آیت‌الله جوادی آملی؛ حکیمِ قرآن و عقل و میراثی برای گفت‌وگوی دین با جهان معاصر

آیت‌الله جوادی آملی؛ حکیمِ قرآن و عقل و میراثی برای جهان معاصر

در روزگاری که فاصله میان «ایمان» و «عقل» برای بسیاری از انسان‌ها به یکی از جدی‌ترین پرسش‌های فکری تبدیل شده است، شخصیت‌هایی که بتوانند میان معنویت، استدلال، فلسفه، قرآن و زندگی انسانی گفت‌وگویی عمیق برقرار کنند، اهمیتی فراتر از مرزهای یک مکتب یا جغرافیا پیدا می‌کنند.

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی را می‌توان از برجسته‌ترین نمونه‌های این سنت فکری در جهان معاصر دانست؛ عالمی که بخش بزرگی از حیات علمی خود را به مطالعه، تدریس و تبیین قرآن، فلسفه اسلامی، حکمت، عرفان، فقه و معارف دینی اختصاص داده است.

اما اهمیت جوادی آملی فقط در تعداد آثار، سال‌های تدریس یا گستردگی حوزه مطالعات او خلاصه نمی‌شود. ارزش اصلی این میراث را باید در یک پرسش بنیادی جست‌وجو کرد:

آیا انسان امروز می‌تواند هم‌زمان اهل ایمان، اهل عقل و اهل پرسش باشد؟

پاسخ اندیشه جوادی آملی به این پرسش، اساساً مثبت است.

در نگاه او، ایمان حقیقی با تعطیل کردن عقل شکل نمی‌گیرد و عقل نیز برای رسیدن به حقیقت مجبور نیست از معنویت دست بشوید. از همین منظر است که می‌توان پروژه فکری او را تلاشی برای بازگرداندن «عقلانیت» به متن گفت‌وگوی دینی دانست؛ عقلانیتی که نه دشمن ایمان، بلکه یکی از ابزارهای فهم عمیق‌تر آن است.

جوادی آملی؛ عالمی در مرز میان سنت و پرسش‌های جدید

یکی از ویژگی‌های برجسته آیت‌الله جوادی آملی، قرار گرفتن او در امتداد سنت فلسفی و تفسیری شیعه و در عین حال مواجهه با مسائل انسان معاصر است.

در سنت اسلامی، قرآن، فلسفه، کلام، فقه، عرفان و اخلاق هرکدام تاریخ بسیار گسترده‌ای دارند؛ اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که این دانش‌ها در جزیره‌های جداگانه باقی بمانند.

یکی از ویژگی‌های مهم دستگاه فکری جوادی آملی تلاش برای برقراری ارتباط میان همین حوزه‌هاست.

در این منظومه، قرآن تنها کتابی برای تلاوت یا مجموعه‌ای از احکام نیست؛ بلکه متنی برای اندیشیدن درباره انسان، جهان، اخلاق، معرفت، جامعه، مبدأ و معاد است.

فلسفه نیز صرفاً مجموعه‌ای از اصطلاحات انتزاعی نیست؛ بلکه می‌تواند به پرسش‌های بنیادین انسان درباره هستی پاسخ دهد.

عرفان نیز در این دستگاه نباید به تجربه‌ای مبهم و جدا از عقل تبدیل شود.

و عقل، اگرچه جایگاه بسیار بلندی دارد، نباید خود را تنها منبع ممکن شناخت حقیقت تصور کند.

این نگاه جامع، یکی از دلایلی است که آثار جوادی آملی را برای پژوهشگران حوزه‌های مختلف قابل توجه می‌کند.

تفسیر تسنیم؛ پروژه‌ای فراتر از یک کتاب

اگر بخواهیم تنها یک اثر را به‌عنوان نماد میراث علمی جوادی آملی معرفی کنیم، بی‌تردید باید از تفسیر تسنیم سخن بگوییم.

تفسیر تسنیم حاصل بیش از چهار دهه تدریس و تحقیق است و در نهایت در قالب مجموعه‌ای ۸۰ جلدی منتشر شده است. تدوین چنین مجموعه‌ای نیز حاصل کار گروه‌های علمی و پژوهشگران متعدد در کنار تدریس و بازبینی‌های مستمر بوده است. 

اما اهمیت تسنیم فقط در «۸۰ جلد بودن» آن نیست.

یک اثر علمی را نمی‌توان صرفاً با تعداد صفحات یا مجلداتش سنجید.

ارزش واقعی یک تفسیر در این است که با چه روشی به قرآن نزدیک می‌شود، چه پرسش‌هایی مطرح می‌کند، چگونه میان آیات ارتباط برقرار می‌کند و چگونه متن مقدس را با پرسش‌های انسانی و معرفتی مواجه می‌سازد.

از این منظر، تسنیم را می‌توان یکی از مهم‌ترین پروژه‌های تفسیری معاصر در سنت شیعی دانست.

در معرفی علمی این اثر، بر ابعاد فلسفی، عرفانی و تطبیقی آن با علوم مختلف نیز تأکید شده است.

چرا تفسیر تسنیم برای انسان امروز اهمیت دارد؟

انسان امروز با پرسش‌هایی زندگی می‌کند که در ظاهر جدیدند، اما ریشه بسیاری از آنها به پرسش‌های بسیار قدیمی بازمی‌گردد:

من کیستم؟

جهان چیست؟

آیا زندگی معنا دارد؟

آیا اخلاق بدون خدا ممکن است؟

آیا آزادی با مسئولیت سازگار است؟

آیا علم می‌تواند به همه پرسش‌های انسان پاسخ دهد؟

رابطه جسم و روح چیست؟

آیا انسان فقط یک موجود زیستی است؟

مرز عقل و ایمان کجاست؟

قرآن در برابر این پرسش‌ها چه می‌گوید؟

قدرت یک تفسیر بزرگ دقیقاً در همین نقطه آشکار می‌شود: توانایی آن برای تبدیل متن دینی به موضوع گفت‌وگویی زنده با انسان.

از این منظر، ارزش تسنیم تنها در شرح واژه‌ها و عبارات قرآنی نیست؛ بلکه در تلاش برای آشکار کردن منظومه‌ای معرفتی است که در آن قرآن با عقل، فلسفه، اخلاق، انسان‌شناسی و جهان‌بینی وارد گفت‌وگو می‌شود.

عقل؛ دشمن ایمان یا راهنمای آن؟

شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اندیشه جوادی آملی تأکید جدی او بر جایگاه عقل باشد.

در برخی قرائت‌های ساده‌انگارانه، دین و عقل گاهی در برابر یکدیگر قرار داده می‌شوند؛ گویی انسان برای مؤمن بودن باید پرسیدن را کنار بگذارد.

اما چنین تصویری از ایمان، برای انسان پژوهشگر امروز قانع‌کننده نیست.

جوادی آملی از سنتی دفاع می‌کند که در آن عقل، موهبتی الهی و یکی از ابزارهای شناخت است.

این نگاه پیامد بسیار مهمی دارد:

دینداری الزاماً به معنای فرار از پرسش نیست؛ می‌تواند شکل عمیق‌تری از پرسشگری باشد.

انسان می‌تواند درباره خدا بپرسد، درباره جهان بپرسد، درباره نفس بپرسد و درباره معنای زندگی تحقیق کند؛ بدون آنکه پرسشگری را خیانت به ایمان تلقی کند.

همین ویژگی است که اندیشه او را برای مخاطب دانشگاهی نیز قابل تأمل می‌کند.

فلسفه در اندیشه جوادی آملی

جوادی آملی از چهره‌هایی است که فلسفه اسلامی را نه یک موزه تاریخی، بلکه دانشی زنده برای مواجهه با پرسش‌های بنیادین می‌داند.

فلسفه در این معنا می‌پرسد:

واقعیت چیست؟

وجود یعنی چه؟

علت چیست؟

انسان چه جایگاهی در هستی دارد؟

آیا جهان دارای غایت است؟

رابطه ماده و معنا چگونه قابل فهم است؟

و مهم‌تر از همه، آیا انسان می‌تواند درباره حقیقت شناخت معتبر به دست آورد؟

این پرسش‌ها محدود به مسلمانان نیستند.

یک فیلسوف مسیحی، یهودی، مسلمان، بودایی یا حتی یک پژوهشگر غیرمتدین نیز می‌تواند با آنها مواجه شود.

از همین رو، اگر آثار جوادی آملی با رویکردی علمی و منصفانه مطالعه شوند، ظرفیت آن را دارند که فراتر از مخاطبان سنتی حوزه دین، برای پژوهشگران فلسفه، الهیات، اخلاق و مطالعات ادیان نیز موضوع بحث باشند.

از قرآن تا انسان‌شناسی

یکی دیگر از محورهای قابل توجه در آثار جوادی آملی، توجه به «انسان» است.

دین، اگر نتواند به انسان کمک کند که خودش را بهتر بشناسد، بخشی از رسالت خود را از دست خواهد داد.

انسان در نگاه قرآنی موجودی صرفاً زیستی نیست.

او موجودی دارای عقل، اختیار، مسئولیت، گرایش‌های اخلاقی و ظرفیت تعالی است.

این نگاه می‌تواند نقطه شروع گفت‌وگویی جدی با علوم انسانی و حتی علوم شناختی باشد.

امروز علوم مختلف درباره مغز، شناخت، تصمیم‌گیری، حافظه، هیجان، رفتار اجتماعی و خودآگاهی تحقیق می‌کنند.

در سوی دیگر، فلسفه و دین درباره مفاهیمی همچون نفس، اختیار، مسئولیت، معنا و حقیقت انسان پرسش می‌کنند.

این دو حوزه الزاماً دشمن یکدیگر نیستند.

البته نباید دستاوردهای علمی را با گزاره‌های دینی خلط کرد یا از متن مقدس، نظریه علمی استخراج کرد؛ اما می‌توان میان آنها گفت‌وگویی فلسفی و معرفتی برقرار کرد.

این دقیقاً همان فضایی است که اندیشه‌هایی مانند اندیشه جوادی آملی می‌توانند در آن مورد بررسی قرار گیرند.

«مفاتیح الحیات»؛ دین در متن زندگی

یکی دیگر از آثار شناخته‌شده جوادی آملی، مفاتیح الحیات است؛ اثری که نشان می‌دهد نگاه او به دین صرفاً به مباحث انتزاعی درباره خدا، آخرت یا مباحث فلسفی محدود نمی‌شود.

در این رویکرد، دین باید بتواند درباره «چگونه زیستن» نیز سخن بگوید.

اخلاق، خانواده، رفتار اجتماعی، رابطه انسان با طبیعت، سلامت زندگی اجتماعی و مسئولیت فرد در برابر دیگران، همه می‌توانند در چارچوبی دینی مورد مطالعه قرار گیرند.

اینجا یک نکته مهم آشکار می‌شود:

دین اگر فقط درباره جهان پس از مرگ سخن بگوید اما درباره نحوه زندگی در این جهان سکوت کند، تصویری ناقص از ظرفیت‌های خود ارائه کرده است.

در مقابل، دینی که انسان را به مسئولیت، اخلاق، معرفت و اصلاح رفتار دعوت می‌کند، می‌تواند در زندگی روزمره نیز حضور داشته باشد.

میراث علامه طباطبایی و تداوم یک سنت

در مطالعه شخصیت جوادی آملی، نمی‌توان از سنت تفسیری و فلسفی علامه سیدمحمدحسین طباطبایی غافل شد.

یکی از ویژگی‌های مهم حوزه معاصر شیعه، تداوم سنتی است که در آن قرآن، فلسفه و حکمت اسلامی در کنار یکدیگر مطالعه شده‌اند.

تفسیر المیزان علامه طباطبایی نمونه برجسته این جریان است.

تسنیم نیز در امتداد همین سنت قرار گرفته، هرچند با ویژگی‌ها، گستردگی و ساختار خاص خود.

در اظهارات منتشرشده درباره تسنیم نیز بر قدرت تفکر عقلانی آن و ظرفیت آن برای آشکار کردن نکات ظریف آیات تأکید شده است.

این نکته اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا نشان می‌دهد در سنت تفسیری شیعه، عقل و قرآن الزاماً دو جبهه مقابل هم نیستند.

چرا پژوهشگران باید جوادی آملی را جدی بگیرند؟

پژوهشگر الزاماً نباید با همه نتایج یک متفکر موافق باشد تا او را جدی بگیرد.

اتفاقاً یکی از نشانه‌های بلوغ علمی این است که بتوانیم اندیشه‌ای را دقیق بخوانیم، ساختار استدلال آن را بفهمیم، نقاط قوتش را تشخیص دهیم و در صورت لزوم نقدش کنیم.

از این منظر، ارزش جوادی آملی تنها در این نیست که پیروان فراوانی دارد یا آثار بسیاری نوشته است.

ارزش پژوهشی او در این است که یک «دستگاه فکری» ارائه می‌کند.

این دستگاه موضوعاتی چون قرآن، عقل، فلسفه، عرفان، فقه، اخلاق، انسان‌شناسی و جامعه را به یکدیگر پیوند می‌دهد.

بنابراین پژوهشگر می‌تواند درباره او پرسش‌های بسیار متنوعی مطرح کند:

روش تفسیری او چیست؟

رابطه عقل و نقل در آثار او چگونه تعریف می‌شود؟

چه نسبتی میان حکمت متعالیه و تفسیر او وجود دارد؟

انسان‌شناسی او چه ویژگی‌هایی دارد؟

دیدگاه او درباره علم و دین چیست؟

چگونه از متون فلسفی در تفسیر قرآن استفاده می‌کند؟

نسبت اخلاق و معرفت در منظومه فکری او چیست؟

و سرانجام، این منظومه تا چه اندازه می‌تواند با فلسفه و علوم انسانی معاصر وارد گفت‌وگو شود؟

همین پرسش‌ها کافی است تا روشن شود چرا مطالعه آثار او می‌تواند موضوع پژوهش‌های دانشگاهی متعددی قرار گیرد.

ستایش واقعی با اغراق تفاوت دارد

اگر قرار باشد از جوادی آملی تجلیل کنیم، شاید بهترین راه این نباشد که او را «بزرگ‌ترین متفکر همه دوران‌ها» یا «بی‌نظیرترین عالم جهان» بنامیم.

چنین تعابیری اگر بدون معیار علمی به کار روند، حتی می‌توانند از ارزش یک شخصیت بکاهند.

ستایش واقعی زمانی شکل می‌گیرد که انسان بتواند نشان دهد چرا یک متفکر مهم است.

در مورد جوادی آملی، می‌توان از چند واقعیت سخن گفت:

دهه‌ها تدریس و تحقیق؛

تولید آثار متعدد در حوزه قرآن، فلسفه، عرفان و فقه؛

تدوین مجموعه عظیم تفسیر تسنیم؛

تلاش برای پیوند دادن عقل و وحی؛

تأکید بر نقش انسان و اخلاق در زندگی دینی؛

و استمرار سنت فلسفی و تفسیری شیعه در مواجهه با پرسش‌های جدید.

اینها پایه‌های محکم‌تری برای ستایش هستند.

جوادی آملی و آینده گفت‌وگوی دین و علم

یکی از مهم‌ترین مسائل قرن بیست‌ویکم، رابطه دین و علم است.

علم مدرن جهان را با روش تجربی بررسی می‌کند.

دین و فلسفه اما پرسش‌هایی را مطرح می‌کنند که همه آنها الزاماً تجربی نیستند.

علم می‌تواند درباره سازوکارهای مغز تحقیق کند، اما پرسش درباره «معنای انسان بودن» صرفاً با تصویربرداری مغزی حل نمی‌شود.

علم می‌تواند درباره منشأ زیستی رفتار اخلاقی تحقیق کند، اما پرسش فلسفی درباره اینکه «چرا باید اخلاقی باشیم؟» همچنان باقی می‌ماند.

علم می‌تواند درباره پیدایش کیهان نظریه‌پردازی کند، اما پرسش درباره معنای وجود، پرسشی متفاوت است.

این تفاوت به معنای جنگ میان علم و دین نیست.

برعکس، می‌تواند زمینه‌ای برای گفت‌وگوی عمیق‌تر فراهم کند.

اگر بخواهیم اندیشه جوادی آملی را در این میدان مطالعه کنیم، یکی از جذاب‌ترین پرسش‌ها این خواهد بود که دستگاه معرفتی او چگونه می‌تواند میان «دانستن»، «فهمیدن» و «معنا یافتن» تمایز بگذارد.

چرا جهان امروز هنوز به حکمت نیاز دارد؟

تمدن مدرن اطلاعات بسیار زیادی تولید کرده است، اما اطلاعات به‌تنهایی حکمت نیست.

انسان امروز می‌تواند در چند ثانیه به میلیون‌ها صفحه اطلاعات دسترسی پیدا کند؛ اما هنوز ممکن است نداند:

چه چیزی ارزش خواستن دارد؟

چگونه باید زندگی کرد؟

چه چیزی زندگی را معنادار می‌کند؟

چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است؟

آیا پیشرفت علمی بدون پیشرفت اخلاقی کافی است؟

اینجاست که مفهوم «حکمت» دوباره اهمیت پیدا می‌کند.

حکمت تلاش برای دانستن صرف نیست؛ تلاش برای درست زیستن بر اساس شناخت است.

و شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های میراث جوادی آملی همین تلاش برای پیوند دادن «معرفت» با «حیات» باشد.

جوادی آملی؛ برای مؤمنان و حتی منتقدان

شاید مهم‌ترین ویژگی یک متفکر بزرگ این باشد که فقط برای همفکرانش موضوعیت نداشته باشد.

یک مسلمان می‌تواند آثار جوادی آملی را برای تعمیق ایمان خود بخواند.

یک فیلسوف می‌تواند ساختار استدلال‌های او را بررسی کند.

یک پژوهشگر ادیان می‌تواند جایگاه او را در سنت تفسیری شیعه مطالعه کند.

یک دانشجوی علوم انسانی می‌تواند دیدگاه او درباره انسان و جامعه را تحلیل کند.

و حتی یک منتقد دین می‌تواند آثار او را مطالعه کند تا با یکی از صورت‌های منسجم و عقلانی الهیات اسلامی معاصر آشنا شود.

این دقیقاً معنای یک میراث فکری زنده است.

میراثی که فقط برای ستایش ساخته نشده، بلکه برای خواندن، پرسیدن، نقد کردن و دوباره اندیشیدن است.

بزرگ‌ترین میراث جوادی آملی چیست؟

شاید پاسخ این پرسش را نتوان در نام یک کتاب خلاصه کرد.

نه تنها «تسنیم»، نه تنها «مفاتیح الحیات»، نه تنها آثار فلسفی و عرفانی و نه تنها درس‌های فقهی.

میراث مهم‌تر شاید یک «روش اندیشیدن» باشد:

ایمان بدون تعقل کافی نیست؛ عقل بدون اخلاق کافی نیست؛ علم بدون معنا کافی نیست؛ و معنویت بدون شناخت می‌تواند به سطحی‌نگری فروکاسته شود.

این چهار گزاره می‌توانند نقطه آغاز مطالعه‌ای جدی درباره اندیشه جوادی آملی باشند.

او تلاش کرده است انسان را موجودی ببیند که هم باید بیندیشد، هم ایمان بیاورد، هم اخلاقی زندگی کند و هم مسئولیت خویش را در جهان بشناسد.

از این منظر، دین در اندیشه او صرفاً مجموعه‌ای از مناسک نیست؛ بلکه نوعی جهان‌بینی درباره حقیقت، انسان و مسیر زندگی است.

سخن پایانی؛ ستایش یک عمر اندیشیدن

در نهایت، شاید زیباترین شیوه بزرگداشت یک عالم این نباشد که او را در قله‌ای دست‌نیافتنی قرار دهیم.

بزرگداشت حقیقی آن است که آثارش را بخوانیم.

استدلال‌هایش را بفهمیم.

با پرسش‌هایش مواجه شویم.

نقاط قوتش را بشناسیم.

نقاط قابل نقدش را با انصاف بررسی کنیم.

و از خود بپرسیم که کدام بخش از میراث او می‌تواند برای انسان امروز راهگشا باشد.

آیت‌الله جوادی آملی را می‌توان یکی از چهره‌های برجسته سنت معاصر تفکر اسلامی دانست؛ عالمی که بخش بزرگی از زندگی علمی خود را وقف قرآن، حکمت، فلسفه، عرفان، فقه و پرسش‌های بنیادین انسان کرده است.

اما شاید مهم‌تر از همه این باشد که در جهانی گرفتار دو افراط، یعنی ایمانِ بی‌پرسش و عقلِ بی‌معنا، یادآوری کند که می‌توان راه دیگری نیز جست‌وجو کرد:

راهی که در آن عقل از ایمان نمی‌ترسد؛

ایمان از پرسش فرار نمی‌کند؛

علم دشمن معنویت نیست؛

و معنویت نیز دشمن اندیشیدن نیست.

در چنین خوانشی، جوادی آملی فقط یک نام در تاریخ معاصر حوزه نیست.

او بخشی از یک پرسش بزرگ‌تر است؛ پرسشی که قرن‌هاست در تاریخ اندیشه اسلامی ادامه دارد:

چگونه می‌توان حقیقت را جست‌وجو کرد و در همان حال، انسان باقی ماند؟

شاید ارزشمندترین میراث هر حکیم، پاسخی قطعی به همه پرسش‌ها نباشد؛ بلکه توانایی آن باشد که انسان را به پرسش‌های عمیق‌تر، دقیق‌تر و انسانی‌تر برساند.

و از این منظر، مطالعه آثار جوادی آملی می‌تواند برای مؤمن، فیلسوف، دانشجو، پژوهشگر و حتی منتقد، یک تجربه فکری جدی باشد؛ تجربه‌ای که در آن قرآن، عقل، حکمت و زندگی انسانی در یک میدان مشترک با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند.

تفسیر تسنیم در سال‌های اخیر به مجموعه‌ای ۸۰ جلدی رسیده و همین گستردگی، در کنار بیش از چهار دهه کار تفسیری، نشان می‌دهد که با یک پروژه علمی بلندمدت روبه‌رو هستیم، نه صرفاً یک اثر مناسبتی. 

شاید به همین دلیل است که در سخنان منتشرشده درباره تفسیر تسنیم، از آن به‌عنوان اثری مهم در میراث تفسیری شیعه یاد شده و بر نقش تفکر عقلانی مؤلف در فهم نکات ظریف آیات تأکید شده است.

اگر قرار باشد یک جمله برای توصیف این میراث انتخاب کنیم، شاید این جمله شایسته‌تر از همه باشد:

جوادی آملی را باید نه فقط از آن جهت خواند که چه گفته است، بلکه از آن جهت که چگونه انسان را به دوباره اندیشیدن درباره عقل، قرآن، انسان و معنای زندگی دعوت می‌کند.

و شاید همین، بزرگ‌ترین احترام به یک متفکر باشد:
نه آنکه او را از دسترس پرسش خارج کنیم، بلکه آنکه آن‌قدر جدی‌اش بگیریم که با آثارش وارد گفت‌وگویی عمیق، آزاد، علمی و مسئولانه شویم.

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 2

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد