بیماری‌های مغز و اعصابروانشناسی

نگاهی نو به هیستری

نگاهی نو به «هیستری»

هیستری دکتر عبدالرحمن نجل رحیم (عصب شناس و عصب پژوه)

هیستری، با تولد نورولوژی (عصب پژوهی بالینی) در قرن نوزدهم معنای مدرنی پیدا کرد. بیماران هیستریک به جای پناه بردن به معبد و دیر و صومعه (به دنبال معجزه)، به درمانگاه ها و بیمارستان های مجهز به علم پزشکی جدید (برای تشخیص و درمان) سرازیر شدند. «ژان مارتین شارکو»، یکی از پیشگامان علم نورولوژیست که در طول ۲۰سال به تحقیق درباره هیستری پرداخت. با ادامه پیگیرانه پژوهش در بیماری هیستری توسط «شارکو» و شاگردانش، سنگ بنای بررسی آسیب های گذرا در مغز و اعصاب پویا، گذاشته شد که در آسیب شناسی معمولی ردپایی از آنها دیده نمی شد. نورولوژی پویا که «شارکو» با پیگیری مسرانه بیماری هیستری به دنبالش بود، به نقش اختلال کارکردی در مدارهای بین مناطق پیچیده تر مغزی (یعنی روان) در ایجاد بیماری هایی چون هیستری توجه داشت. کارهای اولیه شاگردان «شارکو»، «پیر ژنه»، در برپایی آزمایشگاه روان شناسی تجربی و «پل سلیه»، در زمینه بررسی نوروفیزیولوژی این بیماری قابل ذکر است. جلسات هفتگی «شارکو» که با شرکت شاگردان و بازدیدکنندگانی از سراسر دنیا همراه بود، بیشتر به نمایش تئاتری شباهت داشت که با صحنه آرایی و نورپردازی خاص، در پی نشان دادن قدرت نمایی بالینی در ایجاد و درمان حملات هیستریک هنگام خلسه خواب مصنوعی (هیپنوز) بود. افراد هیستریک در بدیهی ترین امور (یعنی کنترل اعضای تن خود) از اعمال اراده، ناتوان و پذیرای نقش قدرت بیرونی (دیگری) در القای اراده برای ایجاد کنش های تنانه در خویشتن خود هستند. بعید به نظر می رسد «شارکو» از نقش قدرت خود بر بیماران هیستریک آگاهی نداشته و اگر او از چنین پدیده ای آگاه بوده، قطعا به چشم انداز دیگری از نورولوژی (عصب پژوهی بالینی-اجتماعی) توجه داشته که هنوز در قرن بیست و یکم تحقق نیافته است. آزمون بالینی ساده «هوور» (پزشک آمریکایی غیرنورولوژیست) در بیماران هیستریک، نشان می دهد با انحراف توجه این افراد از عضو به ظاهر فلج، عضو فلج به حرکت می افتد. این نشان می دهد تا چه حد توجه و تمرکز فرد هیستریک معطوف به عضو از کار افتاده است. این توجه وسواس گونه به عضو مبتلا، با فعالیت افزایش یافته قشر پیش پیشانی مغز در ام آرآی کارکردی افراد هیپنوز مطابقت دارد. در هیستری، توجه به قدرت اراده خودی تضعیف می شود و سیستم شناختی فرد مبتلا، با تمرکز توجه به عضو ازکارافتاده، در طلب استمداد، توجه مشترک از سوی منبع قدرتی بیرونی (اغلب پزشک) را لازم دارد. در ام آرآی کارکردی شواهد اندکی از اختلال کارکرد در قشر مغز پیش پیشانی و میانی (بخشی از مغز اجتماعی)، دیده می شود که نشان از اختلال در افتراق احساسی-عاطفی خود از دیگری و محدودیت کنترل ارادی و اجرایی کنش های هیجانی-عاطفی در صحنه تن برای ارتباطات اجتماعی دارد. این اختلال می تواند ناشی از تروما یا ضربه های عاطفی گذشته باشد. تنوع تفسیرهای معنایی از علایم هیستریک در شرایط مختلف اجتماعی فرهنگی، خود می تواند ناشی از طبیعت وابسته به شرایط و بافت اجتماعی مقوله های معنایی در محور شناخت استوار بر عاطفه و احساس باشد.

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟
بله
تقریبا
خیر

داریوش طاهری

اولیــــــن نیستیــم ولی امیـــــد اســــت بهتـــرین باشیـــــم...! خدایــــــــــا نام و آوازه مـــن را چنان در حافظه‌ها تثبیت کن که آلزایمـــــــــــــر نیز توان به یغما بردن آن را نداشته باشد...!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا