چالش جای خالی 504 واژه کاملاً ضروری؛ دروس 31 تا 33 کتاب

فاز چهارم: چالش جای خالی ۵۰۴: انتخاب کلمه درست
به بخش جدید از دورهی چالش جای خالی ۵۰۴: انتخاب کلمه درست خوش آمدید!
این دوره توسط آیندهنگاران مغز و نگارش استاد داریوش طاهری طراحی شده تا یادگیری واژگان ضروری زبان انگلیسی را برای شما آسان، هدفمند و جذاب کند.
این مجموعه شامل ۱۴ بخش است که هر بخش شامل ۳ درس از کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری میباشد.
در هر بخش، با تمرینهای جای خالی روبهرو خواهید شد که شما را به چالش میکشند تا بهترین واژه را حدس بزنید و دایره لغات خود را تقویت کنید.
با پشتکار و تمرین مستمر، مطمئن باشید که به تسلطی بینظیر در استفاده از واژگان کاربردی زبان انگلیسی خواهید رسید.
به آیندهنگاران مغز بپیوندید و قدم به قدم با ما به سمت یادگیری عمیقتر حرکت کنید.
آغاز بخش یازدهم را به شما تبریک میگوییم و امیدواریم این مسیر آموزشی، مسیر موفقیت شما باشد.
چالش واژههای درس سی و یک
| Word | Pronunciation | Meaning |
|---|---|---|
| commuter | /kəˈmjuːtər/ | مسافر درون شهری |
| confine | /kənˈfaɪn/ | حبس کردن |
| idle | /ˈaɪdl/ | بیکار، تنبل، بیدلیل، هدر دادن وقت |
| idol | /ˈaɪdl/ | بُت |
| jest | /dʒest/ | شوخی، خنده، تمسخر کردن |
| patriotic | /ˌpeɪtriˈɑːtɪk/ | میهنپرست |
| dispute | /ˈdɪspjuːt/ | مخالفت کردن، بحث |
| valor | /ˈvælər/ | دلیری، شجاعت |
| lunatic | /ˈluːnətɪk/ | دیوانه، مجنون، بسیار احمق |
| vein | /veɪn/ | خلق و خو، سیاهرگ، شکاف، درز |
| uneventful | /ˌʌnɪˈventfl/ | بدون واقعه |
| fertile | /ˈfɜːrtl/ | حاصلخیز، پربار، پر محصول |
Place one of the following words in each of the blanks:
commuter, confine, idle, idol, jest, patriotic, dispute, valor, lunatic, vein, uneventful, and fertile.
a. The [Show answer] takes the train to the city every morning.
ترجمه: آن [نمایش پاسخ] هر صبح با قطار به شهر میرود.
b. Please do not [Show answer] your creativity to one idea.
ترجمه: لطفاً خلاقیتتان را به یک ایده [نمایش پاسخ].
c. He remained [Show answer] while others worked hard.
ترجمه: او [نمایش پاسخ] در حالی که دیگران سخت کار میکردند.
d. The young actor became an [Show answer] for teenagers everywhere.
ترجمه: آن بازیگر جوان برای نوجوانان همهجا به [نمایش پاسخ] تبدیل شد.
e. He told a [Show answer] to lighten the mood at the meeting.
ترجمه: او برای سبکتر کردن فضای جلسه یک [نمایش پاسخ] تعریف کرد.
f. The [Show answer] man proudly waved his country’s flag.
ترجمه: آن مرد [نمایش پاسخ] با افتخار پرچم کشورش را تکان داد.
g. The neighbors were in a [Show answer] over the property line.
ترجمه: همسایهها بر سر مرز ملک در [نمایش پاسخ] بودند.
h. The soldier received a medal for his [Show answer] in battle.
ترجمه: آن سرباز به خاطر [نمایش پاسخ] خود در نبرد مدال گرفت.
i. They dismissed his idea as the rant of a [Show answer].
ترجمه: آنها ایدهاش را به عنوان هذیانهای یک [نمایش پاسخ] نادیده گرفتند.
j. The nurse could see the [Show answer] clearly in the patient’s arm.
ترجمه: پرستار میتوانست [نمایش پاسخ] را بهوضوح در بازوی بیمار ببیند.
k. It was an [Show answer] day with nothing exciting happening.
ترجمه: آن روز، روزی [نمایش پاسخ] بود و اتفاق هیجانانگیزی نیفتاد.
l. The soil in this region is very [Show answer] for farming.
ترجمه: خاک این منطقه برای کشاورزی بسیار [نمایش پاسخ] است.
چالش واژههای درس سی و دو
| Word | Pronunciation | Meaning |
|---|---|---|
| refer | /rɪˈfɜːr/ | ارجاع دادن، اشاره کردن، مراجعه کردن |
| distress | /dɪˈstres/ | بدبختی، گرفتاری، ناراحت و پریشان کردن |
| diminish | /dɪˈmɪnɪʃ/ | کاهش دادن، کاهش یافتن |
| maximum | /ˈmæksɪməm/ | حداکثر، بیشینه |
| flee | /fliː/ | گریختن، متواری شدن |
| vulnerable | /ˈvʌlnərəbl/ | آسیبپذیر |
| signify | /ˈsɪɡnɪfaɪ/ | نشان دادن |
| mythology | /mɪˈθɑːlədʒi/ | اسطورهشناسی، اساطیر |
| colleague | /ˈkɑːliːɡ/ | همراه، همکار |
| torment | /ˈtɔːrment/ | شکنجه، شکنجه دادن، ناراحت کردن |
| provide | /prəˈvaɪd/ | فراهم کردن |
| loyalty | /ˈlɔɪəlti/ | وفاداری |
Place one of the following words in each of the blanks below:
refer, distress, diminish, maximum, flee, vulnerable, signify, mythology, colleague, torment, provide, and loyalty.
a. Please [Show answer] to the manual before operating the machine.
ترجمه: لطفاً پیش از کار با دستگاه به دفترچه راهنما [نمایش پاسخ].
b. Her voice was full of [Show answer] when she called for help.
ترجمه: صدای او هنگام کمک خواستن پر از [نمایش پاسخ] بود.
c. The pain will gradually [Show answer] over time.
ترجمه: درد بهتدریج با گذشت زمان [نمایش پاسخ].
d. The room can hold a [Show answer] of 50 people.
ترجمه: این اتاق حداکثر [نمایش پاسخ] ۵۰ نفر را دارد.
e. The thief tried to [Show answer] the country after the robbery.
ترجمه: دزد پس از سرقت سعی کرد از کشور [نمایش پاسخ].
f. Children are especially [Show answer] during war.
ترجمه: کودکان در زمان جنگ بهویژه [نمایش پاسخ].
g. What does this symbol [Show answer]?
ترجمه: این نماد چه چیزی را [نمایش پاسخ]؟
h. Greek [Show answer] is full of gods and heroes.
ترجمه: [نمایش پاسخ] یونان پر از خدایان و قهرمانان است.
i. I had a discussion with a [Show answer] about the new project.
ترجمه: با یکی از [نمایش پاسخ] درباره پروژه جدید صحبت کردم.
j. The constant noise was a source of [Show answer] for him.
ترجمه: سر و صدای مداوم برای او منبعی از [نمایش پاسخ] بود.
k. The organization aims to [Show answer] food to those in need.
ترجمه: این سازمان هدف دارد که برای نیازمندان غذا [نمایش پاسخ].
l. His [Show answer] to the company earned him a promotion.
ترجمه: [نمایش پاسخ] به شرکت باعث ارتقاء او شد.
چالش واژههای درس سی و سه
| Word | Pronunciation | Meaning |
|---|---|---|
| volunteer | /ˌvɑːlənˈtɪr/ | داوطلب، داوطلب شدن |
| prejudice | /ˈpredʒudɪs/ | تبعیض |
| shrill | /ʃrɪl/ | گوشخراش |
| jolly | /ˈdʒɑːli/ | شاد، سرزنده |
| witty | /ˈwɪti/ | شوخ طبع، شوخ طبعانه |
| hinder | /ˈhɪndər/ | مانع شدن |
| lecture | /ˈlektʃər/ | سخنرانی، سرزنش، نکوهش کردن |
| abuse | /əˈbjuːs/ | سوء استفاده کردن، نادرست |
| mumble | /ˈmʌmbl/ | مِن مِن کردن |
| mute | /mjuːt/ | بیصدا، ساکت |
| wad | /wɑːd/ | توده |
| retain | /rɪˈteɪn/ | نگهداشتن، حفظ کردن، استخدام کردن |
Place one of the following words in each of the blanks below:
volunteer, prejudice, shrill, jolly, witty, hinder, lecture, abuse, mumble, mute, wad, and retain.
a. Many people [Show answer] to help during natural disasters.
ترجمه: بسیاری از مردم در هنگام بلایای طبیعی [نمایش پاسخ] تا کمک کنند.
b. We must overcome [Show answer] to build a just society.
ترجمه: برای ساختن جامعهای عادلانه، باید بر [نمایش پاسخ] غلبه کنیم.
c. The [Show answer] sound of the alarm startled everyone.
ترجمه: صدای [نمایش پاسخ] زنگ خطر همه را ترساند.
d. He always stays [Show answer] even in tough situations.
ترجمه: او حتی در شرایط سخت نیز همیشه [نمایش پاسخ] میماند.
e. Her [Show answer] remarks made everyone laugh.
ترجمه: گفتههای [نمایش پاسخ] او همه را خنداند.
f. Heavy traffic can [Show answer] emergency vehicles.
ترجمه: ترافیک سنگین میتواند وسایل نقلیه اضطراری را [نمایش پاسخ].
g. The professor gave an interesting [Show answer] on climate change.
ترجمه: استاد یک [نمایش پاسخ] جالب درباره تغییرات آبوهوایی ارائه داد.
h. No one should [Show answer] their power.
ترجمه: هیچکس نباید قدرت خود را [نمایش پاسخ].
i. He began to [Show answer] something under his breath.
ترجمه: او شروع کرد به [نمایش پاسخ].
j. The child remained [Show answer] throughout the meeting.
ترجمه: کودک در تمام جلسه [نمایش پاسخ] ماند.
k. He pulled out a thick [Show answer] of cash from his pocket.
ترجمه: او یک [نمایش پاسخ] اسکناس ضخیم از جیبش بیرون آورد.
l. You should [Show answer] the receipt for future reference.
ترجمه: باید رسید را برای مراجعات بعدی [نمایش پاسخ].
در ادامه بخوانید:
» یادگیری خلاقانه ۵۰۴ واژه انگلیسی با داستان
» مرور سریع واژههای ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری
