علائم شناختی و اختلالات خلقی با نوع زیرگروه اماس متفاوت هستند

علائم شناختی (Cognitive Symptoms) و اختلالات خلقی (Mood Disorders) با نوع زیرگروه اماس (MS Subtype) متفاوت هستند
مطالعات نشان میدهند که تظاهرات مختلف (Different Manifestations) این علائم نیاز به درمان اختصاصی (Tailored Treatment) را القا میکنند.
طبق یافتههای یک مطالعه، علائم شناختی (Cognitive Symptoms)، اختلالات خلقی (Mood Disorders) و خستگی (Fatigue) در انواع عودکننده-بهبود یابنده و پیشرونده مولتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis – MS) به شکل متفاوتی بروز میکنند.
تیم تحقیقاتی مستقر در فرانسه نوشت: «نتایج ما نشان میدهد که زیرگروه اماس (MS Subtype) با انواع خاصی از اختلالات شناختی (Cognitive Deficits) مرتبط است، که این امر نیاز به مداخلات درمانی خاص هر زیرگروه (Subtype-Specific Therapeutic Interventions) را تأکید میکند.» دادههای آنها همچنین تغییرات این علائم را پس از یک سال ثبت کردند و نشان دادند که برخی از زیرگروههای درمانشده بهبودهای شناختی (Cognitive Improvements) بیشتری نسبت به سایرین تجربه کردهاند.
این مطالعه با عنوان «اختلال شناختی، خلق و خستگی در انواع مختلف مولتیپل اسکلروزیس: مطالعه پیگیری یکساله در ژورنال نوروولوژی (Journal of Neurology) منتشر شده است:
زیرگروههای مختلف اماس (MS Subtypes)، که یک اختلال نورودژنراتیو مزمن (Chronic Neurodegenerative Disorder) است، نشاندهنده نحوه شکلگیری و پیشرفت علائم اماس در طول زمان هستند. مالتیپل اسکلروزیس عودکننده-بهبود یابنده (Relapsing-Remitting MS – RRMS) حدود ۸۵٪ از تشخیصهای جدید اماس را تشکیل میدهد و شامل دورههای متناوب وخامت (Worsening) و بهبود علائم (Easing of Symptoms) است.
در انواع پیشرونده اماس (Progressive Forms of MS)، علائم به تدریج در طول زمان وخیمتر میشوند (Gradually Worsen). اماس پیشرونده ثانویه (Secondary Progressive MS – SPMS) مرحلهای از بیماری است که پس از RRMS رخ میدهد و تا ۴۰٪ افراد مبتلا به RRMS طی دو دهه به SPMS تبدیل میشوند، حتی با وجود درمان. اماس پیشرونده اولیه (Primary Progressive MS – PPMS) نیز شامل مواردی است که پیشرفت بیماری (Disease Progression) از آغاز بیماری شروع میشود.
مقایسه علائم شناختی
(Comparing Cognitive Symptoms)
صرفنظر از زیرگروه (Subtype)، مولتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis – MS) میتواند به اختلال شناختی (Cognitive Impairment) منجر شود، که ممکن است شامل دشواری در انجام تکالیف یادگیری و حافظه (Learning and Memory Tasks)، خستگی جسمی و ذهنی (Physical and Mental Fatigue)، اختلالات توجه (Attentional Deficits) و مشکلات عاطفی مانند افسردگی (Depression) و اضطراب (Anxiety) باشد.
اگرچه مشکلات شناختی در افراد مبتلا به اماس پیشرونده ثانویه (Secondary Progressive MS – SPMS) و اماس پیشرونده اولیه (Primary Progressive MS – PPMS) شایع است، پژوهشگران خاطرنشان کردند که این گروهها اغلب در مطالعات کمنمایش (Underrepresented) هستند. این امر تا حدی به دلیل تعداد محدود گزینههای درمانی (Fewer Treatment Options) برای این اشکال اماس و نیز ناتوانیهای جسمی (Physical Disabilities) است که میتواند مشارکت بیماران در پژوهشهای بلندمدت را دشوار سازد. در نتیجه، بیشتر مطالعات بر RRMS تمرکز دارند، که در آن علائم ملایمتر (Milder) هستند و این امر باعث ایجاد خلأ در درک تغییرات تواناییهای شناختی (Gaps in Understanding Cognitive Changes) در سایر انواع اماس میشود.
برای بررسی این تفاوتها، پژوهشگران ۸۸ شرکتکننده (Participants) را جذب کردند، شامل ۲۲ نفر در هر یک از چهار زیرگروه اماس — RRMS، SPMS، PPMS — به همراه گروه کنترل سالم (Healthy Controls). شرکتکنندگان مجموعهای از آزمونهای شناختی (Cognitive Tests) را انجام دادند و درباره علائم خستگی، افسردگی و اضطراب (Fatigue, Depression, and Anxiety) گزارش دادند. یک سال بعد، آنها همین فرآیند را دوباره طی کردند و دو تصویر زمانی (Two Snapshots) از این اندازهگیریها فراهم کردند.
برخی ویژگیهای جمعیتشناختی (Demographic Characteristics) در ابتدای آزمایش بین گروهها بهطور معناداری متفاوت بودند. شرکتکنندگان مبتلا به اماس پیشرونده اولیه (Primary Progressive MS – PPMS) با میانگین سنی ۵۳.۲۷ سال، مسنترین گروه (Oldest Group) بودند. مدت زمان از آغاز بیماری (Time Since Disease Onset) و مدت زمان از تشخیص (Time Since Diagnosis) در انواع مختلف اماس متفاوت بود، بهطوری که بیماران SPMS طولانیترین سابقه بیماری را داشتند. بیماران SPMS همچنین بیشترین ناتوانی جسمی (Physical Disability) را داشتند. گروهها از نظر جنسیت (Gender) و تحصیلات (Education) مشابه بودند.
تیم تحقیقاتی بهطور آماری تفاوتهای سن و تحصیلات (Age and Education) را که میتوانست بر نمرات شناختی (Cognitive Scores) تأثیر بگذارد، اصلاح کرد.
شرکتکنندگان در تمام زیرگروههای اماس تمایل داشتند عملکرد شناختی (Cognitive Function)، افسردگی (Depression) و خستگی (Fatigue) ضعیفتری نسبت به گروه کنترل داشته باشند. این موضوع در هر دو زمان اندازهگیری (Time Points) صدق میکرد. در آزمون دوم (Second Test)، بزرگترین تفاوتها (Most Substantial Differences) بین گروه کنترل و گروههای اماس در خستگی (Fatigue) و عملکرد اجرایی (Executive Function)، یا توانایی تنظیم افکار و احساسات (Ability to Regulate Thoughts and Emotions) مشاهده شد.
در هر دو زمان اندازهگیری (Time Points)، پژوهشگران نوشتند که «انواع پیشرونده اماس (Progressive MS Forms) نسبت به RRMS دارای اختلالات شناختی (Cognitive Impairments) برجستهتر و گستردهتری هستند.» این اختلالات شامل نمرات کلی شناختی (Global Cognition Scores) بهطور قابل توجه پایینتر بود، که یک شاخص ترکیبی (Composite Metric) بود که تیم تحقیق بر اساس تمام ارزیابیهای شناختی (All Cognitive Assessments) ایجاد کرده بود.
در مقایسه با گروه کنترل (Control Group)، شرکتکنندگان با انواع پیشرونده اماس همچنین علائم افسردگی (Depressive Symptoms) قابل توجه بیشتری نشان دادند، سطح خستگی (Fatigue Levels) بالاتری داشتند و در انجام تکالیف نیازمند توجه (Attention-Requiring Tasks) با دشواری بیشتری مواجه بودند.
خستگی (Fatigue)، سلامت روان (Mental Health)، توانایی تفکر (Thinking Ability)
در ابتدای مطالعه، بیماران RRMS یک ارتباط قابل توجه (Significant Link) بین خستگی و هر دو مشکلات سلامت روان (Mental Health Issues) و تواناییهای تفکر (Thinking Abilities) نشان دادند. بیماران PPMS نیز یک ارتباط قابل توجه (Significant Connection) بین خستگی و سلامت روان داشتند، اما این ارتباط با تواناییهای تفکر مشاهده نشد. بیماران SPMS هیچ ارتباط مشخصی (Clear Links) بین این حوزهها نشان ندادند.
در پیگیری، هر سه زیرگروه اماس — RRMS، SPMS و PPMS — یک ارتباط قابل توجه (Significant Link) بین خستگی و سلامت روان نشان دادند. با این حال، هیچ ارتباطی بین تواناییهای تفکر (Thinking Abilities) و خستگی یا سلامت روان در هیچ گروهی یافت نشد.
پژوهشگران نوشتند: «ارتباط پیچیده بین اختلال شناختی (Cognitive Impairment) و عوامل روانشناختی (Psychological Factors) نشان میدهد که پایداری سلامت روان و کاهش خستگی (Stabilizing Mental Health and Fatigue) میتواند از کاهش شناختی (Cognitive Decline) در اماس بکاهد.»
مقایسه نمرات در دو زمان اندازهگیری (Comparing Scores at the Two Time Points) نشان داد که شرکتکنندگان درمانشده با RRMS (Treated Participants with RRMS) در چندین حوزه بهطور قابل توجهی بهبود یافتهاند. این حوزهها شامل شناخت کلی (Global Cognition)، حافظه اپیزودیک (Episodic Memory) و عملکرد توجهی (Attentional Function) بودند. شرکتکنندگان PPMS نیز در شناخت کلی (Global Cognition) و همچنین در توانایی پردازش بصری روابط فضایی (Ability to Visually Process Spatial Relationships) بهبود نشان دادند. در گروه SPMS هیچ تغییر قابل توجهی مشاهده نشد.
پژوهشگران نوشتند: «برای گروههای RRMS و PPMS، دلیل این بهبود مشخص نیست (Reason for This Improvement is Unclear) و نیاز به دادههای تأییدی (Confirmatory Data) وجود دارد.»
با توجه به تعداد نسبتاً کم شرکتکنندگان (Relatively Small Number of Participants)، تیم تحقیقاتی هشدار داد که نتایج نباید بهطور گسترده تعمیم داده شوند. آنها همچنین اشاره کردند که افراد در گروههای اماس در طول یک سال بین اندازهگیریها از درمانهای مختلف اماس (Variety of Different MS Treatments) استفاده میکردند. به گفته آنها، رویکردهای درمانی متفاوت (Different Therapeutic Approaches) میتوانست بر علائم شناختی (Cognitive Symptoms) تأثیر بگذارد.
پژوهشگران اظهار داشتند که تفاوتهایی که بین گروههای اماس پیشرونده (Progressive MS Groups) و افراد مبتلا به RRMS، بهویژه در زمینه افسردگی (Depression) و خستگی (Fatigue) مشاهده کردند، نشان میدهد که «رویکردهای درمانی ترکیبی (Combined Treatment Approaches) باید هم به توانبخشی شناختی (Cognitive Rehabilitation) و هم به سلامت عاطفی (Emotional Well-Being) بپردازند.»
