سپاس از خانم مهری درخشان؛ معلمی که پس از بازنشستگی نیز چراغ دانایی را برای آینده علم روشن نگه داشت

معلمی که هنوز به آینده میاندیشد…
بعضی انسانها با پایان دوران خدمت، از اثرگذاری بازنشسته نمیشوند.
معلم واقعی، حتی وقتی آخرین زنگ کلاس را پشت سر میگذارد، از رسالت خود برای ساختن آینده دست نمیکشد.
سرکار خانم مهری درخشان، دبیر بازنشسته آموزشوپرورش، از جمله انسانهایی است که این حقیقت را نه با سخن، بلکه با عمل نشان داده است. حضور و مشارکت ارزشمند ایشان در پژوهش دانشگاهی ما، تنها همراهی با یک مطالعه علمی نیست؛ بلکه جلوهای زیبا از تداوم فرهنگ معلمی، اعتماد به علم و مسئولیتپذیری در برابر آینده است.
سالها، ایشان در کلاس درس به نسلهای جوان آموختند که پرسش کنند، بیندیشند و برای کشف حقیقت تلاش کنند؛ و امروز، در فصل دیگری از زندگی، خود در جایگاه یک همکار علمی در مسیر جستوجوی حقیقت گام برداشتهاند.
این نوشته، تنها یک پیام تشکر نیست؛ ادای احترام به نسلی از معلمان است که باور دارند دانش، هنگامی ارزشمندتر میشود که انسان برای گسترش آن سهمی هرچند کوچک بر عهده بگیرد.
معلم، با بازنشستگی از کلاس خارج میشود؛ اما هرگز از رسالت خویش برای ساختن آینده بازنشسته نمیشود.
بعضی انسانها پس از پایان خدمت، رسالت خود را به پایان نمیرسانند
در زندگی، انسانهایی هستند که با پایان یافتن یک دوره شغلی، رسالت خویش را پایانیافته نمیدانند.
برای آنان، خدمت نه یک عنوان اداری است، نه محدود به ساعات کار و نه وابسته به حضور در یک ساختمان یا سازمان؛ بلکه بخشی از هویت و منش زندگی آنان است.
معلم، از همین جنس انسانهاست.
معلم واقعی، حتی هنگامی که سالهای خدمت رسمی او به پایان میرسد، همچنان معلم باقی میماند؛ زیرا معلمی بیش از آنکه یک شغل باشد، یک شیوه زیستن و یک مسئولیت انسانی است. او سالها به دانشآموزان آموخته است که پرسش کنند، بیندیشند، حقیقت را جستوجو کنند و برای ساختن آیندهای بهتر تلاش نمایند. طبیعی است که چنین انسانی، پس از بازنشستگی نیز در برابر علم و آینده جامعه بیتفاوت نماند.
در میان انسانهای ارزشمندی که این حقیقت را در عمل به نمایش میگذارند، نام سرکار خانم مهری درخشان، دبیر بازنشسته آموزشوپرورش، شایسته احترام و سپاسی ویژه است؛ بانویی که با حضور و مشارکت ارزشمند خود در پژوهش دانشگاهی ما، نشان دادند که رسالت معلمی با بازنشستگی پایان نمییابد؛ بلکه میتواند در شکلهای تازهای ادامه پیدا کند.
شرکت ایشان در این پژوهش، در نگاه نخست شاید تنها یک مشارکت پژوهشی به نظر برسد؛ اما اگر از سطح ظاهر عبور کنیم، معنای عمیقتری در آن خواهیم یافت.
این مشارکت، بخشی از همان فرهنگ بزرگی است که جوامع علمی برای پیشرفت به آن نیاز دارند؛ فرهنگی که در آن، انسانها دانش را تنها چیزی برای آموختن نمیدانند، بلکه خود را در برابر آینده آن مسئول میدانند.
و چه زیباست که یکی از همراهان این مسیر، یک معلم بازنشسته باشد.
معلمی که هنوز به آینده میاندیشد
معلم، سالها از آینده سخن میگوید.
هر روز که وارد کلاس میشود، در حقیقت با نسلی روبهرو است که هنوز آیندهاش نوشته نشده است. او به دانشآموزش میآموزد که علم را جدی بگیرد، پرسشگر باشد، از ندانستن نترسد و برای یافتن پاسخ تلاش کند.
اما شاید زیباترین بخش رسالت معلم آن باشد که خود نیز تا پایان زندگی، شاگرد علم باقی بماند.
علم، مرز بازنشستگی نمیشناسد.
پرسشگری سن ندارد.
علاقه به دانایی سن ندارد.
و مشارکت در ساختن آینده نیز هرگز محدود به یک دوره از زندگی نیست.
از همین منظر، حضور سرکار خانم مهری درخشان در این پژوهش، برای من تنها یک مشارکت پژوهشی نیست؛ بلکه ادامه همان مسیری است که ایشان سالها پیش در کلاسهای درس آغاز کردهاند.
ایشان سالها به نسلهای مختلف آموختهاند که دانش ارزشمند است و آینده بدون آموزش و آگاهی ساخته نمیشود. اکنون، با شرکت در یک پژوهش علمی، خود به یکی از حلقههای زنجیره تولید دانش تبدیل شدهاند.
این اتفاق، از نظر من، یکی از زیباترین جلوههای تداوم رسالت معلمی است.
معلم دیروز، امروز نیز با حضور خود در پژوهش، به آینده درس میدهد.
او به نسل جوان پژوهشگر نشان میدهد که علم تنها متعلق به دانشگاهها نیست؛ علم متعلق به همه انسانهایی است که به آینده اهمیت میدهند.
پژوهش بدون انسان، تنها مجموعهای از اعداد است
گاهی در نگاه نخست، پژوهش را با آزمایشگاه، دستگاههای پیشرفته، نرمافزارهای آماری، ژنها، نمونهها، نمودارها و اعداد میشناسیم.
اما در پشت همه اینها، چیزی بسیار ارزشمندتر وجود دارد:
انسان.
بدون انسان، پژوهش تنها مجموعهای از ابزارها و اعداد خاموش است.
هر داده علمی، پیش از آنکه یک عدد باشد، بخشی از تجربه یک انسان است.
هر پاسخ به پرسشنامه، بخشی از زندگی یک فرد را با خود حمل میکند.
هر آزمون شناختی، هر نمونه زیستی و هر دقیقهای که یک داوطلب برای پژوهش اختصاص میدهد، در حقیقت هدیهای است که یک انسان به جامعه علمی میبخشد.
به همین دلیل است که شرکتکنندگان پژوهش را نباید صرفاً «نمونه پژوهش» نامید.
آنان همکاران تولید دانش هستند.
آنان کسانی هستند که به پژوهشگر اعتماد میکنند و بخشی از زمان، تجربه و زندگی خود را در اختیار علمی قرار میدهند که ممکن است ثمره آن سالها بعد آشکار شود.
این دقیقاً همان چیزی است که ارزش مشارکت سرکار خانم مهری درخشان را دوچندان میکند.
ایشان با حضور خود در این پژوهش، تنها در یک مطالعه دانشگاهی شرکت نکردند؛ بلکه بخشی از تجربه و زمان ارزشمند خود را به مسیری سپردند که هدف آن، افزایش شناخت و کمک به آینده علم و سلامت انسان است.
و این، چیزی فراتر از یک همکاری ساده است.
این نوعی ایثار علمی است.
از کلاس درس تا میدان پژوهش؛ یک مسیر واحد
میان معلمی و پژوهش، پیوندی عمیق وجود دارد.
معلم، انسان را به پرسیدن دعوت میکند.
پژوهشگر نیز با پرسش آغاز میکند.
معلم، دانشآموز را به جستوجوی حقیقت تشویق میکند.
پژوهشگر نیز تمام مسیر زندگی علمی خود را در جستوجوی حقیقت سپری میکند.
معلم میگوید: «بیاموز.»
پژوهش میگوید: «بپرس، بیازما و کشف کن.»
از این منظر، شاید بتوان گفت که کلاس درس و آزمایشگاه، دو نقطه متفاوت از یک مسیر واحدند؛ مسیر جستوجوی حقیقت.
سرکار خانم مهری درخشان، سالها در جایگاه معلم، به ساختن ذهنها و آینده نسلهای جوان کمک کردند و امروز با حضور در یک پژوهش، بار دیگر نشان دادند که این مسیر همچنان ادامه دارد.
این همان چیزی است که به مفهوم «بازنشستگی» معنایی متفاوت میبخشد.
بازنشستگی ممکن است پایان یک قرارداد شغلی باشد؛
اما هرگز نباید پایان اثرگذاری یک انسان باشد.
سالمندان؛ نه فقط موضوع پژوهش، بلکه صاحبان گنجینهای از تجربه
در پژوهشهای مرتبط با سالمندی، حافظه و سلامت شناختی، گاهی ناخواسته به سالمندان تنها از منظر «گروه مورد مطالعه» نگاه میشود.
اما پشت هر عدد، یک انسان قرار دارد.
انسانی با دهها سال تجربه، خاطره، آموزش، کار، عشق، شکست، موفقیت و آموخته.
هر فرد سالمند، در حقیقت یک کتاب زنده از تاریخ اجتماعی و انسانی یک نسل است.
او چیزهایی را تجربه کرده که در هیچ کتابی نوشته نشدهاند.
نسلهای گذشته را دیده است، تغییرات جامعه را لمس کرده است، بحرانها و امیدها را پشت سر گذاشته و بخشی از حافظه زنده جامعه خویش است.
از این منظر، حضور افراد فرهیختهای مانند خانم مهری درخشان در پژوهش، فقط ارزش علمی ندارد؛ بلکه دارای ارزش فرهنگی و انسانی نیز هست.
زیرا مشارکت آنان نشان میدهد که نسلهای پیشین همچنان میتوانند در ساختن دانش نسلهای آینده نقشآفرین باشند.
و این، یکی از زیباترین اشکال انتقال میراث میان نسلهاست:
نسلی که دیروز به نسل امروز آموزش داد، امروز در ساختن دانش فردا سهیم میشود.
مشارکت در پژوهش؛ هدیهای برای انسانهایی که هنوز متولد نشدهاند
شاید یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای پژوهش این باشد که بسیاری از کسانی که در آن مشارکت میکنند، ممکن است هرگز نتیجه نهایی آن را نبینند.
یک داوطلب امروز در پژوهشی شرکت میکند؛
پژوهشگر دادهها را تحلیل میکند؛
مقالهای منتشر میشود؛
دانشمندان دیگری یافتهها را توسعه میدهند؛
و شاید سالها بعد، دانش تازهای شکل بگیرد.
ممکن است ثمره نهایی این زنجیره، زندگی انسانی را در آیندهای دور تحت تأثیر قرار دهد.
این همان جایی است که مشارکت در پژوهش، معنایی شبیه سرمایهگذاری برای نسلهای آینده پیدا میکند.
انسانی که امروز برای علم وقت میگذارد، لزوماً برای منفعت شخصی این کار را انجام نمیدهد.
او شاید هرگز از نتیجه نهایی بهرهمند نشود.
اما میگوید:
«اگر این پژوهش بتواند چیزی به دانستههای بشر اضافه کند، ارزش دارد که من نیز سهم کوچکی در آن داشته باشم.»
این نگاه، یکی از شریفترین جلوههای مسئولیت اجتماعی است.
و چه افتخاری بالاتر از آنکه یک معلم بازنشسته، پس از سالها خدمت به نسلهای جوان، بار دیگر بخشی از سرمایه وجود خود را در اختیار آینده علم قرار دهد.
خانم مهری درخشان؛ ادامه یک رسالت
سرکار خانم مهری درخشان،
سالهای خدمت شما در آموزشوپرورش، تنها مجموعهای از سالهای کاری نیست.
هر سالی که در کلاس درس سپری کردهاید، بخشی از آینده این سرزمین را ساخته است.
هر دانشآموزی که از شما چیزی آموخته، ممکن است بعدها معلم، پزشک، پژوهشگر، مهندس، مادر، پدر یا انسانی اثرگذار در جامعه شده باشد.
شاید هیچکس نتواند تعداد دقیق انسانهایی را که زندگیشان بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم از آموزش شما تأثیر گرفته است، محاسبه کند.
اما این، ماهیت زیبای معلمی است.
معلم، گاهی ثمره کار خود را نمیبیند؛ اما در شکلگیری آن سهیم است.
امروز نیز با شرکت در این پژوهش، بار دیگر در کاری سهیم شدهاید که شاید نتیجه نهایی آن سالها بعد آشکار شود.
این شباهت، بسیار زیباست.
در گذشته، بذر دانش را در ذهن دانشآموزان کاشتید.
امروز، بذر دیگری را در زمین پژوهش میکارید.
و هر دو، یک مقصد دارند:
آیندهای آگاهتر، سالمتر و انسانیتر.
ارزش مشارکت شما در چشم پژوهشگر
برای یک پژوهشگر، حضور یک داوطلب تنها به معنای تکمیل یک فرم یا افزایش تعداد نمونهها نیست.
هر داوطلب، بخشی از اعتماد جامعه به علم را با خود وارد پژوهش میکند.
پژوهشگر میداند که پشت هر همکاری، انسانی قرار دارد که میتوانست وقت خود را صرف امور دیگری کند، اما تصمیم گرفته است بخشی از آن را به علم اختصاص دهد.
از همین رو، ما پژوهشگران وظیفه داریم این اعتماد را هرگز ساده نپنداریم.
باید بدانیم که هر مشارکت، امانتی است که جامعه به ما سپرده است.
و به همین دلیل، لازم میدانم از سرکار خانم مهری درخشان نه فقط به خاطر «شرکت در پژوهش»، بلکه به خاطر اعتمادی که به مسیر پژوهش نشان دادند صمیمانه قدردانی کنم.
این اعتماد، برای یک پژوهشگر، سرمایهای بسیار گرانبهاست.
از یک معلم بازنشسته تا نسلهای آینده پژوهشگران
شاید روزی پژوهشگری جوان، مقالهای را مطالعه کند که بخشی از یافتههای آن بر پایه دادههایی شکل گرفته باشد که امروز در این پژوهش گردآوری میشوند.
شاید سالها بعد، پژوهش دیگری بر پایه همین نتایج طراحی شود.
شاید یافتهای کوچک، به پرسشی بزرگتر منجر شود.
شاید این زنجیره به کشفی برسد که امروز حتی تصورش برای ما دشوار باشد.
در آن روز، شاید کسی نام تکتک شرکتکنندگان پژوهش را نداند.
اما حقیقت این است که هر کشف علمی، حافظهای پنهان از انسانهایی دارد که امکان تولد آن را فراهم کردهاند.
خانم مهری درخشان، امروز بخشی از این حافظه پنهان علم هستند.
ممکن است نام ایشان در عنوان یک مقاله علمی نیاید؛ اما سهمشان در این مسیر، واقعی و ارزشمند است.
زیرا علم تنها با نام نویسندگان مقالات ساخته نمیشود.
علم با انسانهایی ساخته میشود که در کنار پژوهشگران میایستند.
معلمی که هنوز چراغ دانایی را روشن نگه داشته است
شاید بتوان زیباترین تعبیر را برای این همراهی چنین بیان کرد:
خانم مهری درخشان، سالها چراغ دانایی را در کلاس درس روشن نگه داشتند و امروز، با مشارکت در پژوهش، همان چراغ را به میدان علم سپردهاند.
این، استمرار یک رسالت است.
رسالت انسانی که باور دارد دانایی باید از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.
روزی این انتقال از طریق کتاب و کلاس انجام میشد.
امروز از طریق مشارکت در پژوهش.
اما روح هر دو یکی است:
خدمت به دانایی.
و شاید همین است که شخصیت یک معلم را از یک شغل فراتر میبرد.
سپاس از بانویی که سهم خود را در آینده علم ادا کرد
سرکار خانم مهری درخشان،
از شما صمیمانه سپاسگزارم.
نه فقط به خاطر اینکه در این پژوهش شرکت کردید؛
بلکه به خاطر اینکه نشان دادید فرهنگ مشارکت علمی، محدود به دانشگاه و آزمایشگاه نیست.
نشان دادید که یک معلم بازنشسته نیز میتواند در خط مقدم ساختن آینده دانش حضور داشته باشد.
نشان دادید که بازنشستگی پایان اثرگذاری نیست.
نشان دادید که تجربه، دانش و مسئولیتپذیری، با گذر زمان ارزشمندتر میشوند.
و مهمتر از همه، نشان دادید که انسان میتواند حتی زمانی که سالهای رسمی خدمتش به پایان رسیده است، همچنان برای نسلهایی که هنوز نیامدهاند، کاری انجام دهد.
این نگاه، شایسته ستایش است.
جامعهای که در آن معلمان، سالمندان، پژوهشگران، پزشکان، دانشجویان و شهروندان در کنار یکدیگر برای تولید دانش تلاش میکنند، جامعهای است که آینده خود را جدی گرفته است.
و هر انسانی که در ساختن چنین فرهنگی سهمی داشته باشد، سزاوار سپاس است.
سخن پایانی؛ بعضی مشارکتها در هیچ جدول آماری دیده نمیشوند
در پایان، شاید لازم باشد به حقیقتی اشاره کنیم که در هیچ نرمافزار آماری، هیچ جدول پژوهشی و هیچ نمودار علمی قابل نمایش نیست:
ارزش انسانی مشارکت.
ممکن است در پایان یک پژوهش، دادهها وارد نرمافزار شوند، تحلیلهای آماری انجام گیرد، میانگینها محاسبه شوند، همبستگیها بررسی شوند و نتایج در قالب جداول و نمودارها منتشر شوند.
اما هیچ جدول آماری نمیتواند میزان اعتمادی را که یک داوطلب به پژوهشگر کرده است اندازهگیری کند.
هیچ نموداری نمیتواند ارزش زمانی را که یک انسان برای علم بخشیده است نشان دهد.
و هیچ آزمون آماری نمیتواند بزرگی تصمیم انسانی را که گفته است:
«من نیز میخواهم سهمی در دانستن داشته باشم»
بهطور کامل اندازهگیری کند.
از همین رو، نام و یاد کسانی که در مسیر پژوهش همراه میشوند، برای پژوهشگر ارزشمند است؛ حتی اگر نام آنان هرگز در صفحات یک مقاله علمی دیده نشود.
سرکار خانم مهری درخشان، شما یکی از همین انسانهای ارزشمند هستید.
معلمی که سالها به نسلهای این سرزمین آموخت؛
و اکنون، با حضور در پژوهش، بار دیگر به نسل آینده میآموزد که علم زمانی پیشرفت میکند که انسانها خود را در برابر آینده مسئول بدانند.
از صمیم قلب، برای حضور، اعتماد، همراهی و مشارکت ارزشمندتان در این پژوهش سپاسگزارم.
امیدوارم روزی که ثمره تلاش پژوهشگران امروز در قالب دانشی تازه، شناختی عمیقتر و شاید راهکاری مؤثر برای حفظ سلامت و کیفیت زندگی انسانها آشکار شود، بتوانیم به یاد بیاوریم که این مسیر با همراهی انسانهایی چون شما نیز هموار شده است.
شما تنها در یک پژوهش شرکت نکردید؛
شما بخشی از یک روایت بزرگتر شدید؛ روایت انسانهایی که برای آینده دانایی سهمی هرچند کوچک، اما ماندگار بر عهده گرفتند.
و شاید زیباترین جمله برای پایان این روایت همین باشد:
معلم، حتی وقتی از کلاس بازنشسته میشود، از رسالت خویش بازنشسته نمیشود؛ زیرا هر جا که دانایی نیازمند همراهی باشد، قلب یک معلم هنوز برای آینده میتپد.
سرکار خانم مهری درخشان،
سپاسگزاریم که پس از سالها تربیت نسلهای این سرزمین، امروز نیز با مشارکت در پژوهش، در تربیت آیندهای علمیتر، آگاهتر و سالمتر سهیم شدید.
نام شما شاید در میان جدولهای آماری پژوهش دیده شود؛ اما ارزش واقعی حضورتان، فراتر از هر عدد و نمودار است.
زیرا بعضی انسانها در دادههای پژوهش ثبت میشوند،
اما بعضی دیگر در داستان شکلگیری علم ماندگار میشوند.
و شما، با این همراهی ارزشمند، سهمی از آن داستان را به نام خود رقم زدهاید.
بعضی انسانها در کلاس درس، آینده را آموزش میدهند؛ و بعضی، سالها بعد، با حضور در پژوهش، آینده را به ساختن نزدیکتر میکنند. خانم مهری درخشان، از هر دو گروهاند.
با نهایت احترام، سپاس و ارادت
داریوش طاهری
پژوهشگر و دانشجوی تخصص علوم اعصاب
آیندهنگاران مغز
