تقدیر و تشکر از خانم عذرا رحیمینیا | سپاس از یک معلم بازنشسته، بابت مشارکت در پژوهش علمی

به پاس بزرگواری و همراهی سرکار خانم عذرا رحیمینیا
سپاسی از ژرفای دل، به پاس همراهی یک معلم بازنشسته با پژوهش و دانش
سرکار خانم عذرا رحیمینیای گرامی، معلم فرهیخته و بازنشسته،
گاهی در مسیر پژوهش، انسان با افرادی روبهرو میشود که حضورشان صرفاً به معنای «شرکت در یک مطالعه» نیست؛ بلکه حضور آنان خود به بخشی از معنای پژوهش تبدیل میشود. برخی افراد تنها یک داده به یک پژوهش میافزایند، اما برخی دیگر با اعتماد، بزرگواری، احساس مسئولیت و همراهی خود، به پژوهش روح میبخشند.
امروز، با نهایت احترام و از صمیم قلب، میخواهیم از شما قدردانی کنیم؛ نه فقط به خاطر اینکه در پژوهش ما شرکت کردید، بلکه به خاطر اعتمادی که به علم، پژوهشگران و مسیر جستوجوی حقیقت نشان دادید.
از شما سپاسگزاریم که بخشی از زمان ارزشمند خود را در اختیار این پژوهش قرار دادید؛ پرسشها را با حوصله پاسخ گفتید، در مراحل مختلف همکاری کردید و با بزرگواری خود به ما اجازه دادید بخشی از مسیر علمیمان را در کنار شما طی کنیم.
این همراهی برای ما صرفاً یک همکاری پژوهشی نبود؛ درسی دوباره درباره معنای مشارکت اجتماعی در تولید علم بود.
از یک معلم، چیزی فراتر از مشارکت آموختیم
شما سالها در جایگاه معلم، با نسلهایی از انسانها سخن گفتهاید، به آنان آموختهاید، برای رشدشان وقت گذاشتهاید و بیتردید بخشی از آینده آنان را ساختهاید.
معلمی فقط انتقال دانش نیست.
معلمی یعنی پذیرفتن مسئولیت در برابر آینده.
یعنی باور داشتن به اینکه دانستن میتواند زندگی انسان را بهتر کند.
یعنی صبوری در برابر پرسشها.
یعنی امید داشتن به فردایی که شاید خودمان آن را نبینیم، اما برای ساختنش تلاش میکنیم.
و چه زیباست که انسانی که سالهای بسیاری از زندگی خود را وقف آموزش و پرورش انسانها کرده است، پس از سالها خدمت آموزشی، همچنان در مسیر دیگری از خدمت به انسان، یعنی پژوهش و تولید دانش، حضور پیدا میکند.
شاید بتوان گفت شما از کلاس درس، به آزمایشگاه علم آمدهاید؛ اما در حقیقت، مسیر شما تغییر نکرده است.
در کلاس درس، شما برای ساختن آینده انسانها تلاش میکردید و امروز با مشارکت در پژوهش، برای ساختن آینده دانش گام برداشتهاید.
این پیوستگی، برای ما بسیار ارزشمند و الهامبخش است.
پژوهش بدون انسان معنا ندارد
گاهی در زبان علمی، انسانها در قالب اعداد، متغیرها، نمونهها و دادهها توصیف میشوند.
اما پشت هر عدد، یک انسان ایستاده است.
پشت هر نمونه، یک زندگی قرار دارد.
پشت هر پرسشنامه، سالها تجربه، خاطره، تلاش، امید، شادی، رنج، آموزش و زیستن وجود دارد.
پژوهشگر ممکن است در صفحه رایانه خود با اعداد و نمودارها مواجه شود؛ اما واقعیت این است که هیچ دادهای بیریشه نیست.
هر داده، از انسانی آمده است که تصمیم گرفته در مسیر علم مشارکت کند.
و شما یکی از همان انسانهای ارزشمندی هستید که با اعتماد و همراهی خود، امکان تولید یک قطعه کوچک از این پازل بزرگ علمی را فراهم کردید.
به همین دلیل است که برای ما، مشارکت شما هرگز صرفاً یک «نمونه پژوهشی» نیست.
شما یک انسان همراه، یک شهروند مسئول و یک شریک ارزشمند در مسیر تولید دانش هستید.
سپاس برای اعتمادی که به علم داشتید
در روزگاری که گاهی میان جامعه و پژوهش فاصله ایجاد میشود، اعتماد مردم به پژوهشگران یکی از ارزشمندترین سرمایههای علمی هر جامعه است.
پژوهشگر بدون اعتماد مردم نمیتواند بسیاری از پرسشهای مهم علمی را پاسخ دهد.
برای مطالعه سلامت، شناخت، رفتار، سالمندی، عملکرد مغز و بسیاری از پدیدههای انسانی، پژوهشگر ناگزیر است از انسانها دعوت به همکاری کند.
اما این دعوت، زمانی به نتیجه میرسد که انسانی مانند شما بگوید:
«من به علم اعتماد میکنم و در این مسیر همراه میشوم.»
این جمله شاید در ظاهر ساده باشد، اما در واقع یکی از ارزشمندترین جملاتی است که یک پژوهشگر میتواند بشنود.
از شما سپاسگزاریم که چنین اعتمادی را به ما هدیه کردید.
شما فقط در یک پژوهش شرکت نکردید؛ در آینده علم سهمی گذاشتید
شاید در نگاه نخست، مشارکت در یک پژوهش کاری کوچک به نظر برسد.
اما تاریخ علم از همین مشارکتهای کوچک ساخته شده است.
هر کشف بزرگ علمی، روزی از مجموعهای از پرسشهای کوچک آغاز شده است.
هر نظریه مهم، زمانی به دادههایی نیاز داشته که انسانهایی با اعتماد و مسئولیتپذیری در اختیار پژوهشگران قرار دادهاند.
هر پیشرفت در پزشکی و علوم اعصاب، به مشارکت افرادی وابسته بوده است که پذیرفتهاند بخشی از تجربه و اطلاعات خود را در اختیار علم قرار دهند.
بنابراین، اگر پژوهش امروز ما بتواند حتی به اندازه یک گام کوچک، شناخت ما را افزایش دهد، شما نیز در آن گام سهم دارید.
اگر روزی نتایج این پژوهش به شناخت بهتر یک فرایند زیستی، شناختی یا عصبی کمک کند، بخشی از این موفقیت متعلق به تمام افرادی است که با اعتماد و بزرگواری در این مسیر شرکت کردند.
و شما یکی از آنان هستید.
یک معلم بازنشسته، اما همچنان آموزگار
واژه «بازنشسته» گاهی به اشتباه چنین تصویری ایجاد میکند که گویی فصل اثرگذاری یک انسان به پایان رسیده است.
اما انسانهای بزرگ، با پایان یافتن یک عنوان شغلی، از اثرگذاری بازنشسته نمیشوند.
معلم واقعی هرگز بازنشسته نمیشود.
زیرا آموزش بخشی از هویت اوست، نه صرفاً شغل او.
شما ممکن است سالهاست از کلاس درس فاصله گرفته باشید، اما حضور شما در یک پژوهش علمی نشان میدهد که همچنان در حال ایفای همان نقش عمیق انسانی هستید:
کمک به دانستن.
و مگر رسالت علم چیزی جز همین است؟
علم نیز در جستوجوی دانستن است.
شما سالها به انسانها کمک کردید که بیشتر بدانند؛ امروز نیز با مشارکت خود به پژوهشگران کمک کردید که بیشتر بدانند.
این، تصویری بسیار زیبا از تداوم رسالت یک معلم است.
از شما بابت «وقت» تشکر میکنیم
یکی از ارزشمندترین چیزهایی که انسان میتواند به دیگری ببخشد، وقت است.
زیرا وقت بازنمیگردد.
هر دقیقهای که میگذرد، بخشی از زندگی ماست.
وقتی شما برای مشارکت در پژوهش وقت گذاشتید، در حقیقت بخشی از زندگی خود را در اختیار یک هدف علمی قرار دادید.
از این بابت، عمیقاً سپاسگزاریم.
ممکن است برای پژوهشگر، تکمیل یک مرحله پژوهش تنها یکی از مراحل یک پروژه باشد؛ اما برای مشارکتکننده، حضور در پژوهش به معنای صرف زمان، توجه، همکاری و اعتماد است.
ما این ارزش را میدانیم.
و به همین دلیل، از شما با احترام فراوان تشکر میکنیم.
از شما بابت صبوریتان تشکر میکنیم
پژوهش همیشه مسیری سریع و بیدردسر نیست.
پرسشها، مراحل اجرایی، هماهنگیها و جزئیات مختلف گاهی زمانبر هستند.
در چنین شرایطی، صبوری مشارکتکنندگان برای پژوهشگر ارزش بسیار زیادی دارد.
همراهی شما، پاسخگویی شما و شکیباییتان در این مسیر برای ما قابل تقدیر است.
پژوهشگر زمانی احساس میکند در مسیر درستی حرکت میکند که افرادی مانند شما با آرامش و اعتماد در کنار او قرار میگیرند.
این همراهی، خستگی مسیر پژوهش را کم میکند و انگیزه ادامه دادن را افزایش میدهد.
علم، به انسانهایی مانند شما نیاز دارد
پژوهشگران، آزمایشگاه، تجهیزات، نرمافزار، روشهای آماری و دانش تخصصی دارند؛ اما هیچکدام به تنهایی کافی نیستند.
علم زمانی زنده میشود که انسان و دانش در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
پژوهشگر پرسش علمی را مطرح میکند.
روش علمی را طراحی میکند.
دادهها را تحلیل میکند.
اما برای بسیاری از پژوهشهای انسانی، این مشارکت مردم است که امکان پاسخ دادن به پرسش را فراهم میکند.
بنابراین جامعه پژوهشی باید همواره قدردان افرادی باشد که داوطلبانه در این مسیر قدم میگذارند.
ما نیز با افتخار اعلام میکنیم که از حضور و همراهی شما عمیقاً سپاسگزاریم.
نام شما شاید در جدول نتایج نیاید، اما در پشتوانه پژوهش باقی میماند
در مقالات علمی معمولاً نام مشارکتکنندگان نوشته نمیشود.
در نمودارها، نام افراد به صورت جداگانه دیده نمیشود.
در جدولها، انسانها ممکن است به صورت عدد یا کد نمایش داده شوند.
اما این بدان معنا نیست که نقش آنان فراموش شده است.
در پشت هر جدول، انسانهایی ایستادهاند که پژوهش را ممکن کردهاند.
در پشت هر نمودار، انسانهایی حضور دارند که به علم فرصت پاسخ دادن دادهاند.
در پشت هر نتیجه علمی، مجموعهای از مشارکتهای انسانی قرار دارد.
بنابراین حتی اگر نام شما در هیچ جدول یا نموداری دیده نشود، اثر مشارکت شما در زنجیره تولید دانش باقی خواهد ماند.
چه زیباست که تجربه یک معلم وارد مسیر پژوهش میشود
شما سالها با انسانها، یادگیری، رشد، تغییر و زندگی روزمره آنان مواجه بودهاید.
تجربه یک معلم فقط مجموعهای از سالهای کاری نیست؛ گنجینهای از مشاهده انسان است.
معلم، تغییرات نسلها را میبیند.
با تفاوتهای فردی مواجه میشود.
با رشد شناختی و عاطفی انسانها همراه است.
و سالها شاهد پیچیدگیهای ذهن و رفتار انسان است.
به همین دلیل، حضور یک معلم در پژوهشهای مرتبط با انسان، معنای خاصی دارد.
شما نه تنها به عنوان یک شرکتکننده، بلکه به عنوان انسانی با دههها تجربه زیسته، بخشی از این مسیر علمی را همراهی کردهاید.
و این برای ما ارزشمند است.
از شما برای انتخاب «همراهی» تشکر میکنیم
در هر جامعهای، انسانها انتخابهای متفاوتی دارند.
برخی ترجیح میدهند کنار بایستند و منتظر نتیجه باشند.
اما برخی تصمیم میگیرند خودشان بخشی از مسیر باشند.
شما از گروه دوم بودید.
شما انتخاب کردید که فقط درباره اهمیت علم سخن نگویید، بلکه در عمل سهمی هرچند کوچک در آن داشته باشید.
این تفاوت بسیار مهم است.
دانش زمانی پیشرفت میکند که انسانها حاضر باشند در ساختن آن مشارکت کنند.
و شما چنین کردید.
این تشکر، تنها یک تعارف نیست
میخواهیم صریح بگوییم:
این متن صرفاً یک تشکر رسمی و اداری نیست.
ما واقعاً قدردان شما هستیم.
قدردان اعتماد شما.
قدردان زمانی که اختصاص دادید.
قدردان صبوری شما.
قدردان مسئولیتپذیری شما.
قدردان نگاه مثبت شما به پژوهش.
و بیش از همه، قدردان این باور ارزشمند شما هستیم که علم میتواند آینده انسان را بهتر کند.
چنین باوری برای پژوهشگر بسیار گرانبهاست.
به عنوان یک پژوهشگر، از شما چه میآموزیم؟
شاید جالب باشد که بدانید در یک پژوهش، تنها دادهها نیستند که چیزی به پژوهشگر میآموزند.
گاهی مشارکتکنندگان، بدون آنکه بدانند، به پژوهشگر درسهای عمیق انسانی میدهند.
از شما میآموزیم که تجربه و دانش یک انسان با پایان دوران اشتغال پایان نمییابد.
از شما میآموزیم که مشارکت اجتماعی در علم میتواند در هر سنی معنا داشته باشد.
از شما میآموزیم که اعتماد، یکی از مهمترین پایههای رابطه میان جامعه و پژوهش است.
و از شما میآموزیم که اثرگذاری انسان، محدود به عنوان شغلی او نیست.
این درسها در هیچ جدول آماری ثبت نمیشوند، اما شاید از بسیاری از نتایج آماری ماندگارتر باشند.
از یک «شرکتکننده» به یک «همراه علمی»
در زبان پژوهش، اصطلاح «شرکتکننده» کاملاً درست است.
اما در زبان انسانی، برای شما واژه دیگری را شایستهتر میدانیم:
همراه.
زیرا شما صرفاً در یک مطالعه حضور پیدا نکردید؛ با یک مسیر همراه شدید.
پژوهشگران، مشارکتکنندگان را فراموش نمیکنند؛ زیرا هر پروژه علمی مجموعهای از انسانهاست که در یک نقطه از مسیر به یکدیگر میرسند.
ما نیز امیدواریم روزی که این پژوهش به پایان میرسد، بتوانیم با افتخار بگوییم:
«این نتیجه، با همراهی انسانهای بزرگواری مانند خانم عذرا رحیمینیا امکانپذیر شد.»
اگر روزی نتیجهای مهم از این پژوهش به دست آید…
اگر روزی نتایج این پژوهش بتواند به شناخت بهتر عملکرد انسان کمک کند؛
اگر بتواند پرسشی علمی را روشنتر کند؛
اگر بتواند زمینهساز پژوهش دیگری شود؛
اگر پژوهشگران دیگری بر پایه این یافتهها مطالعه جدیدی طراحی کنند؛
اگر دانشجویی سالها بعد از این دادهها برای پاسخ دادن به یک پرسش علمی استفاده کند؛
اگر یک مقاله علمی بر پایه چنین یافتههایی نوشته شود؛
و اگر حتی یک انسان در آینده از دانشی که امروز در حال تولید آن هستیم بهرهمند شود،
آنگاه بخشی از این زنجیره، به مشارکت شما بازمیگردد.
شاید سهم شما در ظاهر کوچک باشد، اما علم دقیقاً از همین سهمهای کوچک ساخته میشود.
یک قطره، دریا نیست؛ اما دریا بدون قطرهها شکل نمیگیرد.
سپاس از شما که به آینده فکر کردید
مشارکت در پژوهش، نوعی نگاه به آینده است.
زیرا بسیاری از پژوهشها نتیجه فوری ندارند.
ممکن است ماهها یا سالها طول بکشد تا یک یافته علمی به دانشی کاربردی تبدیل شود.
کسی که در پژوهش مشارکت میکند، در حقیقت میگوید:
«من حاضر هستم امروز سهم کوچکی داشته باشم تا شاید فردا دانشی بزرگتر در اختیار انسانها قرار گیرد.»
این نگاه آیندهنگرانه، شایسته احترام است.
و شما با حضور خود در این پژوهش، چنین نگاهی را به نمایش گذاشتید.
از یک معلم برای کمک به «یادگیری علم» سپاسگزاریم
شاید زیباترین تعبیر برای این لحظه این باشد:
شما که سالها به دیگران آموختید، امروز به علم فرصت آموختن دادید.
چه جمله زیبایی!
معلم، آموزگار انسانهاست.
و پژوهش، آموزگار پژوهشگر.
شما با مشارکت خود، دادهای فراهم کردید که پژوهشگر بتواند از آن بیاموزد.
به همین دلیل، امروز یک پژوهشگر با احترام در برابر یک معلم میایستد و میگوید:
خانم رحیمینیا، از شما آموختیم.
آموختیم که خدمت به انسان اشکال مختلف دارد.
گاهی در کلاس درس است.
گاهی در تربیت نسل آینده.
گاهی در انتقال تجربه.
و گاهی در مشارکت در پژوهشی که هدفش افزایش دانش بشر است.
سپاس برای بزرگواری شما
در نهایت، میخواهیم از واژهای استفاده کنیم که شاید بیش از هر واژه دیگری شایسته شما باشد:
بزرگواری.
بزرگواری یعنی انسان فراتر از منفعت شخصی خود بیندیشد.
بزرگواری یعنی برای هدفی که میتواند به دیگران کمک کند، وقت بگذارد.
بزرگواری یعنی به دیگران اعتماد کند.
بزرگواری یعنی در مسیر درست، سهم خود را—حتی اگر کوچک باشد—ادا کند.
و مشارکت شما در این پژوهش، برای ما نمادی از چنین بزرگواری است.
یک سپاس عمیق، از سوی یک گروه پژوهشی
از طرف همه کسانی که در این پژوهش برای طراحی، اجرا، جمعآوری دادهها، تحلیل و رسیدن به نتایج علمی تلاش میکنند، صمیمانه از شما تشکر میکنیم.
ممکن است در یک پروژه پژوهشی، افراد متعددی نقش داشته باشند؛ اما مشارکتکنندگان ستون انسانی پژوهش هستند.
بدون آنان، بسیاری از پرسشهای علمی همچنان بیپاسخ باقی میمانند.
بنابراین، هر بار که به این پژوهش نگاه کنیم، حضور افرادی مانند شما را به یاد خواهیم داشت.
و این یادآوری، برای ما تنها یک خاطره نیست؛
بلکه یادآوری مسئولیتی است که پژوهشگر در برابر جامعه دارد:
پژوهش باید برای انسان باشد، با احترام به انسان انجام شود و در نهایت به بهبود شناخت و زندگی انسان کمک کند.
سخن پایانی؛ با نهایت احترام
سرکار خانم عذرا رحیمینیای عزیز،
شاید هیچ جملهای نتواند به اندازه کافی ارزش همراهی شما را بیان کند.
اما اگر بخواهیم تمام این احساس را در چند کلمه خلاصه کنیم، میگوییم:
از شما سپاسگزاریم؛ نه فقط برای آنچه در این پژوهش انجام دادید، بلکه برای معنایی که به مشارکت خود بخشیدید.
شما سالها معلم بودید و نسلهایی را با دانش، تجربه و صبوری همراهی کردید.
امروز نیز، در مرحلهای دیگر از زندگی، با حضور در یک پژوهش علمی نشان دادید که رسالت انسان برای کمک به دانایی و پیشرفت، با پایان یک دوره شغلی به پایان نمیرسد.
شما ثابت کردید که معلم بودن یک عنوان اداری نیست؛ یک منش انسانی است.
و چه افتخاری برای ما که در مسیر پژوهش، با انسانی همراه شدیم که سالها خود در مسیر آموزش و پرورش انسانها گام برداشته است.
امیدواریم روزی که این پژوهش به پایان میرسد، وقتی به تمام مراحل آن نگاه میکنیم، یکی از زیباترین خاطرات ما، یاد همراهی شما باشد.
یاد انسانی که با آرامش آمد.
با اعتماد همراه شد.
با بزرگواری وقت گذاشت.
و با مشارکت خود، سهمی در مسیر علم به جا گذاشت.
از صمیم قلب میگوییم:
سرکار خانم عذرا رحیمینیا،
سپاس برای اعتمادتان.
سپاس برای زمانی که در اختیار ما گذاشتید.
سپاس برای صبوریتان.
سپاس برای همراهیتان.
سپاس برای نگاه ارزشمندتان به علم و پژوهش.
و سپاس برای اینکه اجازه دادید بخشی از مسیر پژوهشی ما را در کنار شما طی کنیم.
در برابر بزرگواری شما، کلمات کوچکاند.
در برابر سالها خدمت شما به آموزش، تشکر ما ناچیز است.
اما همین کلمات کوچک را با نهایت احترام تقدیم شما میکنیم:
از شما بینهایت سپاسگزاریم.
باشد که نام و یاد انسانهایی مانند شما، نه فقط در خاطره پژوهشگران، بلکه در فرهنگ علم و مشارکت اجتماعی ماندگار بماند.
باشد که نسلهای آینده بدانند پیشرفت علم فقط حاصل کار دانشمندان در آزمایشگاهها نیست؛
بلکه حاصل اعتماد، همراهی و بزرگواری انسانهایی است که حاضر شدند برای دانایی بشر سهمی داشته باشند.
و باشد که سهم کوچک امروز شما، روزی به دانشی بزرگ برای فردای انسان تبدیل شود.
با عمیقترین احترام،
با صمیمانهترین سپاس،
و با آرزوی سلامتی، آرامش، شادکامی و روزهایی سرشار از عزت و سربلندی برای شما،
از طرف گروه پژوهشی
با سپاس و احترام فراوان
برای شما که سالها آموزگار انسانها بودید و امروز، با همراهی خود، به آموزگار شدن علم کمک کردید؛
از صمیم قلب: سپاسگزاریم.
