نوروگلی: آستروسیتها، الیگودندروسیتها و میکروگلیها؛ سلولهای اپاندیمی

دعای مطالعه [ نمایش ]
بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ
خدايا مرا بيرون آور از تاريكىهاى وهم،
وَ اَكْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ
و به نور فهم گرامى ام بدار،
اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَيْنا اَبْوابَ رَحْمَتِكَ
خدايا درهاى رحمتت را به روى ما بگشا،
وَانْشُرْ عَلَيْنا خَزائِنَ عُلُومِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
و خزانههاى علومت را بر ما باز كن به امید رحمتت اى مهربانترين مهربانان.
آیندهنگاران مغز: «ما مغز را میشناسیم، تا آینده را بسازیم.»
امروزه ضرورت فراگیری علم آناتومی برای دانشجویان رشتههای علوم پزشکی بر کسی پوشیده نیست. هر فردی که با سلامت جسمانی و روانی انسان در ارتباط است در اولین گام با جسم (آناتومی) بیمار و پاتولوژی بیماریها و نحوه درمان آنها مواجه میشود.
بنابراین یادگیری ساختارهای آناتومیک و ویژگیهای خاص آنها و فراگیری مجاورات و ارتباطات اجزای تشکیل دهنده آناتومی بدن انسان جزء اولویتهای برنامه آموزشی تمام رشتههای پزشکی، پیراپزشکی، پرستاری و تخصص میباشد.
در ســالهای اخیر پیشرفتهای شــگرفی در علم آناتومی حاصل آمده است و در نتیجه حجم بالایی از اطلاعات وارد این رشته شده است. لذا منابع این علم به صورت کتب نســبتا حجیمی درآمده که فهم موضوعــی آن و برقراری ارتباط منطقی بین مباحث مختلف را دشوار کرده است.
دستگاه عصبی در نظام آموزش پزشــکی نوین (Integration) به صورت یک بلوک مســتقل درسی ارائه میشــود. این کتاب به هدف تســهیل در آموزش دانشجویان پزشــکی و سایر رشــتههای مرتبط، مطالب پراکنده را به صورت یکپارچه، در قالب کتاب «آناتومی بالینی دستگاه عصبی» و براساس منابع وزارت بهداشت جهت آزمون جامع علوم پایه پزشکی، جمع آوری و تدوین نموده است.
با توجه به ســالها تدریس و تحصیل آناتومی و مطالعه کتب آناتومی دانشــگاههای معتبر دنیا سعی شده است تا مطالب نوروآناتومی با نوروفیزیولوژی و آناتومی بالینی در هم آمیخته شــده و شکل جدیدی از نوروآناتومی به صورت ساده و روان همراه با مثالهای ملموس و قابل فهم ارائه گردد.
وجه تمایز این کتاب نسبت به سایر کتب، ارائه آخرین و جدیدترین مطالب آناتومی اعصاب میباشد که در نوع خود قابل توجه میباشد.
عــلاوه بر این، دو فصــل با عنوان های «آناتومی اعصاب مغزی» و «شــبکه اعصاب محیطی» نیز همراه با اختلالات عصبی و علائم و نشانههای آسیب عصبی اضافه شده تا کاربرد بیشتری در بالین بیماران داشته باشد.
در چاپ جدید ســعی شــده است اشــتباهاتی که در متن کتاب (چاپ اول) وجود داشته برطرف شود و تصاویر جدیدی که به فهم مطالب کتاب کمک میکند، اضافه شود. امید است خواننده از مطالعه هر صفحه کتاب لذت برده و به یادگیری مطالب بیشتری در زمینه آناتومی علاقهمند شود.
»» فصل ۳: بافت عصبی؛ قسمت دوم
»» CHAPTER 3: NERVOUS TISSUE
نویسندگان کتاب آناتومی بالینی دستگاه عصبی: پروفسور محمدتقی جغتایی: استاد علوم تشریح دانشگاه علوم پزشکی ایران و رئیس انجمن علوم تشریح (ایران). [ نمایش ادامه ]
دکتر سعید شکری: استادیار علوم تشریح دانشگاه علوم پزشکی زنجان.
دکتر هما رسولی: استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران.
دکتر محمدعلی اطلسی: دانشیار گروه آناتومی دانشگاه علوم پزشکی کاشان.
دکتر غلامحسین فرجاه: استادیار علوم تشریح دانشگاه علوم پزشکی ارومیه.
دکتر علیرضا طبیبخوئی: جراح متخصص مغز و اعصاب، عضو هیئت علمی و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی ایران.
دکتر امین جهانبخشی: جراح متخصص مغز و اعصاب، عضو هیئت علمی و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی ایران.
دکتر مازیار امامیخواه: نورولوژیست، استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران.
مریم میلانیفرد: دانشجوی دکترای تخصصی علوم تشریح دانشگاه علوم پزشکی ایران.
محمد عباسی: دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران.
دانیال علاقی: دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران.
محمدامین جلیلی: دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران.
امیرحسین زرخوان: دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران.
معصومه کریمیشریف: دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران.
مرضیه طالباختیار: دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران.
نوروگلی (Neuroglia)
سلولهای نوروگلی یا گلیال (Glial Cells)، سلولهای پشتیبان بافت عصبی در سیستم عصبی مرکزی محســوب میشوند. به طور کلی ســلولهای گلیال برای تغذیه، فعالیت و حفظ سلولهای عصبی ضروری هستند. سلولهای گلیال برخلاف سلولهای عصبی دارای قدرت تقسیم هستند و در محل آسیبها تکثیر یافته و تشکیل نوعی بافت جوشگاهی میدهند.
ســلولهای گلیال بر حســب خصوصیات مورفولوژیک به سه دســته آستروسیتها، الیگودندروسیتها و میکروگلیها تقسیم میشوند.
شکل ۵-۳. دو نوع اصلی نوروگلیای موجود در CNS
آستروسیتها (Astrcoyres)
ســلولهایی ســتارهایشــکل و دارای هســتهای کروی یا بیضوی، کمرنگ با زوائد سیتوپلاســمی فراوان هســتند. این ســلولها در حد فاصل نورونها دیده میشوند و زوائد اغلب آنها با انتهای اتســاع یافته خــود (Astrocyte Foot) به رگهای خونی، جسم سلولی و زوائد نورونها و نرمشامه میچسبد. محل اتصال پاهای آستروسیتی به نرمشامه، غشاء محدودکننده گلیال نیز نامیده میشود. با توجه به موقعیت سلولهای آستروســیت که بین نورونها و رگهای خونی قرار دارند، عقیده بر این است که این ســلولها در تغذیه و مبادله مواد بین خون و ســلولهای عصبــی دخیلاند. با توجه به وجود اتصالات منفذدار بین آستروســیتها عقیده بر این اســت که این سلولهای شــبکهای را به وجود میآورند که در انتقال اطلاعــات از نقطهای به نقطه دیگر نقش دارد. آستروســیتها هم چنین با داشتن رســپتور نسبت به هورمونها و واسطههای متعدد، میتوانند نسبت به محرکهای محیطی عکسالعمل نشان دهند. آستروسیتها همچنین نوروترانســمیترهای اضافی را جذب و یا با تولید فاکتورهای نوروتروفیک، در بقاء و فعالیت نورونها موثرند. در مواقع آســیب سیستم عصبی مرکزی، آستروسیتها تکثیر یافته و بافت جوشگاهی را به وجود میآورند.
آستروســیتها به دو نوع پروتوپلاسمیک و رشتهای تقسیم میشوند. آستروسیتهای پروتوپلاسمیک حاوی زوائد کوتاه و فراوان هستند و در ماده خاکستری اعصاب مرکزی دیده میشوند. آستروسیتهای رشتهای حاوی زوائد بلند و نازک هستند که در مقایسه با آستروســیتهای پروتوپلاسمیک دارای زوائد کمتر و هســته کوچکتر میباشند.
آستروسیتهای رشتهای عمدتا در ماده سفید اعصاب مرکزی دیده میشوند.
الیگودندروسیتها (Oligodendrocytes)
سلولهایی هستند کوچکتر از آستروســیتها که در مقایسه با آستروسیتها دارای هســتههای کوچک و متراکم و زوائد بسیار کمتر میباشند. الیگودندروسیتها هم در ماده خاکستری و هم در ماده سفید یافت میشوند. این سلولها معادل سلولهای شوان اعصاب محیطی هستند و سنتز غلاف میلین در اعصاب مرکزی را عهدهدار میباشند.
با این تفاوت که هر الیگودندروســیت با زوائد خود میلینسازی چندین رشته عصبی را عهدهدار میباشد.
میکروگلیها (Microglia)
کوچکتر از آستروســیتها و الیگودندروسیتها هستند و از این نظر متفاوت از سایر سلولهای گلیال میباشند. هسته سلولها دوکی و تیزه و زوائد آنها کوتاه و منشعب و نامنظم میباشــند. میکروگلیها هم در ماده ســفید و هم در ماده خاکســتری یافت میشوند و به عنوان فاگوسیت سیستم عصبی مرکزی عمل میکنند.
سلولهای اپاندیمی (Ependymal): به صورت اپیتلیوم سطح داخلی کانال مرکزی نخاع، بطنهای مغزی و ســطح شــبکه کوروئید را میپوشــانند. سلولهای اپاندیمی که شــبکه کوروئید را پوشاندهاند در ترشح مایع مغزی-نخاعی نقش دارند و در سایر جاها حرکت مژه آنها به حرکت مایع مغزی-نخاعی کمک میکند.
شکل ۶-۳ تصویر بالا انواع آستروسیتها و تصویر پایین انواع دیگر نوروگلی را نشان میدهد.
تومورهای سیســتم عصبی به علت غیرقابل تقسیم بودن نورونها، از سلولهای گلیال به وجود میآیند که در سیستم عصبی مرکزی، گلیوما نامیده میشوند. همچنین منشا تومورهای سیستم عصبی محیطی، سلولهای شوان میباشند که به این تومورها شوانما میگویند.
پایانههای اعصاب حسی و حرکتی (Endings Motor and Sensory Nerve)
منظور از پایانه عصبی ساختمانی است که در انتهای آکسون و دندریت و در محل سیناپس آنها با بافتهای مختلف مشاهده میگردد.
پایانههای اعصاب حرکتی در محل ختم آکسون نورونهای حرکتی به عضلات مخطط و صاف دیده میشوند.
پایانههای اعصاب حســی مربوط به انتهای دندریتی میباشــند و در واقع گیرندههای حسی (Sensory Receptors) محسوب میگردند. پایانههای اعصاب حسی قادرند تحریکات مختلف ناشی از حرارت، فشار، لمس، صدا، نور و درد را به تکانه عصبی (Nerve Impulse) تبدیل و برای تجزیه و تحلیل به سیستم عصبی مرکزی منتقل نمایند.
ســاختمان پایانه اعصاب حســی در عضلات مخطط تحت عنوان دوک عضلانی و در تاندون تحت عنوان ارگان تاندونی گلژی وجود دارند.
پایانههای اعصاب حسی در ارگانهای چشایی، بویایی، شنوایی و بینایی در فصول مربوطه توضیح داده خواهند شد. در این قسمت به توصیف ساختمان پایانههای اعصاب حسی در بافتهای همبندی و پوششــی اکتفا خواهد شد. به طور کلی، پایانههای اعصاب حسی از نظر شکل ظاهری به دو دسته پایانههای عصبی آزاد (Free Nerve Endings) و پایانههای عصبی کپسولدار (Encapsulated Nerve Endings) تقسیم میگردند. پایانههای عصبی آزاد، انشــعابات انتهایی دندریتهای بدون میلین هســتند که در حد فاصل ســلولهای پوششی ارگانهای مختلف، اپیدرم پوست و غشاءهای مخاطی دیده میشوند و گیرندههای درد، حرارت و فشار به شمار میروند.
پایانههای عصبی کپسولدار، در انتهای دندریتهای میلیندار مشاهده میگردند که در محل پایانه، دندریت میلین خود را از دست داده و به وسیله کپسولی از بافت همبند احاطه میگردد.
مهمترین پایانههای عصبی کپسولدار عبارتند از: اجسام پاچینی (Pacinian Corpuscles) که برای دریافت فشار و لمس بوده و به تعداد فراوان در لایههای عمقی پوست و همچنین در زیر غشاهای مخاطی، ملتحمه چشم، قلب، پانکراس، روده بند و ضریع یافت میشوند.
جسمک پاچینی از نظر ساختمانی متشکل از رشتهای عصبی است که میلین خود را از دست داده و توسط یک ردیف سلول شوان پهن احاطه گردیده و در اطراف نیز بافت همبند به صورت لایه لایه قرار گرفته است.
اجسام مایسنر (Meissner,s Corpuscles): بــرای دریافت لمس و فشار میباشند و در کف دســت و پا و انتهاهای انگشتان به تعداد زیاد دیده میشوند. هر جسم مایسنر عبارت از ساختمانی است دوکی شــکل که در محور طولی آن انتهای بدون میلین و مارپیچ دندریت به وسیله سلولهای پهن شده شوان و بافت همبند محصور شده است.
اجســام رافینی و کروز (Krause and Ruffinis Endings): گیرندههای مکانیکی (لمس و فشار) دیگری هستند که در بافت همبند قسمتهای مختلف یافت میشوند و از نظر ساختمانی شبیه اجسام پاچینی بوده ولی کوچکتر از آنها میباشند.
»» فصل قبل: رشد و تکامل دستگاه عصبی
»» تمامی کتاب
🚀 با ما همراه شوید!
تازهترین مطالب و آموزشهای مغز و اعصاب را از دست ندهید. با فالو کردن کانال تلگرام آیندهنگاران مغز، از ما حمایت کنید!
