ظهور امام زمان (عج) و تکامل عقل؛ چرا جامعه فریب‌پذیر هنوز آماده ظهور نیست؟

هرگاه فریب و دغل فراگیر شود، ظهور را نمی‌توان نزدیک دانست؛ تبیینی عمیق از نسبت عقلانیت، فریب و جامعه مهدوی

ظهور، پیش از آنکه مسئله یک «حادثه تاریخی» باشد، مسئله «بلوغ انسان» است

سخنی که آیت‌الله العظمی عبدالله جوادی آملی درباره نسبت فریب، عقلانیت و ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) مطرح کرده‌اند، در ظاهر ممکن است تنها یک توصیه اخلاقی یا تفسیری از برخی روایات مهدوی به نظر برسد؛ اما اگر اندکی عمیق‌تر به آن بنگریم، با یک پرسش بنیادین درباره فلسفه انتظار مواجه می‌شویم:

آیا جامعه‌ای که هنوز به‌آسانی فریب می‌خورد، می‌تواند جامعه‌ای آماده برای ظهور باشد؟

این پرسش، ما را از هیاهوی همیشگی درباره تعیین زمان ظهور، تطبیق حوادث سیاسی با نشانه‌های آخرالزمانی و جست‌وجوی مصادیق شتاب‌زده، به نقطه‌ای بسیار عمیق‌تر می‌برد: خود انسان.

زیرا اگر مسئله ظهور را فقط در قالب یک حادثه ناگهانی ببینیم، ممکن است تصور کنیم که کافی است زمان خاصی فرا برسد تا جهان یکباره دگرگون شود. اما اگر ظهور را در پیوند با روایاتی درباره تکامل عقل و رشد فهم انسان بررسی کنیم، تصویر بسیار متفاوتی آشکار می‌شود.

در این نگاه، جامعه مهدوی تنها جامعه‌ای نیست که در آن ظلم شکست می‌خورد؛ بلکه جامعه‌ای است که انسان در آن ظرفیت فهم حقیقت، پذیرش عدالت و زندگی مسئولانه را پیدا کرده است.

و این نکته‌ای بسیار بزرگ است.

فریب، فقط دروغ گفتن نیست

وقتی از «فریب» سخن می‌گوییم، نباید آن را فقط به معنای دروغگویی یک فرد به فرد دیگر محدود کنیم.

فریب، در سطح اجتماعی و تمدنی، پدیده‌ای بسیار پیچیده‌تر است.

فریب زمانی قدرت پیدا می‌کند که انسان نتواند میان حقیقت و ادعا، واقعیت و تبلیغ، استدلال و هیجان، دانش و شایعه، ایمان و خرافه تمایز بگذارد.

ممکن است کسی دروغی را تولید کند، اما زمانی این دروغ به یک پدیده اجتماعی تبدیل می‌شود که انسان‌های فراوانی بدون بررسی آن را بپذیرند، تکرار کنند و حتی برای دفاع از آن با دیگران وارد نزاع شوند.

بنابراین، یکی از عمیق‌ترین جنبه‌های سخن درباره فریب این است که مسئله فقط «دروغگو» نیست؛ مسئله جامعه فریب‌پذیر نیز هست.

جامعه‌ای که قدرت تشخیص خود را از دست داده، می‌تواند به‌آسانی تحت تأثیر شایعه، هیجان، تعصب، ترس، خشم و وعده‌های فریبنده قرار گیرد.

از این منظر، مبارزه با فریب، صرفاً مبارزه با دروغ نیست؛ تقویت عقلانیت و قدرت تشخیص انسان‌هاست.

چرا عقل در مسئله ظهور چنین جایگاه مهمی دارد؟

در سخنان آیت‌الله جوادی آملی، به روایتی درباره تکامل عقول در عصر ظهور استناد شده است؛ روایتی که در منابع روایی شیعه با مضمون قرار گرفتن دست الهی بر سر بندگان و کامل‌شدن عقول آنان نقل شده است.

فارغ از اختلاف‌های علمی درباره سند، دلالت و نحوه تفسیر جزئیات روایات، یک مضمون مهم در ادبیات مهدوی بارها مورد توجه قرار گرفته است:

عصر ظهور، عصر شکوفایی ظرفیت معرفتی و عقلانی انسان است.

این نکته بسیار مهم است؛ زیرا گاهی تصور می‌شود جامعه آرمانی مهدوی جامعه‌ای است که در آن انسان‌ها فقط فرمان می‌برند.

اما چنین تصویری با مفهوم رشد عقلانی انسان سازگار نیست.

اگر انسان در عصر ظهور به بلوغ عقلانی بیشتری برسد، معنایش این است که انسان باید حقیقت را بفهمد، عدالت را بشناسد و مسئولیت خود را در قبال جهان درک کند.

بنابراین، ظهور را نمی‌توان صرفاً پروژه‌ای برای «تغییر حکومت‌ها» دانست.

ظهور، در افق مهدوی، با تغییر انسان و مناسبات انسانی پیوند دارد.

آیا جهان با کشتن اصلاح می‌شود؟

یکی از پرسش‌های مهمی که در سخنان آیت‌الله جوادی آملی مطرح شده، این است که اگر جهان پر از انسان‌های خطاکار است، آیا قرار است همه آنان از میان برداشته شوند؟

این پرسش، ما را به یک نکته اساسی می‌رساند:

خشونت می‌تواند یک انسان را از میان ببرد، اما الزاماً جهل را از میان نمی‌برد.

اگر ریشه‌های فکری، فرهنگی و اخلاقی یک رفتار اصلاح نشوند، حذف افراد به‌تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده اصلاح جامعه باشد.

ممکن است یک ظالم از میان برود و ظلم در ساختار دیگری ادامه پیدا کند.

ممکن است یک جنگ پایان یابد و جنگ دیگری آغاز شود.

ممکن است یک حکومت سقوط کند، اما همان الگوهای فکری در نسل بعدی بازتولید شوند.

بنابراین، اگر قرار باشد جامعه انسانی حقیقتاً دگرگون شود، مسئله تنها تغییر افراد نیست؛ مسئله تغییر سطح فهم، اخلاق و عقلانیت انسان‌هاست.

این همان نقطه‌ای است که مفهوم «تکامل عقول» اهمیت ویژه پیدا می‌کند.

جامعه مهدوی؛ جامعه‌ای که در آن حقیقت نیازمند فریب نیست

یکی از زیباترین برداشت‌هایی که می‌توان از این بحث داشت، این است که حقیقت برای پیروزشدن نیازی به فریب ندارد.

فریب معمولاً زمانی وارد میدان می‌شود که کسی بخواهد چیزی را که از نظر عقلانی یا اخلاقی قابل دفاع نیست، قابل قبول جلوه دهد.

دروغ، تحریف، جعل، شایعه و دستکاری احساسات، ابزارهایی هستند برای عبور از ضعف استدلال.

اما جامعه‌ای که در آن عقلانیت رشد کرده است، دیگر به‌آسانی تحت تأثیر چنین ابزارهایی قرار نمی‌گیرد.

انسان عاقل می‌پرسد:

این ادعا از کجا آمده است؟

دلیل آن چیست؟

منبع آن معتبر است؟

آیا شواهد مستقلی برای آن وجود دارد؟

آیا این سخن با واقعیت سازگار است؟

آیا کسی از انتشار آن سود می‌برد؟

آیا احساسات من باعث شده‌اند بدون بررسی آن را بپذیرم؟

این پرسش‌ها شاید در نگاه نخست کاملاً علمی و امروزی به نظر برسند، اما در حقیقت با روح تعقل دینی نیز سازگارند.

ایمان حقیقی نباید از پرسش بترسد.

خطر فریب در حوزه مهدویت، چند برابر است

فریب در همه حوزه‌ها خطرناک است؛ اما وقتی پای اعتقادات دینی و انتظار ظهور به میان می‌آید، خطر آن می‌تواند بسیار بیشتر شود.

زیرا انسان مؤمن ممکن است به دلیل علاقه عمیق به ظهور، نسبت به برخی ادعاها حساس‌تر و حتی آسیب‌پذیرتر شود.

هر حادثه‌ای ممکن است «نشانه ظهور» معرفی شود.

هر جنگی ممکن است به یک پیشگویی آخرالزمانی ارتباط داده شود.

هر شخصیت سیاسی ممکن است به یکی از چهره‌های ذکرشده در روایات تطبیق داده شود.

هر خواب ممکن است به‌عنوان پیام غیبی تفسیر شود.

و هر ادعای ناشناخته‌ای ممکن است با عنوان «راز آخرالزمان» منتشر شود.

اینجاست که انتظار بدون عقلانیت می‌تواند ناخواسته به فریب‌پذیری منجر شود.

این مسئله به هیچ عنوان به معنای کم‌اهمیت دانستن مهدویت نیست؛ برعکس، دقیقاً به دلیل اهمیت مهدویت است که باید از آن در برابر تفسیرهای سطحی، هیجانی و سودجویانه محافظت کرد.

آیا هر بحران جهانی نشانه نزدیک‌شدن ظهور است؟

یکی از اشتباهات رایج در تحلیل حوادث آخرالزمانی، این است که هر بحرانی را مستقیماً به ظهور مرتبط کنیم.

جنگ رخ می‌دهد؛ گفته می‌شود ظهور نزدیک است.

بحران اقتصادی اتفاق می‌افتد؛ گفته می‌شود نشانه‌ای دیگر آشکار شده است.

اختلاف سیاسی شدت می‌گیرد؛ برخی آن را مصداق یک روایت می‌دانند.

حادثه‌ای در منطقه‌ای رخ می‌دهد؛ بلافاصله ده‌ها تطبیق جدید شکل می‌گیرد.

اما چنین روشی از نظر معرفتی بسیار خطرناک است.

چرا؟

زیرا اگر قرار باشد هر حادثه‌ای را بتوان بعداً به یک روایت تطبیق داد، تقریباً هر دوره تاریخی می‌تواند «آخرالزمانی» معرفی شود.

در چنین شرایطی، مرز میان تحلیل علمی، فهم دینی و تفسیر هیجانی از بین می‌رود.

و شاید دقیقاً همین‌جاست که سخن درباره فریب معنای تازه‌ای پیدا می‌کند.

اگر جامعه‌ای در برابر هر ادعای جذاب تسلیم شود، چگونه می‌تواند ادعای بزرگ ظهور را به‌درستی ارزیابی کند؟

انتظار واقعی، انتظار تاریخ نیست؛ انتظار انسان است

شاید بتوان یکی از عمیق‌ترین درس‌های این بحث را در یک جمله بیان کرد:

منتظر واقعی بیش از آنکه منتظر یک تاریخ باشد، منتظر یک تحول در انسان است.

بسیاری از ما دوست داریم بدانیم ظهور چه زمانی اتفاق می‌افتد.

اما سؤال مهم‌تر این است:

اگر ظهور فردا اتفاق بیفتد، ما چه میزان آمادگی اخلاقی و عقلانی برای مواجهه با آن داریم؟

آیا قدرت تشخیص حقیقت را داریم؟

آیا در برابر شایعه مقاومت می‌کنیم؟

آیا اگر سخنی برخلاف خواسته‌هایمان باشد، حاضر به پذیرفتن حقیقت هستیم؟

آیا می‌توانیم میان «آنچه دوست داریم حقیقت باشد» و «آنچه واقعاً حقیقت است» تفاوت بگذاریم؟

آیا برای عدالت آماده‌ایم، حتی اگر عدالت علیه منافع شخصی خودمان باشد؟

این پرسش‌ها انتظار را از یک مفهوم منفعل به یک مسئولیت فعال اخلاقی تبدیل می‌کنند.

منتظر ظهور باید از فریب‌دادن و فریب‌خوردن فاصله بگیرد

اگر ظهور با تکامل عقل همراه باشد، انتظار حقیقی باید با تمرین عقلانیت همراه شود.

منتظر واقعی نمی‌تواند هر مطلبی را بدون بررسی منتشر کند.

نمی‌تواند برای اثبات یک باور دینی، به دروغ متوسل شود.

نمی‌تواند به‌دلیل هیجان مذهبی، تهمت را جایگزین استدلال کند.

نمی‌تواند هر کس را که با برداشت او مخالف است، دشمن حقیقت بداند.

نمی‌تواند خواب و حدس و شایعه را با یقین دینی اشتباه بگیرد.

و نمی‌تواند برای نزدیک نشان دادن ظهور، واقعیت را تحریف کند.

زیرا اگر هدف، رسیدن به جامعه‌ای است که عقل در آن شکوفا شده، نمی‌توان با ابزار بی‌عقلی به آن جامعه رسید.

این شاید یکی از مهم‌ترین اخلاق‌های انتظار باشد.

۳۱۳ یار؛ مسئله تعداد نیست، مسئله کیفیت انسان است

در فرهنگ مهدوی، عدد ۳۱۳ جایگاه ویژه‌ای دارد.

اما اگر این عدد را تنها به‌عنوان یک رقم تاریخی ببینیم، ممکن است پیام عمیق‌تر آن را از دست بدهیم.

آنچه اهمیت دارد، کیفیت انسان‌هایی است که در کنار امام قرار می‌گیرند.

یاران امام مهدی(عج) در تصور دینی، انسان‌هایی معمولی با صرفاً یک عنوان نیستند؛ بلکه نمادهایی از ایمان، بصیرت، شجاعت، وفاداری، عدالت و معرفت‌اند.

از این منظر، پرسش اصلی این نیست که:

«چه کسانی ۳۱۳ نفر هستند؟»

بلکه پرسش عمیق‌تر این است:

«چه ویژگی‌هایی انسان را شایسته همراهی با حقیقت می‌کند؟»

اگر این پرسش را جدی بگیریم، مهدویت از یک موضوع صرفاً خبری به یک برنامه تربیتی تبدیل می‌شود.

هر انسانی می‌تواند از خود بپرسد:

آیا من حقیقت‌جو هستم؟

آیا منصف هستم؟

آیا اگر اشتباه کنم، آن را می‌پذیرم؟

آیا می‌توانم در برابر منافع شخصی خود، عدالت را انتخاب کنم؟

آیا قدرت تشخیص دارم؟

آیا در برابر فریب مقاومت می‌کنم؟

این‌ها پرسش‌هایی هستند که انتظار را زنده می‌کنند.

مهدویت را نباید به ابزار هیجان تبدیل کرد

مهدویت یکی از بزرگ‌ترین و امیدبخش‌ترین مفاهیم در فرهنگ شیعه است.

اما هر مفهوم بزرگی اگر از عقلانیت جدا شود، ممکن است به‌جای آنکه انسان را رشد دهد، به ابزار هیجان تبدیل شود.

مهدویت قرار نیست انسان را از واقعیت فراری دهد.

قرار نیست مؤمن را از علم و تحقیق بی‌نیاز کند.

قرار نیست هر حادثه سیاسی را به نشانه‌ای قطعی تبدیل کند.

قرار نیست انسان را از مسئولیت اجتماعی معاف کند.

برعکس، انتظار می‌تواند انسان را مسئول‌تر کند.

منتظر کسی است که جهان بهتر را فقط آرزو نمی‌کند؛ خودش نیز برای بهترشدن جهان تلاش می‌کند.

او دروغ نمی‌گوید، زیرا جامعه مهدوی جامعه حقیقت است.

او ظلم نمی‌کند، زیرا انتظار عدالت دارد.

او تحقیر نمی‌کند، زیرا کرامت انسان را می‌فهمد.

او شایعه منتشر نمی‌کند، زیرا می‌داند حقیقت ارزشمندتر از هیجان لحظه‌ای است.

او فریب نمی‌دهد و به آسانی نیز فریب نمی‌خورد.

ظهور را نباید با «آخرین بحران» اشتباه گرفت

درک درست مهدویت به ما کمک می‌کند میان بحران تاریخی و ظهور تفاوت بگذاریم.

ممکن است جهان با جنگ‌ها، بحران‌های سیاسی، اختلافات اجتماعی، مشکلات اقتصادی و آشفتگی‌های فرهنگی مواجه شود؛ اما هیچ‌کدام به‌تنهایی دلیل کافی برای تعیین زمان ظهور نیستند.

حتی ممکن است جامعه‌ای از نظر ظاهری در شرایط بسیار بحرانی قرار داشته باشد، اما مسئله اصلی همچنان همان چیزی باشد که در سخن آیت‌الله جوادی آملی برجسته شده است:

آیا انسان به بلوغ لازم رسیده است؟

این سؤال بسیار عمیق‌تر از شمردن جنگ‌ها و بحران‌هاست.

زیرا تاریخ بشر پر از بحران بوده است.

اما آنچه برای فهم جامعه مهدوی اهمیت دارد، صرفاً تعداد بحران‌ها نیست؛ بلکه سطح انسان است.

بزرگ‌ترین جهاد منتظر شاید جهاد با فریب باشد

در روزگاری که اطلاعات با سرعتی بی‌سابقه منتشر می‌شود، مسئله فریب دیگر فقط یک مسئله فردی نیست.

یک خبر جعلی می‌تواند در چند ساعت میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار دهد.

یک تصویر ساختگی می‌تواند احساسات عمومی را تحریک کند.

یک ادعای بدون منبع می‌تواند به باور عمومی تبدیل شود.

یک سخنرانی احساسی می‌تواند جای صدها صفحه استدلال را بگیرد.

در چنین جهانی، قدرت تشخیص به یک فضیلت تمدنی تبدیل شده است.

و شاید یکی از زیباترین شکل‌های انتظار در عصر حاضر همین باشد:

قبل از انتشار، بررسی کنیم.

قبل از قضاوت، بشنویم.

قبل از باورکردن، تحقیق کنیم.

قبل از نسبت‌دادن یک سخن به دین، منبع آن را بررسی کنیم.

قبل از تعیین نشانه ظهور، بدانیم که آیا اساساً چنین تطبیقی از نظر علمی و روایی قابل دفاع است یا خیر.

این رفتارها شاید در ظاهر ساده باشند، اما در حقیقت تمرین همان عقلانیتی هستند که جامعه مهدوی به آن نیاز دارد.

جامعه‌ای که عقلانی‌تر شود، کمتر فریب می‌خورد

اگر بخواهیم سخن درباره «کمال عقل» را با زبان امروز بیان کنیم، می‌توان گفت جامعه عقلانی جامعه‌ای است که در آن انسان‌ها:

  • توانایی تفکر انتقادی بیشتری دارند؛

  • میان ادعا و شواهد تفاوت می‌گذارند؛

  • در برابر شایعات مقاومت می‌کنند؛

  • هیجان را با حقیقت اشتباه نمی‌گیرند؛

  • از پرسیدن سؤال نمی‌ترسند؛

  • اشتباه خود را می‌پذیرند؛

  • از تعصب کور فاصله می‌گیرند؛

  • و در برابر منافع شخصی، حقیقت و عدالت را قربانی نمی‌کنند.

چنین جامعه‌ای حتی اگر هنوز جامعه مطلوب مهدوی نباشد، دست‌کم در مسیر بلوغ انسانی حرکت می‌کند.

و همین نکته، مفهوم انتظار را از یک «انتظار منفعل» به یک «انتظار سازنده» تبدیل می‌کند.

شاید ظهور از جایی آغاز شود که انسان دیگر از حقیقت نمی‌ترسد

یکی از زیباترین برداشت‌های فلسفی از مسئله انتظار این است که انسان باید آن‌قدر رشد کند که حقیقت را حتی وقتی علیه خودش است بپذیرد.

این مرحله‌ای بسیار دشوار از بلوغ اخلاقی است.

بسیاری از انسان‌ها حقیقت را تا زمانی دوست دارند که با منافعشان سازگار باشد.

عدالت را تا زمانی می‌خواهند که علیه خودشان نباشد.

صداقت را از دیگران انتظار دارند، اما در مورد خودشان استثنا قائل می‌شوند.

اما جامعه‌ای که قرار است عدالت در آن استقرار یابد، نیازمند انسان‌هایی است که بتوانند عدالت را حتی علیه خودشان بپذیرند.

از این منظر، انتظار ظهور با یک سؤال بسیار شخصی آغاز می‌شود:

اگر حقیقت برخلاف خواسته من باشد، آیا باز هم آن را انتخاب می‌کنم؟

شاید پاسخ به همین پرسش، یکی از معیارهای واقعی بلوغ انسان باشد.

جمع‌بندی؛ ظهور را نمی‌توان با فریب نزدیک کرد

سخن درباره اینکه «هرگاه فریب و دغل پیدا شود، نمی‌توان ظهور را نزدیک دانست»، اگر درست فهمیده شود، یک پیش‌بینی تقویمی درباره ظهور نیست؛ بلکه هشداری معرفتی و اخلاقی درباره وضعیت انسان است.

پیام اصلی آن را می‌توان چنین فهمید:

ظهور حقیقت، با فریب سازگار نیست.

ظهور عدالت، با دروغ پایدار نمی‌ماند.

ظهور عقلانیت، با جهل‌پرستی جمع نمی‌شود.

ظهور جامعه‌ای الهی، بدون انسان‌های مسئول و بصیر قابل تصور نیست.

و انتظار امامی که برای برپایی عدالت می‌آید، نمی‌تواند با بی‌عدالتی اخلاقی، تهمت، شایعه، تحریف و فریب همراه باشد.

بنابراین شاید به‌جای آنکه دائماً بپرسیم:

«آیا ظهور نزدیک شده است؟»

باید پرسش دیگری را نیز جدی بگیریم:

«آیا ما به انسانی نزدیک شده‌ایم که بتواند ظهور را بفهمد و از آن پاسداری کند؟»

اگر جامعه‌ای هنوز هر شایعه‌ای را باور می‌کند، هر ادعایی را بدون دلیل می‌پذیرد، هر حادثه‌ای را به نشانه قطعی ظهور تبدیل می‌کند و برای دفاع از باورهای خود حاضر است حقیقت را تحریف کند، مشکل فقط این نیست که «ظهور نزدیک هست یا نیست»؛ مشکل این است که ما هنوز باید مسیر طولانی بلوغ عقلانی و اخلاقی را طی کنیم.

اما این سخن به معنای ناامیدی نیست.

برعکس؛ شاید یکی از زیباترین پیام‌های انتظار همین باشد که ساختن انسان عاقل، بصیر، حقیقت‌جو و عدالت‌خواه، خود بخشی از معنای انتظار است.

انتظار حقیقی یعنی از امروز تمرین کنیم که فریب نخوریم و فریب ندهیم.

یعنی حقیقت را بر هیجان مقدم بدانیم.

یعنی علم را دشمن ایمان ندانیم.

یعنی پرسش را دشمن اعتقاد تلقی نکنیم.

یعنی اگر سخنی به نام دین گفته شد، با احترام اما با دقت آن را بررسی کنیم.

یعنی بدانیم هرکس از «ظهور» سخن گفت، الزاماً سخنش حقیقت نیست.

و مهم‌تر از همه، یعنی بدانیم امام مهدی(عج) را نمی‌توان با شایعه به انسان نزدیک کرد؛ اما می‌توان با ساختن انسانی عاقل‌تر، صادق‌تر، عادل‌تر و بصیرتر، خود را برای جهان موعود آماده‌تر کرد.

شاید راز بزرگ انتظار همین باشد:

منتظر ظهور نباشیم تا عاقل شویم؛
عاقل شویم تا معنای انتظار را بفهمیم.

منتظر ظهور نباشیم تا عدالت را آغاز کنیم؛
از امروز عادل باشیم تا شایسته جهانی عادلانه شویم.

منتظر آمدن حقیقت نباشیم تا دست از فریب برداریم؛
از امروز با حقیقت زندگی کنیم.

و شاید در نهایت، زیباترین صورت انتظار این باشد که انسان آن‌قدر در عقل، ایمان، اخلاق و بصیرت رشد کند که اگر حقیقت در برابر او ایستاد، آن را بشناسد؛ اگر عدالت به زیان او بود، آن را بپذیرد؛ و اگر فریب جهان را فرا گرفت، او همچنان چراغ حقیقت را خاموش نکند.

ظهور، اگر افق نهایی عدالت و حقیقت است، جامعه‌ای می‌خواهد که ظرفیت عدالت و حقیقت را داشته باشد.

و اینجاست که سخن درباره «فریب» معنایی بسیار فراتر از یک هشدار ساده پیدا می‌کند:

هرچه انسان از فریب فاصله بگیرد، به عقلانیت نزدیک‌تر می‌شود؛ هرچه عقلانیت رشد کند، ظرفیت عدالت افزایش می‌یابد؛ و هرچه انسان برای حقیقت و عدالت آماده‌تر شود، معنای حقیقی انتظار را عمیق‌تر خواهد فهمید.

پس شاید مهم‌ترین وظیفه منتظران، شمردن روزها تا ظهور نباشد؛
ساختن انسانی باشد که وقتی روز موعود فرا رسید، بتواند حقیقت را از فریب تشخیص دهد.

و این، شاید یکی از باشکوه‌ترین چهره‌های انتظار باشد:
انتظارِ انسانی که پیش از آنکه جهان را تغییر دهد، خود را برای جهانی متفاوت آماده کرده است.

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 1

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد