واژگان درس سی و پنج کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری در جمله + ترجمه فارسی | آموزش کاربردی و رنگی

درس سی و پنج کتاب واژگان ۵۰۴ در جمله

شامل لغات درس سی و پنج

همراه با تلفظ بریتانیایی و آمریکایی و معانی فارسی کامل

یادگیری واژگان پرکاربرد انگلیسی هرگز این‌قدر زنده، کاربردی و لذت‌بخش نبوده است!

در مجموعه‌ی آموزشی منحصر‌به‌فرد «واژگان کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری در جمله» که با همت وب‌سایت آینده‌نگاران مغز تهیه شده، کوشیده‌ایم تا واژگان کلیدی این کتاب مشهور را نه صرفاً با تعریف و ترجمه‌ی مستقیم، بلکه در قالب جملات واقعی، رنگی و کاملاً کاربردی ارائه کنیم؛ جملاتی زنده که هر واژه را در بافت طبیعی زبان قرار می‌دهند و فرایند یادگیری را از سطحی گذرا به حافظه‌ی بلندمدت منتقل می‌سازند.

هر درس از این مجموعه‌ی ارزشمند، شامل گروهی از واژگان منتخب کتاب ۵۰۴ است. برای هر واژه، پنج جمله‌ی هوشمندانه طراحی شده است؛ جملاتی که نه‌تنها واژه‌ی اصلی را برجسته می‌کنند، بلکه سایر واژگان ضروری این کتاب را نیز به‌صورت هدفمند در خود جای داده‌اند. این رویکرد علمی، علاوه بر افزایش تکرار هدفمند واژگان، موجب تثبیت عمیق‌تر آن‌ها در ذهن زبان‌آموز می‌شود.

با استفاده از رنگ‌های متمایز برای نمایش واژه‌های کلیدی و مهم، تمرکز مخاطب به شکل بصری تقویت می‌شود و فرآیند یادگیری حالتی تعاملی و پویا پیدا می‌کند. افزون بر این، ترجمه‌ی دقیق و روان هر جمله در خط بعدی به زبان فارسی آمده است تا معنا، مفهوم و کاربرد واژگان در بستر جمله، به‌روشی عمیق و قابل‌فهم منتقل شود.

این پروژه‌ی نوآورانه و علمی، حاصل نگارش و تدوین داریوش طاهری است؛ تلاشی خلاقانه برای آنکه آموزش واژگان انگلیسی، تجربه‌ای شیرین، به‌یادماندنی و هدفمند باشد.


واژگان درس سی و پنج



discard [dɪˈskɑrd]


A) He decided to discard the obsolete tools that were no longer useful in the modern industry.

الف) او تصمیم گرفت ابزارهای منسوخ را که دیگر در صنعت مدرن کاربردی نبودند، دور بیندازد.

B) The manager told the team to discard any redundant files to keep the system efficient and organized.

ب) مدیر به تیم گفت تا هر فایل زائد را دور بیندازند تا سیستم کارآمد و مرتب باقی بماند.

C) Many people discard their old habits after realizing they were harmful and counterproductive.

ج) بسیاری از افراد پس از درک اینکه عادت‌هایشان مضر و ضد‌سازنده هستند، آن‌ها را دور می‌اندازند.

D) The artist chose to discard the initial sketch in favor of a more creative and innovative design.

د) هنرمند تصمیم گرفت طرح اولیه را به نفع یک طراحی خلاقانه و نوآورانه دور بیندازد.

E) It’s important to discard any biased opinions to achieve a fair and objective judgment.

هـ) برای رسیدن به یک قضاوت عادلانه و عینی، مهم است که هر نظر جانبدارانه را دور بیندازیم.


lottery [ˈlɑtəri]


A) Many people enter the lottery hoping for a miracle, but only a few achieve the ultimate prize.

الف) بسیاری از مردم با امید به یک معجزه در قرعه‌کشی شرکت می‌کنند، اما فقط تعداد کمی به جایزه نهایی دست می‌یابند.

B) The winner of the lottery became famous overnight, attracting numerous curious eyes from the public.

ب) برنده قرعه‌کشی یک‌شبه مشهور شد و چشم‌های کنجکاو زیادی از سوی عموم به او جذب شد.

C) Despite the unpredictable nature of the lottery, many believe in their destiny to win.

ج) با وجود غیرقابل پیش‌بینی بودن قرعه‌کشی، بسیاری به سرنوشت خود برای برنده شدن ایمان دارند.

D) Some people spend their hard-earned money on the lottery despite the slim chances of success.

د) بعضی افراد با وجود شانس کم موفقیت، پول سخت به دست آمده خود را برای قرعه‌کشی خرج می‌کنند.

E) Winning the lottery can lead to sudden fortune but also bring unexpected responsibilities.

هـ) برنده شدن در قرعه‌کشی می‌تواند به ثروت ناگهانی منجر شود اما همچنین مسئولیت‌های غیرمنتظرهیی به همراه دارد.


vague [veɪg]


A) His explanation was so vague that even the experienced team found it hard to interpret the actual meaning.

الف) توضیح او آنقدر مبهم بود که حتی تیم مجرب هم در تفسیر معنای واقعی آن مشکل داشتند.

B) The vague details in the report led to many confusing conclusions among the analysts.

ب) جزئیات مبهم در گزارش باعث شد تحلیلگران به نتایج گیج‌کننده زیادی برسند.

C) Because of the vague instructions, the students had to ask for clarification several times during the lecture.

ج) به دلیل دستورالعمل‌های مبهم، دانش‌آموزان مجبور شدند چندین بار در طول سخنرانی درخواست توضیح کنند.

D) The politician’s answer was intentionally vague to avoid a direct commitment on the controversial topic.

د) پاسخ سیاستمدار عمداً مبهم بود تا از تعهد مستقیم به موضوع پرچالش جلوگیری کند.

E) Due to the vague nature of the contract, the lawyers advised to review it carefully before any agreement.

هـ) به دلیل مبهم بودن قرارداد، وکلا توصیه کردند پیش از هر توافقی آن را با دقت بررسی کنند.


soar [sɔr]


A) After the announcement, the company’s stock prices soared to unprecedented heights.

الف) پس از اعلامیه، قیمت سهام شرکت به افزایش چشمگیر تا ارتفاعات بی‌سابقه رسید.

B) The eagle soared high above the mountain peaks, displaying its majestic flight.

ب) عقاب بالای قله‌های کوه به پرواز درآمد و پرواز شکوهمندانه خود را به نمایش گذاشت.

C) After the successful launch, the company’s profits began to soar, attracting more investors.

ج) پس از راه‌اندازی موفق، سود شرکت شروع به افزایش سریع کرد و سرمایه‌گذاران بیشتری را جذب نمود.

D) The balloon started to soar gently into the clear blue sky, delighting the spectators.

د) بالن به آرامی به سوی آسمان آبی صاف بالا رفت و تماشاگران را شاد کرد.

E) During the festival, the prices of goods soared due to the high demand from visitors.

هـ) در طول جشنواره، قیمت کالاها به دلیل تقاضای زیاد از سوی بازدیدکنندگان افزایش یافت.


relate [rɪˈleɪt]


A) It is important to relate the new findings to the previous studies to understand the overall impact.

الف) مهم است که یافته‌های جدید را به مطالعات قبلی مرتبط کنیم تا تأثیر کلی را درک کنیم.

B) She could easily relate to the characters in the book because of their personal struggles.

ب) او به‌راحتی می‌توانست به شخصیت‌های کتاب به دلیل مشکلات شخصی آن‌ها ارتباط برقرار کند.

C) The teacher asked the students to relate their experiences to the topic discussed in class.

ج) معلم از دانش‌آموزان خواست تا تجربیات خود را به موضوع مطرح شده در کلاس مرتبط کنند.

D) Some diseases relate to genetic factors, making it harder to find a cure.

د) برخی بیماری‌ها به عوامل ژنتیکی مرتبط هستند و این باعث می‌شود که پیدا کردن درمان سخت‌تر شود.

E) The detective tried to relate all the clues to solve the mystery of the missing item.

هـ) کارآگاه سعی کرد همه سرنخ‌ها را برای حل معمای شیء گمشده مرتبط کند.


elevate [ˈɛləˌveɪt]


A) The new project will elevate the company’s status and attract more clients in the competitive market.

الف) پروژه جدید، ارتقاء جایگاه شرکت را بهبود می‌بخشد و مشتریان بیشتری را در بازار رقابتی جذب می‌کند.

B) Regular exercise can elevate your mood and help reduce stress during difficult times.

ب) ورزش منظم می‌تواند افزایش حالت روحی شما را به همراه داشته باشد و در مواقع سخت استرس را کاهش دهد.

C) The company plans to elevate its brand image through innovative advertising campaigns.

ج) شرکت قصد دارد با کمپین‌های تبلیغاتی نوآورانه، تصویر برند خود را ارتقاء دهد.

D) Good leadership can elevate team morale and increase overall productivity.

د) رهبری خوب می‌تواند روحیه تیم را بالا ببرد و بهره‌وری کلی را افزایش دهد.

E) The ceremony was held to elevate the honor of those who made significant contributions to the project.

هـ) مراسم به منظور بالا بردن مقام کسانی که سهم‌های مهمی در پروژه داشتند، برگزار شد.


event [ɪˈvɛnt]


A) The event was planned carefully to ensure every detail was perfect for the attendees.

الف) رویداد با دقت برنامه‌ریزی شد تا هر جزئیات برای شرکت‌کنندگان کامل باشد.

B) The cultural event attracted a variety of visitors from around the region.

ب) رویداد فرهنگی، انواع مخاطبان را از سراسر منطقه جذب کرد.

C) The event was so significant that it changed the course of the history forever.

ج) آن رویداد چنان مهم بود که مسیر تاریخ را برای همیشه تغییر داد.

D) We must prepare well because this event will be covered by many journalists and critics.

د) باید خوب آماده شویم زیرا این رویداد توسط بسیاری از خبرنگاران و منتقدان پوشش داده خواهد شد.

E) The charity event raised a substantial amount of money to help the needy.

هـ) آن رویداد خیریه مبلغ قابل توجهی پول برای کمک به نیازمندان جمع‌آوری کرد.


subsequent [ˈsʌbsəkwənt]


A) The subsequent meetings focused on solving the major issues raised during the initial discussion.

الف) جلسات بعدی بر حل مشکلات اصلی مطرح شده در جریان بحث اولیه تمرکز داشتند.

B) The first incident happened on Monday, and the subsequent events occurred throughout the week.

ب) اولین حادثه در روز دوشنبه رخ داد و رویدادهای بعدی در طول هفته اتفاق افتادند.

C) The company adapted its strategy based on the subsequent feedback from customers.

ج) شرکت استراتژی خود را بر اساس بازخوردهای بعدی از مشتریان تغییر داد.

D) After the initial failure, the subsequent attempts showed more promise and progress.

د) پس از شکست اولیه، تلاش‌های بعدی نشان‌دهنده امیدواری و پیشرفت بیشتری بودند.

E) The subsequent chapters of the book explain the complex history in detail.

هـ) فصل‌های بعدی کتاب تاریخ پیچیده را با جزئیات شرح می‌دهند.


stationary [ˈsteɪʃəˌnɛri]


A) The car remained stationary despite the urgent signal from the official directing traffic.

الف) خودرو با وجود علامت فوری از مسئول کنترل ترافیک، ثابت باقی ماند.

B) The stationary bike in the gym offers a safe alternative to outdoor cycling during bad weather.

ب) دوچرخه ثابت در باشگاه ورزشی، جایگزین ایمنی برای دوچرخه‌سواری در هوای بد فراهم می‌کند.

C) Despite the crowd’s excitement, the traffic light remained stationary, causing a brief delay.

ج) با وجود هیجان جمعیت، چراغ راهنمایی ثابت ماند و باعث تأخیر کوتاهی شد.

D) The ancient monument stood stationary for centuries, a silent witness to the historical events around it.

د) یادگار باستانی برای قرن‌ها ثابت باقی ماند و شاهدی خاموش بر رویدادهای تاریخی اطراف خود بود.

E) The teacher asked the students to remain stationary during the experiment to avoid any accidental disturbance.

هـ) معلم از دانش‌آموزان خواست در طول آزمایش ثابت بمانند تا از هرگونه اختلال تصادفی جلوگیری شود.


cinema [ˈsɪnəmə]


A) We went to the cinema to watch a unique film that had received generous praise from critics.

الف) ما به سینما رفتیم تا فیلمی منحصربه‌فرد را ببینیم که تحسین سخاوتمندانه‌ای از منتقدان دریافت کرده بود.

B) The cinema was crowded as people eagerly waited for the event to begin.

ب) سینما شلوغ بود چون مردم مشتاقانه منتظر شروع رویداد بودند.

C) After the movie, the director explained the unique concept behind the cinema production.

ج) پس از فیلم، کارگردان مفهوم منحصربه‌فرد پشت تولید سینما را توضیح داد.

D) The cinema experience was enhanced by the unique sound system and generous seating arrangement.

د) تجربه سینما با سیستم صوتی منحصربه‌فرد و چیدمان سخاوتمندانه صندلی‌ها بهبود یافت.

E) The film festival at the cinema was an event that attracted a large crowd.

هـ) جشنواره فیلم در سینما یک رویداد بود که جمعیت زیادی را جذب کرد.


finance [fəˈnæns]


A) The company secured enough finance to start the unique project despite the generous initial costs.

الف) شرکت توانست تأمین مالی کافی برای شروع پروژه منحصربه‌فرد را، علیرغم هزینه‌های اولیه سخاوتمندانه، به دست آورد.

B) The government announced a new plan to improve the finance sector after a significant economic event.

ب) دولت پس از یک رویداد اقتصادی مهم، برنامه‌ای جدید برای بهبود بخش مالی اعلام کرد.

C) The unique challenges in finance require experts with a veteran background.

ج) چالش‌های منحصربه‌فرد در حوزه مالی نیازمند کارشناسان با سابقه کارکشته است.

D) Investors were cautious after the subsequent market fluctuations affected the finance industry.

د) سرمایه‌گذاران پس از نوسانات بعدی بازار، نسبت به صنعت مالی محتاط شدند.

E) To manage the company’s finance, the CEO consulted with a veteran advisor who offered unique insights.

هـ) مدیرعامل برای مدیریت امور مالی شرکت با یک مشاور کارکشته که دیدگاه‌های منحصربه‌فرد ارائه می‌داد، مشورت کرد.


obtain [əbˈteɪn]


A) To obtain the rare book, the collector made a unique offer despite the generous price.

الف) برای به‌دست آوردن کتاب نادر، مجموعه‌دار با وجود قیمت سخاوتمندانه، پیشنهاد منحصربه‌فردی داد.

B) She managed to obtain valuable information after the subsequent investigation.

ب) او پس از تحقیقات بعدی توانست اطلاعات ارزشمندی به‌دست آورد.

C) It is difficult to obtain permission from the veteran officer due to strict rules.

ج) به دلیل قوانین سختگیرانه، گرفتن اجازه از افسر کارکشته دشوار است.

D) Investors want to obtain a generous return on their investments despite market risks.

د) سرمایه‌گذاران می‌خواهند علی‌رغم ریسک‌های بازار، بازدهی سخاوتمندانه از سرمایه‌گذاری‌های خود به‌دست آورند.

E) Students must obtain all necessary documents before the subsequent admission process.

هـ) دانشجویان باید قبل از فرآیند پذیرش بعدی تمام مدارک لازم را به‌دست آورند.

فهرست کامل درس‌های کتاب ۵۰۴ واژه در جمله

امتیاز شما به این مطلب:

★ اول از راست = ۱ امتیاز | ★ پنجم از راست = ۵ امتیاز

میانگین امتیازها: ۵ / ۵. تعداد آراء: ۲

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا