دعوت به مشارکت در یک پژوهش دانشگاهی

اطلاعات پژوهش

بیماری‌های خودایمنی چگونه شروع می‌شوند؟ نقش سلول‌های B و گسترش اپی‌توپ

بیماری‌های خودایمنی چگونه آغاز می‌شوند؟ از نخستین سلول B خودواکنشگر تا گسترش حمله به بافت‌های سالم

بیماری‌های خودایمنی زمانی شکل می‌گیرند که سیستم ایمنی، یکی از پیچیده‌ترین سامانه‌های دفاعی بدن، مرز میان «خودی» و «بیگانه» را از دست می‌دهد. در شرایط طبیعی، دستگاه ایمنی باید بتواند ویروس، باکتری و سایر عوامل بیماری‌زا را شناسایی و حذف کند، بدون آنکه به سلول‌ها و بافت‌های سالم بدن آسیب برساند. اما اگر تحمل ایمنی (Immune Tolerance) مختل شود، همین سامانه دفاعی می‌تواند به عاملی علیه خود بدن تبدیل شود.

پرسش مهم این است: بیماری خودایمنی دقیقاً از کجا شروع می‌شود؟

آیا تعداد زیادی از سلول‌های ایمنی هم‌زمان علیه بدن شورش می‌کنند یا ممکن است همه‌چیز با فعال‌شدن یک جمعیت کوچک از سلول‌های ایمنی آغاز شود و سپس مانند یک واکنش زنجیره‌ای گسترش پیدا کند؟

پژوهشی مهم در سال ۲۰۱۷ در مجله معتبر Cell، با بررسی مدل موشی لوپوس، سرنخ بسیار مهمی برای پاسخ به این پرسش ارائه کرد. پژوهشگران نشان دادند که شکستن تحمل نسبت به یک آنتی‌ژن خودی می‌تواند زمینه را برای فعال‌شدن و گسترش جمعیت‌های دیگر سلول‌های B فراهم کند؛ فرایندی که در نهایت به تولید مجموعه گسترده‌ای از خودپادتن‌ها (Autoantibodies) و هدف قرار گرفتن آنتی‌ژن‌های مختلف بدن منجر می‌شود. (Science Direct)

نقطه آغاز؛ زمانی که سیستم ایمنی «خودی» را بیگانه می‌بیند

برای درک بیماری‌های خودایمنی باید ابتدا با مفهوم تحمل ایمنی آشنا شویم. سیستم ایمنی در طول رشد و زندگی، سازوکارهای متعددی ایجاد می‌کند تا سلول‌های ایمنی بالقوه خودواکنشگر را حذف، مهار یا کنترل کند.

با این حال، تعداد محدودی از سلول‌های B خودواکنشگر (Autoreactive B Cells) می‌توانند در مخزن سلول‌های B باقی بمانند. وجود این سلول‌ها به‌تنهایی به معنای ابتلا به بیماری خودایمنی نیست؛ زیرا در حالت طبیعی، چندین «نقطه کنترل» از فعال‌شدن آن‌ها جلوگیری می‌کنند.

مشکل زمانی ایجاد می‌شود که مجموعه‌ای از عوامل ژنتیکی، محیطی و التهابی این کنترل‌ها را تضعیف کنند.

در چنین شرایطی، یک سلول B که گیرنده آن B-cell receptor یا BCR توانایی شناسایی یک آنتی‌ژن خودی را دارد، ممکن است فعال شود. این اتفاق می‌تواند نخستین جرقه یک پاسخ خودایمنی باشد.

اما داستان در همین‌جا تمام نمی‌شود.

سلول B چگونه می‌تواند یک واکنش زنجیره‌ای ایجاد کند؟

سلول B فقط یک کارخانه تولید آنتی‌بادی نیست. این سلول می‌تواند آنتی‌ژن را دریافت و پردازش کند و قطعاتی از آن را از طریق MHC class II به سلول‌های T ارائه دهد. بنابراین سلول B می‌تواند در تنظیم و تقویت پاسخ ایمنی نیز نقش داشته باشد.

در محیطی که التهاب، سیگنال‌های مولکولی نامناسب و اختلال در تحمل ایمنی وجود دارد، یک کلون خودواکنشگر B می‌تواند شرایطی ایجاد کند که سایر سلول‌های B نیز وارد پاسخ ایمنی شوند.

پژوهش سال ۲۰۱۷ نشان داد که در مدل خودایمنی مورد مطالعه، وجود یک کلون اولیه از سلول B خودواکنشگر می‌تواند موجب فعال‌شدن و گسترش سلول‌های B دیگر در مراکز ژرمینال (Germinal Centers) شود. این سلول‌ها سپس می‌توانند اهداف خودایمنی جدیدی پیدا کنند. (Science Direct)

به بیان ساده، ممکن است سیستم ایمنی ابتدا یک «اشتباه» نسبتاً محدود انجام دهد؛ اما این اشتباه می‌تواند محیطی ایجاد کند که اشتباه‌های بعدی را آسان‌تر کند.

مراکز ژرمینال؛ آزمایشگاه تکامل سلول‌های B

مراکز ژرمینال ساختارهای تخصصی در اندام‌های لنفاوی هستند که در جریان پاسخ ایمنی شکل می‌گیرند. در این مناطق، سلول‌های B وارد چرخه‌ای پیچیده از تکثیر، جهش و انتخاب می‌شوند تا آنتی‌بادی‌هایی با قدرت اتصال بیشتر به آنتی‌ژن تولید کنند.

این فرایند طبیعی برای دفاع در برابر عفونت‌ها ضروری است.

سلول‌های B در مراکز ژرمینال تحت فرایندی به نام جهش سوماتیک (Somatic Hypermutation) قرار می‌گیرند و سپس بر اساس میزان توانایی آن‌ها در شناسایی آنتی‌ژن، انتخاب می‌شوند؛ فرایندی که به آن بلوغ میل ترکیبی (Affinity Maturation) گفته می‌شود.

اما همین ماشین تکاملی قدرتمند می‌تواند در شرایط خودایمنی علیه بدن به کار گرفته شود.

اگر آنتی‌ژن خودی وارد این چرخه شود، سلول‌های B خودواکنشگر نیز ممکن است تکثیر و انتخاب شوند و در نهایت آنتی‌بادی‌هایی با تمایل بیشتر به آنتی‌ژن‌های بدن تولید کنند.

در نتیجه، سازوکاری که در حالت طبیعی برای ساختن دفاع ایمنی دقیق‌تر طراحی شده است، می‌تواند به ابزاری برای تقویت خودایمنی تبدیل شود.

«گسترش اپی‌توپ»؛ وقتی دامنه حمله بزرگ‌تر می‌شود

یکی از مهم‌ترین مفاهیم برای درک پیشرفت بیماری‌های خودایمنی، گسترش اپی‌توپ (Epitope Spreading) است.

اپی‌توپ (Epitope) بخش مشخصی از یک آنتی‌ژن است که توسط گیرنده‌های سیستم ایمنی یا آنتی‌بادی شناسایی می‌شود.

در گسترش اپی‌توپ، پاسخ ایمنی که ابتدا علیه یک هدف محدود شکل گرفته است، به‌تدریج اهداف دیگری را نیز دربرمی‌گیرد. این گسترش می‌تواند درون یک آنتی‌ژن یا میان آنتی‌ژن‌های متفاوت اتفاق بیفتد. (Science Direct)

در بیماری‌های خودایمنی، اهمیت این پدیده بسیار زیاد است؛ زیرا می‌تواند توضیح دهد که چرا بیماری‌ای که در ابتدا ممکن است با یک هدف ایمنی محدود آغاز شود، در طول زمان به مجموعه‌ای گسترده‌تر از آنتی‌ژن‌ها و بافت‌ها حمله می‌کند.

در لوپوس اریتماتوز سیستمیک (Systemic Lupus Erythematosus; SLE) این پدیده اهمیت ویژه‌ای دارد. لوپوس نمونه کلاسیک یک بیماری خودایمنی سیستمیک است که می‌تواند اندام‌های مختلفی از جمله پوست، مفاصل، کلیه‌ها، سیستم عصبی و دستگاه‌های دیگر را درگیر کند.

چرا لوپوس مدل مهمی برای مطالعه خودایمنی است؟

لوپوس را گاهی یک «مقلد بزرگ» می‌دانند؛ زیرا تظاهرات بالینی آن بسیار متنوع است و می‌تواند مجموعه‌ای از علائم متفاوت ایجاد کند.

از دیدگاه پژوهشگران علوم اعصاب نیز لوپوس اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا نورولوپوس (Neuropsychiatric SLE) می‌تواند با طیفی از اختلالات عصبی و روان‌پزشکی همراه باشد.

اما اهمیت لوپوس برای زیست‌شناسی خودایمنی فقط به علائم آن محدود نیست. در این بیماری، تولید گسترده خودپادتن‌ها و تغییر تدریجی دامنه آنتی‌ژن‌های هدف، نمونه‌ای ارزشمند برای مطالعه شکست تحمل ایمنی و گسترش پاسخ خودواکنشگر فراهم می‌کند.

مطالعه Degn و همکاران نشان داد که پس از شکستن تحمل نسبت به یک آنتی‌ژن خودی، مراکز ژرمینال خودواکنشگر می‌توانند به سمت تولید سلول‌های B با اختصاصیت‌های جدید علیه سایر آنتی‌ژن‌های خودی تکامل پیدا کنند. این فرایند با افزایش دامنه خودپادتن‌ها و رسوب آن‌ها در کلیه‌ها در مدل حیوانی همراه بود. (Science Direct)

آیا همه‌چیز از مراکز ژرمینال آغاز می‌شود؟

اینجا یک نکته بسیار مهم وجود دارد.

تصویر علمی امروز پیچیده‌تر از آن است که بگوییم تمام خودایمنی مستقیماً از مراکز ژرمینال آغاز می‌شود.

مطالعات بعدی نشان داده‌اند که شکستن تحمل ایمنی می‌تواند خارج از مراکز ژرمینال نیز آغاز شود و سلول‌های B از طریق ارائه آنتی‌ژن و ارتباط با سلول‌های T در گسترش پاسخ خودایمنی نقش داشته باشند. پژوهشی منتشرشده در سال ۲۰۲۳ نشان داد که در یک مدل لوپوس، کلون آغازگر سلول B الزاماً برای شروع فرایند مجبور به ورود به مرکز ژرمینال نبود؛ بلکه می‌توانست در نواحی خارج‌فولیکولی طحال نقش آغازگر داشته باشد و سپس پاسخ خودایمنی را به جمعیت‌های دیگر سلول B منتقل کند. (PubMed)

این یافته، تصویر ظریف‌تری از پاتوژنز بیماری‌های خودایمنی ارائه می‌کند: خودایمنی ممکن است حاصل تعامل چندین جمعیت سلولی، مسیرهای التهابی، سیگنال‌های ذاتی ایمنی، سلول‌های T و B و محیط بافتی باشد.

نقش TLR7 و التهاب در این زنجیره چیست؟

یکی از مسیرهای مهمی که در مدل‌های لوپوس مورد توجه قرار گرفته، TLR7 (Toll-like Receptor 7) است؛ گیرنده‌ای که می‌تواند RNA را شناسایی کند و در فعال‌سازی پاسخ‌های ایمنی نقش داشته باشد.

در مدل مطالعه سال ۲۰۱۷، فعال‌شدن و گسترش سلول‌های B خودواکنشگر به سیگنالینگ وابسته به TLR7 مرتبط بود. این یافته اهمیت تعامل میان ایمنی ذاتی (Innate Immunity) و ایمنی تطبیقی (Adaptive Immunity) را در شکل‌گیری خودایمنی برجسته می‌کند. (Science Direct)

بنابراین بیماری خودایمنی را نباید صرفاً به «فعال‌شدن اشتباه یک سلول» تقلیل داد. بهتر است آن را یک شبکه پویا از تعاملات مولکولی و سلولی بدانیم که در آن، التهاب می‌تواند آستانه فعال‌شدن سلول‌های خودواکنشگر را کاهش دهد و پاسخ‌های غیرطبیعی را تقویت کند.

از یک کلون خودواکنشگر تا یک شبکه خودایمنی

شاید بهترین تصویر برای توضیح این فرایند، همان استعاره «سنگریزه و امواج» باشد.

یک رویداد اولیه می‌تواند مانند افتادن سنگریزه‌ای کوچک در آب باشد. ابتدا موج محدود است؛ اما اگر شرایط محیطی مناسب باشد، موج به بیرون گسترش پیدا می‌کند.

در خودایمنی نیز ممکن است یک کلون B خودواکنشگر در ابتدا هدف محدودی داشته باشد. سپس با کمک سیگنال‌های التهابی، ارائه آنتی‌ژن، تعامل با سلول‌های T و تکامل کلونال، سلول‌های B دیگری وارد پاسخ شوند.

نتیجه می‌تواند افزایش تنوع خودپادتن‌ها، Affinity Maturation، Somatic Hypermutation و گسترش دامنه آنتی‌ژن‌های هدف باشد.

این همان جایی است که مفهوم Clonal Evolution of Autoreactive Germinal Centers اهمیت پیدا می‌کند؛ یعنی مراکز ژرمینالی که در آن‌ها کلون‌های خودواکنشگر می‌توانند به‌تدریج تکامل پیدا کنند و بر دامنه پاسخ خودایمنی بیفزایند. (Science Direct)

این یافته‌ها چه اهمیتی برای درمان بیماری‌های خودایمنی دارند؟

اگر بیماری خودایمنی فقط نتیجه تولید یک خودپادتن خاص بود، درمان می‌توانست صرفاً بر حذف همان آنتی‌بادی متمرکز شود. اما گسترش اپی‌توپ نشان می‌دهد که بیماری ممکن است یک فرایند تکاملی و پویا باشد.

بنابراین یکی از پرسش‌های مهم پزشکی این است که آیا می‌توان این چرخه را در مراحل اولیه متوقف کرد؟

هدف قرار دادن سلول‌های B، مسیرهای بقا و فعال‌سازی آن‌ها، تعامل سلول‌های B و T، سیگنال‌های اینترفرونی، TLRها یا ساختارهای تولیدکننده پاسخ‌های خودواکنشگر، از جمله مسیرهایی هستند که در پژوهش‌های خودایمنی مورد توجه قرار گرفته‌اند.

با این حال، نباید از یک مطالعه حیوانی مستقیماً به نتیجه‌گیری درباره درمان قطعی انسان رسید. یافته‌های مدل‌های موشی برای کشف سازوکارهای بیماری بسیار ارزشمندند، اما انتقال آن‌ها به درمان بیماران نیازمند مطالعات انسانی، کارآزمایی‌های بالینی و بررسی دقیق ایمنی و اثربخشی است.

یک نگاه تازه به بیماری‌های خودایمنی

شاید مهم‌ترین پیام این پژوهش این باشد که خودایمنی را نباید یک «حادثه منفرد» تصور کنیم.

ممکن است بیماری از یک اختلال کوچک در تحمل ایمنی آغاز شود؛ یک کلون سلول B خودواکنشگر فعال شود؛ محیط التهابی شکل بگیرد؛ سلول‌های B و T بیشتری وارد چرخه شوند؛ مراکز ژرمینال خودواکنشگر شکل بگیرند؛ جهش سوماتیک و بلوغ میل ترکیبی ادامه پیدا کند و در نهایت پاسخ ایمنی به سمت آنتی‌ژن‌های بیشتری گسترش یابد.

در این چارچوب، Epitope Spreading تنها یک اصطلاح تخصصی در ایمونولوژی نیست؛ بلکه می‌تواند یکی از کلیدهای فهم چگونگی تبدیل یک پاسخ ایمنی محدود به بیماری خودایمنی گسترده باشد.

از منظر علوم اعصاب، این موضوع اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا بسیاری از اختلالات نورولوژیک و نوروالتهابی با تعامل پیچیده میان Blood-Brain Barrier، Neuroinflammation، Microglia، Autoantibodies، T Cells و B Cells ارتباط دارند. بنابراین شناخت سازوکارهای بنیادی شکست تحمل ایمنی می‌تواند در آینده به درک بهتر بیماری‌های خودایمنی و التهاب عصبی نیز کمک کند.

جمع‌بندی

بیماری‌های خودایمنی احتمالاً با یک «اشتباه ساده» در سیستم ایمنی تعریف نمی‌شوند؛ آن‌ها حاصل شکست تدریجی شبکه‌ای از مکانیسم‌های کنترل هستند. پژوهش‌های انجام‌شده در مدل لوپوس نشان داده‌اند که یک جمعیت محدود از سلول‌های B خودواکنشگر می‌تواند زمینه را برای ورود و تکامل جمعیت‌های دیگر فراهم کند و پاسخ ایمنی را به سمت آنتی‌ژن‌های خودی بیشتری سوق دهد.

گسترش اپی‌توپ، مراکز ژرمینال، سلول‌های B خودواکنشگر، خودپادتن‌ها، تحمل ایمنی، جهش سوماتیک، بلوغ میل ترکیبی، ارائه آنتی‌ژن، TLR7 و تعامل سلول‌های B و T در کنار یکدیگر تصویری بسیار پیچیده اما شگفت‌انگیز از پاتوژنز خودایمنی ارائه می‌کنند.

و شاید مهم‌ترین درس این باشد: سیستم ایمنی برای دفاع از بدن تکامل یافته است؛ اما وقتی سازوکارهای تشخیص «خودی» و «بیگانه» مختل شوند، همان قدرت خارق‌العاده‌ای که برای محافظت از ما طراحی شده است، می‌تواند به تدریج علیه خود ما بازآرایی شود.

پژوهش درباره این فرایند همچنان ادامه دارد و یافته‌های جدید نشان می‌دهند که آغاز و گسترش خودایمنی بسیار پیچیده‌تر از یک مسیر خطی است. به همین دلیل، آینده درمان بیماری‌های خودایمنی احتمالاً نه در سرکوب کورکورانه کل سیستم ایمنی، بلکه در شناسایی دقیق کلون‌های خودواکنشگر و شکستن شبکه‌های مولکولی و سلولی‌ای خواهد بود که به آن‌ها اجازه گسترش می‌دهند.

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 1

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد