سوالات دکتری علوم اعصاب سال ۱۳۹۹-۱۳۹۸: مباحث نوروآناتومی با پاسخهای تشریحی

دعای مطالعه [ نمایش ]
بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ
خدايا مرا بيرون آور از تاريكىهاى وهم،
وَ اَكْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ
و به نور فهم گرامى ام بدار،
اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَيْنا اَبْوابَ رَحْمَتِكَ
خدايا درهاى رحمتت را به روى ما بگشا،
وَانْشُرْ عَلَيْنا خَزائِنَ عُلُومِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
و خزانههاى علومت را بر ما باز كن به امید رحمتت اى مهربانترين مهربانان.
The brain: “the divinest part of the body”
مغز: والاترین گوهر تن
«مغز انسان، پیچیدهترین ساختار شناختهشده در جهان است؛ جایی که جهان را میفهمیم، خود را میشناسیم و آینده را میسازیم.»
مغز انسان نهتنها یک عضو زیستی در کالبد ماست، بلکه بهحق میتوان آن را تاج آفرینش و معبد اندیشه نامید؛ ساختاری شگرف که در میان تاریکی استخوانی جمجمه، جهانی از نور و آگاهی را پدید میآورد. این تودهی سهپوندی، با میلیاردها نورون و سیناپس، همچون ارکستری بیهمتا، نغمههای فهم، حافظه، هیجان، منطق و خیال را در هارمونیای حیرتانگیز مینوازد.
شگفتی مغز تنها در ظرافت ساختاریاش نیست، بلکه در توانایی بیپایان آن برای یادگیری، تطبیق و آفرینش نهفته است. مغز، برخلاف هر ماشین یا سامانهای که بشر ساخته، خود را بازآفرینی میکند؛ از دل درد، معنا میسازد؛ از رنج، تابآوری میپرورد؛ و از خاطرات، هویتی منحصربهفرد میتند.
در سایهٔ نور این معماری حیرتانگیز است که علوم زاده میشوند، هنر معنا میگیرد، اخلاق شکل مییابد و آینده، نه تقدیری مبهم، بلکه چشماندازی قابل ترسیم و هدایت میشود. مغز همان جایی است که بشر میتواند نهتنها بپرسد «چه هستم؟»، بلکه فراتر رود و بپرسد: «چه میتوانم بشوم؟»
آنان که به کاوش این ساختار شکوهمند میپردازند، تنها پژوهشگر نیستند، بلکه معماران فردا هستند؛ آنان که با شناخت مغز، کلیدهای نوآوری، بهبود سلامت روان، ارتقای آموزش و حتی بازتعریف مفهوم انسان بودن را در دست دارند.
آیندهنگاران مغز: «ما مغز را میشناسیم، تا آینده را بسازیم.»
سوالات دکتری علوم اعصاب سال ۱۳۹۹-۱۳۹۸: مباحث نوروآناتومی با پاسخهای تشریحی
۱- شریان اصلی تغذیه کننده پردههای مننژ، شاخه کدام شریان است؟
الف) Maxillary
ب) facial
ج) Internal carotid
د) Vertebral
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه الف
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا مننژ (Meninges) و شریانهای تغذیهکننده آن را بشناسیم. مننژ شامل سه لایه دورا (Dura mater)، آراکنوئید (Arachnoid mater) و پیا (Pia mater) است. مهمترین لایهای که نیاز به خونرسانی مستقیم دارد، لایه دورا میباشد.
شریان اصلی تغذیهکننده دورا، شریان مننژی میانی (Middle meningeal artery) است که خود یکی از شاخههای مهم شریان ماگزیلاری (Maxillary artery) محسوب میشود. بنابراین کلید پاسخ در شناسایی منشأ شریان مننژی میانی است.
بررسی گزینهها
گزینه الف: Maxillary
شریان ماگزیلاری شاخهای از شریان کاروتید خارجی (External carotid artery) است و شریان مننژی میانی از آن منشعب میشود. این شریان از سوراخ اسپینوزوم وارد جمجمه میشود و اصلیترین تغذیهکننده دورا محسوب میگردد. بنابراین این گزینه صحیح است.
گزینه ب: Facial
شریان فاسیال نیز از شاخههای کاروتید خارجی است، اما بیشتر وظیفه خونرسانی به ساختارهای سطحی صورت و عضلات آن را بر عهده دارد و نقشی در تغذیه اصلی مننژ ندارد. پس این گزینه درست نیست.
گزینه ج: Internal carotid
شریان کاروتید داخلی مسئول خونرسانی به مغز (Cerebrum) و ساختارهای داخل جمجمه است. اگرچه شاخههایی جزئی میتواند به دورا خونرسانی کند، ولی شریان اصلی تأمینکننده مننژ از این شریان منشأ نمیگیرد. بنابراین این گزینه پاسخ درست نیست.
گزینه د: Vertebral
شریان ورتبرال عمدتاً به نواحی خلفی مغز، مخچه و ساقه مغز خونرسانی میکند. در تغذیه مننژ نقشی بهعنوان شریان اصلی ندارد. پس این گزینه هم نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
شریان اصلی تغذیهکننده پردههای مننژ، شریان مننژی میانی (Middle meningeal artery) است که از شریان ماگزیلاری (Maxillary artery) منشعب میشود.
پاسخ صحیح: گزینه الف ✅
۲- Dysmetria از علائم مربوط به کدام بیماری است؟
الف) ضایعه Upper motor neuron
ب) پارکینسون
ج) آلزایمر
د) ضایعه مخچه
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه د
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
Dysmetria به معنای ناتوانی در تنظیم صحیح دامنه حرکات ارادی است. بیمار نمیتواند حرکات خود را با دقت کنترل کند و معمولاً دست یا پا هنگام انجام حرکت از هدف فراتر میرود (Overshoot) یا به هدف نمیرسد (Undershoot). این علامت مشخصه اختلال در مخچه (Cerebellum) است، چرا که مخچه مرکز اصلی هماهنگی حرکات، حفظ تعادل، تنظیم تون عضلانی و کنترل دقیق حرکات میباشد. بنابراین Dysmetria یک علامت مخچهای (Cerebellar sign) محسوب میشود.
بررسی گزینهها
گزینه الف: ضایعه Upper motor neuron
ضایعات نورون حرکتی فوقانی باعث اسپاستیسیته، افزایش رفلکسها (Hyperreflexia)، و علامت بابینسکی (Babinski sign) میشوند. اما Dysmetria از علائم ضایعه نورون حرکتی فوقانی نیست.
گزینه ب: پارکینسون
بیماری پارکینسون ناشی از تخریب سلولهای دوپامینرژیک در Substantia nigra است و علائم اصلی آن شامل ترمور در حالت استراحت (Resting tremor)، برادیکینزی (Bradykinesia)، ریجیدیتی (Rigidity) و وضعیت قامت خمیده میباشد. Dysmetria در پارکینسون دیده نمیشود.
گزینه ج: آلزایمر
آلزایمر یک بیماری نورودژنراتیو قشر مخ است که با اختلال حافظه، کاهش عملکرد شناختی و دمانس شناخته میشود. در این بیماری علامتی به نام Dysmetria وجود ندارد، زیرا ارتباطی با سیستم حرکتی و هماهنگی مخچه ندارد.
گزینه د: ضایعه مخچه
ضایعات مخچه منجر به آتاکسی (Ataxia)، نایستایی (Astasia)، لرزش در حین حرکت (Intention tremor)، و Dysmetria میشوند. بنابراین Dysmetria یکی از علائم کلاسیک ضایعات مخچهای است.
نتیجهگیری نهایی
Dysmetria علامتی است که در اثر ضایعه مخچه (Cerebellar lesion) بروز میکند.
پاسخ صحیح: گزینه د ✅
۳- در کدامیک از حواس زیر جسم سلولی نورون اول و دوم خارج از دستگاه عصبی مرکزی قرار دارد؟
الف) بویایی
ب) بینایی
ج) شنوایی
د) چشایی
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این پرسش باید جایگاه نورون اول (First-order neuron) و نورون دوم (Second-order neuron) در مسیرهای حسی بررسی شود. معمولاً نورون اول در گانگلیون محیطی (Peripheral ganglion) و نورون دوم در سیستم عصبی مرکزی (CNS) قرار دارد. اما یک استثناء وجود دارد و آن سیستم بینایی (Visual system) است. در مسیر بینایی، هم جسم سلولی نورون اول و هم جسم سلولی نورون دوم در خارج از CNS قرار دارند. نورون اول در رتینا (Retina) و نورون دوم در گانگلیون شبکیه (Retinal ganglion cells) مستقر است. آکسونهای نورون دوم عصب بینایی (Optic nerve) را تشکیل میدهند و سپس وارد CNS میشوند.
بررسی گزینهها
گزینه الف: بویایی
در مسیر بویایی، نورون اول در اپیتلیوم بویایی قرار دارد، اما نورون دوم در پیاز بویایی (Olfactory bulb) است که بخشی از CNS محسوب میشود. بنابراین این گزینه درست نیست.
گزینه ب: بینایی
در مسیر بینایی، نورون اول سلولهای گیرنده نوری (Photoreceptors) در شبکیه هستند و نورون دوم سلولهای دو قطبی (Bipolar cells) نیز در شبکیه قرار دارند. هر دو این نورونها در خارج از CNS قرار گرفتهاند و بعد از آن نورون سوم (Ganglion cells) با آکسونهایشان وارد CNS میشوند. بنابراین این گزینه صحیح است.
گزینه ج: شنوایی
در شنوایی، نورون اول در گانگلیون اسپیرال (Spiral ganglion) قرار دارد، اما نورون دوم در هستههای حلزونی ساقه مغز (Cochlear nuclei) واقع شده که بخشی از CNS هستند. پس این گزینه درست نیست.
گزینه د: چشایی
در حس چشایی، نورون اول در گانگلیون اعصاب جمجمهای (مانند گانگلیون ژنیکولیت عصب فاسیال) قرار دارد، اما نورون دوم در هسته سولیتاری (Nucleus of the solitary tract) واقع در ساقه مغز و بخشی از CNS است. بنابراین این گزینه هم نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
تنها در بینایی (Vision) است که هر دو نورون اول و دوم در خارج از دستگاه عصبی مرکزی قرار دارند.
پاسخ صحیح: گزینه ب ✅
۴- dorsal nucleus مربوط به کدام راه است؟
الف) حس عمقی خودآگاه
ب) لمس دقیق
ج) حس عمقی ناخودآگاه
د) ارتعاش
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا مفهوم Dorsal nucleus یا همان Nucleus dorsalis of Clarke را بشناسیم. این هسته در بخش خلفی شاخ نخاع (Spinal cord, lamina VII, segments T1–L2) قرار دارد. نقش اصلی آن در انتقال حس عمقی ناخودآگاه (Unconscious proprioception) از اندام تحتانی به مخچه است.
اطلاعات حس عمقی ناخودآگاه از طریق این هسته وارد Dorsal spinocerebellar tract میشود و در نهایت به مخچه میرود. این مسیر برای تنظیم وضعیت و هماهنگی حرکتی ضروری است.
بررسی گزینهها
گزینه الف: حس عمقی خودآگاه
حس عمقی خودآگاه (Conscious proprioception) از طریق مسیر Dorsal column – medial lemniscus منتقل میشود و هستههای مربوطه در مدولا (Nucleus gracilis و Nucleus cuneatus) هستند، نه Dorsal nucleus. بنابراین این گزینه نادرست است.
گزینه ب: لمس دقیق
لمس دقیق (Fine touch) هم همراه با حس ارتعاش از طریق Dorsal column – medial lemniscus منتقل میشود و به Nucleus gracilis و cuneatus میرود. بنابراین این گزینه نیز درست نیست.
گزینه ج: حس عمقی ناخودآگاه
این حس از طریق مسیر Spinocerebellar tracts منتقل میشود. Dorsal nucleus of Clarke مسئول دریافت و انتقال این اطلاعات به مخچه است. این همان گزینه صحیح است.
گزینه د: ارتعاش
ارتعاش (Vibration sense) مثل لمس دقیق از طریق Dorsal column – medial lemniscus منتقل میشود، پس با Dorsal nucleus ارتباطی ندارد.
نتیجهگیری نهایی
Dorsal nucleus (Nucleus dorsalis of Clarke) به مسیر حس عمقی ناخودآگاه (Unconscious proprioception) مربوط است که پیامها را به مخچه میفرستد.
پاسخ صحیح: گزینه ج ✅
۵- هسته تنگ کننده مردمک کدام است؟
الف) Inferior Salivatory
ب) Edinger_westphal
ج) Superior Colliculus
د) Nasolacrimal
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
تنگ شدن مردمک (Pupillary constriction) توسط عضله اسفنکتر مردمک (Sphincter pupillae muscle) انجام میشود که تحت کنترل اعصاب پاراسمپاتیک است. هسته اصلی که فیبرهای پاراسمپاتیک پیشعقدهای را برای این کار میفرستد، هسته ادینگر-وستفال (Edinger–Westphal nucleus) میباشد. این فیبرها از طریق عصب سوم مغزی (Oculomotor nerve) به عقده مژگانی (Ciliary ganglion) میروند و پس از سیناپس، فیبرهای پسعقدهای به عضله اسفنکتر مردمک میرسند. بنابراین هسته اصلی تنگکننده مردمک، Edinger–Westphal nucleus است.
بررسی گزینهها
گزینه الف: Inferior Salivatory
این هسته مربوط به عصب گلوسوفارنژیال (CN IX) است و فیبرهای آن به عقده اُتیک (Otic ganglion) میروند و غده پاروتید را عصبدهی میکنند. نقشی در تنگ شدن مردمک ندارد.
گزینه ب: Edinger–Westphal
این هسته بخش پاراسمپاتیک عصب اکولوموتور (CN III) است و فیبرهایش به عقده مژگانی میروند تا موجب تنگ شدن مردمک شوند. این همان پاسخ صحیح است.
گزینه ج: Superior Colliculus
سوپریور کولیکولوس بخشی از مزانسفال است که در رفلکسهای حرکات چشم و سر نسبت به محرکهای بینایی نقش دارد، اما در تنگ کردن مردمک دخالتی ندارد.
گزینه د: Nasolacrimal
این گزینه به مسیر اشکی مربوط است و در کنترل غدد اشکی نقش دارد، نه در تنظیم اندازه مردمک.
نتیجهگیری نهایی
هسته اصلی مسئول تنگ کردن مردمک (Pupillary constriction)، همان Edinger–Westphal nucleus است که فیبرهای پاراسمپاتیک خود را از طریق عصب سوم مغزی به عضله اسفنکتر مردمک میفرستد.
پاسخ صحیح: گزینه ب ✅
۶- MLF ارتباط کدام حس با عضلات Exteraocular کره چشم برقرار میکند؟
الف) بینایی
ب) بویایی
ج) شنوایی
د) تعادل
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه د
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
MLF (Medial Longitudinal Fasciculus) یک دسته فیبرهای عصبی در ساقه مغز است که وظیفه هماهنگ کردن حرکات چشم و سر را بر عهده دارد. این مسیر، ارتباطی میان هستههای حرکتی اعصاب جمجمهای کنترلکننده عضلات خارجچشمی (Extraocular muscles) و سیستم وستیبولار (Vestibular system) برقرار میکند. بنابراین نقش کلیدی MLF در این است که حس تعادل (Balance / Equilibrium) را با حرکات چشم هماهنگ سازد؛ به این ترتیب وقتی سر حرکت میکند، چشمها بهصورت جبرانی در جهت مخالف حرکت میکنند تا میدان دید ثابت بماند (Vestibulo-ocular reflex).
بررسی گزینهها
گزینه الف: بینایی
بینایی از طریق عصب بینایی (Optic nerve) و مسیرهای رتینوژنیکولات به قشر بینایی منتقل میشود. اگرچه بینایی با حرکات چشم مرتبط است، اما این ارتباط مستقیم توسط MLF برقرار نمیشود. پس این گزینه درست نیست.
گزینه ب: بویایی
بویایی هیچ ارتباطی با حرکات چشم ندارد و در ساختارهای لیمبیک و پیاز بویایی پردازش میشود. بنابراین این گزینه رد میشود.
گزینه ج: شنوایی
شنوایی در ارتباط با لوب تمپورال و مسیرهای شنوایی است. اگرچه حرکات سر میتوانند با صدا هماهنگ شوند، اما ارتباط مستقیم شنوایی با عضلات خارجچشمی از طریق MLF وجود ندارد.
گزینه د: تعادل
سیستم وستیبولار از طریق هستههای وستیبولار به MLF پیام میفرستد. سپس MLF این اطلاعات را به هستههای اعصاب حرکتی چشم (III, IV, VI) منتقل میکند تا حرکات چشم هماهنگ با حرکات سر تنظیم شوند. این همان نقش اصلی MLF است.
نتیجهگیری نهایی
MLF (مدیال لانگیتودینال فاسیکولوس) ارتباط حس تعادل را با عضلات خارجچشمی (Extraocular muscles) برقرار میکند.
پاسخ صحیح: گزینه د ✅
۷- عصب زوج نهم مغزی از تمامی هستههای ذیل مبدأ میگیرد، بجز:
الف) Solitary
ب) Ambiguous
ج) Nasolacrimal
د) Inferior Salivatory
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
عصب گلوسوفارنژیال (Cranial Nerve IX / Glossopharyngeal nerve) یک عصب ترکیبی است که وظایف حسی، حرکتی و پاراسمپاتیک دارد. این عصب از چندین هسته در ساقه مغز منشأ میگیرد:
Nucleus solitarius: دریافت حس چشایی و حسهای احشایی از حلق و کام نرم.
Nucleus ambiguus: کنترل عضلات حلق و لارنگ، مسئول حرکات بلع و صدا.
Inferior salivatory nucleus: فیبرهای پاراسمپاتیک پیشعقدهای برای غده پاروتید.
گزینهای که ذکر نشده و ارتباطی با عصب گلوسوفارنژیال ندارد، Nasolacrimal است که به مسیر اشکی و عصب فاسیال (CN VII) مربوط میشود و هیچ فیبری از آن منشأ نمیگیرد.
بررسی گزینهها
گزینه الف: Solitary
این هسته حسی مربوط به چشایی و احشا است و عصب IX از آن فیبر دریافت میکند. درست است.
گزینه ب: Ambiguous
این هسته حرکتی برای عضلات حلق و لارنگ است و عصب IX از آن منشأ میگیرد. درست است.
گزینه ج: Nasolacrimal
هیچ ارتباطی با عصب IX ندارد و مربوط به عصب فاسیال (CN VII) و مسیر اشکی است. این گزینه نادرست است و پاسخ سؤال میباشد.
گزینه د: Inferior Salivatory
هسته پاراسمپاتیک برای غده پاروتید است و عصب IX از آن منشأ میگیرد. درست است.
نتیجهگیری نهایی
عصب گلوسوفارنژیال (CN IX) از هستههای Solitary، Ambiguous و Inferior Salivatory منشأ میگیرد، اما Nasolacrimal ندارد.
پاسخ صحیح: گزینه ج ✅
۸- همه عناصر ذیل در مسیر راه Efferent مخچه جدید قرار دارند، بجز:
الف) Purkinje Cell
ب) Dentate Nucleus
ج) Thalamus
د) Middle Cerebellar Peduncle
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه د
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید مسیر راه Efferent مخچه جدید (Cerebrocerebellar efferent pathway) را بررسی کنیم. مخچه جدید (Neocerebellum / Cerebrocerebellum) در هماهنگی حرکات دقیق و برنامهریزی حرکتی (Motor planning and coordination) نقش دارد. مسیر خروجی این بخش شامل:
سلولهای پورکینژ (Purkinje cells) در قشر مخچه، که پیامهای مهاری میدهند.
هسته دنتاته (Dentate nucleus) که پیامها را از پورکینژ دریافت و به هستههای تالاموس میفرستد.
تالاموس (Thalamus) که اطلاعات را به قشر حرکتی (Motor cortex) منتقل میکند.
بنابراین Middle Cerebellar Peduncle مسیر ورودی (Afferent) اطلاعات از قشر مغز به مخچه است، نه مسیر خروجی.
بررسی گزینهها
گزینه الف: Purkinje Cell
پورکینژ سلول اصلی قشر مخچه است و نقش مهاری در راه Efferent دارد. این عنصر در مسیر خروجی قرار دارد و درست است.
گزینه ب: Dentate Nucleus
دنتاته هسته اصلی برای ارسال پیامهای مخچه به تالاموس و قشر حرکتی است و بخشی از مسیر Efferent است. درست است.
گزینه ج: Thalamus
تالاموس هدف پیامهای خروجی مخچه و واسطه انتقال به قشر حرکتی است و در مسیر Efferent نقش دارد. درست است.
گزینه د: Middle Cerebellar Peduncle
این پل مخچهای میانی اطلاعات آموزشی و حسی از قشر مغز را به مخچه میآورد و مسیر Afferent است، نه خروجی. بنابراین این گزینه درست نیست و پاسخ سؤال میباشد.
نتیجهگیری نهایی
تمام عناصر ذکرشده در مسیر خروجی مخچه جدید قرار دارند، به جز Middle Cerebellar Peduncle که مسیر ورودی است.
پاسخ صحیح: گزینه د ✅
۹- همه عبارات زیر صحیح است، بجز:
الف) اختلال در بلع نشانه ضایعه در Medulla است.
ب) فلج ماهیچههای حالت دهنده صورت نشانه ضایعه در Pons میباشد
ج) آتروفی زبان نشانه ضایعه در Pons میباشد.
د) Lateral Strabism و Ptosis نشانه ضایعه در Midbrain است.
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید محل هستهها و عملکردهای اعصاب جمجمهای در ساقه مغز (Brainstem) بررسی شود:
Medulla: شامل هستههای CN IX, X, XII است و اختلال در این نواحی باعث دیسفاژی (Dysphagia / اختلال بلع) و مشکلات حرکت زبان میشود.
Pons: شامل هستههای CN V, VI, VII و VIII است. ضایعه در این ناحیه میتواند باعث فلج ماهیچههای صورت (Facial muscle paralysis) شود.
Midbrain: شامل هستههای CN III و IV است و ضایعه در این ناحیه میتواند باعث Lateral strabismus و Ptosis شود، زیرا عضلات حرکتدهنده چشم و عضلات بالا برنده پلک تحت تأثیر قرار میگیرند.
آتروفی زبان (Tongue atrophy) علامتی است که مربوط به ضایعه هسته Hypoglossal در Medulla است و نه Pons.
بررسی گزینهها
گزینه الف: اختلال در بلع نشانه ضایعه در Medulla است
این درست است، زیرا هستههای عصب گلوسوفارنژیال و واگ (CN IX, X) در مدولا قرار دارند و مسئول بلع هستند.
گزینه ب: فلج ماهیچههای حالت دهنده صورت نشانه ضایعه در Pons میباشد
این درست است، زیرا هسته عصب فاسیال (CN VII) در Pons قرار دارد و ضایعه آن باعث فلج صورت میشود.
گزینه ج: آتروفی زبان نشانه ضایعه در Pons میباشد
این نادرست است، زیرا آتروفی زبان ناشی از ضایعه هسته Hypoglossal در Medulla یا آسیب به عصب دوازدهم است و ارتباطی با Pons ندارد. این گزینه پاسخ سؤال میباشد.
گزینه د: Lateral Strabismus و Ptosis نشانه ضایعه در Midbrain است
این درست است، زیرا هسته عصب اکولوموتور (CN III) در میدنبرین است و اختلال در آن باعث Lateral Strabismus و Ptosis میشود.
نتیجهگیری نهایی
تمام عبارات صحیح هستند جز آتروفی زبان که مربوط به Pons ذکر شده است؛ در واقع این علامت مربوط به Medulla است.
پاسخ صحیح: گزینه ج ✅
۱۰- قشر مغز با کدامیک از هستههای مخچه ارتباط گسترده دارد؟
الف) Fastigial
ب) Globose
ج) Emboliform
د) Dentate
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه د
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید ارتباط بین قشر مخچهای (Cerebral cortex) و هستههای مخچه (Cerebellar nuclei) بررسی شود. هستههای مخچه شامل Fastigial، Globose، Emboliform و Dentate هستند. هر کدام با بخشهای خاصی از مخچه و عملکردهای متفاوت مرتبطند:
Dentate nucleus: هسته بزرگ و پیچیدهای است که با مخچه جدید (Neocerebellum / Cerebrocerebellum) مرتبط بوده و پیامهای خروجی را به تالاموس (Thalamus) و سپس به قشر حرکتی (Motor cortex) منتقل میکند. این هسته نقش اصلی در برنامهریزی حرکات دقیق و هماهنگ دارد.
Globose و Emboliform nuclei: بیشتر با مخچه میانی (Intermediate cerebellum) و کنترل حرکات اندام مرتبط هستند.
Fastigial nucleus: با مخچه قدامی (Vermis) و کنترل تنه و وضعیت بدن ارتباط دارد.
بررسی گزینهها
گزینه الف: Fastigial
Fastigial nucleus با تنه و وضعیت بدن در ارتباط است و به قشر مخ ارتباط گسترده ندارد. پس این گزینه نادرست است.
گزینه ب: Globose
این هسته با مخچه میانی و حرکات اندام مرتبط است و ارتباط مستقیم گسترده با قشر مخ ندارد. نادرست است.
گزینه ج: Emboliform
Emboliform نیز بیشتر در کنترل حرکات اندام و تنظیم حرکات ریز دخیل است، ارتباط اصلی با قشر مخ ندارد. نادرست است.
گزینه د: Dentate
Dentate nucleus بزرگترین هسته مخچهای است و مسیر Efferent آن به تالاموس و قشر حرکتی منتقل میشود. این هسته مهمترین ارتباط را با قشر مخ دارد و پاسخ صحیح است.
نتیجهگیری نهایی
Dentate nucleus هستهای است که با قشر مغز (Cerebral cortex) ارتباط گسترده دارد و نقش کلیدی در برنامهریزی و هماهنگی حرکات دقیق دارد.
پاسخ صحیح: گزینه د ✅
۱۱- کدامیک از هستههای ذیل مربوط به حس چشایی است؟
الف) Ambiguis
ب) Dorsal of Vagus
ج) Salitary
د) Trigeminal
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید مسیرهای حس چشایی (Gustatory sensation / Taste) و هستههای مربوط به آن بررسی شوند. حس چشایی از طریق اعصاب جمجمهای VII (Facial nerve)، IX (Glossopharyngeal nerve) و X (Vagus nerve) منتقل میشود. هستهای که اطلاعات چشایی را دریافت و پردازش میکند، Nucleus solitarius (Nucleus of the solitary tract) است. این هسته در ساقه مغز (Medulla) واقع شده و پیامهای چشایی را از زبان و حلق دریافت میکند.
بررسی گزینهها
گزینه الف: Ambiguus
هسته Ambiguus حرکتی است و عضلات حلق و لارنگ را کنترل میکند و نقشی در حس چشایی ندارد.
گزینه ب: Dorsal of Vagus
این هسته پاراسمپاتیک است و وظیفه آن عصبدهی به اندامهای داخلی و تنظیم عملکرد احشا میباشد، نه حس چشایی.
گزینه ج: Salitary
این هسته (Nucleus solitarius) مسئول دریافت و پردازش پیامهای چشایی از اعصاب VII, IX و X است. بنابراین این گزینه صحیح است.
گزینه د: Trigeminal
هستههای عصب سهقلو (Trigeminal) بیشتر درگیر حس عمومی صورت (Touch, Pain, Temperature) هستند و ارتباط مستقیمی با چشایی ندارند.
نتیجهگیری نهایی
Nucleus solitarius (Salitary nucleus) هستهای است که مربوط به حس چشایی (Taste sensation) میباشد و پیامها را از زبان و حلق دریافت میکند.
پاسخ صحیح: گزینه ج ✅
۱۲- در مورد فضای اپی دورال همه موارد زیر صحیح است، بجز:
الف) در کانال مهرهای وجود دارد.
ب) در کاسه سر بالقوه است.
ج) شریان مغزی میانی در آن قرار دارد.
د) خونرسانی عمده آن توسط شریان مغزی قدامی است.
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه د
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
فضای اپیدورال (Epidural space) به فضایی گفته میشود که بین دورا ماتر (Dura mater) و استخوان جمجمه یا مهرهها قرار دارد. این فضا در کانال مهرهای (Spinal canal) واقعی و پر از بافت چربی و عروق وریدی است، اما در جمجمه بهطور بالقوه وجود دارد و تنها در صورت آسیب یا خونریزی ایجاد میشود.
در سر، شریان اصلی مرتبط با فضای اپیدورال، شریان مننژی میانی (Middle meningeal artery) است که شاخهای از شریان ماگزیلاری (Maxillary artery) محسوب میشود و مسئول خونرسانی اپیدورال است. شریان مغزی قدامی (Anterior cerebral artery) بیشتر وظیفه خونرسانی به قشر مغز را دارد و ارتباط مستقیمی با فضای اپیدورال ندارد.
بررسی گزینهها
گزینه الف: در کانال مهرهای وجود دارد
در کانال مهرهای، فضای اپیدورال واقعی است و حاوی بافت چربی و وریدهای اپیدورال میباشد. درست است.
گزینه ب: در کاسه سر بالقوه است
در جمجمه، فضای اپیدورال بالقوه است و تنها در اثر آسیب یا خونریزی به شکل واقعی درمیآید. درست است.
گزینه ج: شریان مغزی میانی در آن قرار دارد
شریان مننژی میانی که اصلیترین شریان اپیدورال است، در فضای اپیدورال سر قرار دارد. بنابراین درست است.
گزینه د: خونرسانی عمده آن توسط شریان مغزی قدامی است
شریان مغزی قدامی به قشر و نواحی سطحی مغز خونرسانی میکند و نقش عمدهای در خونرسانی فضای اپیدورال ندارد. این گزینه نادرست است و پاسخ سؤال میباشد.
نتیجهگیری نهایی
تمام عبارات درست هستند به جز اینکه خونرسانی عمده فضای اپیدورال توسط شریان مغزی قدامی ذکر شده است که نادرست است. خونرسانی اصلی توسط شریان مننژی میانی (Middle meningeal artery) انجام میشود.
پاسخ صحیح: گزینه د ✅
۱۳- همه عناصر زیر در تشکیل جدار تحتانی بطن سوم مغزی شرکت دارند، بجز:
الف) Lamina Terminalis
ب) Optic Chiasma
ج) Mammillary Body
د) Tuber Cinereum
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه الف
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
جدار تحتانی بطن سوم (Floor of the Third Ventricle) توسط ساختارهای زیر تشکیل میشود که همگی در هیپوتالاموس و نواحی اطراف آن قرار دارند:
Optic chiasma: محل تلاقی عصبهای بینایی، بخشی از جدار تحتانی بطن سوم است.
Mammillary bodies: هستههای هیپوتالاموس خلفی، بخشی از کف بطن سوم را تشکیل میدهند.
Tuber cinereum: بخش جلویی و میانی هیپوتالاموس، بخشی از کف بطن سوم است.
Lamina terminalis یک ساختار قدامی و سقفی (anterior wall / rostral wall) بطن سوم است و در کف آن نقشی ندارد، بلکه جدار قدامی بطن سوم را تشکیل میدهد.
بررسی گزینهها
گزینه الف: Lamina Terminalis
این ساختار جدار قدامی بطن سوم را تشکیل میدهد و در کف بطن سوم مشارکتی ندارد. این گزینه نادرست است و پاسخ سؤال میباشد.
گزینه ب: Optic Chiasma
بخشی از کف جلویی بطن سوم است و درست است.
گزینه ج: Mammillary Body
در بخش خلفی کف بطن سوم قرار دارد و درست است.
گزینه د: Tuber Cinereum
بخش میانی کف بطن سوم است و درست است.
نتیجهگیری نهایی
تمام عناصر ذکرشده در تشکیل کف بطن سوم شرکت دارند، به جز Lamina Terminalis که جدار قدامی بطن سوم است.
پاسخ صحیح: گزینه الف ✅
۱۴- Lateral Lemniscus مربوط به کدام حس است؟
الف) بویایی
ب) بینایی
ج) شنوایی
د) تعادل
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
Lateral Lemniscus یک مسیر عصبی مهم در ساقه مغز است که اطلاعات شنوایی (Auditory sensation) را از هستههای حلزونی (Cochlear nuclei) به inferior colliculus در میانسری منتقل میکند. این مسیر نقش حیاتی در انتقال و پردازش صدا و همچنین هماهنگی پاسخهای شنیداری با سایر بخشهای مغز دارد.
بررسی گزینهها
گزینه الف: بویایی
بویایی مسیر متفاوتی دارد و از طریق پیاز بویایی (Olfactory bulb) به قشر بویایی منتقل میشود. ارتباطی با Lateral Lemniscus ندارد.
گزینه ب: بینایی
بینایی از طریق عصب بینایی (Optic nerve) و مسیر رتینوژنیکولات به قشر بینایی منتقل میشود و مرتبط با Lateral Lemniscus نیست.
گزینه ج: شنوایی
این مسیر مستقیماً به شنوایی مربوط است و اطلاعات صوتی را از هستههای حلزونی به میانسری منتقل میکند. این گزینه صحیح است.
گزینه د: تعادل
تعادل توسط سیستم وستیبولار و هستههای وستیبولار پردازش میشود و ارتباطی با Lateral Lemniscus ندارد.
نتیجهگیری نهایی
Lateral Lemniscus مسیر اصلی برای انتقال اطلاعات شنوایی (Auditory information) از ساقه مغز به میانسری است.
پاسخ صحیح: گزینه ج ✅
۱۵- مبدأ ظاهری کدامیک از اعصاب کرانیال از مغز میانی است؟
الف) زوج ۶ و ۷
ب) زوج ۳ و ۴
ج) زوج ۴ و ۶
د) زوج ۴ و ۵
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید مبدأ ظاهری (Emergence / Surface origin) اعصاب جمجمهای از ساقه مغز را بشناسیم:
مغز میانی (Midbrain / Mesencephalon) محل خروج اعصاب III (Oculomotor) و IV (Trochlear) است. این اعصاب مسئول حرکات عضلات خارجچشمی و برخی عملکردهای پلک و مردمک هستند.
اعصاب دیگر مانند VI, VII و V از Pons یا Pontomedullary junction منشأ میگیرند.
بررسی گزینهها
گزینه الف: زوج ۶ و ۷
اعصاب abducens (VI) و facial (VII) از Pons / Pontomedullary junction خارج میشوند، نه مغز میانی. نادرست است.
گزینه ب: زوج ۳ و ۴
Oculomotor (III) و Trochlear (IV) از Midbrain منشأ میگیرند. گزینه صحیح است.
گزینه ج: زوج ۴ و ۶
IV از مغز میانی است ولی VI از پونس منشأ میگیرد. پس این ترکیب نادرست است.
گزینه د: زوج ۴ و ۵
IV از مغز میانی است و V از پونس. بنابراین نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
اعصاب III (Oculomotor) و IV (Trochlear) مبدأ ظاهری خود را از مغز میانی (Midbrain) دارند.
پاسخ صحیح: گزینه ب ✅
۱۶- منطقه مربوط به هیجان گفتار و حرکت کدام بخش است؟
الف) Orbito Frontal
ب) Inferior Frontal Gyrus
ج) Anterior Cingulate
د) Para Central
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید بخشهای کورتکس مغز (Cerebral cortex) مرتبط با هیجان (Emotion) و کنترل گفتار و حرکت (Speech and motor control) بررسی شوند:
Anterior cingulate cortex (ACC) نقش مهمی در پردازش هیجانات، انگیزش و کنترل رفتارهای حرکتی ارادی دارد. این ناحیه همچنین در هماهنگی حرکات گفتاری و پاسخهای هیجانی نقش دارد.
سایر نواحی:
Olfactory / Orbito Frontal cortex بیشتر در پردازش تصمیمگیری و ارزشگذاری پاداش و هیجان مرتبط است.
Inferior frontal gyrus (شامل Broca’s area در نیمکره غالب) عمدتاً در تولید گفتار نقش دارد، اما نقش مستقیم در هیجان ندارد.
Paracentral lobule بیشتر در کنترل حرکات اندام تحتانی و عملکرد حسی حرکتی است و ارتباطی با هیجان ندارد.
بررسی گزینهها
گزینه الف: Orbito Frontal
با هیجان و تصمیمگیری مرتبط است، اما بهطور مستقیم در هماهنگی حرکات گفتار و هیجان نقش ندارد.
گزینه ب: Inferior Frontal Gyrus
نقش اصلی در تولید گفتار (Broca) است، اما بخش هیجانی گفتار و کنترل احساسات را ندارد.
گزینه ج: Anterior Cingulate
این ناحیه مسئول هماهنگی هیجان و گفتار/حرکت است و پاسخ صحیح میباشد.
گزینه د: Para Central
بخش حرکتی و حسی اندام تحتانی است و نقشی در هیجان گفتار ندارد.
نتیجهگیری نهایی
ناحیهای که هیجان و گفتار/حرکت را هماهنگ میکند، Anterior Cingulate Cortex است.
پاسخ صحیح: گزینه ج ✅
۱۷- همه عناصر ذیل از درون cavernous sinus عبور میکند، بجز:
الف) Occulomotor nerve
ب) Mandibular Nerve
ج) Internal Carotid Artery
د) Ophtalmic Nerve
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
Cavernous sinus یک سینوس وریدی در جانبی پایه جمجمه است که ساختارهای مهم عصبی و عروقی از درون یا در کنار آن عبور میکنند. ساختارهای اصلی شامل:
عصب اکولوموتور (Cranial nerve III / Occulomotor nerve)
عصب تروکلئار (Cranial nerve IV / Trochlear nerve)
عصب اپتالمیک (Cranial nerve V1 / Ophthalmic nerve)
عصب ماکسیلاری (Cranial nerve V2 / Maxillary nerve)
شریان کاروتید داخلی (Internal carotid artery)
عصب مندیبولار (Mandibular nerve / V3) از Cavernous sinus عبور نمیکند بلکه مستقیماً از Foramen ovale خارج میشود و به فک پایین و عضلات جونده عصبدهی میکند.
بررسی گزینهها
گزینه الف: Occulomotor nerve
این عصب از سقف داخلی Cavernous sinus عبور میکند. درست است.
گزینه ب: Mandibular Nerve
از Foramen ovale خارج میشود و مسیرش با Cavernous sinus تلاقی ندارد. نادرست است و پاسخ سؤال میباشد.
گزینه ج: Internal Carotid Artery
این شریان از مرکز Cavernous sinus عبور میکند. درست است.
گزینه د: Ophthalmic Nerve
شاخه V1 از دیواره جانبی Cavernous sinus عبور میکند. درست است.
نتیجهگیری نهایی
تمام عناصر ذکرشده از Cavernous sinus عبور میکنند، به جز Mandibular Nerve (V3) که مسیر مستقلی دارد.
پاسخ صحیح: گزینه ب ✅
۱۸- مسیرهای Reticulothalamic عمدتاً به کدام ناحیه تالاموس منتهی میشوند؟
الف) Inter laminlar
ب) Ventro Posterior
ج) Dorso Lateral
د) Medial Geniculate Body
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه الف
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
مسیرهای Reticulothalamic از شبکه رتیکولار ساقه مغز (Reticular formation of Brainstem) منشأ میگیرند و نقش مهمی در هوشیاری، توجه و سطح بیداری مغز (Arousal and consciousness) دارند. این مسیرها پیامهای خود را به نواحی خاصی از تالاموس (Thalamus) منتقل میکنند:
Intralaminar nuclei: شامل هستههای میانلایهای تالاموس است و مرکز پردازش اطلاعات تحریککننده عمومی و هوشیاری میباشد.
این مسیرها به نواحی مخصوص حسی یا شنوایی/بینایی (مثل VPL, VPM یا MGB) مستقیماً ختم نمیشوند، بلکه اطلاعات سطح هوشیاری را به سراسر قشر مغز منتقل میکنند.
بررسی گزینهها
گزینه الف: Interlaminar
این هستهها محل اصلی پایان مسیر Reticulothalamic هستند و نقش کلیدی در هوشیاری و بیداری دارند. صحیح است.
گزینه ب: Ventro Posterior
این ناحیه مسئول پردازش حسهای محیطی بدن و صورت (VPL/VPM) است و مقصد اصلی Reticulothalamic نیست. نادرست است.
گزینه ج: Dorso Lateral
این اصطلاح به طور دقیق به تالاموس ارتباط مستقیم ندارد و مرتبط با Reticulothalamic نیست. نادرست است.
گزینه د: Medial Geniculate Body
این هسته مربوط به مسیر شنوایی (Auditory pathway) است و ارتباط مستقیمی با Reticulothalamic ندارد. نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
مسیرهای Reticulothalamic عمدتاً به Intralaminar nuclei of Thalamus منتهی میشوند و مسئول هوشیاری و توجه قشری هستند.
پاسخ صحیح: گزینه الف ✅
۱۹- همه هستههای زیر جزء اجسام مخطط میباشند، بجز:
الف) Amygdaloid Body
ب) Globus Pallidus
ج) Lentiform
د) Potamen
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه الف
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
اجسام مخطط (Corpus Striatum / Striatum) بخشی از Basal Ganglia هستند که نقش مهمی در کنترل حرکات ارادی و تنظیم حرکات نرم و هماهنگ دارند. اجسام مخطط شامل هستههای زیر میشوند:
Caudate nucleus
Putamen
Globus Pallidus (گاهی به عنوان Lentiform nucleus شامل Putamen و Globus Pallidus در نظر گرفته میشود)
Amygdaloid Body (Amgydala) جزو لایه لیمبیک (Limbic system) است و بیشتر در هیجان و حافظه نقش دارد، اما جزو اجسام مخطط محسوب نمیشود.
بررسی گزینهها
گزینه الف: Amygdaloid Body
این هسته مسئول پردازش هیجان و حافظه است و جزو اجسام مخطط نیست. پاسخ صحیح است.
گزینه ب: Globus Pallidus
جزو اجسام مخطط و هستههای پایهای کنترل حرکت است. درست است.
گزینه ج: Lentiform
Lentiform nucleus شامل Putamen و Globus Pallidus است و جزو اجسام مخطط محسوب میشود. درست است.
گزینه د: Potamen
Putamen بخشی از اجسام مخطط است و درست است.
نتیجهگیری نهایی
تمام عناصر ذکرشده جزو اجسام مخطط هستند، به جز Amygdaloid Body که مربوط به سیستم لیمبیک است.
پاسخ صحیح: گزینه الف ✅
۲۰- کدام بخش ذیل در عمق شیار طرفی مغز قرار دارد؟
الف) Precuneus
ب) Amygdala
ج) Cingulate
د) Insula
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه د
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید موقعیت آناتومیک نواحی کورتکس مغزی (Cerebral cortex) را بررسی کنیم:
Insula یک ساختار لوب داخلی است که در عمق شیار طرفی (Lateral sulcus / Sylvian fissure) قرار دارد و توسط بخشهای دیگر لوبهای پیشانی، گیجگاهی و آهیانهای احاطه شده است. این ناحیه در پردازش احساسات، درد، بویایی و عملکردهای خودمختار نقش دارد.
سایر گزینهها:
Precuneus در سطح داخلی لوب آهیانه و پشت شیار مرکزی قرار دارد.
Amygdala در لوب گیجگاهی مدیال و زیرکورتیکال واقع است، نه عمق شیار طرفی.
Cingulate cortex در سطح داخلی نیمکره و اطراف شیار سینگولیت قرار دارد.
بررسی گزینهها
گزینه الف: Precuneus
در سطح داخلی لوب آهیانه است و در عمق شیار طرفی نیست. نادرست است.
گزینه ب: Amygdala
در عمق لوب گیجگاهی مدیال واقع است، نه شیار طرفی. نادرست است.
گزینه ج: Cingulate
در سطح داخلی نیمکره و اطراف شیار سینگولیت قرار دارد و مرتبط با شیار طرفی نیست. نادرست است.
گزینه د: Insula
در عمق Lateral sulcus قرار دارد و پاسخ صحیح میباشد.
نتیجهگیری نهایی
ساختاری که در عمق شیار طرفی (Lateral sulcus) واقع است، Insula است و نقش مهمی در پردازش احساسات و حواس داخلی بدن دارد.
پاسخ صحیح: گزینه د ✅
۲۱- مسیرهای آوران (Afferent) به Striatum از تمام بخشهای ذیل است، بجز:
الف) Substantia Nigra
ب) Subthalamic Nucleus
ج) Cerebral Cortex
د) Thalamus
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
Striatum (اجسام مخطط) بخشی از Basal Ganglia است و مسیرهای آوران (Afferent pathways) متعددی از آن اطلاعات دریافت میکنند تا حرکات ارادی و رفتارهای حرکتی تنظیم شوند:
Cerebral Cortex: مسیر اصلی آوران است و اطلاعات حسی و حرکتی قشری را به Striatum منتقل میکند.
Thalamus: برخی هستههای تالاموس میتوانند مسیرهای آوران را به Striatum ارسال کنند و در هماهنگی حرکات نقش دارند.
Substantia Nigra (pars compacta): نورونهای دوپامینی مسیر Nigrostriatal را ایجاد میکنند و آوران مهم شیمیایی/مدولاسیون به Striatum دارند.
Subthalamic Nucleus: بخشی از حلقههای Basal Ganglia است اما مسیرهای آوران مستقیمی به Striatum ندارد؛ بیشتر مسیرهای آن از Striatum به Globus Pallidus و سپس به Subthalamic nucleus میرود.
بررسی گزینهها
گزینه الف: Substantia Nigra
Pars compacta مسیر دوپامینی مستقیم به Striatum دارد و درست است.
گزینه ب: Subthalamic Nucleus
مسیر مستقیمی آوران به Striatum ندارد و بیشتر نقش خروجی / تنظیمی در حلقههای Basal Ganglia دارد. این گزینه نادرست است و پاسخ سؤال است.
گزینه ج: Cerebral Cortex
مسیر اصلی آوران به Striatum است و درست است.
گزینه د: Thalamus
برخی مسیرهای آوران تالاموسی به Striatum میروند، بنابراین درست است.
نتیجهگیری نهایی
تمام مسیرهای ذکرشده آوران به Striatum هستند، به جز Subthalamic Nucleus که مسیر مستقیم آوران ندارد.
پاسخ صحیح: گزینه ب ✅
۲۲- خونرسانی Primary motor area اندام تحتانی توسط کدام شریان است؟
الف) Middle cerebral
ب) Anterior cerebral
ج) Posterior cerebral
د) Posterior Communicating
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ب
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
Primary motor area (M1) بخشی از Precentral gyrus است که مسئول اجرای حرکات ارادی بدن است. این ناحیه بر اساس ماتریس هومونکولوس (Motor homunculus) سازماندهی شده و بخشهای مختلف بدن در طول Precentral gyrus نقشهبرداری شدهاند:
اندام فوقانی و صورت: در نیمه جانبی و نزدیک شیار جانبی (Lateral sulcus)
اندام تحتانی و پا: در بخش میانی و نزدیک پاراسنتال لوب (Paracentral lobule)
Anterior cerebral artery (ACA) شاخهای از شریان کاروتید داخلی است که بخش میانی و پاراسنتال لوب را خونرسانی میکند و مسئول تأمین خون Primary motor area برای اندام تحتانی و پا میباشد.
در مقابل، Middle cerebral artery (MCA) بیشتر بخش جانبی Precentral gyrus و نواحی حرکتی اندام فوقانی و صورت را خونرسانی میکند.
بررسی گزینهها
گزینه الف: Middle cerebral
این شریان مسئول خونرسانی به نواحی جانبی Precentral gyrus و حرکات اندام فوقانی و صورت است، نه اندام تحتانی. نادرست است.
گزینه ب: Anterior cerebral
این شریان نواحی میانی Precentral gyrus و Paracentral lobule را خونرسانی میکند و مسئول حرکت اندام تحتانی است. گزینه صحیح است.
گزینه ج: Posterior cerebral
این شریان عمدتاً نواحی پسسری و قشر بینایی را خونرسانی میکند و نقشی در Primary motor area ندارد. نادرست است.
گزینه د: Posterior Communicating
این شریان پل ارتباطی بین کاروتید داخلی و شریان خلفی است و خونرسانی مستقیمی به Primary motor area ندارد. نادرست است.
نتیجهگیری نهایی
خونرسانی Primary motor area برای اندام تحتانی عمدتاً توسط Anterior cerebral artery (ACA) انجام میشود.
پاسخ صحیح: گزینه ب ✅
۲۳- دومین نورون راه لمس دقیق در کدام بخش ذیل قرار دارد؟
الف) Thalamus
ب) Dorsal Root Ganglion
ج) Dorsal Horn of Spinal Cord
د) Medulla Oblangata
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه د
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
مسیر لمس دقیق (Fine touch / Discriminative touch pathway) از نوع مسیر حسی صعودی (Ascending sensory pathway) است که اطلاعات حسی پوست و اندامها را به مغز منتقل میکند. این مسیر از سه نورون اصلی تشکیل شده است:
نورون اول (First-order neuron): جسم سلولی آن در Dorsal Root Ganglion قرار دارد و آکسون آن اطلاعات حسی را از پوست دریافت و به نخاع میفرستد.
نورون دوم (Second-order neuron): جسم سلولی آن در Nucleus Gracilis یا Nucleus Cuneatus واقع در Medulla oblongata است. این نورون پیام را از نورون اول دریافت و از طریق Medial Lemniscus به تالاموس میفرستد.
نورون سوم (Third-order neuron): جسم سلولی آن در Ventral Posterior Lateral nucleus (VPL) of Thalamus قرار دارد و اطلاعات را به Primary somatosensory cortex منتقل میکند.
بررسی گزینهها
گزینه الف: Thalamus
این محل نورون سوم است، نه دوم. نادرست است.
گزینه ب: Dorsal Root Ganglion
این محل جسم سلولی نورون اول است. نادرست است.
گزینه ج: Dorsal Horn of Spinal Cord
راه لمس دقیق از نخاع صعود میکند و نورون دوم در مدولا قرار دارد، نه در شاخ خلفی نخاع. نادرست است.
گزینه د: Medulla Oblangata
نورون دوم در Nucleus Gracilis / Nucleus Cuneatus واقع در مدولا قرار دارد و پاسخ صحیح است.
نتیجهگیری نهایی
نورون دوم مسیر لمس دقیق در Medulla oblongata واقع است و اطلاعات حسی را از نورون اول دریافت کرده و به تالاموس منتقل میکند.
پاسخ صحیح: گزینه د ✅
۲۴- تمام علائم ذیل در قطع نیمه راست نخاع مشاهده میشود، بجز:
الف) اختلال حس درد در سمت چپ پایینتر از محل ضایعه
ب) فلج Spastic عضلات در سمت راست پایینتر از محل ضایعه
ج) Hyper Reflexia در سمت چپ پایینتر از محل ضایعه
د) اختلال در حس لمس دقیق در سمت راست پایینتر از محل ضایعه
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه ج
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
برای پاسخ به این سؤال باید سندرمهای نیمه نخاعی (Hemisection of the Spinal Cord / Brown-Séquard Syndrome) را بررسی کنیم. در قطع یک نیمه نخاع:
مسیرهای حرکتی ارادی (Lateral corticospinal tract) در همان سمت آسیبدیده قطع میشوند و باعث فلج اسپاستیک (Spastic paralysis) در همان سمت پایینتر از ضایعه و افزایش رفلکسها (Hyperreflexia) میشوند.
مسیر لمس دقیق و حس عمقی (Dorsal column-medial lemniscus pathway) نیز در همان سمت آسیب میبیند و منجر به اختلال حس لمس دقیق و proprioception در همان سمت پایینتر از ضایعه میشود.
مسیر درد و حرارت (Spinothalamic tract) قبل از ورود به نخاع از سمت مخالف عبور میکند، بنابراین قطع نیمه راست باعث کاهش حس درد و حرارت در سمت چپ پایینتر از ضایعه میشود.
بررسی گزینهها
گزینه الف: اختلال حس درد در سمت چپ پایینتر از محل ضایعه
درست است، مسیر درد در سمت مخالف قطع میشود.
گزینه ب: فلج Spastic عضلات در سمت راست پایینتر از محل ضایعه
درست است، مسیر حرکتی همان سمت آسیب میبیند.
گزینه ج: Hyper Reflexia در سمت چپ پایینتر از محل ضایعه
نادرست است، افزایش رفلکسها در همان سمت آسیبدیده (سمت راست) رخ میدهد، نه سمت مقابل. این گزینه پاسخ سؤال است.
گزینه د: اختلال در حس لمس دقیق در سمت راست پایینتر از محل ضایعه
درست است، مسیر لمس دقیق در همان سمت آسیب میبیند.
نتیجهگیری نهایی
تمام علائم ذکرشده در قطع نیمه راست نخاع مشاهده میشوند، به جز Hyperreflexia در سمت چپ که غلط است.
پاسخ صحیح: گزینه ج ✅
۲۵- همه راههای عصبی ذیل از Lateral Funiculus در نخاع عبور میکنند، بجز:
الف) حس عمقی ادراکی اندام بالایی
ب) حرارت و درد
ج) لمس غیر دقیق
د) راه Vestibulo Spinal
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
پاسخ پرسش ⇦ گزینه الف
پاسخ تشریحی:
توضیح بر اساس کلیدواژهها
Lateral Funiculus یا طناب طرفی نخاع، مسیرهای مهم صعودی (Ascending sensory) و نزولی (Descending motor) را منتقل میکند:
Lateral corticospinal tract: مسیر حرکتی ارادی اندامها
Dorsal spinocerebellar tract و Ventral spinocerebellar tract: انتقال حس عمقی ناخودآگاه (Proprioception) به مخچه
Spinothalamic tract: انتقال حس درد و حرارت
در مقابل، Vestibulospinal tract مسیر نزولی است که از طناب قدامی (Ventral Funiculus) عبور میکند و در تعادل و کنترل وضعیت بدن نقش دارد.
بررسی گزینهها
گزینه الف: حس عمقی ادراکی اندام بالایی (Conscious proprioception / fine touch)
مسیر لمس دقیق و حس عمقی ادراکی اندام بالایی از طریق Dorsal column-medial lemniscus pathway صعود میکند و ابتدا در Lateral Funiculus عبور نمیکند، بلکه در طناب خلفی (Posterior funiculus) است. این گزینه درست است و پاسخ سؤال میباشد.
گزینه ب: حرارت و درد (Pain and temperature)
مسیر Spinothalamic از طناب طرفی عبور میکند. پس درست است.
گزینه ج: لمس غیر دقیق (Crude touch)
مسیرهای لمس غیر دقیق نیز معمولاً از طناب طرفی عبور میکنند. درست است.
گزینه د: راه Vestibulo Spinal
این مسیر از طناب قدامی عبور میکند و نه طناب طرفی، اما سؤال میپرسد “کدام مسیر از Lateral Funiculus عبور نمیکند” و گزینه الف هم درست است.
نتیجهگیری نهایی
تمام مسیرها از طناب طرفی عبور میکنند، به جز حس عمقی ادراکی اندام بالایی که مسیر آن ابتدا از طناب خلفی (Posterior funiculus) عبور میکند.
پاسخ صحیح: گزینه الف ✅

«بخشی از کتاب الکترونیکی نوروآناتومی»
📘 پرسشهای چند گزینهای علوم اعصاب شامل تمامی مباحث نوروآناتومی
- ناشر: موسسه آموزشی تألیفی ارشدان
- تعداد صفحات: ۸۴ صفحه
- شامل: تمامی سوالات دکتری علوم اعصاب از سال ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۰
- مباحث: بهطور کامل مربوط به نوروآناتومی
- پاسخها: همراه با پاسخ کلیدی
🚀 با ما همراه شوید!
تازهترین مطالب و آموزشهای مغز و اعصاب را از دست ندهید. با فالو کردن کانال تلگرام آیندهنگاران مغز، از ما حمایت کنید!
