اینترنت بهتر یا اینترنت کمتر؟ واکاوی علمی، اقتصادی و امنیتی پویش جنجالی قطع داوطلبانه اینترنت

آیندهنگاران مغز: «از پیوند اندیشهها، آینده متولد میشود.»
پویش «قطع داوطلبانه اینترنت»؛ وقتی درمانِ تشنگی، بستن چاه آب پیشنهاد میشود
تاریخ فناوری مملو از ایدههایی است که در ظاهر برای حل یک مشکل مطرح شدهاند اما در لایههای عمیقتر، خودِ مسئله را با مسئلهای بزرگتر جایگزین کردهاند. پویش اخیر «قطع داوطلبانه اینترنت بینالملل» نیز از همین جنس است؛ ایدهای که در نگاه نخست با واژگانی جذاب همچون امنیت، صیانت، حفاظت از خانواده و کاهش تهدیدهای سایبری عرضه میشود، اما با اندکی تأمل روشن میگردد که این پیشنهاد بیش از آنکه پاسخی به بحرانهای موجود باشد، نوعی جابهجایی مسئله و تغییر میدان بحث است.
جامعه امروز ایران با یک مطالبه روشن و قابل فهم روبهرو است: اینترنتی پایدار، سریع، امن، باکیفیت و قابل اتکا. اما درست در میانه این مطالبه عمومی، ناگهان بحثی مطرح میشود که نه درباره افزایش کیفیت است، نه درباره توسعه زیرساخت، نه درباره رفع اختلال، نه درباره افزایش پهنای باند و نه حتی درباره امنیت واقعی شبکه؛ بلکه درباره محدودتر کردن دسترسی موجود است.
این همان نقطهای است که بسیاری از متخصصان فناوری اطلاعات، اقتصاد دیجیتال و علوم ارتباطات را به تأمل واداشته است.
مسئله اصلی چیست؟
هیچ جامعهای در جهان امروز از زیادی اینترنت رنج نمیبرد.
آنچه کشورها را دچار بحران میکند کمبود کیفیت ارتباطات، ضعف زیرساخت، انحصار، نبود رقابت، محدودیت دسترسی به دانش جهانی و کاهش بهرهوری دیجیتال است.
اگر بیماری از کمبود اکسیژن رنج ببرد، راهحل کاهش بیشتر اکسیژن نیست.
اگر شهری با کمبود آب مواجه باشد، راهحل مسدود کردن چاهها نیست.
اگر کاربران از کیفیت پایین اینترنت ناراضی باشند، پاسخ منطقی کاهش بیشتر دسترسی نیست.
این حقیقتی است که در تمام نظریههای توسعه ارتباطات پذیرفته شده است.
امنیت؛ واژهای مقدس که نباید قربانی سادهسازی شود
حامیان این پویش استدلال میکنند که اینترنت بینالملل مسیر نفوذ بدافزارها، جاسوسی سایبری و تهدیدهای امنیتی است.
در ظاهر، این گزاره بخشی از حقیقت را در خود دارد.
اما مشکل آنجاست که از یک مقدمه نسبتاً درست، نتیجهای کاملاً نادرست استخراج میشود.
بر اساس همین منطق میتوان گفت چون جادهها محل وقوع تصادف هستند، باید رفتوآمد را متوقف کرد.
در حالی که تمدن بشری دقیقاً مسیر عکس را طی کرده است.
وقتی خودروها خطرناک بودند، کمربند ایمنی ساخته شد.
وقتی حملات سایبری افزایش یافت، فایروالها توسعه پیدا کردند.
وقتی بدافزارها پیچیدهتر شدند، سامانههای تشخیص نفوذ ایجاد شدند.
وقتی تهدیدها بیشتر شدند، آموزش امنیت سایبری گسترش یافت.
هیچ کشور پیشرفتهای برای مقابله با تهدیدات سایبری، ارتباط خود با جهان را قطع نکرده است.
قدرت سایبری از انزوا حاصل نمیشود.
قدرت سایبری از دانش، زیرساخت، سرمایه انسانی و فناوری حاصل میشود.
تناقض بزرگ عصر دیجیتال
نکته شگفتانگیز اینجاست که تقریباً تمام فناوریهای پیشرفتهای که امروز مورد استفاده قرار میگیرند، محصول اکوسیستم جهانی اینترنت هستند.
هوش مصنوعی، رایانش ابری، یادگیری ماشین، بانکداری دیجیتال، تجارت الکترونیک، پزشکی از راه دور، آموزش آنلاین، پژوهش علمی و حتی بسیاری از سامانههای امنیت سایبری بدون اتصال جهانی معنا ندارند.
به بیان دیگر، اینترنت بینالملل فقط یک کانال سرگرمی نیست.
اینترنت امروز شبکه عصبی اقتصاد جهانی است.
قطع ارتباط با این شبکه، مشابه آن است که بخشی از سیستم عصبی یک موجود زنده را از مغز جدا کنیم و سپس انتظار داشته باشیم عملکرد طبیعی ادامه یابد.
اقتصاد دیجیتال؛ قربانی خاموش محدودیتها
در مباحث مربوط به محدودسازی اینترنت معمولاً درباره هزینههای اقتصادی کمتر صحبت میشود.
در حالی که اقتصاد دیجیتال یکی از مهمترین منابع ثروت در قرن بیست و یکم است.
برنامهنویسان، طراحان، پژوهشگران، مترجمان، تولیدکنندگان محتوا، استارتاپها، فریلنسرها و هزاران کسبوکار کوچک روزانه از طریق اینترنت جهانی درآمد تولید میکنند.
برای این افراد، اینترنت صرفاً یک سرویس نیست.
اینترنت محل کار است.
کارخانه است.
دفتر کسبوکار است.
مسیر صادرات است.
دروازه ورود ارز است.
وقتی کیفیت اینترنت کاهش پیدا میکند، نخستین قربانیان همین گروههای مولد هستند.
گروههایی که بدون اتکا به منابع طبیعی، بدون وابستگی به بودجههای دولتی و تنها با دانش و خلاقیت خود ارزش اقتصادی خلق میکنند.
اینترنت و مسئله توسعه ملی
در قرن بیستم کشورها با جاده، راهآهن و بنادر توسعه پیدا میکردند.
در قرن بیست و یکم، اینترنت نیز بخشی از همان زیرساخت توسعه است.
امروزه سرعت تبادل اطلاعات همان نقشی را ایفا میکند که راهآهن در انقلاب صنعتی ایفا میکرد.
کشوری که ارتباطات دیجیتال خود را محدود کند، در واقع سرعت حرکت اقتصادی، علمی و فناورانه خود را کاهش میدهد.
هیچ نمونه موفقی در جهان وجود ندارد که با محدودسازی گسترده ارتباطات جهانی توانسته باشد به قطب فناوری تبدیل شود.
دانش از دل تعامل متولد میشود.
نوآوری از دل ارتباط شکل میگیرد.
پیشرفت از دل دسترسی آزاد به اطلاعات حاصل میشود.
اینترنت ملی یا اینترنت جهانی؟
یکی از اشتباهات رایج در این مباحث، قرار دادن اینترنت ملی در برابر اینترنت جهانی است.
در حالی که این دو الزاماً رقیب یکدیگر نیستند.
شبکه داخلی قدرتمند میتواند مکمل ارتباط جهانی باشد.
مشکل زمانی آغاز میشود که مکمل به جایگزین تبدیل شود.
هیچ دانشگاه بزرگی صرفاً با منابع داخلی رشد نکرده است.
هیچ شرکت فناوری بزرگی صرفاً در فضای بسته شکوفا نشده است.
هیچ اکوسیستم نوآوری موفقی در انزوای اطلاعاتی شکل نگرفته است.
پرسشی که همچنان بیپاسخ مانده است
اما شاید مهمترین سؤال این باشد:
چرا در زمانی که میلیونها کاربر از کیفیت پایین اینترنت گلایه دارند، موضوع اصلی از «بهبود اینترنت» به «حذف اینترنت» تغییر میکند؟
چرا گفتوگو درباره افزایش سرعت، توسعه زیرساخت، رقابت اپراتورها، کاهش اختلال و ارتقای کیفیت در حاشیه قرار میگیرد؟
چرا مسئله اصلی تغییر میکند؟
این همان چیزی است که در علوم ارتباطات به آن «جابهجایی دستور کار» گفته میشود.
یعنی انتقال توجه افکار عمومی از مسئله اصلی به مسئلهای دیگر.
در چنین شرایطی، جامعه به جای پرسش درباره کیفیت خدمات، درگیر بحثی فرعی میشود.
نگاه نوروساینس به مسئله
مغز انسان در مواجهه با مسائل پیچیده معمولاً به سمت راهحلهای ساده گرایش پیدا میکند.
این یک ویژگی شناختی شناختهشده است.
اما بسیاری از مسائل اجتماعی و فناورانه راهحل ساده ندارند.
کاهش امنیت سایبری با قطع ارتباط حل نمیشود.
همانطور که کاهش جرم با حذف شهرها ممکن نیست.
مسائل پیچیده نیازمند پاسخهای پیچیده، علمی و چندبعدی هستند.
سادهسازی بیش از حد معمولاً جذاب است، اما به ندرت مؤثر است.
آینده از آنِ ارتباط است
تمام روندهای جهانی نشان میدهند که آینده جهان به سمت ارتباط بیشتر حرکت میکند.
نسل ششم ارتباطات.
اینترنت اشیا.
هوش مصنوعی توزیعشده.
رایانش ابری.
اقتصاد داده.
شهرهای هوشمند.
همه این مفاهیم بر یک اصل استوارند: اتصال بیشتر.
در چنین جهانی، رقابت بر سر میزان اتصال نیست.
رقابت بر سر کیفیت اتصال است.
کشورها تلاش نمیکنند ارتباطات خود را کاهش دهند.
تلاش میکنند سریعتر، پایدارتر و هوشمندتر متصل شوند.
جمعبندی
پویش «قطع داوطلبانه اینترنت» صرفنظر از نیت طراحان آن، یک پرسش بنیادین را پیش روی جامعه قرار داده است.
آیا راهحل مشکلات اینترنت، اینترنت کمتر است؟
تجربه فناوری، اقتصاد، علوم ارتباطات و تاریخ توسعه بشر پاسخ روشنی میدهد.
خیر.
مشکل اینترنت ضعیف با اینترنت ضعیفتر حل نمیشود.
مشکل محدودیت با محدودیت بیشتر حل نمیشود.
مشکل عقبماندگی دیجیتال با فاصله گرفتن از جهان دیجیتال حل نمیشود.
جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به اینترنتی امنتر، سریعتر، پایدارتر و آزادتر نیاز دارد؛ نه به کوچکتر شدن پنجرهای که او را به جهان دانش، نوآوری، اقتصاد و آینده متصل میکند.
زیرا در نهایت، مسئله اصلی این نیست که مردم چه مقدار اینترنت میخواهند.
مسئله اصلی این است که آیا میتوان در قرن بیست و یکم، بدون ارتباط مؤثر با جهان، به توسعه، رقابت و پیشرفت پایدار دست یافت؟
و پاسخ این پرسش، آینده دیجیتال هر کشوری را رقم خواهد زد.
