چالش جای خالی 504 واژه کاملاً ضروری؛ دروس 13 تا 15 کتاب

فاز چهارم: چالش جای خالی ۵۰۴: انتخاب کلمه درست
به بخش جدید از دورهی چالش جای خالی ۵۰۴: انتخاب کلمه درست خوش آمدید!
این دوره توسط آیندهنگاران مغز و نگارش استاد داریوش طاهری طراحی شده تا یادگیری واژگان ضروری زبان انگلیسی را برای شما آسان، هدفمند و جذاب کند.
این مجموعه شامل ۱۴ بخش است که هر بخش شامل ۳ درس از کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری میباشد.
در هر بخش، با تمرینهای جای خالی روبهرو خواهید شد که شما را به چالش میکشند تا بهترین واژه را حدس بزنید و دایره لغات خود را تقویت کنید.
با پشتکار و تمرین مستمر، مطمئن باشید که به تسلطی بینظیر در استفاده از واژگان کاربردی زبان انگلیسی خواهید رسید.
به آیندهنگاران مغز بپیوندید و قدم به قدم با ما به سمت یادگیری عمیقتر حرکت کنید.
آغاز بخش پنجم را به شما تبریک میگوییم و امیدواریم این مسیر آموزشی، مسیر موفقیت شما باشد.
چالش واژههای درس سیزده
| Word | Pronunciation | Meaning |
|---|---|---|
| journalist | /ˈdʒɜːrnəl-ɪst/ | روزنامهنگار |
| famine | /ˈfæmɪn/ | گرسنگی، قحطی |
| revive | /rɪˈvaɪv/ | احیا کردن، به هوش آمدن |
| commence | /kəˈmens/ | شروع کردن |
| observant | /əbˈzɜːrvənt/ | مراقب، هوشیار |
| identify | /aɪˈdentɪfaɪ/ | به جا آوردن، شناختن، شناسایی کردن |
| migrate | /ˈmaɪɡreɪt/ | مهاجرت کردن |
| vessel | /ˈvesəl/ | کشتی، شناور، رگ |
| persist | /pərˈsɪst/ | سماجت کردن، پافشاری کردن |
| hazy | /ˈheɪzi/ | مهآلود، مبهم |
| gleam | /ɡliːm/ | نور، درخشش، سوسو |
| editor | /ˈedɪtər/ | سردبیر، ویراستار |
Place one of the following words in each of the blanks:
editor, commence, observant, migrate, journalist, revive, gleam, persist, identify, famine, vessel, and hazy.
a. The [Show answer] carefully reviewed the article before publication.
ترجمه: [نمایش پاسخ] مقاله را پیش از انتشار با دقت بررسی کرد.
b. The meeting will [Show answer] at 10 a.m. sharp.
ترجمه: جلسه رأس ساعت ۱۰ صبح [نمایش پاسخ].
c. She is very [Show answer] and notices every detail around her.
ترجمه: او بسیار [نمایش پاسخ] است و به همه جزئیات اطرافش توجه دارد.
d. Many birds [Show answer] south for the winter.
ترجمه: پرندگان زیادی برای زمستان [نمایش پاسخ].
e. The [Show answer] interviewed several witnesses to the event.
ترجمه: [نمایش پاسخ] با چند شاهد رویداد مصاحبه کرد.
f. They tried to [Show answer] the old tradition in their community.
ترجمه: آنها تلاش کردند سنت قدیمی را در جامعهشان [نمایش پاسخ].
g. The sun’s rays made the water [Show answer] like diamonds.
ترجمه: پرتوهای خورشید آب را مثل الماس [نمایش پاسخ] کردند.
h. Despite difficulties, she continued to [Show answer] in her efforts.
ترجمه: با وجود سختیها، او در تلاشهایش [نمایش پاسخ].
i. It was easy to [Show answer] the main cause of the problem.
ترجمه: علت اصلی مشکل را بهراحتی [نمایش پاسخ].
j. The region suffered from severe [Show answer] during the drought.
ترجمه: این منطقه در طول خشکسالی از قحطی شدید [نمایش پاسخ].
k. The ship is the largest [Show answer] in the fleet.
ترجمه: این کشتی بزرگترین [نمایش پاسخ] در ناوگان است.
l. The sky was [Show answer] in the early morning due to the fog.
ترجمه: آسمان در اوایل صبح به دلیل مه [نمایش پاسخ] بود.
چالش واژههای درس چهارده
| Word | Pronunciation | Meaning |
|---|---|---|
| unruly | /ʌnˈruːli/ | سرکش، یاغی |
| rival | /ˈraɪvəl/ | رقیب |
| violent | /ˈvaɪələnt/ | شدید، تند |
| brutal | /ˈbruːtəl/ | وحشیانه |
| opponent | /əˈpoʊnənt/ | رقیب |
| brawl | /brɔːl/ | جار و جنجال |
| duplicate | /ˈduːplɪkeɪt/ | کپی کردن، تکثیر کردن |
| vicious | /ˈvɪʃəs/ | بدکار، شرور |
| whirling | /ˈwɜːrlɪŋ/ | چرخان، گردان |
| underdog | /ˈʌndərˌdɔːɡ/ | شکستخورده، تو سری خور |
| thrust | /θrʌst/ | فشار دادن، چپاندن |
| bewildered | /bɪˈwɪldərd/ | گیج و منگ |
Place one of the following words in each of the blanks below:
thrust, duplicate, rival, unruly, opponent, vicious, underdog, bewildered, whirl, violent, brawl, and brutal
a. He used all his strength to [Show answer] the door open.
ترجمه: او با تمام توان خود در را [نمایش پاسخ] تا باز شود.
b. Please do not [Show answer] the file without permission.
ترجمه: لطفاً بدون اجازه فایل را [نمایش پاسخ].
c. The two teams are strong [Show answer] on the football field.
ترجمه: آن دو تیم در زمین فوتبال رقبای [نمایش پاسخ] هستند.
d. The [Show answer] crowd was difficult to control.
ترجمه: جمعیت [نمایش پاسخ] کنترل کردن آنها سخت بود.
e. The boxer faced a strong [Show answer] in the ring.
ترجمه: بوکسور در رینگ با حریف [نمایش پاسخ] روبرو شد.
f. The [Show answer] dog barked loudly at strangers.
ترجمه: سگ [نمایش پاسخ] با صدای بلند به غریبهها پارس میکرد.
g. The [Show answer] team surprised everyone by winning the championship.
ترجمه: تیم [نمایش پاسخ] با بردن قهرمانی همه را شگفتزده کرد.
h. He looked [Show answer] after hearing the confusing news.
ترجمه: او پس از شنیدن خبر گیجکننده بسیار [نمایش پاسخ] به نظر میرسید.
i. The leaves began to [Show answer] in the strong autumn wind.
ترجمه: برگها در باد شدید پاییزی شروع به [نمایش پاسخ] کردند.
j. The protest turned [Show answer] after the police arrived.
ترجمه: اعتراض پس از رسیدن پلیس به حالت [نمایش پاسخ] تبدیل شد.
k. A [Show answer] broke out between the two rival groups.
ترجمه: بین دو گروه رقیب یک [نمایش پاسخ] رخ داد.
l. The dictator’s regime was known for its [Show answer] treatment of prisoners.
ترجمه: رژیم دیکتاتور به خاطر رفتار [نمایش پاسخ] با زندانیان شناخته شده بود.
چالش واژههای درس پانزده
| Word | Pronunciation | Meaning |
|---|---|---|
| expand | /ɪkˈspænd/ | گسترش دادن، توسعه دادن |
| alter | /ˈɒːltər/ | تغییر دادن، اصلاح کردن |
| mature | /məˈtʃʊər/ | رسیده، بالغ |
| sacred | /ˈseɪkrɪd/ | مقدس |
| revise | /rɪˈvaɪz/ | تغییر دادن، بهروز کردن |
| pledge | /pledʒ/ | قول |
| casual | /ˈkæʒuəl/ | اتفاقی، بیخیال، عادی |
| pursue | /pərˈsuː/ | دنبال کردن |
| unanimous | /juːˈnænɪməs/ | همرأی، متفققول |
| fortunate | /ˈfɔːtʃənət/ | خوششانس، خوشبخت |
| pioneer | /ˌpaɪəˈnɪər/ | پیشگام |
| innovative | /ˈɪnəˌveɪtɪv/ | نوین، ابتکاری |
Place one of the following words in each of the blanks below:
mature, alter, pursue, sacred, revise, unanimous, casual, fortunate, innovative, pioneer, expand, and pledge
a. She is very [Show answer] for her age.
ترجمه: او برای سنش بسیار [نمایش پاسخ] است.
b. The artist decided to [Show answer] the design after receiving feedback.
ترجمه: هنرمند پس از دریافت بازخورد تصمیم گرفت طراحی را [نمایش پاسخ].
c. He continues to [Show answer] his dreams despite many obstacles.
ترجمه: او با وجود موانع زیاد به دنبال [نمایش پاسخ] رویاهایش ادامه میدهد.
d. The temple is considered a [Show answer] place by the locals.
ترجمه: معبد توسط مردم محلی یک مکان [نمایش پاسخ] محسوب میشود.
e. The professor asked the students to [Show answer] their essays before submission.
ترجمه: استاد از دانشجویان خواست مقالههایشان را قبل از ارسال [نمایش پاسخ].
f. The decision was [Show answer] among all members of the committee.
ترجمه: تصمیم میان همه اعضای کمیته [نمایش پاسخ] بود.
g. He wore casual clothes for the weekend trip.
ترجمه: او برای سفر آخر هفته لباس [نمایش پاسخ] پوشید.
h. We were fortunate to find shelter before the storm.
ترجمه: ما خوششانس بودیم که قبل از طوفان پناه پیدا کنیم.
i. The company introduced an innovative solution to reduce waste.
ترجمه: شرکت راهحل [نمایش پاسخ] برای کاهش ضایعات ارائه داد.
j. She was a pioneer in the field of renewable energy.
ترجمه: او یک [نمایش پاسخ] در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر بود.
k. The company plans to expand its operations overseas.
ترجمه: شرکت قصد دارد عملیات خود را در خارج از کشور [نمایش پاسخ].
l. They made a pledge to protect the environment.
ترجمه: آنها تعهد کردند که از محیطزیست [نمایش پاسخ].
در ادامه بخوانید:
» یادگیری خلاقانه ۵۰۴ واژه انگلیسی با داستان
» مرور سریع واژههای ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری
