چالش جای خالی 504 واژه کاملاً ضروری؛ دروس 16 تا 18 کتاب

فاز چهارم: چالش جای خالی ۵۰۴: انتخاب کلمه درست

به بخش جدید از دوره‌ی چالش جای خالی ۵۰۴: انتخاب کلمه درست خوش آمدید!
این دوره توسط آینده‌نگاران مغز و نگارش استاد داریوش طاهری طراحی شده تا یادگیری واژگان ضروری زبان انگلیسی را برای شما آسان، هدفمند و جذاب کند.

این مجموعه شامل ۱۴ بخش است که هر بخش شامل ۳ درس از کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری می‌باشد.
در هر بخش، با تمرین‌های جای خالی روبه‌رو خواهید شد که شما را به چالش می‌کشند تا بهترین واژه را حدس بزنید و دایره لغات خود را تقویت کنید.

با پشتکار و تمرین مستمر، مطمئن باشید که به تسلطی بی‌نظیر در استفاده از واژگان کاربردی زبان انگلیسی خواهید رسید.
به آینده‌نگاران مغز بپیوندید و قدم به قدم با ما به سمت یادگیری عمیق‌تر حرکت کنید.

آغاز بخش ششم را به شما تبریک می‌گوییم و امیدواریم این مسیر آموزشی، مسیر موفقیت شما باشد.


چالش واژه‌های درس شانزدهم


WordPronunciationMeaning
slender/ˈslɛndə(r)/لاغر، نازک‌اندام، کم، ناچیز
surpass/sərˈpæs/پیشی گرفتن
vast/væst/پهناور، وسیع، زیاد
doubt/daʊt/شک، تردید، شک‌و‌تردید داشتن
capacity/kəˈpæsəti/ظرفیت
penetrate/ˈpenətreɪt/نفوذ کردن
pierce/pɪərs/فرو رفتن، نفوذ کردن
accurate/ˈækjərət/دقیق، صحیح
microscope/ˈmaɪkrəˌskoʊp/میکروسکوپ
grateful/ˈɡreɪtfəl/ممنون، متشکر، شکرگزار
cautious/ˈkɔːʃəs/محتاط
confident/ˈkɑːnfɪdənt/مطمئن

Place one of the following words in each of the blanks: 

penetrate, confident, doubt, pierce, accurate, grateful, capacity, surpass, slender, vast, microscope, and cautious. 

a. The bulletproof vest couldn’t [Show answer] the high‑caliber round.

ترجمه: جلیقه ضدگلوله نتوانست گلوله با کالیبر بالا را [نمایش پاسخ].

b. She felt [Show answer] that she would pass the exam without any help.

ترجمه: او احساس می‌کرد که [نمایش پاسخ] بدون هیچ کمکی در امتحان قبول خواهد شد.

c. I begin to [Show answer] whether we’ll reach the summit before sunset.

ترجمه: شروع به [نمایش پاسخ] که آیا قبل از غروب به قله می‌رسیم یا نه.

d. The arrow can [Show answer] thick wood easily.

ترجمه: این پیکان می‌تواند به‌راحتی چوب ضخیم را [نمایش پاسخ].

e. All measurements must be [Show answer] to ensure the experiment’s success.

ترجمه: تمام اندازه‌گیری‌ها باید [نمایش پاسخ] تا موفقیت آزمایش تضمین شود.

f. I’m [Show answer] for all the support I received from my friends.

ترجمه: من برای همه حمایت‌هایی که از دوستانم دریافت کردم [نمایش پاسخ].

g. The stadium’s seating [Show answer] is 50,000 people.

ترجمه: ظرفیت نشستن ورزشگاه [نمایش پاسخ] است.

h. Her performance [Show answer] ed everyone’s expectations.

ترجمه: عملکرد او از انتظارات همه [نمایش پاسخ].

i. He is a [Show answer] figure, moving with grace.

ترجمه: او اندامی [نمایش پاسخ] دارد و با ظرافت حرکت می‌کند.

j. They traveled across the [Show answer] desert for days.

ترجمه: آن‌ها برای روزها از دل بیابان [نمایش پاسخ] سفر کردند.

k. She examined the cells under the [Show answer] carefully.

ترجمه: او سلول‌ها را زیر [نمایش پاسخ] با دقت بررسی کرد.

l. Be [Show answer] when crossing the icy road.

ترجمه: هنگام عبور از جاده یخ‌زده [نمایش پاسخ].


چالش واژه‌های درس هفدهم


WordPronunciationMeaning
appeal/əˈpiːl/ (UK)
/əˈpil/ (US)
جذبه، علاقه، درخواست
addict/ˈædɪkt/معتاد
wary/ˈweri/مواظب
aware/əˈwer/آگاه، باخبر
misfortune/mɪsˈfɔːrtʃən/بدشانسی، بدبختی
avoid/əˈvɔɪd/اجتناب کردن
wretched/ˈretʃɪd/بی‌نوا، بدبخت، بیچاره
keg/keg/بشکه، چلیک
nourish/ˈnɜːrɪʃ/غذا دادن، تغذیه کردن
harsh/hɑːrʃ/تند، سخت
quantity/ˈkwɒn.tɪ.ti/ (UK)
/ˈkwɑn.t̬ɪ.ti/ (US)
مقدار، کمیت
opt/ɑːpt/انتخاب کردن

Place one of the following words in each of the blanks below:

appeal, addict, wary, aware, misfortune, avoid, wretched, keg, nourish, harsh, quantity, and opt. 

a. The charity made a heartfelt [Show answer] to the community for help.

ترجمه: سازمان خیریه یک [نمایش پاسخ] از جامعه برای کمک ارائه داد.

b. After losing his job, he became a serious [Show answer] to online gaming.

ترجمه: پس از از دست دادن شغل، او به یک [نمایش پاسخ] به بازی‌های آنلاین تبدیل شد.

c. Be [Show answer] of scammers offering unrealistic returns.

ترجمه: نسبت به کلاهبردارانی که بازده غیرواقعی ارائه می‌دهند [نمایش پاسخ].

d. She wasn’t [Show answer] of the meeting’s change in schedule.

ترجمه: او از [نمایش پاسخ] خبر نداشت.

e. His sudden financial loss was a great [Show answer] for the family.

ترجمه: از دست دادن ناگهانی مالی یک [نمایش پاسخ] برای خانواده او بود.

f. To stay healthy, avoid [Show answer] processed foods and sugar.

ترجمه: برای سالم ماندن، از مواد غذایی فرآوری‌شده و شکر [نمایش پاسخ].

g. They lived in a [Show answer] little house after losing everything.

ترجمه: آن‌ها پس از از دست دادن همه چیز در یک خانه [نمایش پاسخ] زندگی کردند.

h. He tapped the [Show answer] at the party for a round of beers.

ترجمه: او در مهمانی یک [نمایش پاسخ] آبجو را برای یک دور نوشیدنی باز کرد.

i. Mothers always [Show answer] their children with love and healthy food.

ترجمه: مادران همیشه فرزندانشان را با عشق و غذای سالم [نمایش پاسخ].

j. The desert climate is too [Show answer] for most plants to survive.

ترجمه: آب‌وهوای بیابان برای زنده ماندن اکثر گیاهان بسیار [نمایش پاسخ] است.

k. They produced a large [Show answer] of goods for the holiday sale.

ترجمه: آن‌ها برای فروش تعطیلات مقدار قابل‌توجهی [نمایش پاسخ].

l. You can [Show answer] to work remotely or come into the office.

ترجمه: شما می‌توانید [نمایش پاسخ] از راه دور کار کنید یا به دفتر بیایید.


چالش واژه‌های درس هجدهم


WordPronunciationMeaning
tragedy/ˈtrædʒədi/رخداد غم‌انگیز، نمایش‌نامه غمناک
pedestrian/pəˈdɛstriən/عابر پیاده
glance/ɡlæns/نگاه اجمالی
budget/ˈbʌdʒɪt/بودجه
nimble/ˈnɪmbəl/فرز، زرنگ
manipulate/məˈnɪpjəleɪt/دستکاری کردن
reckless/ˈrɛkləs/بی‌دقت، بی‌توجه، وحشی
horrid/ˈhɒrɪd/ترسناک، هولناک
rave/reɪv/پرت‌و‌پلا گفتن
economical/ˌekəˈnɒmɪkəl/صرفه‌جو، اقتصادی
lubricate/ˈluːbrɪkeɪt/روغن‌کاری کردن
ingenious/ɪnˈdʒiːniəs/مبتکر، خلاق

Place one of the following words in each of the blanks below:

tragedy, pedestrian, glance, budget, nimble, manipulate, reckless, horrid, rave, economical, lubricate, and ingenious. 

a. The sudden [Show answer] of the earthquake left the city in ruins.

ترجمه: [نمایش پاسخ] زمین‌لرزه شهر را به ویرانه‌ای تبدیل کرد.

b. A [Show answer] was crossing the street when the light turned green.

ترجمه: یک [نمایش پاسخ] در حال عبور از خیابان بود که چراغ سبز شد.

c. She gave a quick [Show answer] at the clock before rushing out.

ترجمه: او قبل از عجله به بیرون، نگاهی [نمایش پاسخ] به ساعت انداخت.

d. We need to reduce our monthly [Show answer] to save more.

ترجمه: برای پس‌انداز بیشتر، باید [نمایش پاسخ] ماهیانه‌مان را کاهش دهیم.

e. The gymnast’s moves were incredibly [Show answer] and precise.

ترجمه: حرکات ژیمناست فوق‌العاده [نمایش پاسخ] بودند.

f. He tried to [Show answer] the data to show favorable results.

ترجمه: او سعی کرد با [نمایش پاسخ] داده‌ها نتایج مطلوبی نشان دهد.

g. His [Show answer] driving almost caused a serious accident.

ترجمه: رانندگی [نمایش پاسخ] او تقریباً تصادف شدیدی به‌بار آورد.

h. The haunted house was truly [Show answer] to enter.

ترجمه: وارد شدن به آن خانه تسخیرشده واقعاً [نمایش پاسخ] بود.

i. He began to [Show answer] about the new film’s brilliance.

ترجمه: او شروع به [نمایش پاسخ] از فیلم جدید کرد.

j. Buying in bulk is much more [Show answer] than purchasing daily.

ترجمه: خرید عمده بسیار [نمایش پاسخ] از خرید روزانه است.

k. Remember to [Show answer] the hinges to prevent squeaking.

ترجمه: به خاطر داشته باشید برای جلوگیری از جیر جیر، لولاها را [نمایش پاسخ].

l. She came up with an [Show answer] solution to the problem.

ترجمه: او به یک راه‌حل [نمایش پاسخ] برای مشکل دست یافت.

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 2

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ورود | ثبت نام
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد