آلزایمربیماری‌های مغز و اعصابدمانس

درمان دمانس؛ جستجو برای درمان زوال عقل، خوب پیش نمی‌رود

جستجو برای درمان زوال عقل خوب پیش نمی‌رود

اما تغییرات رفتاری می تواند ریسک پیشرفت آن را کاهش دهد.

آلویس آلزایمر در سال ۱۹۰۶ با کالبد شکافی آگوست دتر متوجه سه ویژگی غیر معمول در مغز او شد. مغز او حدود یک سوم کوچک تر از حالت عادی بود. بسیاری از سلول های عصبی و رشته های عصبی در مغز او ناپدید شده بودند. او همچنین برخی رسوبات غیر طبیعی را در سلول های مغز و علی الخصوص قشر مخ که لایه خارجی آن با ماده خاکستری احاطه شده است، مشاهده نمود. مابین یک سوم تا یک چهارم از این بخش ها توسط گره های متراکمی مورد حمله قرار گرفته بودند که امروزه به آن ها “گره های عصبی فیبری” گفته می شود و ناشی از تجمع پروتئینی به نام تاو می باشد. همچنین در سرتاسر قشر مغز او رسوبات پروتئینی دیگری نیز به نام بتا آمیلوئید وجود داشتند که مابین نورون ها جمع شده و عملکرد آن ها را مختل می سازند.

با وجود چندین دهه تحقیقاتی که انجام شده است، با این حال هنوز برای آلزایمر هیچ واکسن و درمانی کشف نشده است. برخی افراد از این می ترسند که بحران کووید ۱۹ منابع مالی و علمی موجود برای تحقیقات بر روی زوال عقل را نیز تحت فشار قرار بدهد. در این همه گیری تحقیقات دچار آسیب و رکود شده اند، چرا که انجام آزمایشات بالینی مشکل شده است. میا کیوی پیلتو (MiiaKivipelto) یک نورولوژیست فنلاندی که رهبری مطالعه ای را برعهده داشت با این مضمون که چطور تغییر در سبک زندگی می تواند باعث کاهش یا متوقف شدن اختلال زوال شناختی شود، مجبور شد تا تحقیقات بعدی خودش را متوقف سازد. بسیاری از افرادی هم که در جستجوی شیوه های تشخیصی یا کمک کننده هستند، از ترس آلودگی و با توجه به اخطارهای مربوط به مراقبت های بهداشتی در این همه گیری مجبور به عقب نشینی شده اند.

بسیاری از تحقیقاتی که بر روی آلزایمر انجام شده است بر روی حمله یکی از پروتئین ها به نام بتا آمیلوئید متمرکز شده اند. این رویکرد غالباً “فرضیه آمیلوئید” نامیده می شود. با این حال مشخص نیست که آیا این پروتئین ها هستند که باعث بروز بیماری می شوند یا پروتئین ها در اصل فقط جزئی از علائم خود بیماری هستند. مغز بسیاری از افراد مسن حاوی اجتماع بالایی از بتا آمیلوئید و تاو می باشند، با این حال حافظه خودشان را از دست نداده و هیچ کدام از علائم زوال عقل را نیز دارا نیستند. از این رو اثبات این فرضیه مشکل است. در این زمینه بیش از ۲۰۰ دارو مورد آزمایش قرار گرفته است، اما هنوز هیچ درمانی برای معالجه بیماری کشف نشده است. در یک مقاله ای که در سال ۲۰۱۴ توسط جف کامینگز از کلینیک کلیولند در مرکز سلامت روان Lou Ruvo منتشر گردید، آزمایشات بالینی داروهای آلزایمر از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۲ مورد ارزیابی قرار گرفته بودند. او در آخر این گونه نتیجه گیری کرد که میزان شکست در تمامی این آزمایشات ۹۹.۶% بوده است.

چهار دارو در این زمینه تولید شده است (سه مورد مهار کننده کولین استراز و یک مورد آنتاگونیست گیرنده nmda) که اثرات محدودی در برخی از بیماران داشته است. تاکشی ایواتسوبو، پروفسور آسیب شناسی مغز و اعصاب از دانشگاه توکیو توضیح می دهد که این داروها تنها علائم بیماری را تحت تاثیر قرار می دهند اما بر روی خود بیماری تاثیری ندارند و در عین حال نیز ممکن است عوارض جانبی ناخوشایندی مثل تهوع و اسهال نیز داشته باشند. بنابراین دولت فرانسه در ماه مه سال ۲۰۱۸ پس از بحث های فراوانی که بر روی اثربخشی این داروها انجام شد، تجویز تمامی آن ها را متوقف ساخت.

دانشمندانی که بر روی زوال عقل مطالعه می کنند به اعلام شکست و حتی تسلیم شدن این شرکت های دارویی عادت کرده اند – مانند شکست شرکت فایزر در سال ۲۰۱۸). یک مشکل این است که اکثر این آزمایشات بر روی افرادی انجام می گیرند که از قبل به این بیماری دچار شده اند و ممکن است برای جلوگیری از پیشرفت و توسعه بیماری دیر شده باشد. آقای ایواتسوبو می گوید تجمع بتا آمیلوئید در واقع پیش از شروع اختلالات خفیف شناختی (mci) یعنی حدود ۲۰-۱۵ قبل از آغاز بیماری شروع می شود. بنابراین پس از انتشار نتایج یک آزمایش توسط الی لیلی و روچه در ماه فوریه که بر روی داروهای ضد آمیلوئید در میان افرادی که به لحاظ ژنتیکی مستعد ابتلا به آلزایمر زودرس بودند انجام شده بود، کشف درمان ناامیدانه به نظر می رسید. آزمایشات شناختی نشان دادند که هیچ کدام از این داروها مزیت و اثربخشی قابل توجهی در مقایسه با دارونماها نداشتند.

در ماه مارس ۲۰۱۹، شرکت آمریکایی بیوژن (Biogen) و شرکت ژاپنی ایسای (Eisai) اعلام کردند که در حال پایان دادن به دو آزمایش بالینی در افراد مبتلا به mci یا آلزایمر زودرس هستند. آن ها در حال آزمایش بر روی دارو آدوکانوماب بودند که یکی دیگر از داروهای ضد آمیلوئید محسوب می شود. با این حال شرکت بیوژن بعداً در ماه اکتبر اعلام کرد که داده های جدید نشان می دهند که این دارو تنها در برخی موار موثر واقع شده است نه همه. این بیماران … بهبود قابل توجهی در وضعیت شناختی و عملکردی مانند حافظه، جهت یابی و زبان از خودشان نشان داده بودند. این شرکت هم اکنون درخواست تایید این دارو را از سازمان غذا و داروی آمریکا (fda) داده است. در نوامبر سال گذشته چین به طور مشروط داروی اولیگومانات (gv-971) را تایید کرده است؛ دارویی که توسط شرکت Green Valley در شانگهای تولید شده است. این اولین دارویی بود که طی ۱۷ سال تاکنون در مرحله تایید قرار گرفته است. منشا این این دارو از جلبک های دریایی می باشد و در آزمایشات انجام شده گزارش شده است که اجتماع آمیلوئیدی را کاهش داده و عملکرد شناختی را در بیماران بهبود می بخشد.

واکنش ها نسبت به این داروهای جدید از جشن و سرور (پائولا باربارینو، رئیس adi، تغییر نظر در مورد آدوکانوماب با عنوان “طلوع آفتاب”) تا دیدگاه های بدبینانه. ارزش سهام شرکت بیوژن درست روزی که اعلام کرد آزمایشاتش با شکست مواجه شده است، حدود ۳۰% کاهش یافت، در حالی که موقعی که اعلام کرده بود در حال تایید داروست به میزان ۲۶% افزایش یافته بود. همچنین اطلاعات به دست آمده است از مطالعات چینی که دانشمندان غربی نگران آن ها بودند، بسیار کمیاب و نادر بوده و نتیجه گیری از آن ها کار دشواری بود.

حتی در صورتی که دارویی هم تایید شود، این سوال وجود دارد که چه کسی قرار است هزینه آن را پرداخت کند؟ ادو ریچارد نورولوژیست دانشگاه آمستردام می گوید بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد تایید دارویی است که بر روی تعداد اندکی از بیماران موثر واقع شده است. بیماری آلزایمر به حدی شیوع پیدا کرده است که بیمه گذاران خصوصی و دولتی برای تحت پوشش قرار دادن این بیماری فشار زیادی را متحمل خواهند شد. از طرفی نیز قیمت این دارو حداقل در اولین سال های کشف و تایید آن بسیار بالا خواهد بود. با این حال برخی افراد معتقد هستند که از آن جا که بیمه گذاران این بیماران را برای درمان های موثر تحت پوشش قرار خواهند داد، از این رو ممکن است مشکل چندان حادی نباشد.

بهترین درمان برای این بیماری به احتمال زیاد ترکیب کردن داروهایی است که با بخش مختلف مغز سروکار دارند. دکتر کیوویپلتو نورولوژیست فنلاندی معتقد است که ترکیب این داروها و درمان های رفتاری بر روی جنبه های مختلف زوال عقل تاثیر خواهد گذاشت. این درمان ها می توانند با اصلاح ژنوم و استفاده از فناوری کریسپر نیز انجام شوند.

هنگامی که زوال عقل در افراد تشخیص داده می شود، زمانی است که معمولاً در سطح پیشرفته آن قرار دارند. بنابراین یکی از اهداف دیگر کمپین های علمی یافتن راه های برای شناسایی زودهنگام این بیماری می باشد. علاوه بر آزمایشات شناختی می توان از تکنیک های متعددی استفاده کرد. یکی از این تکنیک ها این است که افرادی را که به لحاظ ژنتیکی مستعد ابتلا به آلزایمر هستند شناسایی نماییم. سه ژن در شکل نادر، ارثی و آلزایمر زودهنگام در این بیماری نقش دارند. در نوع رایج تر آن چندین ژن ریسک ابتلا به بیماری افزایش می دهند که یک فرم از ژن apoe، به نام apoe4 می باشد و به نظر می رسد که ریسک ابتلا به بیماری های قلبی و کووید ۱۹ را نیز افزایش می دهد. این ژن را می توان با آزمایش خون تشخیص داد.

در هر حال ریسک بالا مربوط به همین عوامل می باشد، نه خود بیماری. برای شناسایی این عوامل معمولاً از بیومارکرهای خاصی استفاده می شود. یکی از این بیومارکرها اندازه گیری سطح آمیلوئید و تاو در مایع مغزی نخاعی افراد است. این کار نیاز به فرو کردن سوزن به بافت (وارد کردن سوزن به قسمت پایینی ستون فقرات) دارد. روش دیگر اسکن کردن توسط تصویربرداری با رزونانس مغناطیسی (mri) برای اندازه گیری مغز به همراه اسکن توموگرافی انتشار پوزیترون (پت) می باشد که می تواند تجمع آمیلوئید را اندازه بگیرد.

اسکنرها گران قیمت بوده و غالباً در دسترس نمی باشند. بنابراین جستجو برای رویکردهای ساده تر و ارزان تر همچنان ادامه دارد. بسیاری از افراد معتقد هستند که آزمایش خون بهترین روش می باشد. در کنفرانس سالانه انجمن آلزایمر در ماه جولای، یک آزمایشی معرفی گردید که امیدها را بالا برد؛ در این آزمایش بین آلزایمر و سایر بیماری های عصبی تمایز قائل می شود و احتمال ابتلا به بیماری را نیز می توان از سال ها پیش از شروع علائم اندازه گیری کرد. در این روش میزان یک پروتئین تاو به نام p-tau217 اندازه گیری شده و احتمال ابتلا به آلزایمر با دقت ۹۶% پیش بینی می گردد. با استفاده از تکنیک طیف سنجی جرمی نیز که در حال حاضر انجام می شود، می توان سطح بتا آمیلوئید خون را اندازه گیری نمود. با این حال مشخص نیست که سطح بتا آمیلوئید در خون چطور با سطح آن بر روی مغز ارتباط دارد. در یکی از آزمایشاتی که سال گذشته در آمریکا انجام شد مشخص شد که نتایج اسکن های حیوانی در ۸۸% از موارد با شرایط واقعی مطابقت دارد. با این حال علیرغم امیدوار کننده بودن این نتایج همچنان برای آزمایشات بالینی دقت کافی را ندارند. در صورتی که ما هر دو ریسک فاکتور را در نظر بگیریم، میزان موفقیت به ۹۴% می رسد: سن و وجود ژن apoe4.

برخی افراد دیگر نیز به دنبال استفاده از داده ها و هوش مصنوعی (ai) می باشند. کوروکاوا کیوشی، استاد پزشکی در دانشکده تحصیلات تکمیلی توکیو، استدلال می کند که فناوری داده ها بسیار سریع تر از بیوتکنولوژی پیشرفت می کند. تحقیقات از طریق داده ها نیاز به طرح های وسیع تر و گسترده تری دارد که با شرایط فیزیکی و ظهور دیر هنگام زوال عقل سازگاری داشته باشد. حتی بدون در نظر گرفتن ai نیز دانشمندان قادر هستند تا شواهدی از زوال عقل را با توجه به بررسی نحوه استفاده مردم از کلمات تشخیص دهند. آیریس مرداک در آخرین رمان خودش که به بیماری آلزایمر شدیدی نیز مبتلا بود، از واژگان محدودتر و زبان ساده تری نسبت به آثار قبلی خودش استفاده کرده بود. پزشکان با تجزیه و تحلیل و اظهارات عمومی رونالد ریگان می گویند علائم آلزایمر در الگوهای گفتاری او از سال ها پیش از تشخیص نهایی بیماریش در سال ۱۹۹۴ قابل مشاهده بوده است.

از زوال عقل در ۴۰% موارد می توان با بررسی ۱۲ ریسک فاکتور پیشگیری کرده و یا در پیشرفت آن تاخیر ایجاد کرد.

امروزه نحوه استفاده مردم از فناوری های دیجیتال (به عنوان مثال برنامه های مسیریابی که ناشی از ضعف آگاهی از مسیرها و نیاز به جهت یابی می باشد و اغلب به عنوان علائم اولیه زوال عقل در نظر گرفته می شود) می تواند علائم اولیه زوال شناختی را شناسایی نماید. این امر باعث می شود که غول های فناوری تبدیل به ابزاری برای تشخیص بیماری های روانی گردند. این به افرادی که عقیده دارند فناوری های دیجیتال به کند شدن پیشرفت بیماری کمک می کند، تا حدودی می تواند اطمینان خاطر بدهد.

حتی در غیاب داده ها نیز عوامل زیادی هستند که با افزایش و یا کاهش ریسک ابتلا به زوال عقل در ارتباط هستند. مطالعه ای که نتیجه آن در کنفرانس انجمن آلزایمر در ماه ژوئیه منتشر شد تخمین زده بود که با ارزیابی دقیق ۱۲ ریسک فاکتور می توان در ۴۰% موارد از زوال عقل پیشگیری کرده و یا پیشرفت آن را به تاخیر انداخت. البته سه مورد (نوشیدن مشروب زیاد، صدمه به سر در سنین میانسالی و قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا در سنین بالا) اخیراً به نُه ریسک فاکتور قبلی (یعنی سیگار کشیدن، فشار خون بالا، چاقی، کاهش سطح شنوایی، تحصیلات پایین و دیابت) اضافه شده اند.

قلب و مغز

«هر چیزی که برای قلب مفید است برای مغز نیز مفید است» اصطلاحی است که همواره به آن اشاره شده است. بنابراین کمپین های بهداشتی عمومی که هدفشان کاهش احتمال ابتلا به بیماری های قلبی، سرطان و دیابت می باشد، بر روی زوال عقل نیز تاثیرگذار هستند. ترس از این بیماری به حدی است که محققان در تلاش برای ترویج سبک های زندگی سالم هستند. برخی موارد دیگر نیز که ضد زوال عقل هستند ممکن است شهرت زیادی نداشته باشند که عبارتند از حفظ ارتباطات اجتماعی و حفظ ذهن فعال (هرچند که یادگیری مطالب جدیدتر مانند یادگیری یک زبان جدید موثرتر از حل یک معمای آشنا مانند حل جدول به صورت روزانه می باشد).

مطالعه دکتر کیویپلتو در فنلاند (معروف به آزمایش انگشت) که در سال ۲۰۱۵ منتشر گردید نشان داد که تغییر سبک زندگی می تواند میزان افت قدرت شناختی را به طور قابل توجهی کاهش دهد. این مطالعه بر روی گروهی از افراد ۶۰ تا ۷۷ ساله انجام شد که ریسک فاکتورهای بالایی را برای زوال عقل دارا بودند و با استفاده از تکنولوژی های سنجش روان مبتنی بر رایانه مشاهده شد که با تغییر سبک زندگی آنان به روش «آموزش های شناختی» میزان قدرت شناختی آن ها بهبود قابل توجهی پیدا کرد. از این آزمایش برای اولین بار نتیجه گیری گردید که یادگیری مبتنی بر رایانه و اینترنت می تواند برای این بیماران مفید واقع شود.

شواهدی وجود دارند که نشان می دهند شیوع زوال عقل با تغییر سبک زندگی کاهش پیدا می کند – علی الخصوص در اروپا و کشورهای دیگری مانند چین و ژاپن. یک مطالعه که در ابتدای ماه جاری در مجله نورولوژی منتشر شد، نزدیک به ۵۰،۰۰۰ نفر از آمریکا و اروپا را (که به لحاظ بالینی تنها ۱۶% از جمعیت جهان را شامل می شدند) از سال ۱۹۸۸ تا ۲۰۱۵ مورد ارزیابی دقیق قرار داده بود. در این آزمایش مشخص شد که ۸.۶% از افراد دچار زوال عقل هستند. اما در طول یک دهه ریسک اضافه شدن به این لیست در میان سایر افراد حدود ۱۳% کاهش یافته بود که این رقم به معنای یک مورد از هر چهار نفر ۷۵ سال به بالا در سال ۱۹۹۵ و کمتر از یک نفر از هر پنج نفر در حال حاضر می باشد.

در هر حال هر چقدر که سبک زندگی یک فرد سالم باشد و با یادگیری زبان تبتی یا خواندن روزنامه اکونومیست ذهن خودش را درگیر کند، همچنان ریسک زوال عقل نمی تواند به طور کلی از او برداشته شود. پیش بینی می شود که در آینده نیز هیچ درمانی برای این بیماری وجود ندارد و در عین حال نیز جهان همچنان رو به پیری می رود. بنابراین نحوه مراقبت از بیماران مبتلا به زوال عقل و نحوه پرداخت هزینه های مراقبت از این بیماران، جزو سوالاتی هستند که ضرورت بیشتری دارند.

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟
بله
تقریبا
خیر
منبع
www.economist.com

داریوش طاهری

اولیــــــن نیستیــم ولی امیـــــد اســــت بهتـــرین باشیـــــم...! خدایــــــــــا نام و آوازه مـــن را چنان در حافظه‌ها تثبیت کن که آلزایمـــــــــــــر نیز توان به یغما بردن آن را نداشته باشد...!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا