درمان جدید ام اس با پروتئین ریلین؛ کشف مسیر تازه برای مهار التهاب عصبی

درمان نوین ام‌اس با هدف قرار دادن پروتئین ریلین؛ از التهاب عروقی تا کنترل خودایمنی

آیا کاهش یک پروتئین تولیدشده در کبد می‌تواند مسیر تازه‌ای برای درمان مولتیپل اسکلروزیس (MS) ایجاد کند؟ پژوهشی از دانشمندان دانشگاه تگزاس نشان داده است که پروتئینی به نام ریلین (Reelin) ممکن است یکی از حلقه‌های مهم ارتباط میان عروق خونی، سلول‌های ایمنی و التهاب عصبی باشد؛ به‌گونه‌ای که کاهش سطح ریلین در یک مدل حیوانی ام‌اس توانست شدت بیماری را به شکل قابل‌توجهی کاهش دهد و روند بهبود حیوانات مبتلا را تسریع کند.

این یافته که در Science Translational Medicine منتشر شده، از آن جهت اهمیت دارد که یک رویکرد متفاوت را در برابر بیماری‌های خودایمنی و التهابی مطرح می‌کند: به جای آنکه صرفاً سلول‌های ایمنی را سرکوب کنیم، می‌توان با هدف قرار دادن سازوکارهایی که عبور و تجمع سلول‌های التهابی در بافت‌ها را کنترل می‌کنند، شدت التهاب را کاهش داد.

البته باید با دقت تأکید کرد که این پژوهش هنوز به معنای کشف «درمان قطعی ام‌اس در انسان» نیست. نتایج فعلاً در مدل حیوانی Experimental Autoimmune Encephalomyelitis (EAE) به دست آمده‌اند و برای تبدیل این ایده به یک درمان انسانی، مطالعات پیش‌بالینی و سپس کارآزمایی‌های بالینی ضروری است.

ریلین چیست و چرا در پژوهش‌های عصبی اهمیت پیدا کرده است؟

Reelin پروتئینی است که نخستین بار در زمینه عملکرد مغز و رشد سیستم عصبی مورد توجه قرار گرفت. پژوهش‌های بعدی نشان دادند که ریلین تنها یک پروتئین محدود به مغز نیست و مقادیر قابل‌توجهی از آن در کبد تولید و وارد جریان خون می‌شود.

اهمیت این موضوع زمانی آشکارتر شد که مشخص شد سلول‌های تشکیل‌دهنده دیواره عروق خونی، یعنی سلول‌های اندوتلیال (Endothelial Cells)، گیرنده‌هایی برای ریلین دارند.

در نتیجه، ریلین را نمی‌توان صرفاً یک مولکول مرتبط با رشد مغز دانست؛ بلکه این پروتئین می‌تواند در تعامل میان سیستم عصبی، سیستم ایمنی و عروق خونی نیز نقش داشته باشد.

همین ویژگی، ریلین را به مولکولی جذاب برای مطالعه در بیماری‌هایی تبدیل کرده است که در آن‌ها التهاب عروقی و مهاجرت سلول‌های ایمنی اهمیت دارد.

روش جدید درمان ام. اس.

ارتباط ریلین با التهاب چیست؟

یکی از مهم‌ترین یافته‌های مطالعات انجام‌شده در این زمینه آن است که ریلین می‌تواند بر میزان بیان مولکول‌های چسبندگی عروقی (Vascular Adhesion Molecules) تأثیر بگذارد.

این مولکول‌ها را می‌توان مانند بخشی از «سیستم جذب» سلول‌های ایمنی در نظر گرفت. هنگامی که سطح مولکول‌های چسبندگی روی دیواره عروق افزایش پیدا می‌کند، سلول‌های ایمنی در گردش خون آسان‌تر به دیواره رگ متصل می‌شوند و سپس می‌توانند از جریان خون خارج شده و وارد بافت‌های ملتهب شوند.

یکی از این جمعیت‌های سلولی، مونوسیت‌ها (Monocytes) هستند؛ سلول‌هایی که در شکل‌گیری و تقویت پاسخ‌های التهابی نقش دارند.

بر اساس یافته‌های پژوهشگران، کاهش ریلین موجب کاهش بیان برخی مولکول‌های چسبندگی در عروق می‌شود. پیامد احتمالی این فرآیند، کاهش جذب و چسبندگی سلول‌های التهابی به دیواره عروق و در نهایت کاهش التهاب است. 

به بیان ساده‌تر:

کاهش Reelin ← کاهش چسبندگی لکوسیت‌ها به عروق ← کاهش ورود سلول‌های التهابی ← کاهش التهاب

این زنجیره، همان نقطه‌ای است که یافته‌های مربوط به ریلین را برای پژوهشگران نورواِمونولوژی (Neuroimmunology) جذاب می‌کند.

ریلین چه ارتباطی با بیماری ام‌اس دارد؟

مولتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis) یک بیماری پیچیده و چندعاملی سیستم عصبی مرکزی است که در آن اختلال در تنظیم پاسخ ایمنی موجب آسیب به ساختارهای عصبی، به‌ویژه میلین (Myelin)، می‌شود.

میلین مانند یک غلاف عایق در اطراف بسیاری از رشته‌های عصبی عمل می‌کند و برای انتقال سریع و دقیق پیام‌های الکتریکی اهمیت دارد.

هنگامی که فرآیندهای التهابی و خودایمنی به میلین آسیب می‌زنند، انتقال پیام‌های عصبی مختل می‌شود. به همین دلیل، بیماران مبتلا به ام‌اس ممکن است طیف گسترده‌ای از علائم مانند اختلالات بینایی، ضعف اندام‌ها، اختلال تعادل، مشکلات حسی، اسپاستیسیته و خستگی را تجربه کنند.

یکی از ویژگی‌های مهم پاتوفیزیولوژی ام‌اس، تعامل پیچیده میان سیستم ایمنی، سد خونی ـ مغزی (Blood-Brain Barrier)، سلول‌های اندوتلیال، لکوسیت‌ها و بافت عصبی است.

از این منظر، مطالعه ریلین یک سؤال مهم را مطرح می‌کند:

آیا می‌توان با تغییر رفتار عروق خونی، ورود سلول‌های التهابی به سیستم عصبی مرکزی را کاهش داد؟

یافته مهم پژوهشگران دانشگاه تگزاس چه بود؟

پژوهشگران دانشگاه تگزاس ساوت‌وسترن در مدل حیوانی EAE، که یکی از مدل‌های مورد استفاده برای مطالعه جنبه‌هایی از ام‌اس انسانی است، نقش ریلین را بررسی کردند.

آن‌ها دریافتند حیواناتی که تولید ریلین در آن‌ها کاهش یافته بود، در برابر بروز علائم بیماری محافظت بیشتری نشان دادند و در حیواناتی که بیماری ایجاد شده بود نیز کاهش ریلین با بهبود وضعیت همراه بود.

در برخی حیوانات، علائم معمول بیماری مانند فلج به‌شدت کاهش یافت یا حتی از بین رفت. 

این نتیجه از نظر زیست‌شناسی بیماری بسیار قابل توجه است؛ زیرا نشان می‌دهد Reelin signaling ممکن است در تنظیم تعامل میان عروق و سیستم ایمنی نقش داشته باشد.

مطالعه اصلی با عنوان “Reelin depletion protects against autoimmune encephalomyelitis by decreasing vascular adhesion of leukocytes” در سال ۲۰۲۰ در Science Translational Medicine منتشر شد. (ScienceDaily)

آیا ریلین می‌تواند یک هدف درمانی جدید برای ام‌اس باشد؟

از نظر نظری، بله؛ اما از نظر بالینی هنوز نمی‌توان چنین نتیجه‌ای را قطعی دانست.

پژوهشگران در مطالعه خود نشان دادند که کاهش ریلین می‌تواند شدت بیماری را در مدل حیوانی کاهش دهد. بنابراین Reelin می‌تواند به عنوان یک Therapeutic Target بالقوه مورد بررسی قرار گیرد.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم درمان‌های ام‌اس عمدتاً بر تنظیم یا مهار مسیرهای مختلف سیستم ایمنی متمرکز هستند. هدف قرار دادن ریلین ممکن است در آینده یک زاویه متفاوت ایجاد کند؛ یعنی کنترل بخشی از محیط عروقی که در جذب و عبور سلول‌های التهابی نقش دارد.

اما تبدیل این ایده به یک داروی انسانی مسیر طولانی و دشواری دارد.

پژوهشگران در همان زمان اعلام کرده بودند که در حال بررسی یک آنتی‌بادی مونوکلونال (Monoclonal Antibody) برای پاک‌سازی ریلین از خون انسان و آماده‌سازی مسیر برای مطالعات آینده بوده‌اند. 

چرا این یافته برای نورولوژی مهم است؟

ارزش این پژوهش فقط در «کاهش علائم ام‌اس در موش» خلاصه نمی‌شود.

اهمیت اصلی آن در تغییر زاویه نگاه به بیماری است.

در نگاه سنتی، ممکن است تصور شود که برای کنترل بیماری خودایمنی باید مستقیماً فعالیت سلول‌های ایمنی را مهار کرد. اما نورواِمونولوژی مدرن نشان می‌دهد که محیط عروقی، سد خونی ـ مغزی و تعامل سلول‌های اندوتلیال با لکوسیت‌ها نیز بخش مهمی از پاتوفیزیولوژی التهاب عصبی هستند.

بنابراین، عروق خونی صرفاً مجاری منفعل برای عبور خون نیستند؛ بلکه می‌توانند در تنظیم مهاجرت سلول‌های ایمنی و شکل‌گیری التهاب نقش فعال داشته باشند.

این دیدگاه، مفهوم Neurovascular Immunology را برجسته‌تر می‌کند و نشان می‌دهد که برای مقابله با بیماری‌های التهابی سیستم عصبی، باید ارتباط میان مغز، عروق و سیستم ایمنی را هم‌زمان در نظر گرفت.

آیا این روش می‌تواند بیماری‌های دیگری را نیز هدف قرار دهد؟

یکی دیگر از جذاب‌ترین جنبه‌های این پژوهش، احتمال کاربرد مفهوم مشابه در سایر بیماری‌های التهابی است.

اگر ریلین واقعاً در تنظیم چسبندگی لکوسیت‌ها و التهاب عروقی نقش داشته باشد، بررسی آن فقط به ام‌اس محدود نمی‌شود.

به همین دلیل، پژوهشگران امکان مطالعه این مسیر را در بیماری‌های التهابی دیگری مانند پسوریازیس (Psoriasis) و آرتریت روماتوئید (Rheumatoid Arthritis) نیز مطرح کرده‌اند.

البته شباهت یک مسیر مولکولی در چند بیماری به معنای اثبات اثربخشی یک درمان واحد برای همه آن‌ها نیست. هر بیماری شبکه پیچیده‌ای از مسیرهای مولکولی و سلولی دارد و باید اثربخشی و ایمنی هر مداخله به‌صورت مستقل بررسی شود.

ام‌اس؛ بیماری یک‌بعدی نیست

ام‌اس را نمی‌توان صرفاً بیماری تخریب میلین دانست.

امروزه این بیماری به‌عنوان یک اختلال پیچیده با مؤلفه‌های خودایمنی، التهاب عصبی، آسیب آکسونی، اختلال عملکرد الیگودندروسیت‌ها، تغییرات میکروگلیال و در مراحل مختلف بیماری فرآیندهای نورودژنراتیو شناخته می‌شود.

به همین دلیل، درمان موفق ام‌اس نیز احتمالاً به یک راهکار چندلایه نیاز دارد؛ راهکاری که علاوه بر کنترل التهاب، بتواند از آسیب عصبی جلوگیری کرده و در صورت امکان، شرایط را برای Remyelination و حفظ عملکرد نورونی فراهم کند.

از این منظر، مطالعه ریلین یک قطعه از پازل بزرگ‌تر درمان ام‌اس است، نه تمام پازل.

آیا می‌توان گفت «درمان قطعی ام‌اس کشف شد»؟

خیر.

این عبارت از نظر علمی دقیق نیست.

نتایج این پژوهش بسیار امیدوارکننده‌اند، اما مطالعه در مدل حیوانی Experimental Autoimmune Encephalomyelitis انجام شده است. میان موفقیت یک مداخله در حیوان و اثبات اثربخشی و ایمنی آن در انسان فاصله قابل‌توجهی وجود دارد.

یک درمان بالقوه باید مراحل مختلفی را پشت سر بگذارد؛ از مطالعات پیش‌بالینی و ارزیابی سمیت و ایمنی گرفته تا کارآزمایی‌های بالینی مرحله اول، دوم و سوم.

بنابراین، بهترین تعبیر درباره این پژوهش آن است که:

کاهش ریلین یک مسیر درمانی بالقوه و قابل‌توجه برای بررسی بیشتر در ام‌اس معرفی کرده است.

این تفاوت ظریف در بیان علمی بسیار مهم است؛ زیرا امید علمی زمانی ارزشمند است که با شواهد علمی همراه باشد.

چشم‌انداز آینده درمان ام‌اس

شاید یکی از مهم‌ترین پیام‌های این مطالعه این باشد که آینده درمان بیماری‌های عصبی التهابی تنها در یافتن یک داروی جدید خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در شناخت دقیق‌تر شبکه‌های مولکولی میان سیستم ایمنی، عروق و بافت عصبی نهفته است.

ریلین نمونه‌ای جذاب از چنین مولکولی است؛ پروتئینی که ابتدا به‌دلیل نقش‌هایش در مغز شناخته شد، اما بعد مشخص شد که بخش قابل‌توجهی از آن در کبد تولید می‌شود و می‌تواند بر رفتار سلول‌های عروقی و التهاب اثر بگذارد.

همین مسیر علمی یادآور یکی از اصول مهم علوم اعصاب است:

مغز را نمی‌توان جدا از بدن مطالعه کرد.

سیستم عصبی مرکزی، سیستم ایمنی، عروق خونی و اندام‌های محیطی در یک شبکه زیستی به‌هم‌پیوسته فعالیت می‌کنند. هرچه شناخت ما از این شبکه دقیق‌تر شود، احتمال شناسایی اهداف درمانی جدید برای بیماری‌هایی مانند Multiple Sclerosis، Neuroinflammation و Neurodegeneration نیز افزایش خواهد یافت.

جمع‌بندی

پژوهش دانشگاه تگزاس نشان داد که کاهش پروتئین ریلین (Reelin) در یک مدل حیوانی ام‌اس می‌تواند با کاهش چسبندگی لکوسیت‌ها به دیواره عروق، التهاب را محدود کرده و شدت علائم بیماری را کاهش دهد. این یافته مسیر تازه‌ای را برای مطالعه ارتباط میان Reelin، Endothelial Cells، Leukocyte Adhesion، Neuroinflammation و Multiple Sclerosis مطرح کرده است.

با این حال، این یافته هنوز به معنای درمان ام‌اس در انسان نیست. ارزش واقعی پژوهش در این است که یک مسیر زیستی جدید و قابل‌هدف‌گیری را آشکار کرده است؛ مسیری که در صورت تأیید مطالعات بعدی می‌تواند به توسعه درمان‌های نوین برای بیماری‌های التهابی و خودایمنی کمک کند.

شاید آینده درمان ام‌اس نه در خاموش کردن کورکورانه سیستم ایمنی، بلکه در تنظیم هوشمندانه تعامل میان سیستم ایمنی، عروق و دستگاه عصبی نهفته باشد.

و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که یک کشف آزمایشگاهی می‌تواند به یک پرسش بزرگ بالینی تبدیل شود:

آیا ریلین یکی از کلیدهای آینده برای مهار التهاب عصبی و بازتعریف درمان بیماری‌های خودایمنی سیستم عصبی خواهد بود؟

پاسخ این پرسش هنوز در آزمایشگاه‌ها و کارآزمایی‌های آینده نوشته خواهد شد.

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 11

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد