورزان با خشکسالیای مواجه شدند که محصول آنها را تهدید کرد و خسارات اقتصادی شدیدی به بار آورد.
C) The government declared a state of emergency due to the drought and urged citizens to conserve resources.
ج) دولت به دلیل خشکسالی وضعیت اضطراری اعلام کرد و از مردم خواست منابع را حفظ کنند.
D) Scientists studied the effects of drought on the environment to find permanent solutions.
د) دانشمندان تأثیرات خشکسالی بر محیطزیست را مطالعه کردند تا راهحلهای دائم پیدا کنند.
E) The veteran farmer warned about the increasing drought and its impact on future harvests.
هـ) کشاورز کارکشته درباره افزایش خشکسالی و تأثیر آن بر محصولات آینده هشدار داد.
traitor [ˈtreɪtər]
A) The traitor was caught trying to betray his country during a crucial conflict.
الف) خائن هنگام یک درگیری حیاتی تلاش کرد کشورش را خیانت کند و دستگیر شد.
B) Many considered him a traitor because he made a fraudulent deal with the enemy to gain profit.
ب) بسیاری او را خائن میدانستند چون با دشمن معاملهای تقلبی برای کسب سود انجام داد.
C) The traitor tried to escape but was captured by the police after a long chase.
ج) خائن تلاش کرد فرار کند اما پس از یک تعقیب طولانی توسط پلیس دستگیر شد.
D) Trust was completely lost when the traitor revealed secret documents to the opposition.
د) وقتی خائن اسناد سری را به مخالفان داد، اعتماد کاملاً از بین رفت.
E) Despite his past, the traitor sought forgiveness and tried to rebuild his reputation.
هـ) با وجود گذشتهاش، خائن به دنبال بخشش بود و سعی کرد شهرت خود را بازسازی کند.
vandal [ˈvændəl]
A) The vandal was arrested after he caused damage to the historic monument in the city.
الف) مخرب پس از ایجاد خسارت به بنای تاریخی شهر دستگیر شد.
B) The vandal showed no remorse for his illegal acts that disrupted the community.
ب) مخرب هیچ پشیمانی از اعمال غیرقانونی خود که جامعه را مختل کرد، نشان نداد.
C) The city council hired guards to prevent any vandal acts during the festival.
ج) شورای شهر نگهبانانی استخدام کرد تا از هر گونه رفتار مخرب در طول جشنواره جلوگیری کنند.
D) The vandal spray-painted graffiti on the public building, shocking the citizens.
د) مخرب روی ساختمان عمومی نقاشی دیواری کشید که شهروندان را شوکه کرد.
E) After the vandal was caught, the mayor promised to improve security measures.
هـ) پس از دستگیری مخرب، شهردار قول داد که تدابیر امنیتی را بهبود بخشد.
