سبک زندگیعلوم انسانی

گردآورنده و پدیدآورنده: احمد کریمی، کارشناس فیزیک

امتیازی که به این مقاله می دهید چند ستاره است؟
[کل: ۰ میانگین: ۰]

اگر دکتر زَنَد سوزن ز درمان

مَنال از نیش سوزن ای مسلمان!

گلایه گر کنی خود ناسپاسیست

ز سختی زاید این بهبود و آسان

                ***

مهم نیست که طرف، چقدر به تو لطف کند. مهم این است که در حد توانش به تو لطف کند.

اگر دار و ندار یک فقیر، ۱۰۰۰ تومان باشد و آن را به عنوان کمک به من بدهد، همیشه مدیون قلب مهربانش هستم و او یکی از دوستان واقعی من است. به این فکر نمی کنم که چقدر به من کمک کرده و چقدر کمکش، مشکل مرا حل می کند. به انسانیتش می اندیشم که در حد توانش به من یاری رسانده.

                    ***

چوپان از گرگ، بدتر است؛ زیرا ظاهر و باطن گرگ یکی است و از همان ابتدا پیداست که دشمن گوسفند است؛ اما چوپان به ظاهر، دوست گوسفند است و در باطن، به فکر قربانی کردن گوسفند بینوا.

دفاع چوپان از گوسفند، به خاطر دوست داشتن گوسفند نیست؛ بلکه به خاطر رقابت با گرگ، برای تصاحب گوسفند است.

چوپان و گرگ، هر دو دشمن گوسفند بینوا هستند.

در زندگی، دشمنان ما دو دسته اند: دسته اول مثل گرگ هستند و تشخیص آنها آسان است. دسته موذی دوم، مانند چوپان هستند که به ظاهر، دوست ما هستند؛ ولی هدف نهایی آنها از پَروار کردن ما اینست که ما را فدای منافع خود کنند. در زندگی، گرگ ها و چوپان ها را خوب بشناسیم.

                     ***

انسان باید از ثروت باید برای تفکر استفاده کند؛ نه این که تفکر را فدای ثروت کند.

انسان باید ثروت به دست آورد تا به مردم خدمت کند؛ نه این که به مردم خدمت کند تا ثروت به دست آورد.

ثروت باید وسیله باشد؛ نه هدف. هدف باید خدمت به مردم و ارتقا دادن تفکر در خود و سایر مردم باشد.

آمار دانش آموزان رشته ریاضی فیزیک رو به زوال است. بعد از آن نوبت به رشته علوم تجربی است. این به این معنی است که جامعه ما در حال دور شدن از تفکر و استدلال است و فقط به قصد پولدار شدن به سراغ رشته های آسان تر بروند.

عده زیادی که به رشته علوم تجربی هجوم آورده اند، نه به قصد خدمت به جامعه و نه به قصد ارتقای تفکر علمی، در کنکور علوم تجربی شرکت می کنند تا پولدار شوند. اگر چنین باشد، پزشکانی بی کیفیت خواهیم داشت که فقط به فکر پر کردن جیب خود خواهند بود.

راه درست را گم نکنیم. این چند دهه زودگذر عمر، به این اندازه نمی ارزد که حریص باشیم. می توان ساده زیست؛ به طوری که همه از زندگی سالم، عادلانه و رضایتبخش برخوردار باشند.

                  ***

اگر متعهد، اندیشمند و تجربه گرا باشیم، زندگی شیرین تری خواهیم داشت. در صورت کوتاهی، بی اندیشگی و بی تجربگی، حوادث ناگوار خود را نشان خواهند داد.

                   ***

مسافر عزیز! اگر در تابستان ها به دلیل گرمای شدید، گاه ها شاهد آتش سوزی جنگل ها و مراتع هستیم، نباید با احتیاطی، قوز بالای قوز کرد و به آن دامن زد. هنر، آنست که آتشی بنشانی؛ نه آن که آتش بیفشانی! طبیعت، خانه و هدیه ارزشمند خدادادی است. تو در خانه ات حاضر نیستی که ته سیگار افروخته ای را به درون سطل زباله بیندازی و نخست، آن را خاموش می کنی! چگونه از آسیب دیدن خانه بزرگت، طبیعت، نمی ترسی؟! خسارت اقتصادی، آلودگی هوا، گرم شدن هوا، هزینه گزاف آتشنشانی و … در عین تفریح، با طبیعت زیبا، مهربان باشیم.

                     ***

وقتی که بخواهی یک نادان را از کار اشتباه یا اندیشه اشتباه منصرف کنی، یک یا دو مرحله را باید طی کنی: مرحله نخست، اینست که دلیل اشتباه بودن فکر یا کارش را به وی اثبات کنی. اگر موفق نشوی، نوبت به مرحله دوم می رسد. مرحله دوم- که خیلی دشوارتر است- اینست که اگر با وجود تفهیم اشتباهش، آگاهانه به اشتباهش ادامه دهد، او را از سهل انگاری منع کنی.

به قول معروف: بیدار کردن یک انسانِ به خواب رفته، آسانتر از بیدار کردن کسی است که خود را به خواب زده! 

امان از سهل انگاری و بی خیالی!

***

بدون شک، یکی از دلایلی که درس ریاضی را برای فراگیران، دشوار جلوه می دهد، اینست که گاه ها مباحث ریاضی را به صورت غیرکاربردی، کلاسیک، خشک و بی روح آموزش می دهیم.

متاسفانه حتی برخی از دبیران ریاضی، مفهوم برخی از مباحث ریاضی(خط هادی سهمی، مشتق جهت دار یک تابع نسبت به یک بردار و …) را نمی دانند و فقط محاسبات آن ها را بلد هستند!

مفاهیم ریاضی را باید به صورت زنده و کاربردی- مثلا در قالب فیزیک- به فراگیران یاد داد تا آسانی و شیرینی مباحث ریاضی آشکار شود و مفهوم بحث ریاضی را درک کنند.

وقتی که ریاضی را به صورت خشک و غیرکاربردی آموزش دهیم، ریاضیِ مرده و یخ زده است؛ درست مثل یک ماهی مرده که از آب بیرون آورده باشند!

همان طور که باید ماهی در آب باشد تا زنده بماند، ریاضی هم باید در قالب کاربردی(مفاهیم فیزیک و …) آموزش داده شود. وقتی که ریاضی به صورت کاربردی و زنده، آموزش داده شود، رسا، شیرین و آسان حس خواهد شد.

درباره حفظ کردن معانی لغات انگلیسی و ..‌. چنین است. معنی واژه ها را باید به صورت کاربردی و زنده، در جملات باید یادگرفت و به خاطر سپرد(ماهی زنده درون آب)؛ نه این که در خارج از جمله، به صورت تکی و مرده- مثل ماهی مرده بیرون آب- آن ها را حفظ و پس از مدتی فراموش کنیم.

ماندگاری آموختنی های * کاربردی و زنده *، در حافظه، بیشتر است.

احمد کریمی، کارشناس فیزیک و دبیر.

علایق: فیزیک، ریاضیات و موسیقی سنتی.

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟
بله
تقریبا
خیر

داریوش طاهری

اولیــــــن نیستیــم ولی امیـــــد اســــت بهتـــرین باشیـــــم...! خدایــــــــــا! نام و آوازه مــــــرا چنان در حافظــه‌ها تثبیت کن که آلزایمـــــــــر نیز تــوان به یغمـا بـردن آن را نـداشتــــــه باشـد...! خدایـــــــــا! محبّـت مــرا در دل‌های بندگانت بینداز ... خدایــــــا! مــــرا دوســــت بــــدار و محبوبــم گـــردان...!

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا