آیا ابزارهای جراحی می‌توانند پروتئین بتا آمیلوئید را منتقل کنند؟ ارتباط شگفت‌انگیز با آلزایمر

آیا پروتئین‌های مرتبط با آلزایمر می‌توانند از طریق ابزارهای جراحی منتقل شوند؟ بررسی علمی پدیده CAA یاتروژنیک

یک پرسش تکان‌دهنده در علوم اعصاب: آیا «بذرهای آمیلوئید» می‌توانند از یک مغز به مغز دیگر منتقل شوند؟

بیماری آلزایمر معمولاً به‌عنوان یک اختلال نورودژنراتیو وابسته به سن شناخته می‌شود؛ بیماری‌ای که در آن مجموعه‌ای از تغییرات مولکولی و سلولی به‌تدریج عملکرد نورون‌ها و شبکه‌های عصبی را مختل می‌کنند. در نگاه کلاسیک، دو نشانگر پاتولوژیک مهم این بیماری، تجمع پروتئین بتا آمیلوئید (Amyloid-beta; Aβ) و تشکیل کلافه‌های نوروفیبریلاری حاوی پروتئین تائو (Tau) هستند.

اما یکی از یافته‌های بحث‌برانگیز سال‌های اخیر، پرسش متفاوتی را مطرح کرده است: آیا شکل‌های نادر و نادرست‌تاخورده پروتئین بتا آمیلوئید می‌توانند مانند یک «بذر پروتئوپاتیک» یا Proteopathic Seed از یک فرد به فرد دیگر منتقل شوند و سال‌ها یا حتی چند دهه بعد، در مغز گیرنده موجب آغاز رسوب آمیلوئید شوند؟

پاسخ علمی امروز این نیست که «آلزایمر مسری است». چنین برداشتی نادرست و گمراه‌کننده است. آنچه شواهد علمی نشان می‌دهند، وجود یک پدیده بسیار نادر و متفاوت به نام آنژیوپاتی آمیلوئید مغزی یاتروژنیک (Iatrogenic Cerebral Amyloid Angiopathy; iCAA) است؛ وضعیتی که در برخی افراد، چندین دهه پس از مواجهه با مواد یا اقدامات پزشکی خاص، با تجمع آمیلوئید بتا در دیواره عروق مغزی ظاهر شده است. (اسپرینگر)

آنژیوپاتی آمیلوئید مغزی چیست؟

Cerebral Amyloid Angiopathy یا CAA بیماری‌ای است که در آن پروتئین بتا آمیلوئید عمدتاً در دیواره عروق کوچک و متوسط مغز رسوب می‌کند. این رسوبات موجب تضعیف ساختار عروق شده و می‌توانند خطر خونریزی داخل مغزی (Intracerebral Hemorrhage)، به‌ویژه خونریزی لوبار، را افزایش دهند.

CAA در سنین بالا شایع‌تر است و در بسیاری از موارد با فرایندهای مرتبط با پیری مغز و بیماری آلزایمر هم‌زمان دیده می‌شود. با این حال، مشاهده CAA شدید در افراد جوان موضوعی غیرمعمول است و می‌تواند پزشک را به سمت علل ژنتیکی، التهابی یا در موارد بسیار نادر، یاتروژنیک هدایت کند.

اهمیت مطالعه سال ۲۰۱۸ دقیقاً از همین نقطه آغاز شد.

یافته‌ای که مسیر تحقیقات را تغییر داد

در مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۸ در مجله معتبر Acta Neuropathologica منتشر شد، پژوهشگران به سرپرستی زانه یانمونکتانه و با مشارکت سباستین براندنر و سیمون مید، چهار بیمار را شناسایی کردند که در کودکی یا نوجوانی تحت جراحی مغز قرار گرفته بودند و چند دهه بعد، در سنین بسیار پایین‌تر از سن معمول، به CAA شدید مبتلا شدند.

سپس پژوهشگران با بررسی گزارش‌های پزشکی و ادبیات علمی، چهار مورد مشابه دیگر را نیز شناسایی کردند؛ در مجموع هشت بیمار که الگوی مشترکی داشتند: سابقه جراحی مغز در سال‌های نخست زندگی و ظهور CAA در دهه‌های بعدی. (اسپرینگر)

نکته بسیار مهم این بود که این بیماران فاقد جهش‌های بیماری‌زای شناخته‌شده در ژن‌های APP، PSEN1 و PSEN2 بودند؛ ژن‌هایی که برخی انواع ارثی و زودرس بیماری آلزایمر با آن‌ها ارتباط دارند.

این مشاهده به‌تنهایی اثبات نمی‌کرد که ابزار جراحی عامل بیماری بوده است. اما یک فرضیه زیستی بسیار جدی را مطرح کرد: شاید در برخی شرایط، ذرات یا بذرهای پروتئینی حاوی Aβ از طریق مواد مورد استفاده در جراحی وارد دستگاه عصبی مرکزی شده و پس از یک دوره نهفتگی بسیار طولانی، فرایند رسوب آمیلوئید را آغاز کرده باشند.

چرا این موضوع به «پریون‌ها» شباهت دارد؟

برای درک بهتر این پدیده باید با مفهوم Prion-like Protein Misfolding آشنا شویم.

پریون‌ها پروتئین‌هایی با ساختار نادرست هستند که می‌توانند تغییر ساختاری خود را به پروتئین‌های دیگر القا کنند. بیماری‌های پریونی، مانند بیماری کروتزفلد–یاکوب (Creutzfeldt–Jakob Disease; CJD)، نمونه کلاسیک بیماری‌های انسانی با قابلیت انتقال عامل پروتئینی محسوب می‌شوند.

اما شباهت آمیلوئید بتا به پریون به این معنا نیست که آلزایمر یک بیماری عفونی یا مسری است.

در علوم اعصاب امروز اصطلاح دقیق‌تر، Prion-like Seeding یا «بذرگذاری شبه‌پریونی» است. بر اساس این مفهوم، یک ساختار پروتئینی غیرطبیعی می‌تواند در شرایط آزمایشگاهی یا برخی شرایط پاتولوژیک، تشکیل ساختارهای مشابه را در مولکول‌های دیگر تحریک کند.

در مورد Aβ نیز مطالعات تجربی و انسانی نشان داده‌اند که این پدیده می‌تواند از نظر زیستی امکان‌پذیر باشد. با این حال، امکان بذرگذاری پروتئینی با انتقال یک بیماری نورودژنراتیو از فردی به فرد دیگر یکسان نیست.

آیا واقعاً ابزار جراحی می‌توانند آمیلوئید را منتقل کنند؟

این قسمت یکی از مهم‌ترین نکات برای جلوگیری از برداشت‌های هیجانی است.

مطالعه سال ۲۰۱۸ نمی‌گفت که هر وسیله جراحی آلوده به آمیلوئید می‌تواند بیماری آلزایمر ایجاد کند. پژوهشگران صرفاً یک الگوی غیرمعمول را شناسایی کردند که با فرضیه انتقال Aβ سازگار بود.

از سوی دیگر، سابقه بیماری‌های پریونی نشان داده بود که برخی پروتئین‌های بیماری‌زا می‌توانند در برابر روش‌های معمول غیرفعال‌سازی بسیار مقاوم باشند. همین موضوع این احتمال را ایجاد کرد که برخی Aβ seeds نیز در شرایط خاص بتوانند روی مواد پزشکی باقی بمانند.

با این حال، باید میان شواهد مربوط به ابزارهای جراحی، پیوند دورا، هورمون رشد مشتق از جسد و سایر مواجهه‌های پزشکی تاریخی تفاوت قائل شد. امروزه شواهد مربوط به iCAA مجموعه‌ای از این مسیرهای احتمالی را دربر می‌گیرد و همه موارد را نمی‌توان صرفاً به «ابزار جراحی آلوده» نسبت داد. (PubMed)

چرا فاصله زمانی چند دهه‌ای اهمیت دارد؟

یکی از شگفت‌انگیزترین جنبه‌های iCAA، دوره نهفتگی بسیار طولانی آن است.

در برخی بیماران، جراحی در دوران کودکی انجام شده و تظاهرات بالینی بیماری حدود 30 تا 40 سال بعد ظاهر شده است. چنین فاصله زمانی طولانی‌ای با این فرضیه سازگار است که شاید یک مواجهه اولیه، آغازگر فرایندی بسیار آهسته در مغز باشد.

در این مدل، Aβ منتقل‌شده لزوماً بلافاصله موجب بیماری نمی‌شود. بلکه ممکن است به‌عنوان یک seed در بافت عصبی باقی بماند و در طول سال‌ها، با فراهم شدن شرایط مناسب، فرایند تجمع و انتشار پاتولوژی آمیلوئیدی را تسهیل کند.

البته این یک مدل پاتوفیزیولوژیک است و هنوز تمام جزئیات آن روشن نشده است.

شواهد جدیدتر چه می‌گویند؟

پژوهش‌های سال‌های بعد، این موضوع را از یک گزارش اولیه فراتر برده‌اند.

یک مرور نظام‌مند در سال ۲۰۲۲، موارد بیشتری از iatrogenic cerebral amyloid angiopathy را بررسی کرد و نشان داد که این بیماری می‌تواند در افراد نسبتاً جوان با سابقه مداخلات پزشکی خاص، از جمله جراحی عصبی، مشاهده شود. تظاهرات بالینی شامل خونریزی لوبار مغزی، تشنج، علائم عصبی گذرا و اختلال شناختی گزارش شده است. (PubMed)

همچنین یک مطالعه در سال ۲۰۲۳ مجموعه‌ای از ۴۹ بیمار را بررسی کرد و نشان داد که iCAA اگرچه همچنان یک پدیده نادر و احتمالاً کمترشناخته‌شده است، در بیماران مبتلا به CAA غیرارثی زیر ۵۵ سال باید مورد توجه قرار گیرد. (PubMed)

از سوی دیگر، یک متاآنالیز منتشرشده در سال ۲۰۲۴ نشان داد که در برخی بیماران مبتلا به iCAA، نخستین خونریزی داخل مغزی در سمت مغز مربوط به محل جراحی قبلی متمرکز بوده است؛ یافته‌ای که از نظر مکانی با فرضیه انتقال موضعی بذرهای آمیلوئیدی سازگار است، هرچند هنوز به‌تنهایی رابطه علّی را ثابت نمی‌کند. (PubMed)

یافته‌ای حتی مهم‌تر درباره هورمون رشد انسانی

شواهد قابل توجه دیگری نیز از مطالعه افرادی به دست آمده که دهه‌ها پیش، هورمون رشد انسانی مشتق از هیپوفیز اجساد (cadaver-derived human growth hormone; c-hGH) دریافت کرده بودند.

در سال ۲۰۲۴، مطالعه‌ای در Nature Medicine شواهدی از آسیب‌شناسی آمیلوئید بتا را در برخی دریافت‌کنندگان این فرآورده‌های تاریخی بررسی کرد. این افراد در گذشته در معرض فرآورده‌هایی قرار گرفته بودند که بعدها مشخص شد ممکن است حاوی بذرهای Aβ بوده باشند. (Nature)

این یافته‌ها اهمیت مفهوم iatrogenic amyloidosis را افزایش دادند، اما باز هم نباید آن را به این معنا تعبیر کرد که آلزایمر یک بیماری قابل انتقال در زندگی روزمره است.

نقش تائو؛ حلقه مفقوده مهم

یکی از نکات کلیدی در تفسیر این شواهد، تفاوت میان آمیلوئید بتا و تائو است.

پاتولوژی کلاسیک بیماری آلزایمر شامل تجمع Aβ و Neurofibrillary Tangles حاوی تائوی فسفریله است. اما در بسیاری از موارد iCAA، آنچه برجسته‌تر دیده می‌شود رسوب آمیلوئید بتا در عروق است و پاتولوژی تائو ممکن است محدود یا حتی ناچیز باشد. یک مرور سیستماتیک جدید نیز بر همین تفاوت تأکید کرده است. (PubMed)

بنابراین، نمی‌توان از مشاهده انتقال یا بذرگذاری Aβ نتیجه گرفت که کل فرایند بیماری آلزایمر از فردی به فرد دیگر منتقل شده است.

این تمایز از نظر علمی بسیار مهم است:

انتقال بذر آمیلوئیدی ≠ انتقال بیماری آلزایمر

و:

iCAA ≠ آلزایمر کلاسیک

آیا باید از جراحی‌های امروزی نگران باشیم؟

پاسخ کوتاه: دلیلی برای نگرانی عمومی وجود ندارد.

تمام موارد اولیه‌ای که توجه پژوهشگران را جلب کردند، به مواجهه‌های پزشکی تاریخی مربوط بودند؛ زمانی که استانداردهای استریل‌سازی، تجهیزات یک‌بارمصرف و روش‌های کنترل آلودگی با استانداردهای امروزی تفاوت داشتند.

از سوی دیگر، iCAA بسیار نادر است و شواهد موجود نشان نمی‌دهند که بیماران پس از جراحی‌های معمول امروزی در معرض خطر قابل توجه ابتلا به آلزایمر قرار دارند.

اهمیت این یافته‌ها بیشتر در سطح ایمنی زیستی، نوروسرجری، نوروپاتولوژی و کنترل عفونت است؛ یعنی دانشمندان می‌خواهند بدانند آیا پروتئین‌های بیماری‌زا نیز باید در کنار عوامل عفونی و پریونی، در طراحی برخی استانداردهای ضدعفونی تجهیزات پزشکی مورد توجه قرار گیرند یا خیر.

پیام مهم برای نورولوژیست‌ها و متخصصان علوم اعصاب

از دیدگاه بالینی، شاید مهم‌ترین پیام این پژوهش نه «انتقال آلزایمر»، بلکه ضرورت توجه به یک فنوتیپ خاص باشد.

اگر بیماری جوان، بدون سابقه خانوادگی قابل توجه و بدون جهش شناخته‌شده مرتبط با CAA یا آلزایمر، با خونریزی لوبار مغزی، میکروبلیدهای لوبار، superficial siderosis، تشنج یا افت شناختی مراجعه کند و سابقه جراحی مغز یا برخی مواجهه‌های پزشکی تاریخی را داشته باشد، احتمال iCAA می‌تواند در تشخیص افتراقی مطرح شود.

تصویربرداری مغزی با MRI susceptibility-sensitive sequences، بررسی دقیق سابقه پزشکی و در موارد منتخب، ارزیابی‌های نوروپاتولوژیک و زیست‌نشانگرها می‌توانند به تشخیص کمک کنند.

در واقع، iCAA اکنون از یک فرضیه عجیب در سال ۲۰۱۸ به یک حوزه پژوهشی مستقل در نوروپاتولوژی، اختلالات عروق مغزی و بیماری‌های نورودژنراتیو تبدیل شده است. (PubMed)

جمع‌بندی؛ مرز میان «انتقال پروتئین» و «انتقال بیماری»

شاید جذاب‌ترین بخش این داستان علمی، بازتعریف مفهوم «انتقال» در نورودژنراسیون باشد.

دانشمندان نمی‌گویند آلزایمر مانند آنفلوانزا یا یک عفونت ویروسی از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود. شواهد موجود بسیار محدودتر و در عین حال از نظر زیست‌شناسی عمیق‌تر هستند: در شرایط بسیار خاص، ممکن است بذرهای پروتئینی پاتولوژیک بتوانند از طریق برخی مواجهه‌های پزشکی تاریخی وارد مغز شوند و دهه‌ها بعد، زمینه‌ساز رسوب آمیلوئید و ایجاد iCAA شوند.

این یافته‌ها یک پرسش بنیادی را در برابر علوم اعصاب قرار داده‌اند: آیا بیماری‌های پروتئوپاتیک صرفاً نتیجه خطاهای درون‌زاد سلولی هستند، یا اینکه در شرایط بسیار نادر می‌توانند تحت تأثیر «انتقال بذرهای پروتئینی» نیز قرار گیرند؟

پاسخ کامل هنوز مشخص نیست.

آنچه اکنون می‌دانیم این است که بتا آمیلوئید دارای ویژگی‌های بذرگذاری شبه‌پریونی است، iCAA به‌عنوان یک پدیده یاتروژنیک واقعی و بسیار نادر در حال شناسایی است، و شواهد انسانی و تجربی درباره قابلیت انتقال پاتولوژی Aβ در حال افزایش است. در مقابل، هیچ مبنایی برای این ادعا وجود ندارد که بیماری آلزایمر در شرایط معمول زندگی، تماس اجتماعی، مراقبت پزشکی روزمره یا جراحی‌های مدرن «مسری» است.

بنابراین، اهمیت این کشف نه در ایجاد ترس، بلکه در یک درس بزرگ برای علم پزشکی است: گاهی یک پروتئین نادرست‌تاخورده می‌تواند رفتاری بسیار پیچیده‌تر از آنچه تصور می‌کردیم داشته باشد.

همین مرز ظریف میان پروتئین، بذرگذاری، نورودژنراسیون، CAA، آلزایمر و بیماری‌های پریونی است که این موضوع را به یکی از fascinatingترین حوزه‌های پژوهشی در علوم اعصاب معاصر تبدیل کرده است.

منبع اصلی مطالعه: مقاله منتشرشده در Acta Neuropathologica در سال ۲۰۱۸ که نخستین گزارش مهم این ارتباط را ارائه کرد. (اسپرینگر)

نکته علمی مهم: متن بالا عمداً ادعای «مسری بودن آلزایمر» را مطرح نمی‌کند؛ شواهد فعلی از انتقال احتمالی بذرهای Aβ و ایجاد iCAA در شرایط بسیار نادر و عمدتاً تاریخی حمایت می‌کنند، نه انتقال معمول بیماری آلزایمر. شواهد جدیدتر، از جمله مطالعات ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، این حوزه را جدی‌تر کرده‌اند اما هنوز پرسش‌هایی درباره مکانیسم، میزان خطر و رابطه دقیق iCAA با بیماری آلزایمر باقی مانده است. (PubMed)

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 1

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد