یک حقیقت شگفت‌انگیز: هرچه مهارت بیشتر، قلمرو مغزی بزرگ‌تر

یک حقیقت شگفت‌انگیز: هرچه مهارت بیشتر، قلمرو مغزی بزرگ‌تر

اینکه گفته می‌شود «وسعت ناحیه‌ای از قشر مغز (Cerebral Cortex) که یک حرکت خاص را کنترل می‌کند، متناسب با میزان مهارت آن عمل است» یکی از زیباترین جلوه‌های انعطاف‌پذیری مغز یا نوروپلاستیسیته (Neuroplasticity) را آشکار می‌کند.

در نگاه نخست شاید تصور شود که مغز برای هر عضله، بخشی ثابت و تغییرناپذیر در نظر گرفته است؛ اما واقعیت بسیار شگفت‌انگیزتر از این است. مغز همانند یک کشور پویا عمل می‌کند که منابع خود را به مهم‌ترین فعالیت‌ها اختصاص می‌دهد. هرچه یک حرکت بیشتر تمرین شود، دقیق‌تر، پیچیده‌تر و ماهرانه‌تر گردد، مغز نیز بخش بزرگ‌تری از قشر حرکتی (Motor Cortex) را به آن اختصاص می‌دهد.

به همین دلیل است که در هومونکولوس حرکتی (Motor Homunculus)، اندازه نمایش دست‌ها، انگشتان، لب‌ها و زبان بسیار بزرگ‌تر از اندام‌هایی مانند تنه یا ران است. علت این بزرگی، قدرت عضلانی بیشتر نیست؛ بلکه نیاز به کنترل ظریف (Fine Motor Control) و مهارت بالاتر است.

برای مثال، انگشتان یک نوازنده پیانو هزاران حرکت دقیق را در هر روز اجرا می‌کنند. در نتیجه، نورون‌های بیشتری در قشر حرکتی به کنترل این انگشتان اختصاص می‌یابند. به بیان دیگر، مغز برای مهارتی که بیشتر به آن نیاز دارد، «سرمایه‌گذاری عصبی» بیشتری انجام می‌دهد.

شگفت‌انگیزتر آنکه این نقشه مغزی ثابت نیست. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در نوازندگان حرفه‌ای، جراحان، خوشنویسان و ورزشکاران نخبه، نواحی مرتبط با مهارت‌های تخصصی آنان در قشر مغز گسترش می‌یابد. در مقابل، اگر مهارتی برای مدت طولانی استفاده نشود، نمایندگی قشری آن نیز می‌تواند کوچک‌تر شود. گویی مغز همواره در حال بازتوزیع قلمروهای خود بر اساس اصل مهم «استفاده کن یا از دست بده» (Use it or Lose it) است.

این اصل تنها درباره حرکات بدنی صدق نمی‌کند؛ بلکه پیامی عمیق برای زندگی انسان دارد. مغز به آنچه هر روز تکرار می‌کنیم پاداش می‌دهد. تمرین مداوم، مسیرهای عصبی را تقویت می‌کند و قلمرو آن مهارت را در مغز گسترش می‌دهد. به همین دلیل است که نبوغ اغلب نه محصول استعداد ذاتی، بلکه نتیجه هزاران ساعت تمرین هدفمند و شکل‌گیری تدریجی شبکه‌های عصبی است.

در یک جمله می‌توان گفت:

مغز به مهارت‌ها رأی می‌دهد؛ هر حرکتی که بیشتر تمرین شود، سهم بیشتری از سرزمین قشر مغز را به خود اختصاص می‌دهد.

وقتی تمرین، معماری مغز را تغییر می‌دهد

در میان شگفتی‌های بی‌شمار دستگاه عصبی، شاید کمتر حقیقتی به اندازه این اصل الهام‌بخش باشد که مغز، مهارت را می‌بیند و برای آن فضا می‌سازد.

بسیاری از ما گمان می‌کنیم که مغز از بدو تولد نقشه‌ای ثابت و از پیش تعیین‌شده دارد؛ گویی هر بخش از آن برای همیشه به وظیفه‌ای مشخص اختصاص یافته است. اما نوروساینس تصویری کاملاً متفاوت را آشکار کرده است. مغز یک ساختار ایستا نیست؛ بلکه موجودیتی زنده، پویا و همواره در حال بازآفرینی خویش است.

هر بار که حرکتی را تکرار می‌کنیم، هر بار که مهارتی را می‌آموزیم و هر بار که برای رسیدن به تسلط بیشتر تلاش می‌کنیم، در حقیقت تنها رفتار خود را تغییر نمی‌دهیم؛ بلکه در حال بازنویسی نقشه مغزمان هستیم. نورون‌ها ارتباطات خود را تقویت می‌کنند، شبکه‌های عصبی کارآمدتر می‌شوند و قشر مغز فضای بیشتری را به آن مهارت اختصاص می‌دهد.

به همین دلیل است که انگشتان یک نوازنده پیانو، دست‌های یک جراح، قلم یک خوشنویس و حرکات یک ورزشکار حرفه‌ای تنها نتیجه تمرین عضلات نیستند؛ بلکه بازتاب سال‌ها تغییر و سازماندهی مجدد در قشر مغز هستند. آنچه ما به صورت مهارت مشاهده می‌کنیم، در واقع داستانی از میلیون‌ها اتصال عصبی است که در سکوت و پشت صحنه شکل گرفته‌اند.

این حقیقت پیام عمیقی در خود نهفته دارد: مغز به آنچه برایش مهم می‌شود، قلمرو بیشتری اختصاص می‌دهد.

اگر دانشی را هر روز مرور کنید، جایگاه آن در مغز مستحکم‌تر می‌شود. اگر هنری را پیوسته تمرین کنید، شبکه‌های عصبی آن گسترده‌تر می‌گردند. اگر اندیشیدن، مطالعه، پژوهش یا خلاقیت را به عادتی روزانه تبدیل کنید، مغز به تدریج منابع بیشتری را به این توانایی‌ها اختصاص خواهد داد.

از همین رو، استعداد تنها نقطه آغاز است؛ آنچه سرنوشت عصبی انسان را رقم می‌زند، تکرار هدفمند است. مغز میان آرزوها و اعمال تفاوت قائل می‌شود. به خواسته‌ها پاداش نمی‌دهد؛ به تمرین‌ها پاداش می‌دهد. آنچه هر روز انجام می‌دهیم، همان چیزی است که در نهایت بخش بزرگ‌تری از سرزمین مغزمان را به خود اختصاص می‌دهد.

شاید زیباترین پیام این اصل آن باشد که آینده مغز تا حد زیادی در دستان خود ماست. هر کتابی که می‌خوانیم، هر مهارتی که می‌آموزیم، هر تمرینی که ادامه می‌دهیم و هر تلاشی که با پشتکار تکرار می‌کنیم، آجر دیگری بر بنای معماری مغزمان می‌افزاید.

و چه حقیقتی از این امیدبخش‌تر که بدانیم:

مغز، زندان گذشته نیست؛ آینه عادت‌های امروز ماست. هرچه بیشتر بیاموزیم، بیشتر تمرین کنیم و بیشتر رشد کنیم، قلمروهای تازه‌ای در سرزمین شگفت‌انگیز مغز بنا خواهیم کرد.

سخن پایانی:

مغز برای آنچه تکرار می‌کنی جا باز می‌کند؛ مراقب باش به چه چیزی قلمرو می‌بخشی.

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 1

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز با موفقیت انجام شد

ورود/ ثبت نام با جیمیل