میکروپلاستیک در بدن انسان؛ آیا نانوپلاستیکها به مغز و اندامها میرسند؟

میکروپلاستیک و نانوپلاستیک در بدن انسان؛ آیا پلاستیکها به اندامهای ما رسیدهاند؟
تصور اینکه پلاستیک فقط در بطریهای آب، کیسههای خرید، بستهبندی مواد غذایی یا زبالههای رهاشده در طبیعت وجود دارد، دیگر با واقعیت علمی امروز سازگار نیست. بخش مهمی از محصولات پلاستیکی بهتدریج تحت تأثیر نور، گرما، اصطکاک و فرسایش به ذرات بسیار کوچک تبدیل میشوند؛ ذراتی که گاهی آنقدر ریز هستند که با چشم غیرمسلح دیده نمیشوند.
این ذرات که با عنوان میکروپلاستیکها (Microplastics) و نانوپلاستیکها (Nanoplastics) شناخته میشوند، اکنون به یکی از موضوعات مهم در حوزه سلامت محیطزیست، سمشناسی، پزشکی و سلامت انسان تبدیل شدهاند. پرسش اساسی این است: آیا این ذرات فقط در محیط اطراف ما حضور دارند یا میتوانند وارد بدن شوند و حتی در بافتها و اندامهای انسان باقی بمانند؟
شواهد علمی موجود نشان میدهد که مواجهه انسان با میکروپلاستیکها و نانوپلاستیکها گسترده است و این ذرات در نمونههای مختلف انسانی شناسایی شدهاند؛ با این حال، هنوز باید میان «وجود ذرات پلاستیکی در بدن» و «اثبات بیماریزایی آنها» تفاوت قائل شد. سازمان جهانی بهداشت نیز بر وجود شکافهای مهم دانشی و ضرورت تحقیقات بیشتر درباره پیامدهای سلامت تأکید کرده است.

میکروپلاستیک چیست؟
میکروپلاستیک بهطور معمول به ذرات پلاستیکی با اندازه حداکثر ۵ میلیمتر گفته میشود. این ذرات میتوانند مستقیماً در اندازههای کوچک تولید شوند یا از تجزیه و فرسایش قطعات بزرگتر پلاستیکی به وجود آیند.
در مقابل، نانوپلاستیکها بسیار کوچکتر هستند و معمولاً در محدوده کمتر از یک میکرومتر تعریف میشوند. اندازه بسیار کوچک این ذرات اهمیت زیادی دارد، زیرا هرچه اندازه ذرات کاهش پیدا کند، احتمال تعامل آنها با سلولها، عبور از برخی سدهای زیستی و توزیع در محیط داخلی بدن میتواند افزایش یابد.
پلاستیک چگونه وارد بدن انسان میشود؟
مواجهه انسان با میکروپلاستیک و نانوپلاستیک میتواند از مسیرهای مختلفی رخ دهد. مهمترین مسیرها عبارتاند از:
مصرف آب و مواد غذایی آلوده
استنشاق ذرات موجود در هوا و گردوغبار
تماس پوستی با برخی محصولات و محیطهای آلوده
مواجهه شغلی در محیطهایی که تولید، فرآوری یا فرسایش مواد پلاستیکی در آنها رخ میدهد
پس از ورود به بدن، سرنوشت این ذرات به عواملی مانند اندازه، شکل، ترکیب شیمیایی، نوع پلیمر، مقدار مواجهه و ویژگیهای زیستی فرد بستگی دارد. پژوهشهای مروری نشان دادهاند که میکروپلاستیکها و نانوپلاستیکها میتوانند از مسیرهای گوارشی و تنفسی وارد بدن شوند و در شرایطی از سدهای زیستی عبور کنند.
کشف میکروپلاستیک در اندامهای انسان
یکی از مطالعات مورد توجه در این زمینه توسط پژوهشگران دانشگاه ایالتی آریزونا (Arizona State University) انجام شد. پژوهشگران در نمونههای بافتی انسانی به دنبال شناسایی ذرات پلاستیکی بودند و نمونههایی از اندامهایی مانند ریه، کبد، طحال و کلیه را بررسی کردند.
در این پژوهش از روشهای تحلیلی پیشرفته، از جمله طیفسنجی رامان و روشهای طیفسنجی جرمی، برای شناسایی و بررسی ترکیبات پلاستیکی استفاده شد. در نمونههای مورد بررسی، پلیمرهایی مانند پلیکربنات (PC)، پلیاتیلن ترفتالات (PET) و پلیاتیلن (PE) شناسایی شدند.
اهمیت این یافته در آن بود که پژوهشگران را یک گام دیگر به پاسخ این پرسش نزدیک کرد: آیا پلاستیکهایی که در محیط زندگی ما وجود دارند، میتوانند از مرز محیط زیست عبور کرده و وارد محیط داخلی بدن شوند؟
پاسخ شواهد موجود به این پرسش، بهطور کلی مثبت است؛ اما اینکه حضور این ذرات در هر فرد دقیقاً چه پیامد بالینی ایجاد میکند، همچنان موضوع تحقیقات گسترده است.
آیا نانوپلاستیکها خطرناک هستند؟
اینجا باید میان شواهد آزمایشگاهی، مطالعات حیوانی و شواهد مستقیم انسانی تفاوت قائل شویم.
در مطالعات سلولی و حیوانی، مواجهه با برخی انواع میکروپلاستیکها و نانوپلاستیکها با فرآیندهایی مانند استرس اکسیداتیو، التهاب، آسیب سلولی، اختلال عملکرد میتوکندری، اختلالات ایمنی و تغییرات متابولیک ارتباط داشته است. با این حال، نتایج حاصل از آزمایشگاه را نمیتوان بدون احتیاط به همه انسانها تعمیم داد.
به همین دلیل، عبارت «وجود پلاستیک در بدن انسان» بهتنهایی نباید به «پلاستیک موجب بیماری میشود» تبدیل شود. برای اثبات رابطه علّی، به مطالعات انسانی بزرگ، طولانیمدت و دقیق نیاز داریم.
آیا میکروپلاستیکها میتوانند باعث التهاب شوند؟
یکی از مهمترین نگرانیهای علمی درباره این ذرات، احتمال تحریک پاسخ التهابی است. ذرات بسیار کوچک ممکن است با سلولهای بدن و سیستم ایمنی تعامل داشته باشند و در شرایط خاص، مسیرهای مرتبط با التهاب و استرس اکسیداتیو را تحت تأثیر قرار دهند.
برخی مطالعات انسانی جدیدتر نیز ارتباط میان میزان بالاتر مواجهه با میکروپلاستیکها و برخی شاخصهای التهابی یا اختلال عملکردی را گزارش کردهاند؛ با این حال، مطالعات موجود هنوز از نظر روششناسی، اندازه نمونه و کنترل عوامل مخدوشکننده محدودیتهایی دارند.
میکروپلاستیک و مغز؛ نگرانی جدید علم
یکی از جذابترین و در عین حال حساسترین حوزههای تحقیقاتی، بررسی ارتباط میان نانوپلاستیکها و سیستم عصبی است.
اندازه بسیار کوچک نانوپلاستیکها این پرسش را ایجاد کرده است که آیا این ذرات میتوانند بر سد خونی ـ مغزی (Blood-Brain Barrier)، سلولهای عصبی، میکروگلیا و فرآیندهای التهابی عصبی اثر بگذارند یا خیر.
مطالعات جدید حتی شواهدی از وجود ذرات نانومتری در برخی بافتهای انسانی از جمله مغز، کبد و کلیه گزارش کردهاند. با این حال، مشاهده ذرات در بافت مغز بهمعنای اثبات ابتلا به بیماریهای نورودژنراتیو مانند آلزایمر نیست. برای روشن شدن این ارتباط، تحقیقات بیشتری لازم است.
این موضوع از منظر علوم اعصاب، نوروتوکسیسیته، التهاب عصبی و سلامت مغز اهمیت ویژهای دارد و میتواند یکی از مسیرهای مهم پژوهشهای آینده باشد.

پلاستیک فقط خودِ پلیمر نیست
یکی از نکات مهم در بررسی خطرات پلاستیک این است که مسئله فقط به ذرات پلیمری محدود نمیشود. مواد پلاستیکی ممکن است حاوی افزودنیهای شیمیایی باشند یا در محیط ترکیبات دیگری را جذب کنند.
یکی از موادی که توجه زیادی به خود جلب کرده، بیسفنول A یا BPA است. این ماده در تولید برخی پلاستیکها و رزینها استفاده شده و به دلیل نگرانی درباره اثرات احتمالی آن بر سیستم هورمونی و غدد درونریز، موضوع تحقیقات گستردهای بوده است.
بنابراین در ارزیابی خطرات پلاستیک باید هم خود ذرات و هم مواد شیمیایی همراه، افزودنیها و آلایندههای جذبشده روی سطح ذرات را در نظر گرفت.
آیا باید از میکروپلاستیکها بترسیم؟
پاسخ علمی نه «بیاهمیت است» و نه «پلاستیک قطعاً باعث بیماری میشود».
واقعیت این است که مواجهه انسان با میکروپلاستیکها و نانوپلاستیکها واقعی و گسترده است و شواهد مربوط به حضور آنها در بدن انسان روزبهروز بیشتر میشود. در عین حال، هنوز درباره میزان دقیق خطر، دوز مؤثر، مدتزمان لازم برای ایجاد آسیب، تفاوت میان انواع پلیمرها و اثر مواجهه طولانیمدت پرسشهای مهمی وجود دارد. سازمان جهانی بهداشت نیز بر همین عدم قطعیتها و نیاز به پژوهشهای استاندارد تأکید کرده است.
مرورهای نظاممند جدیدتر نیز نشان میدهند که شواهد انسانی در حال افزایش است، اما ناهمگونی روشهای اندازهگیری و وجود عوامل مخدوشکننده همچنان مانع از نتیجهگیری قطعی درباره رابطه علّی در بسیاری از پیامدهای سلامت میشود.
آینده پژوهش درباره آلودگی پلاستیکی
شاید مهمترین دستاورد پژوهشهای میکروپلاستیک این نباشد که امروز بتوانیم تمام خطرات را با قطعیت مشخص کنیم؛ بلکه اهمیت آن در این است که یک پرسش بنیادی را در برابر علم قرار داده است:
بدن انسان تا چه اندازه در برابر آلودگی پلاستیکی آسیبپذیر است؟
برای پاسخ به این پرسش، دانشمندان به روشهای استانداردتر برای اندازهگیری بار میکروپلاستیک و نانوپلاستیک بدن، مطالعات اپیدمیولوژیک طولانیمدت، تحقیقات سمشناسی، بررسی اثرات سلولی و مولکولی و مطالعات دقیق درباره ارتباط این ذرات با بیماریها نیاز دارند.
امروز دیگر نمیتوان آلودگی پلاستیکی را صرفاً یک مسئله زیستمحیطی دانست. این موضوع در نقطه تلاقی محیطزیست، سمشناسی، پزشکی، علوم اعصاب، ایمنیشناسی و سلامت عمومی قرار گرفته است.
شاید نسل آینده زمانی به دوره کنونی نگاه کند و متوجه شود که یکی از بزرگترین چالشهای سلامت محیطی قرن بیستویکم، نه فقط تولید پلاستیک، بلکه شناخت پیامدهای ورود ذرات بسیار کوچک آن به بدن انسان بوده است.
آنچه امروز با اطمینان بیشتری میدانیم این است: پلاستیک فقط بیرون از بدن ما نیست؛ بخشی از پژوهشهای علمی نشان میدهد که ذرات پلاستیکی میتوانند وارد محیط داخلی بدن شوند. آنچه هنوز باید با دقت بیشتری کشف کنیم، این است که این حضور در بلندمدت دقیقاً چه معنایی برای سلامت انسان دارد.
