دیستروفی عضلانی لیمب-گردل: ویژگیهای بالینی، ژنتیک، تشخیص و افتراق از سایر دیستروفیهای عضلانی

دعای مطالعه [ نمایش ]
بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ
خدايا مرا بيرون آور از تاريكىهاى وهم،
وَ اَكْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ
و به نور فهم گرامى ام بدار،
اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَيْنا اَبْوابَ رَحْمَتِكَ
خدايا درهاى رحمتت را به روى ما بگشا،
وَانْشُرْ عَلَيْنا خَزائِنَ عُلُومِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
و خزانههاى علومت را بر ما باز كن به امید رحمتت اى مهربانترين مهربانان.
کتاب «راهنمای آیندهنگار نورولوژی»
کتاب «راهنمای آیندهنگار نورولوژی» حاصل آمیزهای از ژرفای دانش علوم اعصاب و نگاهی آیندهمحور، بالینی و آموزشی است؛ اثری که با مدیریت علمی داریوش طاهری در برند معتبر «آیندهنگاران مغز» پدید آمده تا مرجعی فشرده، دقیق، اما سرشار از بصیرت کلینیکی برای دانشجویان پزشکی، کارورزان، رزیدنتها و پزشکان باشد. این کتاب کوششی است برای آنکه آموزش نورولوژی نه صرفاً انتقال اطلاعات، بلکه فرآیندی پویا، تحلیلی و الهامبخش در مسیر شناخت پیچیدگیهای مغز انسان باشد.
جرقهٔ شکلگیری این اثر در کارآموزی نورولوژی بیمارستان فیروزگر افروخته شد؛ جایی که آموزههای استاد فرهیخته، دکتر مصطفی الماسی دوغائی—با دقت علمی کمنظیر، روش آموزشی عمیق و منش حرفهای والا—بهمنزلهٔ ستون فکری و شالودهٔ هویت علمی این کتاب قرار گرفت. در کنار ایشان، استادان برجستهٔ دیگری از گروه نورولوژی فیروزگر با دانش فراگیر، تجربهٔ بالینی ژرف و بزرگواری انسانی خود مسیر این پروژه را روشنتر ساختند؛ همچون خانم دکتر تارا خوینی، خانم دکتر هلیا همصیان، آقای دکتر فرزاد سینا و آقای دکتر بابک زمانی که هر یک با روش آموزشی ویژه و بینش بالینی خود نقشی ماندگار در غنای این مجموعه داشتهاند.
بهعلاوه، جمعی از اساتید بزرگوار و متخصصان ارجمند نورولوژی که در مسیر آموزشی ما در درس نورولوژی نقشآفرینی کردهاند نیز در روح این کتاب حضور دارند. دکتر الهه امینی، دکتر سید امیرحسن حبیبی، دکتر نرگس یزدی و سرکار خانم دکتر مهسا سپهوند با دقت علمی، نگاه تحلیلی و حمایت آموزشی خود سهمی ارزشمند در شکلگیری بنیانهای این تجربهٔ علمی داشتهاند؛ و یاد آنان در ساختار این اثر همچون رگههایی از نور جاری است.
این کتاب همچون یک نقشهٔ جامع بالینی طراحی شده است؛ نقشهای که خواننده را از نخستین مواجهه با علامت، تا تشخیص افتراقی، از تحلیل یافتههای پاراکلینیک تا انتخاب درمان، و از درک فیزیولوژی تا شناخت الگوهای پیچیدهٔ اختلالات عصبی هدایت میکند. بخشی ویژه نیز به مجموعهٔ سؤالات پرهانترنی و دستیاری اختصاص یافته است؛ سؤالاتی همراه با پاسخهای تشریحی و تحلیل مرحلهبهمرحله که فراتر از آمادگی آزمونی، برای تقویت مهارتهای تفکر بالینی و تصمیمگیری علمی طراحی شدهاند.
«راهنمای آیندهنگار نورولوژی» تجلی تلاشی است خالصانه برای آمیختن دانش نظری با توانمندیهای عملی؛ تلاشی برای ارتقای آموزش نورولوژی، اعتلای شیوهٔ مواجههٔ بالینی با بیماران، و الهامبخشی به نسل آیندهٔ پزشکان در راه فهم مغز و رمزگشایی از ظرافتهای شگفتانگیز آن. این اثر ادای احترام عمیقی است به همهٔ استادانی که مشعل دانایی را روشن نگاه داشتند و به همهٔ آیندهنگارانی که در مسیر شناخت مغز، چراغی نو میافروزند.
موضوع «بیماریهای عضلانی»
دیستروفی عضلانی لیمب-گردل (Limb-Girdle Muscular Dystrophy; LGMD): ویژگیهای بالینی، ژنتیک، تشخیص و افتراق از سایر دیستروفیهای عضلانی
دیستروفی عضلانی لیمب-گردل (Limb-Girdle Muscular Dystrophy; LGMD) یکی از مهمترین گروههای دیستروفیهای عضلانی ارثی (Inherited Muscular Dystrophies) است که با ضعف پیشرونده عضلات کمربند شانهای (Shoulder Girdle Muscles) و عضلات کمربند لگنی (Pelvic Girdle Muscles) شناخته میشود. برخلاف گذشته که LGMD بهعنوان یک بیماری واحد در نظر گرفته میشد، امروزه مشخص شده است که این عنوان شامل مجموعهای ناهمگون از دهها بیماری ژنتیکی با جهشهای مولکولی متفاوت است که همگی در نهایت به تخریب تدریجی فیبرهای عضلانی منجر میشوند. شناخت صحیح این بیماری برای متخصصان نورولوژی (Neurology)، نورولوژی عضله و عصب (Neuromuscular Medicine)، ژنتیک پزشکی (Medical Genetics) و طب توانبخشی (Physical Medicine and Rehabilitation) اهمیت ویژهای دارد، زیرا تشخیص دقیق زیرگروه ژنتیکی، نقش تعیینکنندهای در پیشآگهی، مشاوره ژنتیک و انتخاب درمانهای نوین دارد.
از نظر اپیدمیولوژی (Epidemiology)، سن شروع بیماری بسیار متغیر است و میتواند از دوران کودکی تا اوایل بزرگسالی متفاوت باشد. یکی از نکات مهم بالینی این است که هرچه شروع بیماری دیرتر باشد، معمولاً سرعت پیشرفت آن کمتر و پیشآگهی مطلوبتر خواهد بود. بیمارانی که علائم آنها در کودکی آغاز میشود، اغلب سیر شدیدتر و ناتوانکنندهتری را تجربه میکنند، در حالی که شروع بیماری در بزرگسالی معمولاً با روند آهستهتر ضعف عضلانی همراه است.
از نظر ژنتیک (Genetics)، LGMD یکی از متنوعترین بیماریهای عضلانی محسوب میشود. این بیماری میتواند با وراثت اتوزومال مغلوب (Autosomal Recessive) یا وراثت اتوزومال غالب (Autosomal Dominant) منتقل شود و تاکنون جهش در دهها ژن مختلف مانند CAPN3، DYSF، FKRP، SGCA، SGCB، SGCG، SGCD، ANO5، CAV3، DNAJB6 و بسیاری ژنهای دیگر بهعنوان علت آن شناخته شدهاند. این ژنها در ساختار سارکولما (Sarcolemma)، پروتئینهای غشایی، ترمیم غشای عضله، سازماندهی اسکلت سلولی و پایداری فیبرهای عضلانی نقش اساسی دارند. به همین دلیل، نقص در هر یک از آنها میتواند به تخریب تدریجی عضلات منجر شود.
مهمترین تظاهر بالینی (Clinical Manifestation) در LGMD، ضعف تدریجی عضلات پروگزیمال (Proximal Muscles) بهویژه عضلات کمربند لگنی و شانهای است. بیماران معمولاً ابتدا در برخاستن از حالت نشسته، بالا رفتن از پلهها، دویدن، بلند کردن اجسام یا بالا بردن دستها از سطح شانه دچار مشکل میشوند. با پیشرفت بیماری، ضعف عضلات لگنی موجب راه رفتن ناپایدار، افزایش زمین خوردن و در برخی بیماران راه رفتن اردکی (Waddling Gait) میشود. در مراحل پیشرفته، برخی بیماران ممکن است برای حفظ تحرک به وسایل کمکی یا ویلچر نیاز پیدا کنند.
یکی از مهمترین ویژگیهای افتراقی LGMD، عدم درگیری عضلات صورت (Facial Muscles) است. برخلاف دیستروفی عضلانی فاسیواسکاپولوهومرال (Facioscapulohumeral Muscular Dystrophy; FSHD) که ضعف عضلات صورت یکی از مشخصههای اصلی آن است، در LGMD عملکرد عضلات صورت معمولاً کاملاً طبیعی باقی میماند. این تفاوت، یکی از ارزشمندترین نکات در معاینه بالینی بیماران مبتلا به ضعف عضلانی محسوب میشود.
ویژگی مهم دیگر، نبود سودوهیپرتروفی (Pseudohypertrophy) است. برخلاف دیستروفی عضلانی دوشن (DMD) و دیستروفی عضلانی بکر (BMD) که در آنها بزرگ شدن کاذب عضله گاستروکنمیوس (Gastrocnemius) بسیار شایع است، در LGMD معمولاً چنین یافتهای مشاهده نمیشود. نبود سودوهیپرتروفی، همراه با الگوی ضعف عضلات کمربندی، میتواند در افتراق این بیماری از سایر دیستروفینوپاتیها بسیار کمککننده باشد.
درگیری قلبی (Cardiac Involvement) در LGMD نسبت به DMD شیوع کمتری دارد، اما اهمیت بالینی آن به زیرگروه ژنتیکی بیماری بستگی دارد. در برخی انواع، بهویژه سارکوگلیکانوپاتیها (Sarcoglycanopathies) و برخی لامینوپاتیها، کاردیومیوپاتی (Cardiomyopathy)، اختلالات هدایتی قلب و آریتمی ممکن است ایجاد شوند. به همین دلیل، انجام الکتروکاردیوگرام (Electrocardiography; ECG) و اکوکاردیوگرافی (Echocardiography) بهصورت دورهای در بسیاری از بیماران توصیه میشود.
برخلاف DMD، اختلال شناختی (Cognitive Impairment) یا عقبماندگی ذهنی در LGMD دیده نمیشود و عملکرد ذهنی بیماران معمولاً کاملاً طبیعی است. این ویژگی، علاوه بر نبود سودوهیپرتروفی و عدم درگیری عضلات صورت، از مهمترین معیارهای افتراق LGMD از دیستروفی دوشن محسوب میشود.
از نظر پاراکلینیک (Paraclinical Evaluation)، سطح کراتین کیناز (Creatine Kinase; CK) معمولاً افزایش مییابد و بسته به نوع ژنتیکی ممکن است از چند برابر تا دهها برابر حد طبیعی باشد. الکترومیوگرافی (Electromyography; EMG) الگوی کلاسیک میوپاتیک (Myopathic Pattern) را نشان میدهد. MRI عضلات (Muscle MRI) الگوی توزیع درگیری عضلات را مشخص کرده و در انتخاب محل مناسب برای بیوپسی نقش مهمی دارد. بیوپسی عضله (Muscle Biopsy) همراه با ایمونوهیستوشیمی (Immunohistochemistry) و بررسی پروتئینهای عضلانی میتواند نقص پروتئینهای خاص را آشکار کند، اما امروزه آزمایش ژنتیکی (Genetic Testing) و توالییابی نسل جدید (Next-Generation Sequencing; NGS) بهعنوان دقیقترین و استانداردترین روش تشخیص شناخته میشوند.
پیشآگهی (Prognosis) در LGMD بسیار متغیر است و به نوع جهش ژنتیکی، سن شروع بیماری، سرعت پیشرفت ضعف عضلانی و وجود یا عدم وجود درگیری قلب و دستگاه تنفسی بستگی دارد. بیمارانی که بیماری در آنها دیرتر آغاز میشود، معمولاً سالهای طولانیتری توانایی راه رفتن مستقل را حفظ میکنند و کیفیت زندگی مطلوبتری دارند.
در مجموع، دیستروفی عضلانی لیمب-گردل (LGMD) با ضعف پیشرونده عضلات کمربند شانهای و لگنی، نبود سودوهیپرتروفی، عدم درگیری عضلات صورت، عملکرد شناختی طبیعی، احتمال درگیری قلبی در برخی زیرگروهها و تنوع گسترده ژنتیکی شناخته میشود. این ویژگیها، LGMD را از دیستروفی عضلانی دوشن (DMD)، دیستروفی عضلانی بکر (BMD)، دیستروفی عضلانی اِمِری-دریفوس (EDMD) و دیستروفی فاسیواسکاپولوهومرال (FSHD) متمایز میکنند. تشخیص زودهنگام با استفاده از آزمایش ژنتیکی، اندازهگیری CK، EMG، MRI عضلات و در صورت لزوم بیوپسی عضله، همراه با توانبخشی تخصصی، پایش قلب و مشاوره ژنتیک، مهمترین راهکار برای حفظ عملکرد حرکتی، کاهش ناتوانی و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به این گروه پیچیده از بیماریهای عضلانی ارثی است.
تظاهرات بالینی مهم
| ویژگی | دیستروفی عضلانی لیمب-گردل (LGMD) |
|---|---|
| درگیری عضلانی | عضلات کمربند لگنی و شانهای بیشتر درگیر میشوند. |
| درگیری عضلات صورت | دیده نمیشود (برخلاف میوپاتیهای مادرزادی مانند فاسیواسکاپولوهومرال). |
| سودوهیپرتروفی | وجود ندارد (برخلاف دوشن و بکر). |
| درگیری قلبی | شایع نیست اما در برخی زیرگروهها ممکن است دیده شود. |
| اختلال شناختی | وجود ندارد (برخلاف دوشن که درجاتی از عقبماندگی ذهنی دارد). |
پرسشهایی درباره دیستروفیهای عضلانی
پسر ۱۴ سالهای را با شکایت از اینکه هنگام دویدن و راه رفتن دچار ضعف اندامها میشود و ناتوانی در ادامه راه رفتن پیدا میکند را ارجاع داده اند. در معاینه نورولوژی به جز هیپرتروفی عضلات ساق پا، کمی کیفوز و راه رفتن اردکی، سایر معاینات حسی، موتور، رفلکسهای عمقی نرمال میباشند؛ کدامیک در مورد این بیماری صحیح نمیباشد؟
(پرانترنی شهریور ۹۸ – قطب ۵ کشوری [دانشگاه شیراز])
الف) شدت بیماری در ناقلین مؤنث علامتدار بیشتر میباشد. ب) هیپرتروفی قلب در آنها رخ میدهد.
ج) توارث آن X-link میباشد.
د) مرگ به علت نارسایی ریوی – قلبی رخ میدهد.
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه الف
پسر ۱۵ سالهای با ضعف پیشرونده اندامهای فوقانی و تحتانی همراه با کنتراکچر عضلات دیستال پا مراجعه نموده است. کدامیک از بررسیهای زیر توصیه میشود؟
(پرانترنی اسفند ۹۴ – قطب ۸ کشوری [دانشگاه کرمان])
الف) معاینه چشم
ب) بررسی قند خون
ج) بررسی قلبی
د) بررسی شنوایی
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه ج
کودک ۱۴ ساله با ضعف پروگزیمال اندامهای تحتانی مراجعه کرده است در معاینه، تست گاورز (Gowers) وی مثبت و رفلکس تاندونی آشیل و چهارسر در حد ۲+ میباشد. درگیری در اندام فوقانی بارز نیست. از نظر هوش و معاینات قلبی یافته غیرطبیعی ندارد. آنزیمهای عضلانی، افزایش یافته است. محتملترین تشخیص کدام است؟
(پرانترنی اسفند ۹۶ – قطب ۱۰ کشوری [دانشگاه تهران])
الف) دیستروفی دوشن
ب) دیستروفی عضلانی امری – دریفوس
ج) دیستروفی بکر
د) دیستروفی کمربند اندامی
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه ج
پسر بچه ۸ ساله با اختلال راه رفتن مراجعه کرده است. در معاینه، ضعف عضلات پروگزیمال اندامهای
تحتانی همراه با رفلکسهای وتری زانوی نرمال، پسودو هیپرتروفی ساقها و عقب ماندگی ذهنی خفیف وجود دارد. کدام روش تشخیصی کمککننده نمیباشد؟
(پرانترنی اسفند ۹۳ – قطب ۴ کشوری [دانشگاه همدان و کرمانشاه])
الف) اندازهگیری CPK
ب) MRI مغز
ج) مشاوره ژنتیکی
د) EMG و NCV
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه ب
پسر ۵ سالهای به علت اختلال در برخاستن از حالت نشسته و نیز ضعف در بالا رفتن از پلهها مراجعه نموده است. بیمار در زمان برخاستن از مانور Gower’s استفاده مینماید. کدامیک از اقدامات زیر جهت تشخیص توصیه میشود؟
(پرانترنی شهریور ۹۳ – قطب ۱ کشوری [دانشگاه گیلان و مازندران])
الف) اندازهگیری آنزیمهای عضلانی
ب) MRI نخاع گردنی
ج) بیوپسی عصب سورال
د) بررسی مایع CSF
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه الف
پسری ۵ ساله با ضعف پیشرونده پروگزیمال اندامها با ارجحیت اندامهای تحتانی مراجعه کرده است. در معاینه، هیپرتروفی ساق پا و در آزمایشات انجام شده CPK (کراتین فسفوکیناز) 5000 دارد. نوار عصب عضله الگوی میوپاتی را نشان میدهد. بهترین اقدام تشخیصی چیست؟
پرانترنی شهریور ۹۵ قطب ۸ کشوری دانشگاه کرمان
الف) بیوپسی عضله
ب) تست تنسلیون
ج) تست ژنتیک
د) MRI عضله
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه ج
در کدامیک از دیستروفیهای عضلانی، ممکن است بیمار بیشتر دچار کنتراکچر و کاردیومیوپاتی به همراه اختلالات هدایتی قلب شود؟
(امتحان پایان ترم دانشجویان پزشکی دانشگاه تهران)
الف) دیستروفی دوشن
ب) دیستروفی عضلانی امری – دریفوس
ج) دیستروفی بکر
د) دیستروفی فاسیواسکاپولوهومورال
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه ب
جوان ۳۰ سالهای به علت ضعف بازوها مراجعه کرده است. در معاینه بیمار، ضعف غیرقرینه عضلات شانه و Winging اسکاپولا مشهود است. قدرت اندامهای تحتانی طبیعی است. بیمار قادر به غنچه کردن لبها و سوت زدن نمیباشد. محتملترین تشخیص این بیمار چیست؟
(پرانترنی شهریور ۳ بر ۹۳ – قطب ۱۰ کشوری [دانشگاه تهران])
الف) دیستروفی بکر
ب) دیستروفی فاسیو اسکاپولو هومورال
ج) دیستروفی میوتونیک
د) دیستروفی اکولوفارنژیال
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه ب
در کدامیک از دیستروفیهای عضلانی زیر احتمال درگیری قلبی کمتر است؟
(پرانترنی اسفند ۹۳ – قطب ۲ کشوری [دانشگاه تبریز])
الف) دوشن
ب) امری – دریفوس
ج) فاسیواسکاپولوهومورال
د) دیستروفی میوتونیک نوع یک
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه ج
مرد ۲۰ سالهای به علت ناتوانی بازوها از کودکی مراجعه کرده است. در معاینه، ضعف پروگزیمال هر دو بازو با برتری طرف چپ به همراه Scapular Winging دیده میشود. علاوه بر آن لبهای بیمار مختصری جلو آمده به نظر میرسد و قادر به بستن چشمها نمیباشد. پدر و پدربزرگ بیمار هم کم و بیش علائم مشابهای دارند. کدامیک از تشخیصهای زیر مطرح است؟
(دستیاری – مرداد ۹۹)
الف) میوزیت جسم انکلوزیونی
ب) دیستروفی میوتونیک
ج) دیستروفی امری – دریفوس
د) دیستروفی فاسیواسکاپولوهومورال
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه د
مرد ۳۵ ساله ای به دلیل ضعف دیستال اندامها و تأخیر در شل شدن عضلات منقبض شده مراجعه نموده است؛ در معاینه آتروفی عضلات صورت و طاسی سر دیده می شود. در بررسی انجام شده کاتاراکت و آریتمی قلبی یافت شده است؛ کدام تشخیص برای بیمار مطرح است؟
(پرانترنی شهریور ۹۸ – قطب ۷ کشوری [دانشگاه اصفهان])
الف) میوپاتی میتوکندریال
ب) دیستروفی میوتونیک
ج) دیستروفی لیمب گردل
د) میوپاتی مادرزادی
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه ب
آقای ۴۰ ساله به علت انقباض دستها هنگام گرفتن اشیاء و عدم توانایی در شل کردن عضله مراجعه نموده است، در معاینه، فاسیال پارزی دو طرفه، پتوز و ضعف عضله استرنوکلیدوماستوئید و دیستال اندامها دارد؛ محتملترین تشخیص کدام است؟
(پرانترنی اسفند ۹۷ – قطب ۱ کشوری [دانشگاه گیلان و مازندران])
الف) بیماری تامسن
ب) دیستروفی میوتونیک
ج) پارامیوتونی مادرزادی
د) دیستروفی فاسیواسکاپولوهومورال
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه ب
آقای ۳۰ ساله با ضعف به ویژه در دیستال هر چهار اندام مراجعه کرده است. در معاینه، اختلال در شل شدن عضلات بعد از انقباض عضلانی دیده میشود. سابقه کاتاراکت، دیابت و نازایی دارد. کدام تشخیص جهت بیمار مطرح است؟
(پرانترنی اسفند ۹۷ – قطب ۴ کشوری [دانشگاه اهواز])
الف) فاسیواسکاپولو هومورال دیستروفی
ب) اکولوفارنژیو ماسکولار دیستروفی
ج) دیستروفی میوتونیک
د) میوتونی کانژنیتال
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه ج
آقای ۲۵ سالهای با ضعف عضلانی پیشرونده در عضلات دیستال اندامها و صورت مراجعه کرده است. در معاینه، بازشدن عضله منقبض شده به کندی اتفاق میافتد. قلب وی نیز درگیری دارد. کدامیک از دیستروفیهای عضلانی نیز برای این بیمار بیشتر مطرح است؟
(دستیاری – اردیبهشت ۹۳)
الف) بكر
ب) فاسیواسکاپولوهومرال
ج) میوتونیک
د) لیمب – گردل
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه ج
منظور از میوتونی چیست؟
(پرانترنی – اسفند ۸٠)
الف) تأخیر در شُل شدن عضله بعد از انقباض
ب) افزایش مقاومت عضله در مقابل حرکت پاسیو
ج) حرکت ناگهانی در اندامها به علت انقباض ناگهانی گروهی از عضلات
د) افزایش قوام عضله به علت بروز فیبروز در آن
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه الف
در ادامه شرکت کنید:
🚀 با ما همراه شوید!
تازهترین مطالب و آموزشهای مغز و اعصاب را از دست ندهید. با فالو کردن کانال تلگرام آیندهنگاران مغز، از ما حمایت کنید!
