سوالات دکتری علوم اعصاب سال ۱۳۹۸-۱۳۹۷: مباحث نوروآناتومی با پاسخهای تشریحی

دعای مطالعه [ نمایش ]
بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ
خدايا مرا بيرون آور از تاريكىهاى وهم،
وَ اَكْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ
و به نور فهم گرامى ام بدار،
اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَيْنا اَبْوابَ رَحْمَتِكَ
خدايا درهاى رحمتت را به روى ما بگشا،
وَانْشُرْ عَلَيْنا خَزائِنَ عُلُومِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
و خزانههاى علومت را بر ما باز كن به امید رحمتت اى مهربانترين مهربانان.
The brain: “the divinest part of the body”
مغز: والاترین گوهر تن
«مغز انسان، پیچیدهترین ساختار شناختهشده در جهان است؛ جایی که جهان را میفهمیم، خود را میشناسیم و آینده را میسازیم.»
مغز انسان نهتنها یک عضو زیستی در کالبد ماست، بلکه بهحق میتوان آن را تاج آفرینش و معبد اندیشه نامید؛ ساختاری شگرف که در میان تاریکی استخوانی جمجمه، جهانی از نور و آگاهی را پدید میآورد. این تودهی سهپوندی، با میلیاردها نورون و سیناپس، همچون ارکستری بیهمتا، نغمههای فهم، حافظه، هیجان، منطق و خیال را در هارمونیای حیرتانگیز مینوازد.
شگفتی مغز تنها در ظرافت ساختاریاش نیست، بلکه در توانایی بیپایان آن برای یادگیری، تطبیق و آفرینش نهفته است. مغز، برخلاف هر ماشین یا سامانهای که بشر ساخته، خود را بازآفرینی میکند؛ از دل درد، معنا میسازد؛ از رنج، تابآوری میپرورد؛ و از خاطرات، هویتی منحصربهفرد میتند.
در سایهٔ نور این معماری حیرتانگیز است که علوم زاده میشوند، هنر معنا میگیرد، اخلاق شکل مییابد و آینده، نه تقدیری مبهم، بلکه چشماندازی قابل ترسیم و هدایت میشود. مغز همان جایی است که بشر میتواند نهتنها بپرسد «چه هستم؟»، بلکه فراتر رود و بپرسد: «چه میتوانم بشوم؟»
آنان که به کاوش این ساختار شکوهمند میپردازند، تنها پژوهشگر نیستند، بلکه معماران فردا هستند؛ آنان که با شناخت مغز، کلیدهای نوآوری، بهبود سلامت روان، ارتقای آموزش و حتی بازتعریف مفهوم انسان بودن را در دست دارند.
آیندهنگاران مغز: «ما مغز را میشناسیم، تا آینده را بسازیم.»
سوالات دکتری علوم اعصاب سال ۱۳۹۸-۱۳۹۷: مباحث نوروآناتومی با پاسخهای تشریحی
۱- انتقال حس مربوط به مخاط حلق توسط کدام هسته مغزی است؟
1) Inferior salivatory
2) Superior salivatory
3) Dorsal vagal
4) Solitary nucleus
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه 4
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا حس مخاط حلق (Pharyngeal mucosa sensation) و مسیرهای عصبی مرتبط با آن را بررسی کنیم. حس مخاط حلق عمدتاً توسط شاخههای حسی عصب گلوسوفارنژیال (Glossopharyngeal nerve, CN IX) و عصب واگ (Vagus nerve, CN X) منتقل میشود. هسته مرکزی این مسیرها در هسته سولیتر (Solitary nucleus) قرار دارد که مرکز دریافت حسهای چشایی و برخی حسهای احشایی است. بنابراین کلید پاسخ، شناسایی هستهای است که حس مخاط حلق را دریافت میکند.
بررسی گزینهها
گزینه 1: Inferior salivatory
هسته Inferior salivatory بیشتر نقش اعصاب پاراسمپاتیک (Parasympathetic fibers) به غدد بزاقی، مانند غده پاروتید، دارد و مسئول انتقال حس نیست. پس این گزینه نادرست است.
گزینه 2: Superior salivatory
هسته Superior salivatory نیز مسئول فیبرهای پاراسمپاتیک به غدد بزاقی تحتزبانی و تحتآروارهای است و نقشی در دریافت حس مخاط حلق ندارد. بنابراین این گزینه درست نیست.
گزینه 3: Dorsal vagal
هسته Dorsal vagal بیشتر در کنترل فعالیتهای پاراسمپاتیک احشایی، مانند قلب و ریهها، دخیل است و انتقال حس مخاط حلق را انجام نمیدهد. پس این گزینه نادرست است.
گزینه 4: Solitary nucleus
هسته Solitary nucleus مرکز اصلی دریافت حسهای چشایی و حسهای احشایی از جمله حس مخاط حلق است. فیبرهای حسی از عصب گلوسوفارنژیال و واگ به این هسته وارد میشوند و اطلاعات حس مخاط حلق را منتقل میکنند. بنابراین این گزینه صحیح است.
نتیجهگیری نهایی
حس مخاط حلق توسط هسته سولیتر (Solitary nucleus) منتقل میشود و این هسته مرکز دریافت حسهای چشایی و احشایی مرتبط با حلق است.
پاسخ صحیح: گزینه 4
۲- قطع عرضی نیمه چپ نخاع موجب از بین رفتن کدام حس در زیر ناحیه قطع شده میگردد؟
1) درد طرف چپ
2) ارتعاش طرف راست
3) حرارت طرف راست
4) لمس دقیق طرف راست
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه 3
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا ساختارهای نخاعی (Spinal cord structures) و مسیرهای حسی (Sensory pathways) را بشناسیم. در نخاع، مسیرهای حسی به صورت تقسیمشده جانبی و طرفی (Lateralized pathways) منتقل میشوند.
مسیر لمس دقیق (Fine touch) و ارتعاش (Vibration) از طریق مسیر ستون خلفی–هسته مدولا (Dorsal column–medial lemniscus pathway) منتقل میشوند و بعد از تقاطع در مدولا (Medulla) به طرف مقابل مغز میروند.
مسیر درد و حرارت (Pain and temperature) از طریق مسیر اسپاینوتالامیک (Spinothalamic tract) منتقل میشوند و معمولاً یک یا دو مهره پایینتر از محل ورود فیبرها تقاطع میکنند و به سمت مقابل صعود میکنند.
بنابراین، قطع عرضی نیمه چپ نخاع (Left hemisection of spinal cord) موجب از بین رفتن درد و حرارت طرف مقابل (Contralateral pain and temperature) یا همان سمت راست زیر ناحیه قطع شده میگردد، و لمس دقیق و ارتعاش سمت همان طرف نخاع (Ipsilateral) تحت تأثیر قرار میگیرد.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: درد طرف چپ
درد از مسیر اسپاینوتالامیک منتقل میشود و فیبرها به طرف مقابل تقاطع میکنند، بنابراین با قطع نیمه چپ، درد سمت چپ تحت تأثیر قرار نمیگیرد. این گزینه نادرست است.
گزینه ۲: ارتعاش طرف راست
ارتعاش از طریق ستون خلفی منتقل میشود و تقاطع آن در مدولا اتفاق میافتد، بنابراین با قطع نیمه چپ نخاع، ارتعاش سمت همان طرف (چپ) از بین میرود و سمت راست سالم میماند. این گزینه نادرست است.
گزینه ۳: حرارت طرف راست
مسیر اسپاینوتالامیک حس درد و حرارت را منتقل میکند و بعد از ورود به نخاع به سمت مقابل تقاطع میکند. بنابراین، قطع نیمه چپ نخاع باعث از بین رفتن حرارت و درد طرف راست (Contralateral) میشود. این گزینه صحیح است.
گزینه ۴: لمس دقیق طرف راست
لمس دقیق از مسیر ستون خلفی منتقل میشود و تقاطع آن در مدولا انجام میشود، بنابراین قطع نیمه چپ نخاع باعث از بین رفتن لمس دقیق طرف چپ میشود نه راست. این گزینه نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
قطع عرضی نیمه چپ نخاع موجب از بین رفتن حس حرارت و درد طرف راست (Contralateral pain and temperature) زیر ناحیه قطع شده میگردد.
پاسخ صحیح: گزینه ۳
۳- هسته ی پاراسمپاتیک مربوط به مردمک چشم در کجا قرار دارد؟
1) بصل النخاع Medulla
2) پل Pons
3) مغز میانی Midbrain
4) مغز واسطه (دیانسفال) Diencephallon
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه 3
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا کنترل مردمک چشم (Pupillary control) و مسیرهای پاراسمپاتیک (Parasympathetic pathways) آن را بررسی کنیم. انقباض مردمک (Pupillary constriction) تحت کنترل اعصاب پاراسمپاتیک عصب سوم مغزی یا اکولوموتور (Oculomotor nerve, CN III) قرار دارد. هسته پاراسمپاتیک ادمی (Edinger–Westphal nucleus) در مغز میانی (Midbrain) واقع شده و فیبرهای پیشگانگلیونی از آن به گانگلیون سیلیاری (Ciliary ganglion) میروند و از آنجا فیبرهای پسگانگلیونی به اسفنکتر مردمک (Sphincter pupillae) میرسند.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: بصل النخاع (Medulla)
هستههای مدولا بیشتر مسئول کنترل اعصاب پاراسمپاتیک احشایی (Autonomic control of heart, lungs, gut) هستند و هسته مردمک در آنجا قرار ندارد. این گزینه نادرست است.
گزینه ۲: پل (Pons)
پل شامل هستههای مرتبط با حرکات صورت و شنوایی و برخی فیبرهای پاراسمپاتیک صورت است، اما هسته مردمک در پل واقع نشده است. بنابراین این گزینه هم درست نیست.
گزینه ۳: مغز میانی (Midbrain)
هسته Edinger–Westphal که هسته پاراسمپاتیک مردمک محسوب میشود، در مغز میانی (Midbrain) قرار دارد و کنترل فیبرهای پاراسمپاتیک مردمک و عدسی را انجام میدهد. این گزینه صحیح است.
گزینه ۴: مغز واسطه (دیانسفال) (Diencephalon)
دیانسفال شامل تالاموس و هیپوتالاموس است و بیشتر در تنظیم هومئوستاز و فیبرهای عصبی اتونومیک مرکزی نقش دارد و هسته مردمک در آنجا قرار ندارد. این گزینه نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
هسته پاراسمپاتیک مربوط به مردمک چشم، هسته Edinger–Westphal در مغز میانی (Midbrain) واقع شده است و فیبرهای پاراسمپاتیک آن موجب انقباض مردمک میشوند.
پاسخ صحیح: گزینه ۳
۴- الیاف عصبی تمام حواس زیر در هستههای گراسیلیس کونئاتوس سیناپس میکنند، بجز:
1) درد و حرارت
2) لمس دقیق
3) ارتعاش
4) درک وضعیت فضایی اعضاء
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه 1
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا مسیرهای حسی نخاعی–مغزی (Sensory pathways: Dorsal column–medial lemniscus system) و عملکرد هستههای گراسیلیس و کونئاتوس (Gracile and Cuneate nuclei) را بررسی کنیم. این هستهها در مدولا (Medulla oblongata) قرار دارند و فیبرهای ستون خلفی نخاع (Dorsal columns: Fasciculus gracilis و Fasciculus cuneatus) که حس لمس دقیق (Fine touch)، ارتعاش (Vibration) و درک وضعیت فضایی اعضاء (Proprioception) را منتقل میکنند، در این هستهها سیناپس میکنند.
اما درد و حرارت (Pain and temperature) از طریق مسیر اسپاینوتالامیک (Spinothalamic tract) منتقل میشوند و به هستههای گراسیلیس یا کونئاتوس سیناپس نمیکنند.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: درد و حرارت
این فیبرها از طریق مسیر اسپاینوتالامیک به هستههای نخاعی و تالاموس میروند و در هستههای ستون خلفی (Gracile/Cuneate) سیناپس نمیکنند. بنابراین این گزینه صحیح است.
گزینه ۲: لمس دقیق
فیبرهای لمس دقیق از ستون خلفی وارد هستههای گراسیلیس و کونئاتوس میشوند و در آنجا سیناپس میکنند. پس این گزینه نادرست است.
گزینه ۳: ارتعاش
فیبرهای ارتعاش نیز از طریق ستون خلفی به هستههای گراسیلیس و کونئاتوس منتقل میشوند و سیناپس میکنند. این گزینه نادرست است.
گزینه ۴: درک وضعیت فضایی اعضاء
فیبرهای پروپریوسپشن (Proprioception) نیز مسیر ستون خلفی را طی کرده و در این هستهها سیناپس میکنند. بنابراین این گزینه نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
تمام فیبرهای ستون خلفی شامل لمس دقیق، ارتعاش و پروپریوسپشن در هستههای گراسیلیس و کونئاتوس سیناپس میکنند، ولی درد و حرارت از این مسیر عبور نمیکنند.
پاسخ صحیح: گزینه ۱
۵- هسته حرکتی عضلات جونده مربوط به کدام هسته ذیل میباشد؟
1) هسته حرکتی زوج ۷ مغزی
2) هسته حرکتی زوج ۵ مغزی
3) هسته Solitary
4) هسته Ambiguus
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه 2
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا کنترل حرکتی عضلات جونده (Masticatory muscles) و ارتباط آن با اعصاب مغزی (Cranial nerves) را بررسی کنیم. عضلات جونده شامل ماسِتِر (Masseter)، تِمپورالیس (Temporalis) و پتریگوئیدها (Pterygoids) هستند و این عضلات تحت کنترل عصب تراژمینال (Trigeminal nerve, CN V) قرار دارند. هسته حرکتی عصب پنج (Motor nucleus of CN V) در پل (Pons) واقع شده و فیبرهای حرکتی آن عضلات جونده را عصبدهی میکنند.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: هسته حرکتی زوج ۷ مغزی
هسته حرکتی عصب فاسیال (Facial nerve, CN VII) عضلات صورت (Facial expression muscles) را عصبدهی میکند و شامل عضلات جونده نیست. این گزینه نادرست است.
گزینه ۲: هسته حرکتی زوج ۵ مغزی
هسته حرکتی عصب تراژمینال (Motor nucleus of CN V) عضلات جونده را کنترل میکند و شامل ماسِتِر، تمپورالیس و پتریگوئیدها میشود. این گزینه صحیح است.
گزینه ۳: هسته Solitary
هسته Solitary nucleus مسئول دریافت حس چشایی و احشایی (Taste and visceral sensation) است و ارتباطی با عضلات جونده ندارد. بنابراین این گزینه نادرست است.
گزینه ۴: هسته Ambiguus
هسته Ambiguus بیشتر مسئول کنترل عضلات حنجره و حلق (Pharyngeal and laryngeal muscles) است و نقشی در عضلات جونده ندارد. این گزینه نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
عضلات جونده توسط هسته حرکتی عصب پنج (Motor nucleus of CN V) کنترل میشوند و این هسته در پل (Pons) قرار دارد.
پاسخ صحیح: گزینه ۲
۶- همه نواحی ذیل از گردش خون قدامی مغز (سیستم کاروتیدی) خونگیری میکنند، بجز:
1) پوتامن
2) گلوبوس پالیدوس
3) هسته دم دار
4) تالاموس
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه 4
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا توزیع عروق مغزی (Cerebral blood supply) را بررسی کنیم. مغز از نظر خونرسانی عمدتاً توسط سیستم کاروتیدی (Carotid system) و سیستم ورتبرال–بصلالنخاعی (Vertebrobasilar system) تأمین میشود.
پوتامن (Putamen)، گلوبوس پالیدوس (Globus pallidus) و هسته دمدار (Caudate nucleus) بیشتر توسط شاخههای شریان کاروتید داخلی (Internal carotid artery) خونگیری میشوند.
تالاموس (Thalamus) عمدتاً توسط شاخههای شریان خلفی مغزی (Posterior cerebral artery) که بخشی از سیستم ورتبرال–بصلالنخاعی است، خونرسانی میشود و نه سیستم کاروتید قدامی.
بنابراین کلید پاسخ در شناسایی منطقهای است که از سیستم کاروتیدی خون نمیگیرد.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: پوتامن
پوتامن از شاخههای شریان مغزی میانی (Middle cerebral artery) که از سیستم کاروتید داخلی منشعب میشود خون میگیرد. این گزینه نادرست است.
گزینه ۲: گلوبوس پالیدوس
گلوبوس پالیدوس نیز توسط شاخههای شریان مغزی میانی و قدامی (MCA & ACA) خونرسانی میشود و جزء مناطق سیستم کاروتید است. این گزینه نادرست است.
گزینه ۳: هسته دم دار
هسته دمدار توسط شاخههای شریان مغزی قدامی و میانی (ACA & MCA) خون میگیرد، بنابراین این گزینه هم نادرست است.
گزینه ۴: تالاموس
تالاموس عمدتاً توسط شاخههای شریان خلفی مغزی (Posterior cerebral artery, PCA) خونرسانی میشود و از سیستم کاروتید قدامی تأمین نمیشود. این گزینه صحیح است.
نتیجهگیری نهایی
تمام نواحی ذکر شده از سیستم کاروتیدی خون میگیرند، به جز تالاموس (Thalamus) که بیشتر توسط شاخههای شریان خلفی مغزی خونرسانی میشود.
پاسخ صحیح: گزینه ۴
۷- در بیماری که دچار اختلال تعادل ناگهانی و در معاینه دچار سندروم هورنر در چشم راست و کاهش رفلکس بلع در همان طرف، با اختلال درک درد و حرارت در نیمه مقابل بدن مراجعه کرده است محل ضایعه مغزی کجاست؟
1) مدیال مدولا
2) لترال پونز
3) لترال مدولا
4) مغز میانی
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۳
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا سندرومها و علائم نورولوژیک (Neurological syndromes and signs) مربوط به مدولا (Medulla) را بررسی کنیم. علائم ذکر شده شامل:
اختلال تعادل ناگهانی (Acute balance disturbance) که به سیستم مخچهای و مسیرهای حلزونی (Cerebellar pathways) مربوط است.
سندروم هورنر در چشم راست (Right-sided Horner’s syndrome) که ناشی از آسیب فیبرهای سمپاتیک مرکزی یا نخاعی (Sympathetic fibers) در همان طرف است.
کاهش رفلکس بلع در همان طرف (Ipsilateral decreased gag reflex) که نشاندهنده آسیب عصب گلوسوفارنژیال و واگ (CN IX & X) است.
اختلال درک درد و حرارت در نیمه مقابل بدن (Contralateral pain and temperature loss) که مربوط به مسیر اسپاینوتالامیک جانبی (Lateral spinothalamic tract) است.
این ترکیب علائم مشخصه سندروم لترال مدولا (Lateral medullary/Wallenberg syndrome) میباشد.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: مدیال مدولا (Medial medulla)
مدیال مدولا بیشتر با آسیب مسیرهای هرمی (Corticospinal tract) و مسیر ستون خلفی–مدیال لمینسوس (Medial lemniscus) همراه است، که موجب ضعف اندام و از بین رفتن حس ارتعاش و لمس دقیق میشود، نه علائم ذکر شده. این گزینه نادرست است.
گزینه ۲: لترال پونز (Lateral pons)
آسیب لترال پونز باعث سندروم لترال پونز میشود که شامل اختلالات صورت، تعادل و شنوایی است، اما ترکیب سندروم هورنر و اختلال بلع و تغییر حس درد و حرارت در نیمه مقابل بدن کمتر دیده میشود. این گزینه درست نیست.
گزینه ۳: لترال مدولا (Lateral medulla)
لترال مدولا شامل هستههای عصب گلوسوفارنژیال و واگ (CN IX & X)، مسیر اسپاینوتالامیک جانبی (Spinothalamic tract)، فیبرهای سمپاتیک (Sympathetic fibers) و اتصالات مخچهای (Cerebellar connections) است. آسیب در این ناحیه منجر به اختلال تعادل، سندروم هورنر، کاهش رفلکس بلع ipsilateral و اختلال حس درد و حرارت contralateral میشود. این گزینه صحیح است.
گزینه ۴: مغز میانی (Midbrain)
مغز میانی بیشتر با کنترل مردمک، حرکات چشم و مسیرهای حرکتی مرتبط است و علائم ذکر شده در آن دیده نمیشوند. بنابراین نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
ترکیب علائم ارائه شده مشخصه سندروم لترال مدولا (Lateral medullary/Wallenberg syndrome) است و محل ضایعه نیمه راست لترال مدولا میباشد.
پاسخ صحیح: گزینه ۳
۸- Uncus مربوط به کدام گیروس است؟
1) Hypocmpp
2) parahypocampp
3) Inferior temporal
4) Lateral occipito temporal
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۲
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا آناتومی گیروسها و لوبهای مغزی (Gyri and cerebral lobes) را بررسی کنیم. Uncus بخشی از لوب تمپورال مدیال (Medial temporal lobe) است و به گیروس پاراهیپوکامپی (Parahippocampal gyrus) تعلق دارد. Uncus نزدیک به هیپوکامپوس (Hippocampus) و آمیگدال (Amygdala) قرار دارد و نقش مهمی در پردازش حافظه و احساسات دارد.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: Hypocmpp (Hippocampus)
هیپوکامپ بخشی از لوب تمپورال مدیال است و با حافظه مرتبط است، اما خود Uncus بخشی از هیپوکامپ نیست بلکه در گیروس پاراهیپوکامپی واقع شده است. بنابراین این گزینه نادرست است.
گزینه ۲: Parahypocampp (Parahippocampal gyrus)
Uncus بخشی از گیروس پاراهیپوکامپی (Parahippocampal gyrus) است و در قسمت قدامی آن قرار دارد. این گزینه صحیح است.
گزینه ۳: Inferior temporal
گیروس اینفریور تمپورال در قسمت جانبی و تحتانی لوب تمپورال قرار دارد و Uncus بخشی از آن نیست. این گزینه نادرست است.
گزینه ۴: Lateral occipito temporal
این گیروس در مرز لوب تمپورال و اکسیپیتال جانبی قرار دارد و ارتباطی با Uncus ندارد. این گزینه نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
Uncus بخشی از گیروس پاراهیپوکامپی (Parahippocampal gyrus) در لوب تمپورال مدیال است و نقش مهمی در پردازش حافظه و احساسات دارد.
پاسخ صحیح: گزینه ۲
۹- precuneus gyrus در کدام سطح نیمکره مغز قرار دارد؟
1) سطح تحتانی
2) سطح خارجی
3) سطح داخلی و خارجی
4) سطح داخلی
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۴
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا آناتومی لوب پاریتال و گیروسها (Parietal lobe anatomy and gyri) را بررسی کنیم. Precuneus gyrus در لوب پاریتال میانی (Medial parietal lobe) قرار دارد و نقش مهمی در خودآگاهی، حافظه فضایی و پردازش اطلاعات بین حسی و حرکتی (Self-consciousness, visuospatial memory, sensorimotor integration) ایفا میکند. این گیروس عمدتاً در سطح داخلی نیمکره مغز (Medial surface of the cerebral hemisphere) واقع شده و از سطح خارجی قابل مشاهده نیست.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: سطح تحتانی (Inferior surface)
Precuneus روی سطح تحتانی قرار ندارد و بخش پایینی لوب پاریتال محسوب نمیشود. این گزینه نادرست است.
گزینه ۲: سطح خارجی (Lateral surface)
سطح خارجی نیمکره مربوط به گیروسهای جانبی لوب پاریتال است و Precuneus در آنجا دیده نمیشود. بنابراین این گزینه نادرست است.
گزینه ۳: سطح داخلی و خارجی (Medial and lateral surface)
Precuneus تنها در سطح داخلی قرار دارد و سطح خارجی را شامل نمیشود. این گزینه نادرست است.
گزینه ۴: سطح داخلی (Medial surface)
Precuneus در سطح داخلی نیمکره مغز (Medial surface of the hemisphere) واقع شده و بین سولکوس پارایتالیس فوقانی و کالکارینال قرار دارد. این گزینه صحیح است.
نتیجهگیری نهایی
Precuneus gyrus تنها در سطح داخلی نیمکره مغز (Medial surface of the cerebral hemisphere) قرار دارد و نقش مهمی در پردازش حافظه فضایی و خودآگاهی ایفا میکند.
پاسخ صحیح: گزینه ۴
۱۰- خونرسانی Angular gyrus مربوط به کدام شریان ذیل است؟
1) Posterior cerebral
2) Anterior cerebral
3) middle cerebral
4) anterior communicating
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۳
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا آناتومی لوب تمپورال و پاریتال و گیروسها (Parietal and temporal lobes anatomy) و توزیع عروق مغزی (Cerebral blood supply) را بررسی کنیم. Angular gyrus بخشی از لوب پاریتال خلفی (Posterior inferior parietal lobule) است و نقش مهمی در پردازش زبان، خواندن و محاسبات عددی (Language processing, reading, numerical cognition) دارد. این ناحیه عمدتاً توسط شاخههای شریان مغزی میانی (Middle cerebral artery, MCA) خونرسانی میشود.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: Posterior cerebral
شریان خلفی مغزی بیشتر لوب اکسیپیتال و بخش خلفی لوب تمپورال را خونرسانی میکند و به طور مستقیم angular gyrus را تأمین نمیکند. این گزینه نادرست است.
گزینه ۲: Anterior cerebral
شریان قدامی مغزی عمدتاً لوبهای فرونتال میانی و پاریتال مدیال را خونرسانی میکند و با angular gyrus ارتباطی ندارد. این گزینه نادرست است.
گزینه ۳: Middle cerebral
شریان مغزی میانی شاخههای جانبی لوب پاریتال و تمپورال را خونرسانی میکند و Angular gyrus نیز تحت پوشش این شریان است. این گزینه صحیح است.
گزینه ۴: Anterior communicating
این شریان ارتباطی میان شریانهای قدامی مغزی ایجاد میکند و به طور مستقیم خونرسانی به angular gyrus ندارد. این گزینه نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
Angular gyrus توسط شاخههای شریان مغزی میانی (Middle cerebral artery) خونرسانی میشود و نقش مهمی در پردازش زبان و عملکردهای شناختی دارد.
پاسخ صحیح: گزینه ۳
۱۱- کدام یک از حسهای زیر توسط مسیر spinothalamic انتقال مییابند؟
1) پروپریوسپتیو
2) ارتعاش
3) درد
4) لمس دقیق
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۳
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا مسیرهای حسی نخاعی–مغزی (Sensory pathways) را بررسی کنیم. مسیر Spinothalamic tract یا مسیر نخاعی–تالاموسی جانبی (Lateral spinothalamic tract) مسئول انتقال حسهای درد و حرارت (Pain and temperature) و برخی حسهای لمسی ناخالص است.
حسهای پروپریوسپشن (Proprioception) و ارتعاش (Vibration) از طریق ستون خلفی–هسته مدیال لمینسوس (Dorsal column–medial lemniscus pathway) منتقل میشوند.
لمس دقیق (Fine touch) نیز از طریق مسیر ستون خلفی–مدیال لمینسوس منتقل میشود.
بنابراین کلید پاسخ در شناسایی حسی است که توسط مسیر اسپاینوتالامیک (Spinothalamic) منتقل میشود.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: پروپریوسپتیو (Proprioception)
پروپریوسپشن از مسیر ستون خلفی–مدیال لمینسوس منتقل میشود و نه مسیر اسپاینوتالامیک. این گزینه نادرست است.
گزینه ۲: ارتعاش (Vibration)
ارتعاش نیز از طریق ستون خلفی منتقل میشود و مسیر اسپاینوتالامیک نقشی در آن ندارد. این گزینه نادرست است.
گزینه ۳: درد (Pain)
حس درد به طور مستقیم از طریق مسیر اسپاینوتالامیک جانبی (Lateral spinothalamic tract) به تالاموس منتقل میشود. این گزینه صحیح است.
گزینه ۴: لمس دقیق (Fine touch)
لمس دقیق از طریق ستون خلفی–مدیال لمینسوس منتقل میشود و مسیر اسپاینوتالامیک آن را انتقال نمیدهد. این گزینه نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
حس درد (Pain) توسط مسیر Spinothalamic tract منتقل میشود و مسیر ستون خلفی برای پروپریوسپشن، ارتعاش و لمس دقیق استفاده میشود.
پاسخ صحیح: گزینه ۳
۱۲- همه موارد زیر در مورد Anterior perforated substance صحیح است بجز:
1) سطح تحتانی نیمکره مغز قابل مشاهده است.
2) مراکز اصلی راه بویایی است.
3) استریای بویایی داخل حد داخل آن را تشکیل میدهد.
4) شیار طرفی ضلع خلفی خارجی آن را تشکیل میدهد.
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۴
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا Anterior perforated substance و موقعیت آن را در مغز بررسی کنیم. Anterior perforated substance در سطح تحتانی نیمکره مغز (Inferior surface of the cerebral hemisphere) قرار دارد و دارای سوراخهای متعدد برای عبور شریانهای کوچک مغزی (Perforating arteries) است. این ناحیه شامل مراکز اصلی راه بویایی (Olfactory pathways) بوده و استریای بویایی (Olfactory striae) در آن مشاهده میشود.
اما شکل و مرزهای آن نشان میدهد که شیار طرفی (Lateral sulcus / Sylvian fissure) در ناحیه خلفی و خارجی آن واقع نمیشود و جزو مرزهای آن نیست.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: سطح تحتانی نیمکره مغز قابل مشاهده است
Anterior perforated substance در سطح تحتانی نیمکره قابل مشاهده است و این گزینه صحیح است.
گزینه ۲: مراکز اصلی راه بویایی است
این ناحیه بخشی از مسیر بویایی را تشکیل میدهد و نقش مهم در پردازش حس بویایی دارد. این گزینه صحیح است.
گزینه ۳: استریای بویایی داخل حد داخل آن را تشکیل میدهد
استریای بویایی (Medial and lateral olfactory striae) از این ناحیه عبور میکنند و داخل حد داخلی آن واقع هستند. این گزینه صحیح است.
گزینه ۴: شیار طرفی ضلع خلفی خارجی آن را تشکیل میدهد
شیار طرفی یا Sylvian fissure، مرز خلفی و خارجی Anterior perforated substance نیست و با این ناحیه همپوشانی ندارد. این گزینه نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
تمام ویژگیهای ذکر شده صحیح هستند، به جز گزینهای که شیار طرفی را ضلع خلفی خارجی آن معرفی کرده است، زیرا این شیار مرز آن نیست.
پاسخ صحیح: گزینه ۴
۱۳- مرکز استقرار نورونهای سیستم پاراسمپاتیک در کدام سگمان نخاع میباشد؟
1) شاخ طرفی T1_L2
2) شاخ طرفی S1_S2
3) رابط خاکستری S2_S4
4) رابط خاکستری T1_L2
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۳
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا نورونهای سیستم عصبی پاراسمپاتیک (Parasympathetic nervous system neurons) و محل استقرار آنها در نخاع (Spinal cord segments) را بررسی کنیم.
سیستم سمپاتیک (Sympathetic system) در شاخ طرفی (Lateral horn) از T1 تا L2 قرار دارد.
سیستم پاراسمپاتیک (Parasympathetic system) در بخش نخاعی ساکرال (S2–S4) و همچنین هستههای مغزی برخی اعصاب جمجمهای قرار دارد.
نورونهای پیشگانگلیونی پاراسمپاتیک نخاعی در رابط خاکستری (Intermediolateral gray matter / gray matter of S2–S4 segments) قرار دارند و فیبرهای آنها از طریق ریشههای قدامی خارج میشوند.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: شاخ طرفی T1–L2
این ناحیه مختص نورونهای سمپاتیک است و مربوط به سیستم پاراسمپاتیک نمیشود. نادرست است.
گزینه ۲: شاخ طرفی S1–S2
شاخ طرفی در سگمانهای ساکرال وجود ندارد، بنابراین این گزینه نادرست است.
گزینه ۳: رابط خاکستری S2–S4
نورونهای پیشگانگلیونی پاراسمپاتیک در این ناحیه واقع شده و فیبرهای آنها اندامهای لگنی و احشاء تحتانی را عصبدهی میکنند. این گزینه صحیح است.
گزینه ۴: رابط خاکستری T1–L2
رابط خاکستری این سگمانها مربوط به سیستم سمپاتیک است، نه پاراسمپاتیک. بنابراین نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
مرکز استقرار نورونهای پیشگانگلیونی سیستم پاراسمپاتیک در رابط خاکستری S2–S4 قرار دارد و از آنجا فیبرها به اندامهای لگنی و احشاء تحتانی میروند.
پاسخ صحیح: گزینه ۳
۱۴- کدام هسته مربوط به مخچه باستانی Archiocerebellum میباشد؟
1) Fastigi
2) Dentate
3) Globus
4) Emboliform
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۱
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا آناتومی مخچه (Cerebellum) و تقسیمبندی تکاملی آن را بررسی کنیم. مخچه از نظر تکاملی به سه بخش تقسیم میشود:
Archicerebellum (مخچه باستانی): شامل فلکولونودولار لوب (Flocculonodular lobe)، نقش مهم در تعادل و کنترل حرکت چشمها (Balance and eye movements) دارد.
Paleocerebellum (Spinocerebellum): کنترل تون عضلانی و وضعیت تنه.
Neocerebellum (Cerebrocerebellum): برنامهریزی حرکات ظریف اندامها و حرکات هدفمند.
هستههای عمقی مخچه (Deep cerebellar nuclei) شامل:
Fastigial nucleus: مرتبط با Archicerebellum و کنترل تعادل تنه و چشم.
Globose و Emboliform nuclei: مرتبط با Paleocerebellum.
Dentate nucleus: مرتبط با Neocerebellum و حرکات ظریف اندامها.
بنابراین هستهای که با مخچه باستانی مرتبط است، Fastigial nucleus میباشد.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: Fastigi
این هسته با Archicerebellum و لوب فلکولونودولار مرتبط است و کنترل تعادل و حرکات چشم را بر عهده دارد. این گزینه صحیح است.
گزینه ۲: Dentate
این هسته با Neocerebellum مرتبط است و در برنامهریزی حرکات دقیق اندامها نقش دارد. نادرست است.
گزینه ۳: Globus
این هسته جزو Paleocerebellum است و با کنترل تنه و اندامها مرتبط است، نه Archicerebellum. نادرست است.
گزینه ۴: Emboliform
این هسته نیز با Paleocerebellum مرتبط است و کنترل حرکات اندامها را انجام میدهد. نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
هسته مرتبط با مخچه باستانی (Archicerebellum)، Fastigial nucleus است و نقش اصلی در کنترل تعادل و حرکات چشمها دارد.
پاسخ صحیح: گزینه ۱
۱۵- همه راههای عصبی زیر در Medulla تقاطع دارند به جز:
1) حس لمس دقیق اندامها
2) درد و حرارت
3) حس عمقی ادراک اندامها
4) Lateral corticospinal
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۲
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا تقاطع مسیرهای عصبی (Decussation of neural pathways) در مدولا (Medulla oblongata) را بررسی کنیم.
مسیر لمس دقیق و حس عمقی (Fine touch & proprioception) از طریق ستون خلفی–مدیال لمینسوس (Dorsal column–medial lemniscus pathway) منتقل میشوند و در مدیال مدولا تقاطع میکنند.
مسیر راه هرمی جانبی (Lateral corticospinal tract) نیز در مدولا در محل pyramidal decussation تقاطع میکند.
مسیر درد و حرارت (Pain and temperature) از طریق اسپاینوتالامیک جانبی (Lateral spinothalamic tract) منتقل میشود، اما این مسیر بلافاصله در سطح نخاع تقاطع میکند و نه در مدولا.
بنابراین کلید پاسخ در شناسایی مسیری است که در مدولا تقاطع نمیکند.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: حس لمس دقیق اندامها (Fine touch)
این مسیر از ستون خلفی عبور کرده و در مدولا تقاطع میکند. گزینه نادرست است.
گزینه ۲: درد و حرارت (Pain and temperature)
این مسیر در سطح نخاع تقاطع میکند و در مدولا تقاطع ندارد. این گزینه صحیح است.
گزینه ۳: حس عمقی ادراک اندامها (Proprioception)
مسیر ستون خلفی–مدیال لمینسوس برای حس عمقی در مدولا تقاطع میکند. گزینه نادرست است.
گزینه ۴: Lateral corticospinal
این مسیر در pyramidal decussation مدولا تقاطع میکند. گزینه نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
تمام مسیرهای ذکر شده در مدولا تقاطع دارند به جز مسیر درد و حرارت (Spinothalamic tract) که در سطح نخاع تقاطع میکند.
پاسخ صحیح: گزینه ۲
۱۶- حد قدامی دیانسفال را چه عنصری تشکیل میدهد؟
1) Optic chiasma
2) Fornix
3) Mammillary body
4) Lamina terminalis
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۴
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا دیانسفال (Diencephalon) و مرزهای آن را بررسی کنیم. دیانسفال شامل ساختارهایی مانند تالاموس، هیپوتالاموس، اپیتالاموس و سابتالاموس است. حد قدامی (Anterior boundary) دیانسفال توسط Lamina terminalis تشکیل میشود که یک صفحه نازک عصبی در جلوی دیانسفال است و مرز بین دیانسفال و ناحیه قدامی مغز (Telencephalon / Prosencephalon anterior) را مشخص میکند.
ساختارهای دیگر مانند Optic chiasma، Mammillary body و Fornix در بخشهای مختلف هیپوتالاموس و دیانسفال قرار دارند ولی حد قدامی دیانسفال نیستند.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: Optic chiasma
چیاسم بینایی در سطح قدامی–پایینی هیپوتالاموس قرار دارد، اما حد قدامی دیانسفال را تشکیل نمیدهد. گزینه نادرست است.
گزینه ۲: Fornix
فورنیکس یک مسیر فیبری است که ارتباط بین هیپوکامپ و هیپوتالاموس را برقرار میکند و در مرز قدامی دیانسفال نقش ندارد. گزینه نادرست است.
گزینه ۳: Mammillary body
این ساختار جزو هیپوتالاموس خلفی–پایینی است و حد قدامی دیانسفال نیست. گزینه نادرست است.
گزینه ۴: Lamina terminalis
این صفحه نازک عصبی در جلوی دیانسفال قرار دارد و حد قدامی آن را مشخص میکند. گزینه صحیح است.
نتیجهگیری نهایی
حد قدامی دیانسفال توسط Lamina terminalis تشکیل میشود و سایر ساختارهای ذکر شده در بخشهای مختلف دیانسفال قرار دارند ولی نقش مرزی ندارند.
پاسخ صحیح: گزینه ۴
۱۷- در گرفتاری سوپرانوکلئر عصب هفتم (مثلا به دنبال بروز سکته مغزی) گرفتاری عضلات سطحی صورت به چه صورتی خود را نشان میدهد؟
1) نیمه فوقانی صورت در سمت مقابل گرفتار میشود.
2) نیمه تحتانی صورت در سمت مقابل گرفتار میشود.
3) نیمه فوقانی و تحتانی صورت در سمت مقابل گرفتار میشود.
4) نیمه فوقانی و تحتانی صورت در همان سمت گرفتار میشود.
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۲
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا آناتومی عصبی عصب فاسیال (Facial nerve, CN VII) و تقسیمبندی سوپرانوکلئر (Supranuclear / Upper motor neuron, UMN) را بررسی کنیم.
عصب هفتم مغزی (CN VII) عضلات صورت (Facial muscles) را عصبدهی میکند.
عضلات نیمه فوقانی صورت دوطرفه کنترل میشوند؛ یعنی هر نیمکره مغزی هر دو نیمه فوقانی صورت را تا حدی عصبدهی میکند.
عضلات نیمه تحتانی صورت فقط از نیمکره مقابل کنترل میشوند.
بنابراین در ضایعه سوپرانوکلئر (UMN lesion):
نیمه فوقانی صورت معمولاً محفوظ میماند.
نیمه تحتانی صورت در طرف مقابل ضایعه مغزی دچار فلج میشود.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: نیمه فوقانی صورت در سمت مقابل گرفتار میشود
نادرست است، زیرا نیمه فوقانی دوطرفه کنترل میشود و معمولاً حفظ میشود.
گزینه ۲: نیمه تحتانی صورت در سمت مقابل گرفتار میشود
صحیح است. ضایعه UMN باعث فلج نیمه تحتانی صورت طرف مقابل ضایعه میشود.
گزینه ۳: نیمه فوقانی و تحتانی صورت در سمت مقابل گرفتار میشود
نادرست است، زیرا نیمه فوقانی معمولاً حفظ میشود.
گزینه ۴: نیمه فوقانی و تحتانی صورت در همان سمت گرفتار میشود
این حالت مربوط به فلج عصب هفتم محیطی (LMN lesion) است، نه سوپرانوکلئر. نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
در گرفتاری سوپرانوکلئر عصب هفتم (UMN lesion)، نیمه تحتانی صورت در سمت مقابل ضایعه مغزی دچار فلج میشود، در حالی که نیمه فوقانی محفوظ میماند.
پاسخ صحیح: گزینه ۲
۱۸- مسیرهای حرکتی از کدام بخش mid brain عبور میکند؟
1) Peduncle
2) Tegmentum
3) Tectum
4) Pretectal
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۱
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا آناتومی مغز میانی (Midbrain / Mesencephalon) و مسیرهای حرکتی را بررسی کنیم.
Midbrain از سه بخش اصلی تشکیل شده است: Tectum (سطح پشتی)، Tegmentum (سطح میانی) و Cerebral peduncles (سطح قدامی / پایهای).
مسیرهای حرکتی عمده از مغز به ساقه مغز و نخاع (Motor pathways: Corticospinal, Corticobulbar tracts) از طریق Peduncle یا پایه مغز میانی (Cerebral peduncles) عبور میکنند.
Tegmentum بیشتر شامل هستهها و مسیرهای غیرحرکتی و برخی مسیرهای حسی است.
Tectum مرتبط با پردازش بینایی و شنوایی (Superior & inferior colliculi) است.
Pretectal area مربوط به واکنش مردمک به نور میباشد و نقشی در انتقال مسیرهای حرکتی ندارد.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: Peduncle
این بخش مسیرهای حرکتی عمده را از قشر به نخاع و ساقه مغز منتقل میکند. گزینه صحیح است.
گزینه ۲: Tegmentum
Tegmentum حاوی هستهها و مسیرهای حسی و غیرحرکتی است و مسیرهای عمده حرکتی از آن عبور نمیکنند. نادرست است.
گزینه ۳: Tectum
Tectum مربوط به Superior و Inferior colliculi و پردازش بینایی و شنوایی است و مسیرهای حرکتی ندارد. نادرست است.
گزینه ۴: Pretectal
Pretectal area در پاسخ مردمک به نور نقش دارد و مسیر حرکتی عبور نمیکند. نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
مسیرهای حرکتی از مغز میانی عمدتاً از Cerebral peduncles (Peduncle) عبور میکنند و نقش کلیدی در انتقال فرمانهای حرکتی از قشر به نخاع و ساقه مغز دارند.
پاسخ صحیح: گزینه ۱
۱۹- کدام یک از مناطق ذیل مربوط به تشخیص چهره در مغز است؟
1) Precuneus
2) Angular gyrus
3) Fusiform gyrus
4) posterior parietal
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۳
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا نواحی مغزی مرتبط با پردازش چهره (Face recognition areas) را بررسی کنیم.
Fusiform gyrus، به ویژه Fusiform Face Area (FFA)، نقش مرکزی در تشخیص چهرهها (Face perception and recognition) دارد و فعال شدن آن هنگام مشاهده چهرهها ثبت میشود.
سایر نواحی مانند Precuneus در خودآگاهی و حافظه فضایی، Angular gyrus در پردازش زبان و محاسبات و Posterior parietal در پردازش فضایی و توجه نقش دارند، ولی مسئول تشخیص چهره نیستند.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: Precuneus
این گیروس در سطح داخلی لوب پاریتال قرار دارد و مرتبط با خودآگاهی و حافظه فضایی است. تشخیص چهره را انجام نمیدهد. نادرست است.
گزینه ۲: Angular gyrus
این گیروس در لوب پاریتال خلفی قرار دارد و نقش مهمی در پردازش زبان و محاسبات دارد، نه تشخیص چهره. نادرست است.
گزینه ۳: Fusiform gyrus
این گیروس در لوب تمپورال میانی–زیرین قرار دارد و شامل Fusiform Face Area (FFA) است که مسئول تشخیص چهره میباشد. گزینه صحیح است.
گزینه ۴: Posterior parietal
این ناحیه بیشتر در پردازش فضایی و توجه نقش دارد و مسئول تشخیص چهره نیست. نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
Fusiform gyrus، به ویژه Fusiform Face Area (FFA)، مرکز اصلی مغز برای تشخیص چهرهها است و نقش کلیدی در پردازش ویژگیهای چهره دارد.
پاسخ صحیح: گزینه ۳
۲۰- الیاف حرکتی مربوط به عضلات سر و صورت از کدام بخش Internal capsul عبور میکند؟
1) posterior limb
2) Anterior limb
3) Genum
4) petrolenticular
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۳
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا Internal capsule و مسیرهای حرکتی آن را بررسی کنیم.
Internal capsule یک ساختار سفید در عمق نیمکره مغز است که شامل مسیرهای حرکتی و حسی است و به سه بخش اصلی تقسیم میشود: Anterior limb, Genu, Posterior limb.
مسیرهای حرکتی عضلات اندامها و تنه عمدتاً از Posterior limb عبور میکنند.
مسیرهای حرکتی عضلات سر و صورت (Cranial and facial muscles) از بخش خمیده Genu of internal capsule عبور میکنند.
مسیرهای حسی و ارتباطات غیرحرکتی از سایر بخشها عبور میکنند.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: Posterior limb
این قسمت بیشتر مسیرهای حرکتی اندامها و تنه را شامل میشود و نه عضلات سر و صورت. نادرست است.
گزینه ۲: Anterior limb
این قسمت شامل مسیرهای فرونتال–تالامیک و فیبرهای غیرحرکتی است و مسیر عضلات سر و صورت را منتقل نمیکند. نادرست است.
گزینه ۳: Genu
بخش خمیده Genu محل عبور فیبرهای Corticobulbar tract است که عضلات سر و صورت را عصبدهی میکنند. گزینه صحیح است.
گزینه ۴: Petrolenticular
این اصطلاح به طور معمول برای مسیرهای داخلی و جانبی در لوب تمپورال به کار میرود و بخش رسمی Internal capsule نیست. نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
الیاف حرکتی مربوط به عضلات سر و صورت از بخش خمیده Genu of internal capsule عبور میکنند و از آنجا به Cranial nerve nuclei در ساقه مغز میروند.
پاسخ صحیح: گزینه ۳
۲۱- همه عبارات ذیل در مورد مدارهای Basal ganglia صحیح است بجز:
1) هسته Subthalamic در مسیر Indirect بین Striatum و Pallidum قرار دارد.
2) مسیر کورتکس مغز به هستههای قاعده ای ابتدا به Pallidum منتهی میگردد.
3) مسیر Direct از Striatum به Pallidum است.
4) مسیر خروجی Pallidum به تالاموس میباشد.
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۲
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا مدارهای هستههای قاعدهای (Basal ganglia circuits) و مسیرهای Direct و Indirect را بررسی کنیم.
مسیر Direct: فیبرها از Striatum (Caudate + Putamen) مستقیم به Internal segment of Globus Pallidus (GPi) و Substantia nigra pars reticulata (SNr) میروند و به تالاموس و قشر بازمیگردند. این مسیر باعث تحریک حرکت (Facilitation of movement) میشود.
مسیر Indirect: فیبرها از Striatum به External segment of Globus Pallidus (GPe)، سپس به Subthalamic nucleus (STN) و بعد به GPi/SNr میروند. این مسیر مهارکننده حرکت (Inhibition of movement) است.
مسیرهای کورتکس به هستههای قاعدهای ابتدا به Striatum میروند، نه مستقیم به Pallidum.
مسیر خروجی Pallidum به تالاموس منتقل میشود و از آنجا به قشر بازمیگردد.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: هسته Subthalamic در مسیر Indirect بین Striatum و Pallidum قرار دارد
این درست است و Subthalamic nucleus بخشی از مسیر Indirect محسوب میشود. گزینه صحیح است.
گزینه ۲: مسیر کورتکس مغز به هستههای قاعدهای ابتدا به Pallidum منتهی میگردد
نادرست است، زیرا مسیر کورتکس ابتدا به Striatum میرود و از آنجا به Pallidum منتقل میشود. این گزینه غلط است.
گزینه ۳: مسیر Direct از Striatum به Pallidum است
این درست است، مسیر Direct از Striatum به GPi و SNr میرود. گزینه صحیح است.
گزینه ۴: مسیر خروجی Pallidum به تالاموس میباشد
این درست است و مسیر خروجی Pallidum به تالاموس و سپس به قشر منتقل میشود. گزینه صحیح است.
نتیجهگیری نهایی
تمام گزینهها صحیح هستند به جز گزینهای که مسیر کورتکس را مستقیم به Pallidum معرفی کرده است، زیرا مسیر کورتیکال ابتدا به Striatum میرود.
پاسخ صحیح: گزینه ۲
۲۲- همه ی هسته های ذیل در Medulla قرار دارند، بجز:
1) Lateral vestibular
2) Solitary
3) Facial motor
4) Ambiguus
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۳
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا هستههای ساقه مغز (Brainstem nuclei) و موقعیت آنها را بررسی کنیم.
Medulla oblongata شامل هستههای حسی و حرکتی مختلف است، از جمله:
Solitary nucleus: هسته حسی برای مسیرهای چشایی و احشایی.
Ambiguus nucleus: هسته حرکتی برای عضلات حلق و حنجره (Cranial nerves IX و X).
Lateral vestibular nucleus (Deiters’ nucleus): هسته دهلیزی مرتبط با تعادل و کنترل عضلات تنه و اندامها.
Facial motor nucleus در Pons قرار دارد و عضلات صورت را عصبدهی میکند، بنابراین در مدولا واقع نیست.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: Lateral vestibular
در مدولا واقع است و با تعادل و تون عضلانی مرتبط است. صحیح است.
گزینه ۲: Solitary
در مدولا قرار دارد و اطلاعات چشایی و احشایی را پردازش میکند. صحیح است.
گزینه ۳: Facial motor
در Pons قرار دارد، نه مدولا. نادرست است.
گزینه ۴: Ambiguus
در مدولا واقع است و عضلات حلق و حنجره را عصبدهی میکند. صحیح است.
نتیجهگیری نهایی
تمام هستهها در مدولا قرار دارند به جز Facial motor nucleus که در پل (Pons) واقع شده است.
پاسخ صحیح: گزینه ۳
۲۳- تمامی خون وریدی کاسه سر به کدام سینوس ذیل تخلیه میشود؟
1) Rectus sinus
2) Sigmoid sinus
3) Superior sagital
4) Inferior sagital
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۲
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا سیستم وریدی مغز (Cerebral venous system) و مسیرهای تخلیه خون از کاسه سر را بررسی کنیم.
خون وریدی کاسه سر از طریق سینوسهای دураль (Dural venous sinuses) جمعآوری میشود.
Sigmoid sinus یکی از اصلیترین مسیرهای تخلیه خون از سینوسهای ساجیتال و ترنسورس به Internal jugular vein است.
خون وریدی مغز ابتدا وارد Superior sagittal, Inferior sagittal و Straight sinus میشود، سپس به Transverse sinus و در نهایت به Sigmoid sinus و Internal jugular vein منتقل میشود.
بنابراین، Sigmoid sinus نقطه نهایی تخلیه خون وریدی کاسه سر قبل از ورود به ورید ژوگولار داخلی است.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: Rectus sinus
این سینوس (Straight sinus) خون را از Inferior sagittal sinus دریافت میکند و به Transverse sinus میریزد، اما تخلیه نهایی کاسه سر نیست. نادرست است.
گزینه ۲: Sigmoid sinus
این سینوس خون را از Transverse sinus دریافت کرده و به Internal jugular vein تخلیه میکند. نقطه نهایی خروج خون وریدی کاسه سر است. صحیح است.
گزینه ۳: Superior sagittal
این سینوس خون وریدی سطحی مغز را جمعآوری کرده و به Confluence of sinuses میریزد، اما تخلیه نهایی نیست. نادرست است.
گزینه ۴: Inferior sagittal
این سینوس خون عمقی مغز را جمعآوری کرده و به Straight sinus منتقل میکند، اما تخلیه نهایی کاسه سر نیست. نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
تمام خون وریدی کاسه سر در نهایت به Sigmoid sinus وارد شده و از آنجا به Internal jugular vein تخلیه میشود.
پاسخ صحیح: گزینه ۲
۲۴- به دنبال گرفتاری ناحیه بروکا در فرونتال چپ کدام گزینه زیر صحیح است؟
1) درک کلام مختل میشود.
2) مشکل اصلی در تکرار کلام است.
3) تولید کلمات مختل میگردد.
4) درک نوشته ها مختل میگردد.
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۳
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا ناحیه بروکا (Broca’s area) و عملکرد آن را بررسی کنیم.
Broca’s area در لوب فرونتال غالباً سمت چپ واقع است و مسئول تولید کلام (Speech production / Expressive language) میباشد.
آسیب به این ناحیه باعث اختلال در تولید کلمات و گفتار محاورهای (Non-fluent aphasia) میشود، ولی درک کلام (Comprehension) معمولاً سالم باقی میماند.
مشکلات در تکرار کلام یا درک نوشتهها بیشتر مربوط به Wernicke’s area و مسیرهای اتصال بین بروکا و ورنیکه است.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: درک کلام مختل میشود
نادرست است، زیرا درک کلام معمولاً سالم است.
گزینه ۲: مشکل اصلی در تکرار کلام است
این مشکل در Conduction aphasia و آسیب مسیر آرکیتکتور (Arcuate fasciculus) دیده میشود، نه در بروکا. نادرست است.
گزینه ۳: تولید کلمات مختل میگردد
صحیح است. آسیب به بروکا باعث اختلال در تولید گفتار و کلمات میشود.
گزینه ۴: درک نوشتهها مختل میگردد
این مشکل بیشتر در آسیب به Wernicke’s area یا مناطق تمپورال–پاریتال است. نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
آسیب به ناحیه بروکا (Frontal left Broca’s area) باعث اختلال در تولید کلمات و گفتار محاورهای میشود، در حالی که درک کلام معمولاً سالم است.
پاسخ صحیح: گزینه ۳
۲۵- درباره خونریزیهای خارج پارانشیمال مغزی همهی گزینهها صحیح است بجز:
1) خونریزی اپی دورال مغزی اغلب منشا شریانی دارد.
2) خونریزی ساب دورال مغزی اغلب منشا وریدی دارد.
3) خونریزی ساب آراکنوئید اغلب ناشی از پارگی آنوریسمهاست.
4) علت اصلی خونریزیهای ساب آراکنوئید پارگی مالفورماسیون (AVM) شریانی وریدی است.
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ۴
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا انواع خونریزیهای خارج پارانشیمال مغز (Extraparenchymal hemorrhages) و منابع آنها را بررسی کنیم:
Epidural hemorrhage (خونریزی اپیدورال): معمولاً ناشی از پارگی شریان مننژیال میانی (Middle meningeal artery) است و اغلب پس از ضربه به جمجمه رخ میدهد.
Subdural hemorrhage (خونریزی سابدورال): معمولاً منشا وریدی (Bridging veins) دارد و شایعتر در سالمندان و بیماران با آسیب ضربهای خفیف است.
Subarachnoid hemorrhage (خونریزی سابآراکنوئید): اغلب ناشی از پارگی آنوریسمهای شریانی (Ruptured arterial aneurysms) است.
AVM (Arteriovenous malformations) میتواند منجر به خونریزی سابآراکنوئید یا داخل پارانشیم شود، اما علت اصلی خونریزیهای سابآراکنوئید نیست. بنابراین گزینه مرتبط با AVM به عنوان علت اصلی سابآراکنوئید نادرست است.
بررسی گزینهها
گزینه ۱: خونریزی اپی دورال مغزی اغلب منشا شریانی دارد
صحیح است، منشا شریانی و اغلب مربوط به شریان مننژیال میانی است.
گزینه ۲: خونریزی ساب دورال مغزی اغلب منشا وریدی دارد
صحیح است، بیشتر از Bridging veins ناشی میشود.
گزینه ۳: خونریزی ساب آراکنونید اغلب ناشی از پارگی آنوریسمهاست
صحیح است، شایعترین علت سابآراکنوئید پارگی آنوریسمهای شریانی است.
گزینه ۴: علت اصلی خونریزیهای ساب آراکنوئید پارگی مالفورماسیون (AVM) شریانی وریدی است
نادرست است، زیرا AVMها علت شایع خونریزی سابآراکنوئید نیستند و بیشتر آنوریسمهای شریانی مسئول هستند.
نتیجهگیری نهایی
تمام گزینهها صحیح هستند به جز گزینهای که AVM را علت اصلی خونریزی سابآراکنوئید معرفی کرده است.
پاسخ صحیح: گزینه ۴

«بخشی از کتاب الکترونیکی نوروآناتومی»
📘 پرسشهای چند گزینهای علوم اعصاب شامل تمامی مباحث نوروآناتومی
- ناشر: موسسه آموزشی تألیفی ارشدان
- تعداد صفحات: ۸۴ صفحه
- شامل: تمامی سوالات دکتری علوم اعصاب از سال ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۰
- مباحث: بهطور کامل مربوط به نوروآناتومی
- پاسخها: همراه با پاسخ کلیدی
🚀 با ما همراه شوید!
تازهترین مطالب و آموزشهای مغز و اعصاب را از دست ندهید. با فالو کردن کانال تلگرام آیندهنگاران مغز، از ما حمایت کنید!
