واژگان درس سی کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری در جمله + ترجمه فارسی | آموزش کاربردی و رنگی

درس سی کتاب واژگان ۵۰۴ در جمله
شامل لغات درس سی
همراه با تلفظ بریتانیایی و آمریکایی و معانی فارسی کامل
یادگیری واژگان پرکاربرد انگلیسی هرگز اینقدر زنده، کاربردی و لذتبخش نبوده است!
در مجموعهی آموزشی منحصربهفرد «واژگان کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری در جمله» که با همت وبسایت آیندهنگاران مغز تهیه شده، کوشیدهایم تا واژگان کلیدی این کتاب مشهور را نه صرفاً با تعریف و ترجمهی مستقیم، بلکه در قالب جملات واقعی، رنگی و کاملاً کاربردی ارائه کنیم؛ جملاتی زنده که هر واژه را در بافت طبیعی زبان قرار میدهند و فرایند یادگیری را از سطحی گذرا به حافظهی بلندمدت منتقل میسازند.
هر درس از این مجموعهی ارزشمند، شامل گروهی از واژگان منتخب کتاب ۵۰۴ است. برای هر واژه، پنج جملهی هوشمندانه طراحی شده است؛ جملاتی که نهتنها واژهی اصلی را برجسته میکنند، بلکه سایر واژگان ضروری این کتاب را نیز بهصورت هدفمند در خود جای دادهاند. این رویکرد علمی، علاوه بر افزایش تکرار هدفمند واژگان، موجب تثبیت عمیقتر آنها در ذهن زبانآموز میشود.
با استفاده از رنگهای متمایز برای نمایش واژههای کلیدی و مهم، تمرکز مخاطب به شکل بصری تقویت میشود و فرآیند یادگیری حالتی تعاملی و پویا پیدا میکند. افزون بر این، ترجمهی دقیق و روان هر جمله در خط بعدی به زبان فارسی آمده است تا معنا، مفهوم و کاربرد واژگان در بستر جمله، بهروشی عمیق و قابلفهم منتقل شود.
این پروژهی نوآورانه و علمی، حاصل نگارش و تدوین داریوش طاهری است؛ تلاشی خلاقانه برای آنکه آموزش واژگان انگلیسی، تجربهای شیرین، بهیادماندنی و هدفمند باشد.
واژگان درس سی
verse [vɜrs]
A) Each verse in the poem carried a vivid image that made the audience feel uneasy.
الف) هر بیت در این شعر تصویری زنده داشت که باعث میشد تماشاگران احساس ناراحتی کنند.
B) He memorized every verse of the sacred text with diligent effort and respect.
ب) او با تلاش کوشا و با احترام کامل، تمام آیات متن مقدس را حفظ کرد.
C) The rapper turned every verse into a brilliant story full of realistic experiences and emotions.
ج) رپر، هر بند را به داستانی درخشان مملو از تجربههای واقعگرایانه و احساسات تبدیل کرد.
D) The last verse of the national anthem was sung with fervor, unity, and deep devotion.
د) آخرین بند سرود ملی با شور، اتحاد و وفاداری عمیق خوانده شد.
E) She used a famous verse to justify her point during the controversial debate.
هـ) او برای توجیه نظر خود در مناظره بحثبرانگیز، از یک آیه مشهور استفاده کرد.
mortal /ˈmɔrtəl/
A) Every mortal must face the inevitable truth of death, no matter how brave or vigorous they are.
الف) هر انسان فانی باید با حقیقت اجتنابناپذیر مرگ روبرو شود، فارغ از آنکه چقدر شجاع یا پُرنیرو باشد.
B) The legendary warrior showed no fear even in his final mortal battle against a ferocious enemy.
ب) آن جنگجوی افسانهای حتی در آخرین نبرد مرگبار خود با دشمنی درندهخو هیچ ترسی نشان نداد.
C) She survived a mortal accident thanks to swift help from the alert paramedics and reliable equipment.
ج) او از یک حادثه کشنده نجات یافت، به لطف کمک سریع امدادگران هوشیار و تجهیزات قابلاعتماد.
D) The ancient tale describes a mortal who dared to defy the gods and suffered a tragic fate as a result.
د) افسانهٔ باستانی، از انسانی فانی میگوید که جرأت کرد خدایان را به چالش بکشد و سرنوشتی تراژیک یافت.
E) Despite being a mortal, the scientist made a lasting impact through his profound research and dedicated efforts.
هـ) با اینکه فانی بود، آن دانشمند از طریق پژوهش عمیق و تلاشهای وقفشده خود تأثیری پایدار بر جای گذاشت.
roam /roʊm/
A) The solitary traveler loved to roam through vast deserts with nothing but his keen instincts to guide him.
الف) آن مسافر تنها عاشق این بود که در میان بیابانهای پهناور پرسه بزند و تنها چیزی که راهنمای او بود، غریزهٔ تیزش بود.
B) In his youth, he would often roam the city streets at night, searching for adventure and trying to escape his harsh reality.
ب) در دوران جوانی، اغلب شبها در خیابانهای شهر پرسه میزد و در جستجوی ماجراجویی و گریزی از واقعیت سخت خود بود.
C) The captive animal escaped the cage and began to roam freely in the remote forest without obstacles.
ج) حیوان اسیر از قفس گریخت و آزادانه در جنگل دورافتاده پرسه زد، بدون هیچ مانعی.
D) Soldiers were ordered not to roam outside the base due to hazardous terrain and the presence of hostile forces.
د) به سربازان دستور داده شد که به دلیل زمین خطرناک و حضور نیروهای دشمن خارج از پایگاه پرسه نزنند.
E) After years of war, the weary refugees continued to roam across borders, hoping to find shelter and mercy.
هـ) پس از سالها جنگ، پناهجویان خسته همچنان از مرزی به مرز دیگر پرسه میزدند و به امید یافتن پناهگاه و رحمت بودند.
quote /kwoʊt/
A) The professor began his lecture with a powerful quote</span from a notable scientist that emphasized the importance of precise research.
الف) استاد سخنرانیاش را با یک نقل قول قوی از یک دانشمند برجسته آغاز کرد که بر اهمیت پژوهش دقیق تأکید داشت.
B) In the courtroom, the lawyer used a direct quote from the witness to reinforce his persuasive argument against the accused.
ب) در دادگاه، وکیل از یک نقل قول مستقیم از شاهد استفاده کرد تا استدلال قانعکنندهاش را علیه فرد متهم تقویت کند.
C) She loved to quote her grandfather, whose wisdom and modest lifestyle had always been a source of inspiration.
ج) او عاشق این بود که از پدربزرگش نقل قول کند، کسی که خرد و سبک زندگی فروتنانهاش همواره منبع الهام او بود.
D) The reporter was warned not to quote the official without proper authorization, as it could cause a serious conflict or even a scandal.
د) به خبرنگار هشدار داده شد که بدون مجوز مناسب از مقام رسمی نقل قول نکند، زیرا ممکن بود باعث درگیری جدی یا حتی یک رسوایی شود.
E) His habit to quote famous leaders during debates gave him an eloquent and credible presence that impressed even the skeptics.
هـ) عادتش به نقل قول از رهبران مشهور در مناظرهها، به او حضوری فصیح و قابل اعتماد میداد که حتی شکاکان را تحت تأثیر قرار میداد.
depict /dɪˈpɪkt/
A) The mural was designed to depict the brave soldiers who fought with valor during the historical battle.
الف) نقاشی دیواری برای بهتصویرکشیدن سربازان شجاعی طراحی شده بود که با دلاوری در نبردی تاریخی جنگیده بودند.
B) The artist aimed to depict the harsh reality of life in the urban slums with accurate detail.
ب) هنرمند قصد داشت واقعیت سخت زندگی در زاغههای شهری را با جزئیاتی دقیق بهتصویر بکشد.
C) The film sought to depict the emotional struggles of a man dealing with betrayal and loss.
ج) فیلم تلاش داشت تصویرگر دستوپنجه نرمکردن احساسی مردی باشد که با خیانت و فقدان مواجه شده است.
D) The novel uses vivid language to depict a remote village and its peculiar but charming traditions.
د) رمان با زبانی زنده تلاش میکند یک روستای دورافتاده و سنتهای عجیب اما دلفریب آن را بهتصویر بکشد.
E) The ancient carvings depict a mythical hero engaged in a fierce battle with a giant beast.
هـ) حجاریهای باستانی قهرمانی افسانهای را درگیر نبردی وحشیانه با یک هیولای غولپیکر بهتصویر میکشند.
attract /əˈtrækt/
A) The brilliant marketing campaign helped attract a massive crowd of eager buyers.
الف) کمپین تبلیغاتی درخشان توانست جمعیت عظیمی از خریداران مشتاق را جذب کند.
B) Her elegant dress and graceful manner attracted everyone at the formal event.
ب) لباس شیک و رفتار باوقار او در مراسم رسمی، توجه همه را جلب کرد.
C) The promise of immediate rewards can attract people to risky but potentially profitable ventures.
ج) وعده پاداشهای فوری میتواند افراد را به پروژههایی پرخطر اما بالقوه سودآور جذب کند.
D) Bright colors and fragrant flowers are used to attract pollinators in nature’s complex system.
د) رنگهای زنده و گلهای معطر برای جذب گردهافشانها در سیستم پیچیده طبیعت استفاده میشوند.
E) The job posting was designed to attract qualified candidates with competitive salaries and benefits.
هـ) آگهی شغلی طوری طراحی شده بود که افراد شایسته را با حقوق و مزایای رقابتی جذب کند.
novel /ˈnɑvəl/
A) Her novel idea to reduce traffic in the city was both practical and brilliant.
الف) ایده نوآورانهی او برای کاهش ترافیک در شهر، هم کاربردی بود و هم درخشان.
B) The scientist proposed a novel approach to solve the complex and urgent problem of water contamination.
ب) آن دانشمند یک رویکرد جدید برای حل مسئله پیچیده و فوری آلودگی آب پیشنهاد داد.
C) Although the novel solution seemed absurd at first, it eventually proved to be effective and permanent.
ج) گرچه این راهحل نو در ابتدا مضحک به نظر میرسید، اما در نهایت موثر و دائمی از کار درآمد.
D) The company rewarded employees who presented novel ideas for increasing efficiency and reducing waste.
د) شرکت، کارمندانی را که ایدههای جدیدی برای افزایش بهرهوری و کاهش اتلاف ارائه دادند، پاداش داد.
E) His novel method of teaching reluctant students quickly became popular among educators.
هـ) روش نوآورانهی او برای آموزش دانشآموزان بیمیل خیلی زود در میان آموزگاران محبوب شد.
morality /məˈræləti/
A) True morality demands that we remain loyal to our values, even when faced with temptation or hardship.
الف) اخلاق واقعی ایجاب میکند که حتی در برابر وسوسه یا سختی نیز به ارزشهای خود وفادار بمانیم.
B) The judge’s decision was based not only on the law but also on morality and justice, making her ruling both fair and logical.
ب) تصمیم قاضی تنها بر اساس قانون نبود، بلکه بر پایه اخلاق و عدالت بود و این حکم را هم منصفانه و هم منطقی ساخت.
C) Ancient philosophers often debated morality, exploring the origin of human values and their impact on civilized societies.
ج) فلاسفه باستان اغلب درباره اخلاق بحث میکردند و منشأ ارزشهای انسانی و تأثیر آنها بر جوامع متمدن را بررسی مینمودند.
D) Even in chaotic times, strong morality can guide people toward decent behavior and prevent violence.
د) حتی در دوران آشفته نیز، اخلاق قوی میتواند مردم را به رفتار شایسته سوق دهد و از خشونت جلوگیری کند.
E) He questioned the morality of using deceit to achieve success, arguing that honesty should never be compromised.
هـ) او در مورد اخلاقی بودن استفاده از فریب برای رسیدن به موفقیت تردید داشت و استدلال میکرد که صداقت نباید هرگز قربانی شود.
quarter /ˈkwɔːrtər/
A) The generous landlord reduced the rent by a quarter during the crisis to help his frustrated tenants.
الف) صاحبخانه سخاوتمند برای کمک به مستأجران ناامید خود، اجاره را در دوران بحران به اندازه یک چهارم کاهش داد.
B) Only a quarter of the voters supported the radical proposal, showing that most people remained conservative.
ب) تنها یک چهارم از رأیدهندگان از این پیشنهاد افراطی حمایت کردند و این نشان داد که اکثر مردم همچنان محافظهکار هستند.
C) He spent a quarter of his life studying the ancient texts and legends to write an authentic novel.
ج) او یک چهارم از عمر خود را صرف مطالعه متون کهن و افسانهها کرد تا رمانی اصیل بنویسد.
D) The soldier requested quarter from the opponent after his defeat in the intense conflict.
د) سرباز پس از شکست در نبرد سخت، از دشمن تقاضای امان کرد.
E) During the last quarter of the game, the determined team made a valiant effort to overcome the deficit.
هـ) در یکچهارم پایانی بازی، تیم مصمم تلاش دلیرانهای برای جبران عقبماندگی خود انجام داد.
appoint /əˈpɔɪnt/
A) The president decided to appoint a competent and sincere advisor to help solve the ongoing crisis.
الف) رئیسجمهور تصمیم گرفت مشاوری شایسته و صادق را برای کمک به حل بحران جاری منصوب کند.
B) The committee plans to appoint a temporary leader who can analyze the situation and act with caution.
ب) کمیته قصد دارد رهبری موقت را منصوب کند که بتواند وضعیت را تحلیل کرده و با احتیاط عمل کند.
C) To ensure justice, the court must appoint an impartial judge who is immune to bribes.
ج) برای تضمین عدالت، دادگاه باید قاضیای بیطرف را که در برابر رشوه مقاوم است منصوب کند.
D) They had to appoint a loyal guardian to protect the orphan from any harm.
د) آنها مجبور شدند سرپرستی وفادار را برای محافظت از یتیم در برابر هرگونه آسیب منصوب کنند.
E) He was appointed as the new executive due to his remarkable achievements and persistent efforts.
هـ) او به دلیل دستاوردهای قابلتوجه و تلاشهای پیوستهاش به عنوان مدیر منصوب شد.
occupant /ˈɑkjəpənt/
A) The occupant of the old house was a mysterious man with a peculiar habit of avoiding any contact.
الف) ساکن آن خانه قدیمی مردی مرموز بود که عادت عجیب داشت و از هرگونه تماس خودداری میکرد.
B) Each occupant must follow the regulation to keep the building secure and avoid any accident.
ب) هر ساکن باید از قوانین پیروی کند تا ساختمان امن بماند و از هرگونه حادثه جلوگیری شود.
C) The occupants of the apartment were warned about the dangerous condition of the structure.
ج) ساکنان آپارتمان درباره وضعیت خطرناک ساختمان هشدار داده شدند.
D) The occupant refused to vacate the premises despite the official notice.
د) ساکن با وجود اطلاعیه رسمی از تخلیه محل خودداری کرد.
E) The new occupant brought a remarkable change to the neighborhood with his friendly behavior.
هـ) ساکن جدید با رفتار دوستانه خود تغییر قابلتوجهی در محله ایجاد کرد.
site /saɪt/
A) The construction site was carefully chosen near a unique park with beautiful scenery.
الف) محل ساختوساز با دقت در نزدیکی یک پارک منحصربهفرد با چشمانداز زیبا انتخاب شد.
B) The archaeologists found an ancient site that revealed important historical artifacts.
ب) باستانشناسان یک محل باستانی پیدا کردند که اشیای تاریخی مهمی را نشان میداد.
C) The website site needs a quick update to improve user interface and overall performance.
ج) وبسایت نیاز به یک بروزرسانی سریع دارد تا رابط کاربری و عملکرد کلی را بهبود بخشد.
D) The new industrial site was built to reduce pollution and increase efficiency.
د) محل صنعتی جدید برای کاهش آلودگی و افزایش کارایی ساخته شد.
E) Tourists visited the famous site to admire its remarkable architecture and sculptures.
هـ) گردشگران از محل مشهور برای تحسین معماری قابلتوجه و مجسمههای آن بازدید کردند.
