آموزش 504 واژه کاملاً ضروری – بخش دهم: لغات درس 28 تا 30 + مرور کلی

بخش دهم از کتاب 504 واژه ضروری انگلیسی

شامل لغات درس‌های 28 تا 30

همراه با تلفظ بریتانیایی و آمریکایی و معانی فارسی کامل

مجموعه جامع 504 واژه ضروری انگلیسی همراه با تلفظ دقیق بریتانیایی و آمریکایی (فونتیک) و معانی فارسی متنوع و کاربردی را در این صفحه بیابید. آموزش کامل و گام‌به‌گام برای یادگیری آسان و سریع واژگان کلیدی زبان انگلیسی، مناسب برای دانش‌آموزان، داوطلبان آزمون‌های زبان و علاقمندان به یادگیری زبان. با «آینده نگاران مغز» مهارت زبان خود را ارتقا دهید و در مکالمات و امتحانات بدرخشید.

این مجموعه، بخشی از سری آموزش‌های 14 قسمتی «504 واژه کاملاً ضروری انگلیسی با تلفظ بریتانیایی و آمریکایی و معانی فارسی کامل» است که به‌صورت دسته‌بندی شده و کاربردی ارائه می‌شود. در این بخش، با واژگان درس 28 تا درس 30 آشنا خواهید شد.


کلمات درس ۲۸ کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری


promote /prəˈmoʊt/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • بهبود بخشیدن
  • ترویج دادن
  • ارتقاء دادن
  • افزایش دادن
  • ترفیع دادن (در شغل یا مقام)
  • تشویق کردن

culprit /ˈkʌlprɪt/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • مجرم
  • مقصر
  • عامل بروز مشکل
  • متهم

disaster /dɪˈzæs.tər/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • مصیبت
  • بلا
  • فاجعه
  • حادثه ناگوار
  • خرابی گسترده

excessive /ɪkˈsɛsɪv/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • مضاعف
  • خیلی زیاد
  • بی‌نهایت
  • گزاف
  • بیش از حد
  • زیاد
  • افراطی

illustrate /ˈɪləˌstreɪt/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • نشان دادن
  • آشکار کردن
  • توضیح دادن
  • مثال زدن
  • تصویرسازی کردن
  • روشن کردن موضوع

undernourished /ˌʌndərˈnɜrɪʃt/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • دچارسوءتغذیه
  • مبتلا به سوءتغذیه
  • کم‌تغذیه
  • ضعیف از نظر تغذیه
  • بدغذا

bait /beɪt/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • طعمه
  • طعمه ماهیگیری
  • جذب کردن
  • طعمه شکار
  • فریب

outlaw /ˈaʊtˌlɔ/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • غیر قانونی اعلام کردن
  • مطرود
  • تبهکار
  • ممنوع کردن
  • خارج از قانون اعلام کردن
  • مجرم شناختن

insist /ɪnˈsɪst/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • اصرار داشتن
  • پافشاری کردن
  • تأکید کردن
  • چسبیدن به نظر

juvenile /ˈʤuvənəl/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • نوجوان
  • جوان
  • جوان مآبانه
  • نارس
  • کم‌سن

censor /ˈsɛnsər/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • سانسور کردن
  • سانسور شدن
  • سانسورچی
  • بازبینی کردن
  • محدود کردن محتوا

outlaw /ˈaʊtˌlɔ/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • قانون شکن
  • مجرم
  • خارج از قانون
  • متخلف

disclose /dɪˈskloʊz/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • فاش کردن
  • نمایان کردن
  • برملا کردن
  • آشکار کردن
  • اعلام کردن
  • روشن ساختن

کلمات درس ۲۹ کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری


mourn /mɔrn/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • عزاداری کردن
  • غصه‌دار بودن
  • غمگین بودن برای فوت کسی
  • سوگواری کردن
  • حسرت خوردن

final /ˈfaɪnəl/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • پایانی
  • نهایی
  • تعیین‌کننده
  • قطعی
  • آخرین مرحله

repetition /ˌrɛpəˈtɪʃən/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • تکرار
  • بازگویی
  • بازپخش
  • دوباره انجام دادن

commend /kəˈmɛnd/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • ستودن
  • تحسین کردن
  • تحویل دادن
  • واگذار کردن
  • توصیه کردن
  • تعریف کردن

blunder /ˈblʌndər/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • اشتباه (فاحش)
  • خطای بزرگ
  • تلو تلو خوردن
  • لغزش ناخواسته
  • گاف

comprehend /ˌkɑmpriˈhɛnd/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • درک کردن
  • فهمیدن
  • پی بردن
  • ادراک داشتن

subside /səbˈsaɪd/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • فروکش کردن
  • کمتر شدن
  • کم شدن
  • آرام شدن
  • کاهش یافتن

maim /meɪm/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • صدمه (جدی) دیدن
  • جراحت شدید دیدن
  • ناتوان ساختن
  • معلول کردن
  • نقص عضو پیدا کردن
  • معیوب شدن

toil /tɔɪl/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • رنج
  • زحمت
  • کار سخت
  • به سختی حرکت کردن
  • کوشش طولانی

vain /veɪn/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • مغرور
  • بی‌فایده
  • خودپسند
  • بیهوده
  • پوچ

exempt /ɪgˈzɛmpt/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • معاف
  • برکنار شده
  • مستثنی
  • معاف کردن
  • از پرداخت آزاد شده
  • مستثنی شده

daze /deɪz/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • گیج کردن
  • منگ کردن
  • مات و مبهوت کردن
  • حالت خلسه
  • بی‌هوش موقت

کلمات درس ۳٠ کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری


verse /vɜrs/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • بیت
  • مصراع
  • شعر
  • آیه (کتاب مقدس)

mortal /ˈmɔrtəl/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • فناشدنی
  • مهلک
  • کشنده
  • مرگبار
  • فانی
  • مرگ‌پذیر

roam /roʊm/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • پرسه زدن
  • سرگردان بودن
  • گردش کردن
  • گشتن
  • ولگردی کردن

quote /kwoʊt/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • نقل‌قول کردن
  • نقل قول
  • قیمت‌گذاری
  • استناد کردن
  • بیان کردن
  • گفتن یک جمله یا مطلب

depict /dɪˈpɪkt/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • به تصویر کشیدن
  • شرح دادن
  • مجسم کردن
  • نمایش دادن
  • توصیف کردن

attract /əˈtrækt/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • جذب کردن
  • فروختن
  • جلب کردن
  • کشاندن
  • مشتاق کردن

novel /ˈnɑvəl/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • نو
  • جدید
  • تازه
  • رمان (کتاب)
  • خلاقانه

morality /məˈræləti/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • اصول اخلاقی
  • اخلاق
  • اخلاقیات
  • معیارهای رفتاری
  • درستی و نادرستی

quarter /ˈkwɔːrtər/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • بخش
  • ربع
  • منطقه
  • اسکان دادن
  • ناحیه
  • محله

appoint /əˈpɔɪnt/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • تعیین کردن
  • انتخاب کردن
  • منصوب کردن
  • گماشتن
  • منتخب کردن

occupant /ˈɑkjəpənt/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • ساکن
  • سرنشین
  • مستاجر
  • اشغال‌کننده
  • کسی که در مکان یا جایگاهی قرار دارد

site /saɪt/ برای مشاهده معانی این کلمه کلیک کنید.
» معانی مختلف:
  • مکان
  • محل
  • موقعیت
  • جا
  • محوطه
  • سایت اینترنتی

فهرست کامل مرور فوری واژه‌های 504 واژه

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 2

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد