زبان انگلیسی دکتری

واژگان درس بیست و هشتم کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری در جمله + ترجمه فارسی | آموزش کاربردی و رنگی

درس بیست و هشتم کتاب واژگان ۵۰۴ در جمله

شامل لغات درس بیست و هشتم

همراه با تلفظ بریتانیایی و آمریکایی و معانی فارسی کامل

یادگیری واژگان پرکاربرد انگلیسی هرگز این‌قدر زنده، کاربردی و لذت‌بخش نبوده است!

در مجموعه‌ی آموزشی منحصر‌به‌فرد «واژگان کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری در جمله» که با همت وب‌سایت آینده‌نگاران مغز تهیه شده، کوشیده‌ایم تا واژگان کلیدی این کتاب مشهور را نه صرفاً با تعریف و ترجمه‌ی مستقیم، بلکه در قالب جملات واقعی، رنگی و کاملاً کاربردی ارائه کنیم؛ جملاتی زنده که هر واژه را در بافت طبیعی زبان قرار می‌دهند و فرایند یادگیری را از سطحی گذرا به حافظه‌ی بلندمدت منتقل می‌سازند.

هر درس از این مجموعه‌ی ارزشمند، شامل گروهی از واژگان منتخب کتاب ۵۰۴ است. برای هر واژه، پنج جمله‌ی هوشمندانه طراحی شده است؛ جملاتی که نه‌تنها واژه‌ی اصلی را برجسته می‌کنند، بلکه سایر واژگان ضروری این کتاب را نیز به‌صورت هدفمند در خود جای داده‌اند. این رویکرد علمی، علاوه بر افزایش تکرار هدفمند واژگان، موجب تثبیت عمیق‌تر آن‌ها در ذهن زبان‌آموز می‌شود.

با استفاده از رنگ‌های متمایز برای نمایش واژه‌های کلیدی و مهم، تمرکز مخاطب به شکل بصری تقویت می‌شود و فرآیند یادگیری حالتی تعاملی و پویا پیدا می‌کند. افزون بر این، ترجمه‌ی دقیق و روان هر جمله در خط بعدی به زبان فارسی آمده است تا معنا، مفهوم و کاربرد واژگان در بستر جمله، به‌روشی عمیق و قابل‌فهم منتقل شود.

این پروژه‌ی نوآورانه و علمی، حاصل نگارش و تدوین داریوش طاهری است؛ تلاشی خلاقانه برای آنکه آموزش واژگان انگلیسی، تجربه‌ای شیرین، به‌یادماندنی و هدفمند باشد.


واژگان درس بیست و هشتم


culprit [ˈkʌlprɪt]


A) The police quickly identified the culprit responsible for the fraudulent scheme that caused widespread damage.

الف) پلیس به سرعت مجرم مسئول طرح تقلبی را که خسارت وسیعی به بار آورد، شناسایی کرد.

B) The culprit behind the illegal operation was caught and faced severe punishment.

ب) مجرم پشت پرده عملیات غیرقانونی دستگیر و با مجازات سنگینی روبرو شد.

C) The investigation revealed the culprit who tried to deceive the victim with a fraudulent contract.

ج) تحقیق نشان داد که مجرم سعی داشت قربانی را با قراردادی جعلی فریب دهد.

D) It is important to find the real culprit before blaming innocent people.

د) مهم است که قبل از متهم کردن افراد بی‌گناه، مجرم واقعی را پیدا کنیم.

E) The culprit of the accident was driving recklessly, ignoring all safety precautions.

هـ) مجرم حادثه با رانندگی بی‌احتیاط و نادیده گرفتن همه اقدامات ایمنی باعث آن شد.

disaster [dɪˈzæs.tər]


A) The earthquake was a terrible disaster that caused massive damage and forced many to evacuate their homes.

الف) زلزله یک فاجعه وحشتناک بود که خسارت عظیمی وارد کرد و بسیاری را مجبور به خروج اضطراری از خانه‌هایشان کرد.

B) The sudden disaster disrupted the city’s normal life and caused widespread confusion.

ب) فاجعه ناگهانی زندگی عادی شهر را مختل کرد و باعث سردرگمی گسترده‌ای شد.

C) The hurricane left behind a trail of disaster and forced the government to declare a state of emergency.

ج) طوفان پس از خود رشته‌ای از فاجعه به جا گذاشت و دولت را مجبور به اعلام وضعیت اضطراری کرد.

D) Without proper preparation, a small mistake can turn into a major disaster.

د) بدون آمادگی مناسب، یک اشتباه کوچک می‌تواند به یک فاجعه بزرگ تبدیل شود.

E) The factory explosion was a disaster that caused serious injuries and a long-term shutdown.

هـ) انفجار کارخانه یک فاجعه بود که باعث جراحات شدید و تعطیلی طولانی‌مدت شد.

excessive [ɪkˈsɛsɪv]


A) The generous spending was considered excessive and led to financial concern among the investors.

الف) خرج کردن سخاوتمندانه بیش از حد (زیاده‌روانه) به نگرانی‌های مالی در میان سرمایه‌گذاران منجر شد.

B) The noise from the factory was so excessive that it disrupted the normal life of the nearby residents.

ب) سر و صدای کارخانه آن‌قدر زیاده‌روانه بود که زندگی عادی ساکنان اطراف را مختل کرد.

C) Due to excessive heat, the workers were forced to take frequent breaks to avoid fatigue.

ج) به دلیل گرمای زیاده‌روانه، کارگران مجبور شدند برای جلوگیری از خستگی، استراحت‌های مکرر داشته باشند.

D) The cautious driver was careful to avoid excessive speed that could lead to an accident.

د) راننده محتاط مراقب بود سرعت زیاده‌روانه که می‌تواند به تصادف منجر شود را رعایت نکند.

E) An excessive use of resources can cause serious environmental damage.

هـ) استفاده زیاده‌روانه از منابع می‌تواند باعث خسارت جدی به محیط زیست شود.

illustrate [ˈɪləˌstreɪt]


A) The teacher used a clear example to illustrate the complex concept and help the students understand.

الف) معلم از یک مثال واضح برای نشان دادن مفهوم پیچیده استفاده کرد تا به دانش‌آموزان درک بهتری بدهد.

B) The artist’s drawing was meant to illustrate the unique beauty of the ancient architecture.

ب) نقاشی هنرمند قصد داشت زیبایی منحصر به فرد معماری باستانی را به تصویر بکشد.

C) The report includes graphs to illustrate the major changes in the economy.

ج) گزارش شامل نمودارهایی برای توضیح دادن تغییرات اساسی در اقتصاد است.

D) The author’s story was used to illustrate the importance of honesty in difficult situations.

د) داستان نویسنده برای نشان دادن اهمیت صداقت در موقعیت‌های دشوار استفاده شد.

E) Pictures were added to the book to illustrate the various cultural traditions described.

هـ) تصاویر به کتاب اضافه شدند تا سنت‌های متنوع فرهنگی که توصیف شده بود را نمایش دهند.

undernourished [ˌʌndərˈnɜrɪʃt]


A) Many children in the remote village were undernourished due to a lack of adequate food and medical care.

الف) بسیاری از کودکان در روستای دورافتاده به دلیل کمبود غذای مناسب و مراقبت پزشکی دچار سوء تغذیه بودند.

B) The charity organization works hard to help undernourished families by providing essential nutrients and clean water.

ب) سازمان خیریه برای کمک به خانواده‌های دچار سوء تغذیه با تامین مواد مغذی ضروری و آب پاک تلاش می‌کند.

C) Due to the severe drought, many crops failed, leaving villagers undernourished and weak.

ج) به دلیل خشکسالی شدید بسیاری از محصولات زراعی خراب شدند و روستاییان دچار سوء تغذیه و ضعیف شدند.

D) The government launched a program to reduce poverty and improve the health of undernourished children.

د) دولت برنامه‌ای را برای کاهش فقر و بهبود سلامت کودکان دچار سوء تغذیه آغاز کرد.

E) Doctors warned that without immediate help, the undernourished patients could face serious complications.

هـ) پزشکان هشدار دادند که بدون کمک فوری، بیماران دچار سوء تغذیه ممکن است با عوارض جدی مواجه شوند.

bait [beɪt]


A) The fisherman used a bait to capture the valuable fish in the deep water.

الف) ماهی‌گیر برای گرفتن ماهی ارزشمند در آب‌های عمیق از طعمه استفاده کرد.

B) The thief set a bait to trap the unsuspecting victim, hoping to steal the valuable goods.

ب) دزد با گذاشتن طعمه سعی کرد قربانی بی‌خبر را به دام بیندازد و اموال ارزشمند را بدزدد.

C) To catch more customers, the company offered a free bait along with their unique product.

ج) برای جذب مشتریان بیشتر، شرکت یک طعمه رایگان همراه با محصول منحصربه‌فرد خود ارائه داد.

D) The advertisement acted as a bait to entice buyers into the store for a limited-time sale.

د) تبلیغ به عنوان طعمه برای فریفتن خریداران به فروشگاه در فروش محدود به کار رفت.

E) Hunters often use special bait to lure animals into traps without causing harm.

هـ) شکارچیان اغلب از طعمه ویژه‌ای برای فریب دادن حیوانات به دام استفاده می‌کنند بدون آن که آسیبی برسانند.

outlaw [ˈaʊtˌlɔ]


A) The outlaw was a notorious figure who evaded the law for years in the remote mountains.

الف) قانون‌شکن چهره‌ای بدنام بود که سال‌ها از دست قانون در کوه‌های دورافتاده فرار می‌کرد.

B) The government declared him an outlaw after he refused to obey the official orders.

ب) دولت او را مجرم اعلام کرد زیرا از اطاعت از دستورات رسمی خودداری کرد.

C) The outlaw lived a life outside the society rules, constantly trying to avoid the capture.

ج) قاچاقچی زندگی خارج از قوانین جامعه را داشت و همیشه تلاش می‌کرد از دستگیری فرار کند.

D) Stories about the outlaw became legendary, inspiring many adventurous youths.

د) داستان‌های مربوط به بی‌قانون به افسانه‌ای تبدیل شد و جوانان ماجراجو زیادی را الهام بخشید.

E) The outlaw faced severe punishments once he was finally captured.

هـ) مجرم پس از اینکه بالاخره دستگیر شد، با مجازات‌های سخت مواجه گردید.

insist [ɪnˈsɪst]


A) She insisted on a thorough review before making the final decision.

الف) او بر انجام بازبینی کامل قبل از اتخاذ تصمیم نهایی تأکید کرد.

B) The teacher insisted that students follow the strict rules to ensure fairness.

ب) معلم تأکید داشت که دانش‌آموزان قوانین سختگیرانه را برای حفظ عدالت رعایت کنند.

C) Despite opposition, he insisted on presenting his unique viewpoint.

ج) با وجود مخالفت‌ها، او بر ارائه دیدگاه منحصربه‌فرد خود تأکید کرد.

D) They insisted on immediate action to solve the critical problem.

د) آن‌ها بر اقدام فوری برای حل مشکل بحرانی تأکید کردند.

E) The manager insisted that every employee attend the mandatory meeting.

هـ) مدیر بر حضور هر کارمند در جلسه اجباری تأکید داشت.

juvenile [ˈʤuvənəl]


A) The juvenile delinquent was caught trying to escape the strict supervision of the authorities.

الف) نوجوان متخلف هنگام تلاش برای فرار از نظارت سختگیرانه مقامات دستگیر شد.

B) Many juvenile offenders require guidance and education to avoid a criminal future.

ب) بسیاری از نوجوانان مجرم نیازمند راهنمایی و آموزش هستند تا از آینده جنایی جلوگیری شود.

C) The juvenile court system focuses on rehabilitation rather than punishment.

ج) سیستم دادگاه نوجوانان بیشتر بر بازپروری تا مجازات تمرکز دارد.

D) Many juvenile crimes are caused by lack of supervision and poor environment.

د) بسیاری از جرایم نوجوانان ناشی از نبود نظارت و محیط نامناسب است.

E) The program aims to reduce juvenile delinquency by providing positive activities for youth.

هـ) این برنامه هدف دارد با فراهم کردن فعالیت‌های مثبت برای جوانان، بزهکاری نوجوانان را کاهش دهد.

censor [ˈsɛnsər]


A) The government decided to censor all controversial articles to avoid any public dispute.

الف) دولت تصمیم گرفت تمام مقالات منشأ اختلاف را سانسور کند تا از هرگونه نزاع عمومی جلوگیری شود.

B) The editor had to censor sensitive content before the publication of the controversial book.

ب) ویراستار مجبور بود محتوای حساس را پیش از چاپ کتاب منشأ اختلاف سانسور کند.

C) In some countries, authorities censor the media to maintain control over public information.

ج) در برخی کشورها، مقامات برای حفظ کنترل بر اطلاعات عمومی، سانسور رسانه‌ها را اعمال می‌کنند.

D) The teacher was asked to censor certain words in the students’ essays to keep the content appropriate.

د) از معلم خواسته شد کلمات خاصی را در مقاله‌های دانش‌آموزان سانسور کند تا محتوا مناسب باقی بماند.

E) Some critics argue that excessive censorship can limit freedom of expression and creativity.

هـ) برخی منتقدان معتقدند که سانسور بیش از حد می‌تواند آزادی بیان و خلاقیت را محدود کند.

disclose [dɪˈskloʊz]


A) The company refused to disclose the secret documents to the public, fearing a major controversy.

الف) شرکت از فاش کردن اسناد محرمانه به عموم خودداری کرد، زیرا از یک جدال بزرگ می‌ترسید.

B) Journalists often disclose hidden facts to expose corruption and abuse of power.

ب) روزنامه‌نگاران اغلب حقایق پنهان را برای افشا کردن فساد و سوءاستفاده از قدرت آشکار می‌کنند.

C) The lawyer was careful not to disclose any confidential information during the trial.

ج) وکیل مراقب بود در جریان دادگاه هیچ اطلاعات محرمانه را فاش نکند.

D) It is important to disclose any potential risks before signing the contract.

د) قبل از امضای قرارداد، مهم است که هرگونه خطرات احتمالی را افشا کنید.

E) The whistleblower decided to disclose the company’s illegal activities to the authorities.

هـ) افشاگر تصمیم گرفت فعالیت‌های غیرقانونی شرکت را به مقامات افشا کند.

promote [prəˈmoʊt]


A) The company launched a unique campaign to promote its generous discounts and attract more customers.

الف) شرکت یک کمپین منحصربه‌فرد برای تبلیغ تخفیف‌های سخاوتمندانه خود راه‌اندازی کرد تا مشتریان بیشتری جذب کند.

B) Many organizations promote awareness campaigns to fight illegal activities and protect the community.

ب) بسیاری از سازمان‌ها کمپین‌های آگاهی را برای مبارزه با فعالیت‌های غیرقانونی و حفاظت از جامعه تبلیغ می‌کنند.

C) The government decided to promote education by increasing the budget for schools and scholarships.

ج) دولت تصمیم گرفت با افزایش بودجه مدارس و بورس‌های تحصیلی، آموزش را ترویج دهد.

D) To promote healthy habits, the clinic offered free consultations and diet plans to its patients.

د) برای ترویج عادات سالم، کلینیک مشاوره و برنامه‌های غذایی رایگان به بیماران خود ارائه داد.

E) The festival aims to promote cultural exchange and strengthen international relations.

هـ) جشنواره با هدف ترویج تبادل فرهنگی و تقویت روابط بین‌المللی برگزار می‌شود.

فهرست کامل درس‌های کتاب 504 واژه در جمله

امتیاز نوشته:

میانگین امتیازها: 5 / 5. تعداد آراء: 2

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهید.

داریوش طاهری

نه اولین، اما در تلاش برای بهترین بودن؛ نه پیشرو در آغاز، اما ممتاز در پایان. ---- ما شاید آغازگر راه نباشیم، اما با ایمان به شایستگی و تعالی، قدم برمی‌داریم تا در قله‌ی ممتاز بودن بایستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا