کما و اختلالات هوشیاری؛ وضعیت دکورتیکه و دسربره: شباهت ها و تفاوت ها

دعای مطالعه [ نمایش ]
بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ
خدايا مرا بيرون آور از تاريكىهاى وهم،
وَ اَكْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ
و به نور فهم گرامى ام بدار،
اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَيْنا اَبْوابَ رَحْمَتِكَ
خدايا درهاى رحمتت را به روى ما بگشا،
وَانْشُرْ عَلَيْنا خَزائِنَ عُلُومِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
و خزانههاى علومت را بر ما باز كن به امید رحمتت اى مهربانترين مهربانان.
کتاب «راهنمای آیندهنگار نورولوژی»
کتاب «راهنمای آیندهنگار نورولوژی» حاصل آمیزهای از ژرفای دانش علوم اعصاب و نگاهی آیندهمحور، بالینی و آموزشی است؛ اثری که با مدیریت علمی داریوش طاهری در برند معتبر «آیندهنگاران مغز» پدید آمده تا مرجعی فشرده، دقیق، اما سرشار از بصیرت کلینیکی برای دانشجویان پزشکی، کارورزان، رزیدنتها و پزشکان باشد. این کتاب کوششی است برای آنکه آموزش نورولوژی نه صرفاً انتقال اطلاعات، بلکه فرآیندی پویا، تحلیلی و الهامبخش در مسیر شناخت پیچیدگیهای مغز انسان باشد.
جرقهٔ شکلگیری این اثر در کارآموزی نورولوژی بیمارستان فیروزگر افروخته شد؛ جایی که آموزههای استاد فرهیخته، دکتر مصطفی الماسی دوغائی—با دقت علمی کمنظیر، روش آموزشی عمیق و منش حرفهای والا—بهمنزلهٔ ستون فکری و شالودهٔ هویت علمی این کتاب قرار گرفت. در کنار ایشان، استادان برجستهٔ دیگری از گروه نورولوژی فیروزگر با دانش فراگیر، تجربهٔ بالینی ژرف و بزرگواری انسانی خود مسیر این پروژه را روشنتر ساختند؛ همچون خانم دکتر تارا خوینی، خانم دکتر هلیا همصیان، آقای دکتر فرزاد سینا و آقای دکتر بابک زمانی که هر یک با روش آموزشی ویژه و بینش بالینی خود نقشی ماندگار در غنای این مجموعه داشتهاند.
بهعلاوه، جمعی از اساتید بزرگوار و متخصصان ارجمند نورولوژی که در مسیر آموزشی ما در درس نورولوژی نقشآفرینی کردهاند نیز در روح این کتاب حضور دارند. دکتر الهه امینی، دکتر سید امیرحسن حبیبی، دکتر نرگس یزدی و سرکار خانم دکتر مهسا سپهوند با دقت علمی، نگاه تحلیلی و حمایت آموزشی خود سهمی ارزشمند در شکلگیری بنیانهای این تجربهٔ علمی داشتهاند؛ و یاد آنان در ساختار این اثر همچون رگههایی از نور جاری است.
این کتاب همچون یک نقشهٔ جامع بالینی طراحی شده است؛ نقشهای که خواننده را از نخستین مواجهه با علامت، تا تشخیص افتراقی، از تحلیل یافتههای پاراکلینیک تا انتخاب درمان، و از درک فیزیولوژی تا شناخت الگوهای پیچیدهٔ اختلالات عصبی هدایت میکند. بخشی ویژه نیز به مجموعهٔ سؤالات پرهانترنی و دستیاری اختصاص یافته است؛ سؤالاتی همراه با پاسخهای تشریحی و تحلیل مرحلهبهمرحله که فراتر از آمادگی آزمونی، برای تقویت مهارتهای تفکر بالینی و تصمیمگیری علمی طراحی شدهاند.
«راهنمای آیندهنگار نورولوژی» تجلی تلاشی است خالصانه برای آمیختن دانش نظری با توانمندیهای عملی؛ تلاشی برای ارتقای آموزش نورولوژی، اعتلای شیوهٔ مواجههٔ بالینی با بیماران، و الهامبخشی به نسل آیندهٔ پزشکان در راه فهم مغز و رمزگشایی از ظرافتهای شگفتانگیز آن. این اثر ادای احترام عمیقی است به همهٔ استادانی که مشعل دانایی را روشن نگاه داشتند و به همهٔ آیندهنگارانی که در مسیر شناخت مغز، چراغی نو میافروزند.
موضوع «کما و اختلالات هوشیاری؛ وضعیت دکورتیکه (Decorticate Posturing) و وضعیت دسربره (Decerebrate Posturing)»
وضعیت دکورتیکه
وضعیت دکورتیکه (Decorticate Posturing)
تعریف بالینی وضعیت دکورتیکه:
وضعیت دکورتیکه (Decorticate) یکی از الگوهای کلاسیک پاسخهای غیرطبیعی حرکتی در کما است که معمولاً در واکنش به تحریک دردناک ظاهر میشود. این وضعیت نشاندهنده آسیب به مغز فوقانی (Supratentorial brain) و قطع مسیرهای حرکتی نزولی (Descending motor pathways) بهویژه مسیر کورتیکواسپاینال (Corticospinal tract) است که معمولاً در سطح نیمکرههای مغزی (Cerebral hemispheres) یا کپسول داخلی (Internal capsule) رخ میدهد.
ویژگیهای بارز وضعیت دکورتیکه:
در پاسخ به تحریک دردناک، الگوی حرکتی غیرطبیعی زیر مشاهده میشود:
فلکسیون آرنجها و مچ دستها (Elbow and wrist flexion): بازوها به سمت قفسه سینه جمع میشوند.
اداکشن اندام فوقانی (Arm adduction): بازوها به داخل بدن کشیده میشوند.
اکستانسیون اندام تحتانی (Leg extension): پاها کشیده و سفت میشوند.
فلکسیون پلانتار پاها (Plantar flexion): انگشتان پا به سمت پایین متمایل میشوند.
کلیدواژهها: فلکسیون (Flexion)، اداکشن (Adduction)، اکستانسیون (Extension)، پلانتار فلکسیون (Plantar flexion)
علل (Etiology) وضعیت دکورتیکه:
وضعیت دکورتیکه معمولاً نشانهای از آسیب جدی به سیستم عصبی مرکزی (Central Nervous System) است و محل ضایعه میتواند شامل موارد زیر باشد:
نیمکرههای مغزی (Cerebral hemispheres): ضایعات دوطرفه قشر مغز میتوانند مسیرهای حرکتی ارادی را مختل کنند و پاسخ دکورتیکه ایجاد نمایند.
کپسول داخلی (Internal capsule): این ساختار شامل مسیرهای حیاتی حرکتی است و آسیب آن میتواند خروجی مغز به نخاع را قطع کند.
تالاموس (Thalamus): ناحیهای عمقی در مغز که نقش مهمی در هدایت سیگنالهای حسی و حرکتی دارد. آسیب به این ناحیه نیز ممکن است باعث الگوی دکورتیکه شود.
ارزیابی و اهمیت بالینی:
وجود وضعیت دکورتیکه معمولاً نشانگر یک ضایعه مغزی پیشرفته است که باید با دقت از نظر محل و شدت آسیب مورد ارزیابی قرار گیرد. در مقایسه با وضعیت دسرِبرت (Decerebrate)، دکورتیکه معمولاً پیشآگهی بهتری دارد، اما همچنان نشاندهنده یک وضعیت اورژانسی عصبی است که نیاز به بررسی فوری و جامع دارد.
نتیجهگیری:
شناخت دقیق الگوی حرکتی دکورتیکه به پزشکان کمک میکند تا به صورت بالینی محل احتمالی آسیب در محور عصبی مرکزی را تخمین بزنند. این حالت میتواند نشانهای حیاتی برای تصمیمگیری در مورد اقدامات تشخیصی مانند تصویربرداری مغزی (Neuroimaging) و مداخلات درمانی فوری باشد.
وضعیت دسربره
وضعیت دسربره (Decerebrate Posturing)
تعریف بالینی وضعیت دسربره:
وضعیت دسربره (Decerebrate) یکی از مهمترین و نگرانکنندهترین الگوهای حرکتی پاتولوژیک در بیماران دچار اختلال هوشیاری است که در پاسخ به تحریک دردناک مشاهده میشود. این الگو نشاندهنده آسیب شدید ساقه مغز (Brainstem) بهویژه در نواحی پایینتر از هسته قرمز مغز میانی (Red nucleus) و در سطح میدبرین (Midbrain) یا پونز (Pons) است.
ویژگیهای بارز وضعیت دسربره:
پاسخ بدن در وضعیت دسربره با حرکات اکستانسوری غیرطبیعی مشخص میشود که شامل موارد زیر است:
اکستانسیون آرنجها (Elbow extension): دستها صاف و کشیده میشوند.
پروناسیون ساعد و فلکسیون مچ (Forearm pronation & wrist flexion): چرخش ساعد به داخل و خم شدن مچ به سمت بدن.
اداکشن اندام فوقانی (Arm adduction): بازوها به سمت داخل بدن میآیند.
پلانتار فلکسیون پاها (Plantar flexion): انگشتان پا به سمت پایین خم میشوند.
کلیدواژهها: اکستانسیون (Extension)، پروناسیون (Pronation)، فلکسیون (Flexion)، اداکشن (Adduction)، پلانتار فلکسیون (Plantar flexion)
علل (Etiology) وضعیت دسربره:
وضعیت دسربره اغلب به دلیل آسیبهای وسیع ساقه مغز یا اثرات ثانویه ضایعات دیگر مغزی ایجاد میشود:
ضایعات فضاگیر نیمکرههای مغزی (Supratentorial mass lesions): فشار ناشی از خونریزی یا تومورها ممکن است باعث فتق مغزی (Brain herniation) شده و ساقه مغز را تحت فشار قرار دهد.
آسیب ناحیه فوسای خلفی (Posterior fossa): ناحیهای که شامل ساقه مغز و مخچه (Cerebellum) است. ضایعات این ناحیه مثل تومورها یا خونریزیها، مستقیماً ساقه مغز را درگیر میکنند.
اختلالات متابولیک شدید (Severe metabolic disturbances): مانند
آنوکسی (Anoxia): کمبود اکسیژن در بافت مغزی
هیپوگلیسمی (Hypoglycemia): کاهش قند خون
کمای کبدی (Hepatic coma)
مسمومیتها (Toxic encephalopathies)
اهمیت بالینی وضعیت دسربره:
وضعیت دسربره نشاندهنده اختلال عملکرد شدید در ساقه مغز است که معمولاً بدتر از وضعیت دکورتیکه (Decorticate) تلقی میشود. از نظر پیشآگهی، بیماران با وضعیت دسربره معمولاً دارای آسیبهای مغزی گستردهتر و خطر مرگ بالاتری هستند، مگر اینکه به سرعت درمان شوند.
نتیجهگیری:
تشخیص سریع وضعیت دسربره و افتراق آن از دیگر الگوهای پاتولوژیک حرکتی، اهمیت حیاتی در ارزیابی سطح آسیب مغزی دارد. این الگو، علامت هشداردهندهای از فشار بالای داخل جمجمه یا آسیب ساقه مغز است که نیازمند اقدامات فوری تشخیصی و درمانی مانند تصویربرداری مغزی (Brain imaging)، مانیتورینگ فشار داخل جمجمه (ICP monitoring) و مراقبتهای پیشرفته در ICU میباشد.
وضعیت دکورتیکه و دسربره
شباهتها و تفاوتهای وضعیت دکورتیکه و دسربره
شباهتها
هر دو وضعیت دکورتیکه (Decorticate Posturing) و دسربره (Decerebrate Posturing) نمایانگر آسیب شدید به سیستم عصبی مرکزی (Central Nervous System) هستند و در پاسخ به تحریک دردناک (Painful stimulus)، الگوهای خاصی از انقباضات غیرطبیعی عضلات (Abnormal muscle contractions) در اندامها بروز میکنند. این واکنشها از نوع پاسخهای غیرارادی حرکتی هستند که بهویژه در بیماران دارای کاهش سطح هوشیاری یا کما دیده میشوند.
در هر دو وضعیت، اندامها به شکلی غیرطبیعی حرکت میکنند که نشاندهنده آسیب عصبی جدی در سطوح مختلف مغز یا ساقه مغز است و نیازمند ارزیابی اورژانسی برای تعیین محل ضایعه میباشد.
تفاوتها
مهمترین تفاوت این دو الگو در نحوه قرارگیری اندامهای فوقانی (Upper limbs) و محل ضایعه مغزی (Brain lesion) نهفته است:
در وضعیت دکورتیکه، بازوها به سمت بدن خم میشوند (Flexion) و مچ و انگشتان نیز خم شده و به سمت داخل متمایل هستند. اندامهای تحتانی معمولاً در حالت اکستانسیون (Extension) قرار دارند. این وضعیت بیشتر به آسیب در نیمکرههای مغزی (Cerebral hemispheres)، کپسول داخلی (Internal capsule) یا تالاموس (Thalamus) مرتبط است. از منظر بالینی، دکورتیکه اغلب بیانگر آسیب در سطوح بالاتر از ساقه مغز است.
در مقابل، وضعیت دسربره با اکستانسیون کامل اندامهای فوقانی همراه است؛ بازوها کشیده شدهاند، ساعدها در وضعیت پروناسیون (Pronation) و مچها به سمت داخل خم شدهاند (Flexion)، در حالی که انگشتان پا نیز در حالت پلانتار فلکسیون (Plantar flexion) قرار دارند. این وضعیت معمولاً نشاندهنده آسیب در ساقه مغز (Brainstem)، بهویژه در میدبرین (Midbrain) و نواحی پایینتر است و از نظر شدت، نشاندهنده آسیب عصبی عمیقتر و وخیمتر نسبت به دکورتیکه محسوب میشود.
در ادامه جدول مقایسهای بین وضعیت دکورتیکه (Decorticate Posturing) و وضعیت دسربره (Decerebrate Posturing) بهصورت دقیق و علمی آورده شده است:
| ویژگیها | وضعیت دکورتیکه (Decorticate) | وضعیت دسربره (Decerebrate) |
|---|---|---|
| نوع پاسخ به درد | فلکسیون (Flexion) اندامهای فوقانی، اکستانسیون (Extension) اندامهای تحتانی | اکستانسیون کامل اندامهای فوقانی و تحتانی |
| وضعیت اندامهای فوقانی | فلکسیون در آرنج و مچ، انگشتان به سمت بدن | اکستانسیون آرنج، پروناسیون ساعد، فلکسیون مچ |
| وضعیت اندامهای تحتانی | اکستانسیون اندامها و پلانتار فلکسیون انگشتان پا | اکستانسیون اندامها و پلانتار فلکسیون انگشتان پا |
| محل ضایعه مغزی | نیمکرههای مغزی، کپسول داخلی، تالاموس | ساقه مغز، بهویژه میدبرین یا فشار در ناحیه فوسای خلفی |
| شدت آسیب مغزی | نسبتاً کمتر، ضایعات در مناطق بالایی سیستم عصبی مرکزی | شدیدتر، آسیب به ساختارهای عمقیتر مغزی (ساقه مغز) |
| پیشآگهی بالینی | ممکن است قابل برگشت باشد در صورت درمان مناسب | معمولاً پیشآگهی بدتر و نیازمند مراقبت فوری |
| موقعیت اندامها نسبت به بدن | اندامهای فوقانی به سمت بدن میآیند (اداکته میشوند) | اندامهای فوقانی از بدن دور میشوند (ابداکته نمیشوند یا گسترش مییابند) |
این جدول یک ابزار مهم در تشخیص افتراقی آسیبهای مغزی است و در ارزیابی وضعیت بیماران دچار کاهش سطح هوشیاری یا کما، به پزشک کمک شایانی میکند.
نتیجهگیری
در جمعبندی میتوان گفت:
وضعیت دکورتیکه بیانگر ضایعات در مناطق بالاتر مغز مانند نیمکرهها و تالاموس است، در حالی که وضعیت دسربره بیانگر ضایعات عمیقتر و شدیدتر در ساقه مغز میباشد. از منظر بالینی، شناسایی دقیق این دو وضعیت نه تنها در تعیین محل آسیب مغزی، بلکه در ارزیابی پیشآگهی بیمار و تصمیمگیری درمانی فوری اهمیت بسیار زیادی دارد. وضعیت دسربره معمولاً پیشآگهی وخیمتری دارد و نیازمند مراقبتهای فوری در بخش مراقبتهای ویژه (ICU) است.
پرسشهایی درباره وضعیت دکورتیکه و دسربره
در بیمار مبتلا به کما که در پاسخ به تحریک دردناک در وضعیت دکورتیکه (پاسخ فلکشن غیرطبیعی) قرار میگیرد، محل ضایعه کجاست؟
(پرانترنی میان دوره – دی ۹۷)
الف) کپسول داخلی
ب) میدبرین
ج) Posterior fossa
د) کمای متابولیک
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه الف
پاسخ تشریحی:
در این سؤال، کلیدواژههای اصلی عبارتند از:
کما (Coma)، تحریک دردناک (Painful Stimulus)، وضعیت دکورتیکه (Decorticate Posturing)، و محل ضایعه (Lesion Site).
وضعیت دکورتیکه یک الگوی خاص از پاسخ حرکتی است که در آن، در واکنش به درد، اندامهای فوقانی فلکسیون (Flexion) پیدا میکنند (آرنج و مچ خم میشوند و به سمت بدن میآیند)، در حالی که اندامهای تحتانی در اکستانسیون (Extension) باقی میمانند. این الگو نشاندهنده آسیب به ساختارهایی است که در انتقال پیامهای حرکتی نقش دارند، و بهطور خاص بیانگر آسیب به مسیر قشری-نخاعی (Corticospinal Tract) در بالاتر از هسته قرمز (Red Nucleus) است.
علت شایع این وضعیت، آسیب به نیمکرههای مغزی، کپسول داخلی (Internal Capsule) و گاهی تالاموس است. در مقابل، وضعیت دسربره معمولاً با آسیب به میدبرین (Midbrain) یا نواحی پایینتر مرتبط است.
بررسی گزینهها
الف) کپسول داخلی
درست است. کپسول داخلی ساختاری عمقی در مغز است که فیبرهای حرکتی قشری-نخاعی از آن عبور میکنند. آسیب به این ناحیه میتواند باعث از بین رفتن مهار قشری بر روی رفلکسهای حرکتی شود و الگوی دکورتیکه ایجاد کند.
ب) میدبرین (Midbrain)
نادرست است. آسیب به میدبرین معمولاً با وضعیت دسربره (Decerebrate Posturing) همراه است که در آن، اندامهای فوقانی نیز در اکستانسیون قرار میگیرند. این وضعیت نشانه آسیب شدیدتر و عمیقتر در مغز است.
ج) Posterior fossa
نادرست است. آسیب در ناحیه حفره خلفی مغز (Posterior fossa) که شامل مخچه، پونز و بصلالنخاع است، بیشتر با الگوهای تنفسی یا دسربره همراه میشود، نه دکورتیکه.
د) کمای متابولیک
نادرست است. در کمای متابولیک (Metabolic Coma) معمولاً حرکات قرینۀ ضعیف یا عدم واکنش وجود دارد و کمتر حالتهای دکورتیکه یا دسربره دیده میشود. این نوع کما بیشتر با علائمی نظیر پاسخ نوری حفظشده و حرکات خودبهخودی آهسته مشخص میشود.
نتیجهگیری نهایی
وضعیت دکورتیکه نشاندهنده آسیب در سطوح بالاتر از ساقه مغز است، بهویژه در کپسول داخلی که مسیرهای حرکتی از آن عبور میکنند. بنابراین، پاسخ صحیح گزینه «الف» یعنی کپسول داخلی است.
پاسخ صحیح: الف) کپسول داخلی
بیماری با کاهش سطح هوشیاری در اورژانس بستری شده است. وضعیت بالینی وی در تصویر نمایش داده شده است. آسیب یا فشار بر کدامیک از مناطق زیر موجب این وضعیت بالینی میشود؟
(دستیاری – اردیبهشت ۱۴۰۳)
الف) تالاموس
ب) میدبرین
ج) پونز
د) مدولا
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه ب
آقای ۵۶ سالهای را در وضعیت کما مشاهده کنید. با تحریک دردناک، پوسچور اکستانسور به خود میگیرد. ضایعه را در کدام ناحیه از مغز لوکالیزه میکنید؟
(پرانترنی اسفند ۹۷ – قطب ۴ کشوری [دانشگاه اهواز])
الف) میدبرین
ب) پونز
ج) دیانسفالیک زودرس
د) دیانسفالیک دیررس
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه الف
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: کما (Coma)، تحریک دردناک (Painful Stimulus)، پوسچور اکستانسور (Extensor Posturing)، وضعیت دسربره (Decerebrate Posturing)، ضایعه مغزی (Brain Lesion Localization)
توضیح بالینی:
وقتی بیماری در وضعیت کما در پاسخ به تحریک دردناک دچار پوسچور اکستانسور میشود، این یافته مشخصکننده وضعیت دسربره (Decerebrate Posturing) است. در این وضعیت، اندامهای فوقانی در اکستانسیون (Extension) قرار میگیرند، مچها پرونهیشن پیدا میکنند و پاها نیز در حالت پلانتار فلکسیون هستند.
این پاسخ غیرطبیعی معمولاً نشاندهنده آسیب به ساقه مغز، بهویژه میدبرین (Midbrain) یا نواحی پایینتر مثل پونز است. از آنجایی که دسربره نشانه آسیب عمیقتر و شدیدتر نسبت به دکورتیکه است، لوکالیزه کردن دقیق ضایعه اهمیت زیادی دارد.
بررسی گزینهها
الف) میدبرین (Midbrain)
درست است. آسیب به میدبرین یا پایینتر از آن باعث وضعیت دسربره میشود. در این حالت، مسیرهای بازدارنده قشری و قرمز از کار افتادهاند و مسیرهای اکستانسور غیرمهار شدهاند.
ب) پونز (Pons)
ممکن است در برخی موارد پونز هم درگیر باشد، اما معمولاً آسیب در میدبرین بهصورت کلاسیکتر باعث پوسچور اکستانسور میشود. پونز بیشتر در تنظیم عملکردهای حیاتی مانند تنفس نقش دارد.
ج) دیانسفالیک زودرس (Early Diencephalic)
نادرست است. در مراحل اولیه آسیب به دیانسفال، وضعیت دکورتیکه (فلکسیون اندامهای فوقانی) رخ میدهد، نه اکستانسور.
د) دیانسفالیک دیررس (Late Diencephalic)
نادرست است. در این مرحله، بهتدریج ممکن است به دسربره تبدیل شود، اما در صورت مشاهده مستقیم پوسچور اکستانسور، محل ضایعه را باید پایینتر، در میدبرین دانست.
نتیجهگیری نهایی
در بیماری که در پاسخ به تحریک دردناک، پوسچور اکستانسور نشان میدهد، مهمترین ناحیه آسیبدیده میدبرین (Midbrain) است. این یافته یکی از علائم بالینی کلاسیک در آسیب عمیق مغزی است و با پیشآگهی ضعیفتری همراه است.
پاسخ صحیح: الف) میدبرین
بیماری را در شرایط کما معاینه مینمایند. با تحریک دردناک اکستانسیون آرنج و اینترنال روتیشن شانهها و اکستانسیون پاها مشاهده میگردد. کدامیک از تشخیصهای زیر به عنوان توجیه کننده علائم محتمل تر است؟
(پرانترنی – مهر ۷۸)
الف) هیپوگلیسمی
ب) خونریزی در پونز
ج) انفارکت در حفره شریان پوستریواینفریوسربلار
د) تومور Posterior fossa
کلیک کنید تا پاسخ پرسش نمایش داده شود
» پاسخ: گزینه د
پاسخ تشریحی:
کلیدواژهها: کما (Coma)، تحریک دردناک (Painful Stimulus)، اکستانسیون آرنج (Elbow Extension)، چرخش داخلی شانه (Internal Rotation of Shoulders)، اکستانسیون پاها (Leg Extension)، وضعیت دسربره (Decerebrate Posturing)، Posterior fossa، ساقه مغز (Brainstem)
توضیح بالینی:
در این بیمار، در پاسخ به تحریک دردناک، اکستانسیون آرنج، چرخش داخلی شانهها و اکستانسیون پاها دیده شده است. این الگوی حرکتی کلاسیکترین توصیف وضعیت دسربره (Decerebrate posturing) است، که نشاندهندهی آسیب به ساقه مغز (Brainstem)، بهویژه میدبرین یا پونز یا تحت فشار قرار گرفتن این ناحیه است.
دسربره معمولاً در اثر آسیب مستقیم به ساقه مغز یا در اثر افزایش فشار داخل جمجمه (ICP) که ساقه مغز را تحت فشار قرار میدهد، ایجاد میشود. یکی از علل شایع چنین فشاری، تومورهای ناحیه Posterior fossa است.
بررسی گزینهها
الف) هیپوگلیسمی
نادرست است. هیپوگلیسمی میتواند باعث کما شود، اما معمولاً موجب کاهش سطح هوشیاری بدون پوسچورینگ خاص یا با پوسچور غیرپایدار میشود. الگوی مشخص پوسچور اکستانسور را به همراه ندارد.
ب) خونریزی در پونز
تا حدی قابل قبول است. خونریزی در پونز ممکن است به پوسچور اکستانسور منجر شود، اما معمولاً همراه با کما عمیق، مردمکهای پینپوینت و تنفس غیرطبیعی (apneustic یا ataxic) است. این پاسخ در برخی موارد دیده میشود ولی توجیه کننده کلاسیک این الگو نیست.
ج) انفارکت در حفره شریان پوستریو اینفریور سربلار (PICA)
نادرست است. انسداد شریان PICA بیشتر به سندرم والنبرگ منجر میشود که علائم آن شامل سرگیجه، آتاکسی، دیسفاژی و هورنر سندرم است، نه پوسچور اکستانسور.
د) تومور Posterior fossa
درست است. تومورهای این ناحیه میتوانند موجب افزایش فشار داخل جمجمه و هرنیاسیون مغزی شوند که در نهایت باعث فشردگی ساقه مغز و بروز پوسچور دسربره میشود. این گزینه، سازگارترین و محتملترین علت بالینی در شرح حال ارائه شده است.
نتیجهگیری نهایی
در بیماری با کما و وضعیت پوسچور اکستانسور (دسربره)، بیشترین نگرانی بالینی، آسیب یا تحت فشار قرار گرفتن ساقه مغز است. تومور Posterior fossa شایعترین علت چنین فشارهایی به ساقه مغز است و بیشترین همخوانی را با علائم دارد.
پاسخ صحیح: د) تومور Posterior fossa
»» تمامی کتاب
در ادامه شرکت کنید:
🚀 با ما همراه شوید!
تازهترین مطالب و آموزشهای مغز و اعصاب را از دست ندهید. با فالو کردن کانال تلگرام آیندهنگاران مغز، از ما حمایت کنید!
