دعوت به مشارکت در یک پژوهش دانشگاهی

اطلاعات پژوهش

سلول‌های جدید مغزی چگونه متولد می‌شوند؟ رمزگشایی از تصمیم سرنوشت سلول‌های بنیادی عصبی

سلول‌های جدید مغزی چگونه متولد می‌شوند؟ رمزگشایی از تصمیم سرنوشت سلول‌های بنیادی عصبی

مقدمه؛ مغز بالغ واقعاً چقدر توانایی ساخت نورون دارد؟

برای مدت‌های طولانی، یکی از بنیادی‌ترین باورهای علوم اعصاب این بود که مغز انسان پس از پایان رشد، تقریباً دیگر نورون جدیدی نمی‌سازد. امروز می‌دانیم این تصویر بیش از اندازه ساده‌انگارانه است. در پستانداران، ناحیه‌ای از هیپوکامپ به نام ژیروس دندانه‌دار (Dentate Gyrus) دارای یک ریزمحیط نوروزا (Neurogenic Niche) است که در آن سلول‌های بنیادی عصبی (Neural Stem Cells; NSCs) می‌توانند وارد چرخه تولید سلول‌های عصبی شوند؛ فرایندی که نوروژنز بزرگسالی (Adult Neurogenesis) یا به‌طور دقیق‌تر نوروژنز هیپوکامپی بزرگسالی (Adult Hippocampal Neurogenesis; AHN) نامیده می‌شود. (PubMed Central (PMC))

اما داستان بسیار شگفت‌انگیزتر از «ساخت نورون جدید» است.

پرسش اساسی این نیست که سلول بنیادی عصبی چگونه تقسیم می‌شود؛ پرسش عمیق‌تر این است که چگونه تصمیم می‌گیرد چه چیزی بشود؟

یک سلول بنیادی عصبی بالقوه می‌تواند به مسیرهای مختلفی وارد شود؛ از جمله نورون‌ها (Neurons) و سلول‌های گلیال مانند آستروسیت‌ها (Astrocytes) و الیگودندروسیت‌ها (Oligodendrocytes). بنابراین، تولید یک نورون جدید حاصل یک فرمان ساده نیست؛ نتیجه‌ی یک شبکه پیچیده از سیگنال‌های درون‌سلولی، تنظیم بیان ژن، عوامل رونویسی، RNAها و تعامل با ریزمحیط عصبی است.

یکی از مطالعات مهم در این زمینه نشان داد که سلول بنیادی عصبی هیپوکامپ صرفاً «قربانی محیط» نیست؛ بلکه در تعیین سرنوشت خود، برنامه‌ای درونی و فعال دارد. پژوهش Rolando و همکاران که در سال ۲۰۱۶ در Cell Stem Cell منتشر شد، نقش مولکولی Drosha و NFIB را در این تصمیم‌گیری آشکار کرد. (PubMed)

سلول بنیادی عصبی؛ یک سلول با چند آینده

سلول بنیادی عصبی را می‌توان مانند سلولی تصور کرد که هنوز تمام مسیر آینده‌اش را انتخاب نکرده است. این سلول توانایی خودنوزایی (Self-renewal) دارد و می‌تواند تحت شرایط مناسب به دودمان‌های مختلف عصبی وارد شود.

در هیپوکامپ بالغ، یکی از مهم‌ترین مسیرهای مورد مطالعه، تبدیل سلول بنیادی عصبی به سلول‌های گرانول نورون‌ساز (Dentate Granule Neurons) است.

این فرایند را می‌توان به‌صورت ساده چنین تصور کرد:

سلول بنیادی عصبی → پیش‌ساز عصبی → نوروبلاست → نورون نابالغ → نورون بالغ

اما این مسیر یک خط مستقیم و اجتناب‌ناپذیر نیست. در هر مرحله، مجموعه‌ای از عوامل مولکولی تعیین می‌کنند که سلول ادامه مسیر نورونی را طی کند، به سمت سلول‌های گلیال برود یا حتی از ظرفیت بنیادی خود فاصله بگیرد.

نکته مهم پژوهش مورد بحث دقیقاً همین‌جاست: سرنوشت سلول بنیادی عصبی توسط یک کلید مولکولی منفرد تعیین نمی‌شود، بلکه حاصل توازن میان برنامه‌های مولکولی رقیب است.

ژیروس دندانه‌دار؛ یکی از مهم‌ترین کانون‌های نوروژنز

هیپوکامپ (Hippocampus) ساختاری حیاتی برای یادگیری و حافظه است و ژیروس دندانه‌دار یکی از اجزای مهم آن محسوب می‌شود.

در بخش زیرگرانولی ژیروس دندانه‌دار، یعنی Subgranular Zone (SGZ)، جمعیتی از سلول‌های بنیادی عصبی وجود دارد که می‌توانند فعال شوند و وارد مسیر تولید نورون شوند.

نورون‌های تازه‌متولدشده صرفاً سلول‌هایی جدید در بافت مغز نیستند؛ آن‌ها می‌توانند وارد مدارهای عصبی شوند و به شکل‌گیری انعطاف‌پذیری عصبی (Neural Plasticity) کمک کنند. در مدل‌های جانوری، نوروژنز هیپوکامپی با فرایندهایی مانند یادگیری، حافظه، تفکیک الگو (Pattern Separation) و سازگاری مدارهای عصبی ارتباط دارد. (PubMed Central (PMC))

به همین دلیل، کاهش ظرفیت نوروژنز در سالمندی توجه گسترده‌ای را در علوم اعصاب پیری (Neuroscience of Aging) به خود جلب کرده است.

با این حال، یک نکته علمی بسیار مهم را نباید نادیده گرفت: شواهد مربوط به میزان و تداوم نوروژنز هیپوکامپی در انسان بالغ هنوز موضوع بحث علمی است. مطالعات مختلف، با استفاده از روش‌های بافت‌شناسی، ردیابی تولد سلولی، کربن-۱۴ و فناوری‌های تک‌سلولی، نتایج کاملاً یکسانی ارائه نکرده‌اند. پژوهش‌های جدیدتر، از جمله مطالعات تک‌هسته‌ای و چنداُمیک، شواهدی از وجود سلول‌های بنیادی عصبی، نوروبلاست‌ها و نورون‌های نابالغ در هیپوکامپ انسان ارائه کرده‌اند. (PubMed Central (PMC))

بنابراین بهتر است به جای ادعای ساده‌ی «مغز انسان دائماً نورون جدید می‌سازد»، بگوییم: شواهد قابل‌توجهی از تداوم برخی مراحل نوروژنز هیپوکامپی در مغز انسان بالغ وجود دارد، اما اندازه، نرخ و اهمیت عملکردی آن همچنان در حال بررسی است.

کشف یک «ترمز» مولکولی برای الیگودندروسیت‌شدن

مطالعه‌ی Rolando و همکاران یک سؤال بسیار ظریف را بررسی کرد:

چرا سلول‌های بنیادی عصبی هیپوکامپ، با وجود برخورداری از توان بالقوه چنددودمانی، در شرایط طبیعی به الیگودندروسیت تبدیل نمی‌شوند؟

پژوهشگران دریافتند که آنزیم Drosha نقش تعیین‌کننده‌ای در این محدودیت دارد.

Drosha معمولاً به‌عنوان یکی از اجزای اصلی کمپلکس Microprocessor شناخته می‌شود؛ سامانه‌ای که در پردازش بسیاری از پیش‌سازهای microRNA نقش دارد.

اما یافته مهم این پژوهش نشان داد که Drosha در سلول بنیادی عصبی فقط یک «آنزیم پردازش microRNA» نیست.

این مولکول می‌تواند به‌صورت مستقیم بر برخی RNAهای پیام‌رسان نیز اثر بگذارد و در نتیجه، سرنوشت سلول را تغییر دهد. پژوهشگران نشان دادند که Drosha با هدف قرار دادن mRNA مربوط به NFIB، میزان این فاکتور رونویسی را محدود می‌کند؛ آن هم به شکلی که برای این عملکرد خاص، وابستگی به Dicer و microRNA ضروری نیست. (PubMed)

اینجا داستان به یکی از زیباترین سطوح تنظیم مولکولی سلول می‌رسد.

NFIB؛ فاکتوری که مسیر سلول را تغییر می‌دهد

NFIB (Nuclear Factor I B) یک فاکتور رونویسی (Transcription Factor) است که در تعیین سرنوشت سلول‌های عصبی و گلیال نقش دارد.

وقتی فعالیت Drosha در سلول‌های بنیادی عصبی هیپوکامپ مختل شد، NFIB افزایش یافت. در نتیجه، سلول‌هایی که در حالت طبیعی عمدتاً در مسیر نورونی باقی می‌ماندند، توانستند به سمت الیگودندروژنز (Oligodendrogenesis) حرکت کنند.

به بیان ساده‌تر:

Drosha فعال → NFIB مهار می‌شود → مسیر الیگودندروسیتی محدود می‌شود → نوروژنز حفظ می‌شود

اما در صورت حذف Drosha:

Drosha غیرفعال → NFIB افزایش می‌یابد → سرنوشت الیگودندروسیتی فعال می‌شود → نوروژنز کاهش می‌یابد

این رابطه فقط یک همبستگی نبود. پژوهشگران با کاهش NFIB در سلول‌های فاقد Drosha توانستند تولید نورون را دوباره تقویت کنند. بنابراین NFIB در پایین‌دست مسیر Drosha قرار می‌گیرد و نقش مهمی در تعیین سرنوشت سلولی ایفا می‌کند. (PubMed)

این آزمایش نجات‌دهنده اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد که پژوهشگران صرفاً «همراهی» دو مولکول را مشاهده نکرده‌اند، بلکه یک رابطه علّی در مسیر تنظیم سرنوشت سلول را آشکار کرده‌اند.

شگفتی اصلی: Drosha فقط یک آنزیم microRNA نیست

شاید مهم‌ترین پیام این پژوهش همین باشد.

در زیست‌شناسی مولکولی، گاهی یک پروتئین را با یک عملکرد کلاسیک می‌شناسیم و تصور می‌کنیم نقش آن به همان عملکرد محدود است. اما سلول بسیار پیچیده‌تر از چنین دسته‌بندی‌هایی است.

Drosha نمونه‌ای زیبا از این اصل است.

این آنزیم می‌تواند بدون اتکا به مسیر کلاسیک microRNA، با RNAهای خاص تعامل کند و پایداری آن‌ها را تغییر دهد. در مورد NFIB، Drosha با شناسایی ساختارهای سنجاق‌سری یا RNA Hairpin در mRNA، موجب برش و کاهش پایداری آن می‌شود. (PubMed Central (PMC))

در نتیجه، سرنوشت یک سلول بنیادی می‌تواند تا حدی از طریق تنظیم پسارونویسی RNA (Post-transcriptional Regulation) کنترل شود.

این یافته، نگاه ما به تعیین سرنوشت سلول‌های بنیادی عصبی (Neural Stem Cell Fate Determination) را از یک مدل صرفاً وابسته به محیط به مدلی پیچیده‌تر تغییر می‌دهد؛ مدلی که در آن، برنامه درونی سلول و سیگنال‌های ریزمحیطی با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند.

آیا سلول بنیادی خودش تصمیم می‌گیرد؟

البته اصطلاح «تصمیم‌گیری» در اینجا استعاره‌ای زیستی است، نه تصمیم آگاهانه.

سلول بنیادی فاقد اراده یا آگاهی است؛ اما شبکه‌ای از ژن‌ها، پروتئین‌ها، RNAها و مسیرهای پیام‌رسانی، وضعیت مولکولی آن را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کنند که احتمال ورود به یک دودمان خاص افزایش یا کاهش یابد.

این موضوع یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم زیست‌شناسی تکوینی (Developmental Biology) است:

سرنوشت سلول نتیجه تعامل میان ظرفیت درونی آن و اطلاعاتی است که از محیط دریافت می‌کند.

پژوهش Drosha/NFIB نشان داد که در سلول‌های بنیادی عصبی هیپوکامپ، این ظرفیت درونی اهمیت ویژه‌ای دارد. سلول نه‌تنها به محیط پاسخ می‌دهد، بلکه با استفاده از ماشین مولکولی خود، برخی مسیرهای سرنوشت را فعال و برخی دیگر را خاموش نگه می‌دارد.

پژوهش‌های جدیدتر؛ داستان هنوز تمام نشده است

اهمیت این کشف در سال‌های بعد نیز ادامه یافت. در مطالعه‌ای منتشرشده در سال ۲۰۲۴، پژوهشگران نشان دادند که SAFB (Scaffold Attachment Factor B) نیز در این شبکه مولکولی نقش دارد. SAFB با تعامل با توالی‌هایی در mRNA مربوط به Nfib، به برش وابسته به Drosha کمک می‌کند و در نتیجه از افزایش NFIB و شکل‌گیری الیگودندروسیت جلوگیری می‌کند. حذف SAFB در موش با افزایش NFIB و افزایش تشکیل الیگودندروسیت در هیپوکامپ همراه شد. (PubMed Central (PMC))

این یافته یک لایه دیگر به مدل اضافه می‌کند:

SAFB → تنظیم عملکرد Drosha → کاهش Nfib mRNA → مهار NFIB → محدود شدن الیگودندروژنز → حفظ مسیر نورونی

بنابراین آنچه در ابتدا یک رابطه ساده میان Drosha و NFIB به نظر می‌رسید، اکنون به یک شبکه تنظیمی چندلایه برای تعیین سرنوشت سلول بنیادی عصبی تبدیل شده است.

پیوند نوروژنز با سالمندی و اختلالات شناختی

چرا این موضوع برای انسان اهمیت دارد؟

زیرا هیپوکامپ یکی از نخستین ساختارهایی است که در بسیاری از فرایندهای مرتبط با پیری مغز و بیماری آلزایمر مورد توجه قرار می‌گیرد.

مطالعات نشان داده‌اند که در مدل‌های جانوری، پیری با کاهش ظرفیت نوروژنز هیپوکامپی همراه است و تغییر در وضعیت سلول‌های بنیادی، افزایش سکون (Quiescence) و تغییر در ریزمحیط نوروزا می‌تواند در این افت نقش داشته باشد. (PubMed Central (PMC))

در انسان نیز شواهدی از کاهش برخی جمعیت‌های نورون‌های نابالغ و تغییرات مولکولی سلول‌های نوروزا در سالمندی و بیماری آلزایمر گزارش شده است. مطالعات جدید مبتنی بر single-nucleus RNA sequencing (snRNA-seq) و single-nucleus ATAC sequencing (snATAC-seq) حتی نشان داده‌اند که تغییرات مرتبط با پیری ممکن است در سطح برنامه‌های رونویسی و دسترس‌پذیری کروماتین (Chromatin Accessibility) سلول‌های نوروزا آشکار شوند. (PubMed Central (PMC))

اما اینجا باید از یک نتیجه‌گیری شتاب‌زده پرهیز کرد.

هنوز نمی‌توان گفت که افزایش نوروژنز به‌تنهایی می‌تواند از زوال شناختی یا بیماری آلزایمر جلوگیری کند. رابطه میان نوروژنز، پیری، حافظه، التهاب عصبی، پلاستیسیته سیناپسی و بیماری‌های نورودژنراتیو بسیار پیچیده‌تر است.

با این حال، نوروژنز هیپوکامپی یکی از مسیرهای مهمی است که می‌تواند به ما کمک کند بفهمیم چرا ظرفیت پلاستیک مغز در طول عمر تغییر می‌کند. (PubMed Central (PMC))

از Drosha تا درمان؛ آیا می‌توان سرنوشت سلول‌های بنیادی را تغییر داد؟

این پرسش، افق جذابی را در پزشکی بازساختی عصبی (Neural Regenerative Medicine) ایجاد می‌کند.

اگر بتوانیم بفهمیم سلول بنیادی عصبی چگونه بین «نورون شدن» و «گلیال شدن» انتخاب می‌کند، شاید در آینده بتوان مسیرهای مولکولی دخیل در نوروژنز، ترمیم عصبی و بازسازی مدارهای آسیب‌دیده را هدف قرار داد.

اما فاصله میان کشف یک مسیر مولکولی در موش و تولید یک درمان مؤثر برای انسان بسیار زیاد است.

دستکاری Drosha یا NFIB در مغز انسان می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای داشته باشد؛ زیرا این مولکول‌ها در شبکه‌های متعدد سلولی و مولکولی نقش دارند. بنابراین آینده این حوزه احتمالاً نه در یک «کلید جادویی»، بلکه در تنظیم دقیق شبکه‌های مولکولی، ریزمحیط سلول بنیادی و مسیرهای اپی‌ژنتیکی و پسارونویسی نهفته است.

یک سلول کوچک، پرسشی بزرگ درباره مغز

داستان سلول بنیادی عصبی، در نهایت داستان یک سلول نیست؛ داستان انعطاف‌پذیری مغز است.

سلولی که در سکوت ژیروس دندانه‌دار قرار گرفته، مجموعه‌ای از احتمالات را در خود حمل می‌کند. ژن‌ها، RNAها، فاکتورهای رونویسی و ریزمحیط عصبی، این احتمالات را به مسیرهای مشخص تبدیل می‌کنند.

مطالعه Drosha/NFIB نشان داد که سرنوشت سلول بنیادی عصبی صرفاً چیزی نیست که محیط به آن تحمیل کند. خود سلول نیز با استفاده از یک برنامه مولکولی ظریف، بخشی از آینده‌اش را تعیین می‌کند. (PubMed)

و شاید زیبایی واقعی علوم اعصاب همین‌جا باشد:

در مغز، حتی «تولد» یک نورون نیز یک رویداد ساده نیست؛ بلکه حاصل گفت‌وگویی دقیق میان ژنوم، RNA، پروتئین، سلول و محیط است.

هر نورون تازه‌متولدشده، حاصل پایان یک داستان نیست؛ آغاز ورود یک سلول جدید به شبکه‌ای است که با حافظه، یادگیری و انعطاف‌پذیری مغز پیوند دارد.

به همین دلیل، مطالعه سلول‌های بنیادی عصبی، نوروژنز بزرگسالی، نوروژنز هیپوکامپی، سلول‌های بنیادی هیپوکامپ، تعیین سرنوشت سلول‌های بنیادی، Drosha، NFIB، neurogenesis، adult hippocampal neurogenesis، neural stem cells و hippocampal neurogenesis تنها مطالعه چگونگی ساخت چند سلول جدید نیست؛ بلکه تلاشی برای فهم یکی از عمیق‌ترین رازهای مغز است:

مغز چگونه، در میان میلیون‌ها امکان مولکولی، تعیین می‌کند که یک سلول چه خواهد شد؟

و پاسخ امروز ما شاید تنها آغاز این داستان باشد.

منابع کلیدی

  • مطالعه اصلی Rolando و همکاران درباره محور Drosha/NFIB و تعیین سرنوشت سلول‌های بنیادی عصبی هیپوکامپ در Cell Stem Cell منتشر شده است. (PubMed)

  • پژوهش ۲۰۲۴ درباره نقش SAFB–Drosha–NFIB لایه جدیدی به این سازوکار افزوده است. (PubMed Central (PMC))

  • شواهد جدید درباره نوروژنز هیپوکامپی انسان و تغییرات آن در سالمندی و آلزایمر در مطالعات چنداُمیک اخیر بررسی شده‌اند. (Nature)

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 1

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر

ورود/ ثبت نام با جیمیل

ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید

ورود/ ثبت نام با جیمیل

تغییر رمز با موفقیت انجام شد

ورود/ ثبت نام با جیمیل